Tag Archives: از

دراپ شیپینگ؛ سراب کسب درآمد از اینترنت


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: «متفاوت ترین شغل اینترنتی که تا حالا دیده اید»، «با هر سن و شرایطی، با کمترین هزینه صاحب فروشگاه مجازی خودتان شوید و با فروش کالای دلخواه تان، درآمد بی نظیری را تجربه کنید»، «یک فروشگاه مجازی بدون این که محصولی داشته باشید یا بخرید یا برای مشتری ارسال کنید»؛ اینها جملاتی است که در یک سال اخیر در سایت ها و کانال های ایرانی به اسم یک کسب و کار جدید در حال پخش شدن است. کسب و کاری که به آن Drop Shipping گفته و قرار است همه زحمت ها را از روی دوش شما بردارند تا راحت فروش آنلاین را تجربه کرده و سود زیادی کسب کنید.

دراپ شیپینگ؛ سراب کسب درآمد از اینترنت

دراپ شیپینگ چیست؟

دراپ شیپینگ نسلی جدید از کسب و کار است که مبلغانش، آن را در حد آمازون بالا برده و از آن تعریف می کنند. از طرفی بعضی هم آن را نوعی دلالی اینترنتی می دانند که قرار است فقط کلاه شما را بردارد. برای اینکه با این روش کسب و کار آشنا شوید به سراغ تعاریف معمول این کسب و کار رفته ایم تا ببینیم با چه چیزی سر و کار داریم. ساز و کار این کسب و کار به این شکل است که شما روی وب سایت خود کالا و اجناس سایر شرکت ها و تولید کنندگان را به فروش می رسانید و پس از پرداخت وجه توسط مشتری، وب سایت شما به شرکت مورد نظر سفارش می دهد تا محصول را برای مشتری بفرستد.

در واقع شما و وب سایت تان نقش یک واسط بین شرکت و خریدار را ایفا می کنید. به قول افرادی که در این حرفه فعالیت می کنند، دراپ شیپینگ را می توان نوعی تکنیک مدیریت زنجیره تامین کالا دانست که در آن خرده فروشان اجناس و محصولات را در انبار خود نگهداری نمی کنند و در عوض سفارشات و جزئیات مربوط به حمل و نقل را به شرکت واگذار می کنند.

در این نوع کسب و کار صاحب وب سایت از اختلاف قیمت بین عمده فروشی و خرده فروشی سود می برد. البته فعالان این کسب و کار این روش به سود رسیدن را به گونه ای دیگر تعریف می کنند. آنها می گویند که سود به صورت دلالی نیست، بلکه درآمد فروش بین تامین کننده و فروشنده تقسیم می شود. البته داستان این کار فقط به وب سایت ختم نمی شود. بعضی افراد برای اینکه مشتریان بتوانند محصول را از نزدیک دیده و بتوانند آن را تست کنند، ممکن است اقلامی تستی (یا نمایشی) را در یک فروشگاه ملموس و واقعی در معرض بازدید قرار داده یا کاتالوگ هایی از محصولات را به صورت کتابچه یا به صورت آنلاین تهیه کنند.

کسب و کار دراپ شیپینگ چه مزیتی دارد؟

فعالان این صنعت می گویند راه اندازی یک کسب و کار دراپ شیپینگ بدون هزینه با با هزینه کم قابل انجام است: برای راه اندازی این شغل نیاز به سرمایه میلیونی برای خرید کالا از عمده فروش نبوده و تنها نیاز به مقداری سرمایه برای طراحی سایت ، پشتیبانی آن و تبلیغات نیاز است. از طرفی وقتی نیاز نباشد که شما به طور عمده خرید کنید این امکان برای تان فراهم است که از برندها و دسته های مختلف برای فروش استفاده کنید. با توجه به اینکه راه اندازی این کسب و کار نیاز به سرمایه اولیه ندارد به نسبت ریسک آن نیز پایین می آید چون در صورت شکست سرمایه هنگفت اولیه ای نیست که بر باد برود.

همچنین راه اندازی این کار محدودیت مکانی و زمانی ندارد. در این کار تنها کافی است که به اینترنت دسترسی داشته باشید چون وظیفه ای جز وساطت به شما محول نشده؛ انبارداری، ارسال، حمل و نقل و … همگی به عهده شرکت ارائه دهنده محصول است. در این میان شما به انبار نیازی نداشته و لازم نیست خسارت های ناشی از آن همچون خرابی و فساد، هزینه های انبارداری و نگهداری و غیره را گردن بگیرید. در کل شما با مراحل مختلف فروش کمتر درگیر شده و زمان آزاد بیشتری برای تمرکز روی افزایش فروش خواهید داشت. با این تعاریف به نظر این کار کسب و کار رویایی هر کسی است. ولی همیشه پشت این پیشنهادهای وسوسه کننده یک «اما»ی بزرگ وجود دارد.

دراپ شیپینگ؛ سراب کسب درآمد از اینترنت

آیا واقعا این کسب و کار آنگونه که تعریف می کنند است؟

واقعا با این کسب و کار در گوشه خانه لم داده و پولدار خواهیم شد؟ جواب این سوال یک «نه» بزرگ است. این روش کسب و کار به شما وعده می دهد تا بدون هزینه و کمترین هزینه ممکن کسب و کار را راه بیندازید. اول اینکه چیزی به اسم بدون هزینه وجود ندارد. هزینه ای هم که از شما دریافت می شود برای طراحی و راه اندازی یک سایت است تا در آن محصول خود را قرار داده و با تبلیغات آن را به فروش برسانید. به صورت معمول برای این سایت که قالب آن از قبل طراحی شده است. از شما ۵۰۰ هزار تومان دریافت می کنند. تا اینجا به نظر قضیه مشکلی ندارد. چرا که شما بدون نیاز به دادن پولی برای برنامه نویسی یک سایت ارزان قیمت برای فروش گرفته اید. ولی بیایید قضیه را از طرف فروشنده دنبال کنیم.

این سایت ها همه قالب مشترکی دارند و به نوعی کپی یکدیگرند. تنها کاری که فروشنده می کند خرید یک دامین است. این دامین ها مبلغی حدود ۱۰ هزار تومان دارند. اگر فرض بگیریم یک هاست ساده هم برای شما تدارک دیده باشند، در حقیقت هزینه ای که متقبل شده اند حدود ۵۰ هزار تومان در مجموع است. این ۵۰ هزار با ۱۰ برابر افزایش قیمت به شما ۵۰۰ هزار تومان فروخته می شود و این تازه ابتدای ماجراست.

در این میان بعضی به همان ۵۰۰ هزار تومان بسنده کرده و بعضی دیگر از شما هزينه انبارداری را هم دریافت می کنند. البته به اسم حق عضویت برای انبار. با توجه به اینکه محصولات این شرکت ها معمولا در حد عینک، کلاه و ادکلن است، به نظر نمی رسد انبار بزرگی وجود داشته باشد و شما در این قسمت نیز هزینه بی جهتی پرداخت می کنید. بعد از این مسئله می رسیم به هزینه خرید محصولات. در اینجا روش ها کمی متفاوت است. بعضی می گویند شما محصول را با قیمتی که خودتان در نظر دارید در سایت گذاشته و بعد از فروش سودش را با شما تقسیم می کنند. بعضی محصول را با قیمت پایینی به شما می فروشند و می گویند قیمت فروش آن در بازار چه مقدار است.

مثلا در یکی از کانال های این نوع فروش یک ساعت مچی را به قیمت حدود ۳۰ هزار تومان به شما می فروشند. بعد لینکی از سایت های فروش آنلاین معتبر برای شما می فرستند که قیمت فروش آن را تا ۱۵۰ هزار تومان بیان می کند. در این میان شما وسوسه می شوید که ساعت را خریده و با قیمتی زیر قیمت بازار به فروش برسانید و در عین حال سود زیادی ببرید. ولی همانطور که متوجه شده اید، ماجرا به این سادگی نیست! و اما می رسیم به یکی دیگر از منابع درآمدزایی این شرکت ها. فرض کنیم شما اکنون یک سایت داشته و محصول ۲۰ هزار تومانی خود را با قیمت منصفانه ۱۰۰ هزار تومان برای فروش در آن قرار داده اید.

برای اینکه محصول شما دیده شود و کسی آن را از شما بخرد باید تبلیغات کنید. در اینجا دوباره کار شما به همان فروشنده اولیه می افتد. او به شما می گوید که پکیج های خاص آموزشی را تهیه کرده و به رمز و راز بازاریابی پی ببرید. پکیج هایی که در آن فردی روش های آماتوری و ساده بازاریابی را با زبانی شیرین بیان کرده و به شما وعده جذب تعداد مخاطب بالایی را می دهد. این پکیج ها نیز قیمتی حدود ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان دارند. حال فرض می کنیم که شما غیر از این روش ها به سراغ روش های نوین بازاریابی بروید تا ترافیک را روانه سایت خود کنید.

ولی تبلیغات هزینه بسیار زیادی دارد و اگر بخواهید کمترین ترافیک را هم داشته باشید، شاید مجبور شوید چند میلیون هزینه کنید. این در حالی است که افرادی مثل شما همان قالب سایت و محصول را داشته و تقریبا از همان روش های بازاریابی شما هم استفاده می کنند. حتی محصول آنها هم مثل شماست و فقط شاید در قیمت گذاری با شما متفاوت باشند. بگذارید یک شرایط ایده آل تر را هم بررسی کنیم تا بیشتر با مشکلات این کسب و کار آشنا شویم. فرض می کنیم سایت شما دیده شده و فروش خوبی دارید. شما که نمی توانید سایت را با دو محصول اداره کنید. باید به چند دراپ شیپر مختلف وصل شوید تا تنوع داشته و به قولی جنس تان جور شود.


کسب‌و‌کار «خشک شویی‌»ها؛ از سنتی تا آنلاین




برخی کسب و کارهای خدماتی این روزها با سرعت نسبتا بیشتری در حال رشد هستند؛ از جمله کترینگ‌ها و عرضه غذا، خدمات آموزشی و مراقبت، خدمات نظافت و تعمیر در منزل، خشک شویی و. .. که همه در یک ویژگی مشترک هستند؛ پوشش کمبود وقت خانوارهایی که در حال تغییر شکل و تغییر سبک زندگی هستند.


تکامل گوشی‌های سری G ال‌جی؛ از Optimus G تا G۷ ThinQ




کمپانی ال جی چند روز پیش از جدیدترین پرچمدار خود، جی ۷ تینکیو پرده برداری کرد. این گوشی نه تنها پیشرفته‌ترین موبایل ساخت ال جی است، بلکه از طراحی ناچ نیز بهره می‌برد. جی ۷ تینکیو، هفتمین عضو از گوشی های سری G ال جی از سال ۲۰۱۲ تا کنون است.


چگونه سطح خودمان را از حالت فعلی بالاتر ببریم؟


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: هر روز که می گذرد، استانداردهای تعالی بالاتر می رود. نوآوری های جدید از راه می رسد، کسی با میل و عطش بیشتر و با استعدادتر از شما وارد بازار می شود، و شرایط بیرونی دور و بر شما مدام تغییر می کند. چیزی که دیروز خوب بود، دیگر به درد امروز نمی خورد. ورزش های حرفه ای نمونه ای درخشان از این پدیده است. به نظر می رسد که چپ و راست رکوردهای تازه جهانی به ثبت می رسد.

اگر می خواهید به موفقیت برسید و سطح موفقیت خود را در بلند مدت حفظ کنید، نمی توانید به سطح کنونی مهارت در زمینه ای خاص راضی باشید. باید راهی پیدا کنید تا به رشد، بهبود و تکامل ادامه دهید.

خبر خوب این است که استراتژی هایی وجود دارد که می توانید به کار بگیرید تا به شما کمک کند که عملکرد خود را بهبود دهید و به تعالی دست پیدا کنید. این استراتژی ها همگی پایه علمی دارند. این رویکردها از تحقیقات انجام شده به وسیله پروفسور دنیل چامبلیس جامعه شناس حاصل شده است او به مطالعه ورزشکاران در طول چند سال پرداخت تا بفهمد که چه چیزی شناگران المپیک را از بقیه شناگرانی که زمان مشابهی را صرف تمرین و مسابقه می کنند، جدا می کند.

۳ روش علمی برای بهبود عملکردتان

۱٫ روی تکنیک تمرکز کنید

چامبلیس در مقاله ای به نام «جهان تعالی» که در آن یافته های خود را منتشر کرد، اشاره کرده که یک عامل کلیدی که خوب ها را از عالی ها جدا می کند شیوه ای است که آن ها وظایف مشابه را انجام می دهند. کسانی که در برترین رتبه های حرفه خود قرار دارند، از تکنیک بسیار بهتری برخوردار هستند.

تکنیک بهتر از تمرکز شدید روی مهارت پیدا کردن در اصول پایه ای حاصل می شود، به گونه ای که تعالی تبدیل به عادت می شود.

برای شروع، روی کسب مهارت در یک زمینه کوچک کاری که انجام می دهید تا در آن بهبود پیدا کنید، تمرکز کنید. وقتی که در آن مهارت پیدا کردید، مهارت کوچک ولی مرتبط دیگری را انتخاب کنید تا روی آن تمرین کنید.

فرض کنید هدف شما این است که سخنران عمومی بهتری شوید. اول از همه، شاید لازم باشد روی این کار کنید که چگونه مقدمه هایی مشارکت برانگیز داشته باشید. بعد از اینکه به نقطه ای رسیدید که احساس رضایت پیدا کردید، می توانید به سراغ استفاده اثربخش از تصاویر بروید، و بعد از آن روی توانایی داستان گویی خود و غیره کار کنید.

اثر ترکیبی کسب مهارت روی عناصر فردی کوچک در طول زمان جمع می شود تا به شما کمک کند که روی هم رفته در سطح بالاتری عمل کنید.

۲٫ انگیزه های صحیح را انتخاب کنید

دلیل اصلی بسیاری از افراد برای انجام وظایف خاص، رسیدن به نتیجه نهایی بزرگ است. این نتیجه ممکن است برنده جایزه شدن، گرفتن یک مشتری مهم، کسب ترفیع شغلی پر اهمیت، یا در تحقیق چامبلیس، قهرمانی در المپیک باشد.

ولی قهرمانان برتر تحت تأثیر انگیزه های کوچکتری تحریک می شوند. زمانی که شما یک بازی طولانی انجام می دهید تا به چشم انداز بزرگتری برسید، بعضی وقت ها مدت زمان بین تجربیات سطح بالا بسیار طولانی است.

از این رو، باید انگیزه داشته باشید که هر روز تلاش کنید تا بتوانید در پیروزی های کوچکتر نیز به لذت برسید. این پیروزی ها سرسپردگی شما برای انجام کار بین مراحل برجسته را تحریک می کند.

چامبلیس در مقاله خود می نویسد، «شناگران سر تمرین حاضر می شوند تا دوستان خود را ببینند، تمرین کنند، احساس قوی بودن بعد از آن پیدا کنند، مربی خود را تحت تأثیر قرار دهند، و تلاش کنند زمان شنای خود را نسبت به آخرین باری که تمرین کردند بهبود دهند. گاهی اوقات، شناگران قدیمی تر که چشم انداز بلندتری نسبت به آینده دارند، هدفی را در نظر می گیرند که هنوز چند ماه با آن فاصله دارند. ولی حتی با وجود اهداف بلند مدت تر، رضایت های روزانه نیز باید سر جای خود قرار داشته باشد. پاداش های اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند.»

این انگیزه های کوچک تر می تواند احساس رضایتی باشد که بعد از انجام یک تمرین ورزشی، انتشار مقاله ای جدید و یا تعامل با مشتریان محبوب به طور روزانه به دست می آورید. حتی می تواند از لذتی که در انجام کار خود کسب می کنید حاصل شود.

این اتفاقات کوچک روحیه شما را قوی نگه می دارد و باعث می شود که به حرکت ادامه دهید. به ویژه وقتی که پیروزی های بزرگ کم و با فاصله زیاد هستند.

۳٫ همیشه کار را جدی بگیرید

هیچ کس دوست ندارد که با فرصت بزرگ مورد نظر خود مواجه شود و بعد با صورت زمین بخورد. شما سخت تلاش می کنید تا فرصت های بزرگ سر راهتان قرار بگیرد و مطمئناً نمی خواهید که به خاطر لغزش در عملکرد نتوانید از آن فرصت استفاده کنید.

این بدان معنی است که شما باید با هر وظیفه ای که روی آن کار می کنید تا تکمیلش کنید به شکلی یکسان برخورد کنید، تا بتوانید بدون توجه به شرایط به نتایج قابل پیش بینی دست پیدا کنید. این شاید به این معنی باشد که برای سخنرانی در مقابل ۱۰ هزار نفر به همان شکلی آماده شوید که برای سخنرانی در مقابل گروهی ۱۰ نفره آماده می شوید.

این کار به شما کمک می کند تا تلاش هایتان را روی اجرای تکنیک های صحیحی متمرکز کنید که در هنگام فعالیت تمرینی در آن ها مهارت پیدا کردید. این به شما کمک می کند که به بهترین نتایج دست پیدا کنید.

چامبلیس در مقاله خود می نویسد، «برندگان در لحظات حساس دچار لغزش نمی شوند. در هنگام مواجهه با چیزی که به نظر می رسد چالشی بزرگ یا رویدادی بسیار نامعمول مثل بازی های المپیک باشد، ورزشکاران قوی تر با آن به شکل موقعیتی معمولی و قابل کنترل برخورد می کنند و کاری که لازم است را برای موفقیت در آن انجام می دهند. فعالیت های استاندارد و معمول (مثل گرم کردن، آماده شدن از نظر روانی، تجسم مسابقه، از بین بردن عرق و چیزهایی از این دست) راه هایی برای وارد کردن عادت های روزانه به آن موقعیت بسیار مهم هستند تا آن را تا حد امکان عادی جلوه دهد.

وقتی که ذهن خود را تمرین دهید تا روی چیزی تمرکز کند که لازم است انجام دهید تا به طور موفقیت آمیز وظیفه در حال انجام خود را تکمیل کنید، احساسات اضطراب که می تواند شما را در لحظه کلیدی با مشکل مواجه کند را به حداقل می رسانید.

وقت آن رسیده که شما در سطح بالاتری عمل کنید.

مسئله این نیست که چقدر استعداد دارید. یا حتی میزان موفقیتی که در گذشته به دست آورده اید هم اهمیت ندارد. در دنیای امروز، بهبود مداوم یک الزام است و نه فقط یک آرزو.

بنابراین رویکردهای اثبات شده که در بالا اشاره شد را دنبال کنید تا به طور مرتب بازی خود را بهبود دهید، و بتوانید در بهترین شرایط خود عمل کنید. با این کار شما قادر خواهید بود تا پیروزی های بزرگ بسیار بیشتری را تجربه کنید. این موفقیت به عنوان پاداشی برای تلاش های ارادی شما به دست می آید.


کار در فست فود؛ از «باراک اوباما» تا «جف بزوس»


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: همه باید از یک جایی شروع کنند. برای این سلبریتی ها، شروع از پخت همبرگر و درست کردن بستنی در رستوران های فست فود مثل مک دونالدز و دیری کوئین حاصل شد.

باراک اوباما (Barack Obama)

باراک اوباما رئیس جمهور سابق ایالات متحده رزومه بسیار قابل توجهی دارد. ولی اولین شغل او در نوجوانی در شهر هونولولو این بود که کلاه به سر بگذارد، پیشبند به تن کند و در فروشگاه بسکین رابینز (Baskin-Robbins) حداقل حقوق قانونی را دریافت کند.

اوباما در پستی در لینکدین در سال ۲۰۱۶ نوشت: «گلوله کردن بستنی دشوارتر از آن چیزی که به نظر می رسد. این کار می تواند شدیداً به مچ ها آسیب برساند. اولین شغل تابستانی من خیلی فوق العاده نبود، ولی به من درس های آموزنده ای یاد داد. مسئولیت، کار سخت، ایجاد تعادل بین شغل و دوستان، خانواده و مدرسه. و البته با اینکه شاید علاقه ام به بستنی بعد از خوردن تعداد زیادی بستنی رایگان را از دست داده باشم، هرگز آن شغل یا کسانی که به من آن فرصت را دادند را فراموش نخواهم کرد، و اینکه چطور به من کمک کردند تا به جایی برسم که الان هستم.»

البته یک چیز دیگر هم هست که اوباما در مورد آن تجربه به خاطر می آورد. او در همایشی در شهر دنور در سال ۲۰۱۴ گفت: «کمی اضافه حقوق مسلماً کمک زیادی در آن زمان به من می کرد!»

باراک اوباما، و هفت سلبریتی دیگری که با کار در فست فود حرفه خود را شروع کردند
لین مانوئل میراندا (Lin-Manuel Miranda)

پیش از اینکه سازنده موزیکال «همیلتون» برنده جوایز تونی و گرمی شود، مسئول صندوق فروشگاه بود و در رستوران مک دونالدز کار تحویل سفارش را انجام می داد.

میراندا در مصاحبه ای با کریس جونز نقد نویس روزنامه Chicago Tribune در سال ۲۰۱۶ گفت: «من از ۱۰ صبح تا ۲ بعدازظهر پشت کانتر بودم، به همین خاطر من کسی بودم که اگر صبحانه تان خیلی دیر می شد سرش داد می زدید.»

ولی میراندا که در نیویورک سیتی بزرگ شد در توئیتی اشاره کرد که اولین شغل او در مک دونالدز کاملاً ارزشش را داشت، چرا که به او کمک کرد آهنگ Delivery را برای نسخه بازسازی شده موزیکال Working در سال ۲۰۰۹ بنویسد.

میراندا در این مورد گفته: «بهترین چیز در مورد آن شغل این بود که ما از معدود فروشگاه های مک دونالدز بودیم که کار دلیوری غذا را انجام می دادیم، و با دلیوری، شما انعام دریافت می کنید. و وقتی که درآمد شما ۴٫۲۵ دلار در ساعت باشد، انعام برایتان بسیار مهم است. آهنگ من نیز در همین مورد است. این آهنگ در مورد سختی کار کانتر است، که واقعاً به من اضطراب می داد.»

میراندا گفته که مقدار زیادی از آن اضطراب از این ناشی می شد که اطمینان حاصل کند موجودی صندوق او در پایان روز منطقی به نظر می رسید. او در مصاحبه با جونز گفت: «صندوق باید در بازه ۲ دلار منطقی به نظر می رسید، در غیر این صورت از دستمزد شما کم می شد. به همین خاطر بسیار استرس زا بود. ولی دلیوری غذا حس آزادی می داد. در هنگام دلیوری، شما قدم می زنید و لباس خودتان را به تن دارید. من ۱۴ سالم بودم، پس باید دختران را در مدرسه تابستانی می دیدم و از آن ها می پرسیدم “هی، حالت چطوره”. ولی واقعاً اینطور نبود. من بوی همبرگر می دادم. ولی این بخش آزادی بخش شغل بود، و موضوع آن آهنگ هم همین است.»

فارل ویلیامز (Pharrell Williams)

فارل ویلیامز خواننده آهنگ Happy شاید به خاطر تبلیغ ساندویچ های رستوران Arby’s شناخته می شود، ولی اولین تجربه شغلی او در واقع در مک دونالدز بود. فقط مسئله اینجاست که تجربه خیلی موفقی نبود.

ویلیامز در مصاحبه با برنامه «آخر شب با ست میرز» شبکه NBC گفت: «من نه فقط یک بار، بلکه سه دفعه از مک دونالدز اخراج شدم. من تنبل بودم، خیلی تنبل.»

این خواننده به یاد می آورد که زمانی که قسمت غذاخوری را تِی می کشید، حواسش به وسیله موزیکی که در حال پخش بود پرت می شد. البته، این در نهایت برایش نتیجه بخش بود: حالا ویلیامز چندین نامزدی جواز گرمی و جوایز آکادمی را دارد.

باراک اوباما، و هفت سلبریتی دیگری که با کار در فست فود حرفه خود را شروع کردند
گوئن استفانی (Gwen Stefani)

گوئن استفانی ستاره پاپ در صدر جدول های مختلف موسیقی قرار گرفته و به عنوان داور میهمان در برنامه The Voice شبکه NBC هنرنمایی کرده است. ولی اولین شغل او در نوجوانی در شهر آناهایم کالیفرنیا، درست کردن بستنی در رستوران Dairy Queen بود.

استفانی در مصاحبه ای با هفته نامه Us Weekly در مورد این شغل خود گفت: «زمانی که در آنجا کارم را شروع کردم، لباسم کاملاً اندازه ام بود. وقتی کارم را در آنجا به پایان رساندم، دیگر لباس هایم اندازه ام نبودند.»

در واقع، برادر استفانی به نام اریک و دوست آن ها به نام جان اسپنس زمانی که با هم در فروشگاه دیری کوئین کار می کرند، ایده گروه موسیقی No Doubt به ذهنشان خطور کرد.

به نظر می رسد استفانی همچنان طرفدار این برند باشد. در سال ۲۰۱۵، این ستاره موسیقی عکسی از یک بستنی دیری کوئین در توییتر پست کرد.

جی لنو (Jay Leno)

یکی دیگر از اعضای شبکه فارغ التحصیلان مک دونالدز جی لنو است، مجبری برنامه گاراژ جی لنو در شبکه CNBC.

در سال ۲۰۱۴، لنو در برنامه ۶۰ دقیقه CBS حضور پیدا کرد و به رستوران قدیمی مک دونالدز در ماساچوست که در جوانی در ان جا کار می کرد سر زد و به شوخی گفت: «من امشب در برنامه “نمایش امشب” نیستم. مجبور بودم که به اینجا برگردم.»

در دوران دبیرستان، لنو اولین جایزه خود برای اجرای نمایش کمدی را در مراسم استعدادیابی منطقه ای مک دونالدز دریافت کرد. لنو در این مورد گفته: «آن اولین بار بود که برای جوک گفتن پول در آوردم!»
چندین دهه بعد و علی رغم در آمد میلیونی، لنو همچنان طرفدار مک دونالدز است. در حقیقت، او حتی از کوپن های مخصوص برای خرید غذای Happy Meal مک دونالدز نیز استفاده کرده است.

جف بزوس (Jeff Bezos)

بر اساس اعلام مجله فوربس، جف بزوس مؤسس و مدیرعامل آمازون با ارزش خالص ۱۲۰ میلیارد دلار ثروتمندترین مرد در جهان است. ولی مدت ها پیش از اینکه بزوس سلطان تجارت الکترونیک شود، با کار کردن در رستوران فست فود مک دونالدز در مورد مسئولیت و خدمات مشتری یاد گرفت.

بزوس در مصاحبه با مجله Fast Company گفت: «من در آنجا آشپز بودم. آن ها به من اجازه نمی دادند که نزدیک مشتریان شوم. این دوره نوجوانی من بود. در واقع این طور به من می گفتند که “هوم، چرا اون پشت کار نمی کنی”؟»

این اولین تجربه بزوس در خرده فروشی بود، و اوضاع همیشه هم به شکلی خوب پیش نمی رفت.

کادی تیتس در کتاب خود به نام «فرصت طلایی: حرفه های قابل توجه که از مک دونالدز آغاز شدند» از زبان بزوس نوشته: «اولین هفته ای که سر کار بودم، یک سس کچاپ بزرگ آویزان به دیوار در آشپزخانه باز شد و مقدار بسیار زیادی کچاپ در هر گوشه غیر قابل دسترس آشپزخانه ریخته شد. از آنجایی که من نیروی جدید بودم، مایع پاک کننده را به من دادند و گفتند “شروع کن!”»

با این حال، این شغل ارزشش را داشت. بزوس در کتاب «فرصت طلایی» توضیح داده: «شما می توانید در هر شغلی مسئولیت را یاد بگیرید، اگر آن را جدی بگیرید. شما وقتی به عنوان یک نوجوان در مک دونالدز کار می کنید چیزهای زیادی یاد می گیرید. این متفاوت از چیزهایی است که در مدرسه یاد می گیرید. ارزش آن را دست کم نگیرید!»

باراک اوباما، و هفت سلبریتی دیگری که با کار در فست فود حرفه خود را شروع کردند

جنیفر هادسون (Jennifer Hudson) و کوئین لطیفه (Queen Latifah)

در برنامه «شوی کوئین لطیفه» که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ پخش می شد، کوئین لطیفه و جنیفر هادسون دور هم نشستند و در مورد تجربه مشترکی که هر دو داشتند صحبت کردند: کار کردن در رستوران برگر کینگ.

لطیفه تعریف کرد: «من همبرگر درست می کردم، همبرگر می پختم، سیب زمینی سرخ کرده درست می کردم، نوشیدنی آماده می کردم… چون که در آن زمان دستگاه های نوشیدنی هنوز در داخل رستوران بودند. من دستشویی ها را طوری تمیز می کردم که انگار دستشویی خانه خودم بودند. بعد از اینکه من آنجا را نظافت می کردم، واقعاً دلتان می خواست از آن دستشویی استفاده کنید. مسئله اخلاق کاری است، وگرنه دلم نمی خواست آن کار را انجام دهم.»

هادسون در این برنامه به کوئین لطیفه گفت که در قسمت خدمات سواره (drive-thru) رستوران برگر کینگ کار می کرد، و پشت میکروفون آنجا آواز می خواند. زمانی که کسی نزدیک می شد بوقی به او هشدار می داد، و وقت نمایش فرا می رسید.

هادسون در این برنامه گفت: «زمانی که آن ها از مسیر ماشین نزدیک می شدند، علامتی برای من بود که شروع به آواز خواندن کنم.»


کلوزآپ، نمای نزدیک از یک دندان


وبسایت شنبه: در سال ۱۹۶۷ یکی از برندهای معتبر جهانی در زمینه بهداشت دهان و دندان تأسیس شد که اعتبار خود را در بین مخاطبان تا به امروز حفظ کرده است. خمیردندان کلوز‌آپ، نامی آشنا برای بسیاری از مردم جهان محسوب می‌شود که خصوصا خمیر ژله‌ای و قرمزرنگ‌ آن به همراه طعم دارچین، زیر زبان‌ها مانده است. این نام تجاری که در سایه شرکت بزرگ Unilever کار خود را آغاز کرده، با اتخاذ استراتژی‌های ویژه و کاربردی خود در طی دهه‌ها، توانسته است در کنار دیگر برندهای معتبر بهداشتی جایگاه خود را حفظ کند، بنابراین در ادامه به طور خاص‌تری به روند برندسازی و نحوه بازاریابی و تبلیغات این برند پرداخته خواهد شد.

کلوزآپ، نمای نزدیک از دندان

اولین‌بودن، یک مزیت است

خصوصیات منحصر‌به‌فرد یک محصول، می‌تواند جایگاه مناسبی را برای آن رقم بزند و همیشه اولین‌بودن، یک نکته مثبت در روند برندسازی محسوب می‌شود؛ به همین خاطر نیز بسیاری از برندهای معروف جهان سعی می‌کنند در ارائه محصولاتی خاص و منحصر‌به‌فرد، پیشگام بوده و حتی محصول مورد نظر را به نام خود ثبت کنند. خیمردندان ژله‌ای کلوزآپ، به عنوان اولین خمیردندان ژله‌ای در جهان شناخته می‌شود و این امر خود می‌تواند یک راهکار مهم و تأثیرگذار در ادامه روند بازاریابی این محصول به شمار رود.

ضمن اینکه این برند، برای اولین‌بار ترکیبی از خمیردندان و دهان‌شویه را نیز در یک فرمول ارائه کرده بود، به همین دلیل نیز بسیاری از مخاطبان جهانی این برند، خمیردندان‌های ژله‌ای را با نام کلوزآپ می‌شناسند؛ به طوری که می‌توان گفت این محصول در انحصار این نام تجاری درآمده است، حتی اگر سایر برندهای رقیب نیز مانند آن را تولید کنند.

تنها صداقت است که می‌ماند

اگرچه به‌روز‌بودن و ارائه راهکارهای تبلیغاتی متفاوت، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های بازاریابی به شمار می‌روند‌ اما در عین حال، برخی از شیوه‌های قدیمی‌تر یک برند می‌توانند مدت زمان طولانی‌تری کاربرد داشته و یا حتی به صورت همزاد یک برند عمل کنند. این امر خصوصا در انتخاب شعارهای تبلیغاتی بسیار مؤثر است، به طوری که برخی ‌شعارها تا همیشه برای یک برند باقی‌مانده و برخی دیگر نیز مدت زمان مصرف مشخصی دارند. از آنجایی که کلوزآپ، با یک محصول منحصربه‌فرد، یعنی خمیردندان‌های ژله‌ای مجهز به دهان‌شویه، به بازار معرفی شد، شعارهایی که همراه این محصول ارائه شدند نیز در کنار آن باقی ماندند.

برند کلوزآپ از همان آغاز، دو عبارت (تنفس تازه و دندان‌های سفید) را برای خود برگزید که این شعارها طی چندین دهه گذشته، با این نام تجاری همراه بودند. البته لازم به ذکر است که ماندگاری یک شعار تبلیغاتی، به‌شدت وابسته به میزان راستگویی یک برند است، به طوری که شعارهایی که با محتوای اصلی خود سازگار نباشند، نمی‌توانند مدت زمان زیادی در بین مردم تکرار شوند. مصرف‌کنندگان خمیردندان کلوزآپ، احساسی از تازگی و طراوت را در دهان خود حس کرده بودند و دندان‌های خود را درخشان‌تر می‌دیدند که شعارهای مذکور را کماکان می‌پذیرند.

کلوزآپ، نمای نزدیک از دندان

مزیت رقابتی محصولات

کمپانی Unilever به عنوان یک شرکت مادر محسوب می‌شود که طیف متنوعی از محصولات را ارائه کرده و در این میان، برند کلوزآپ نیز یکی از نام‌های تجاری مشهور این شرکت است. این کمپانی در روند بازاریابی خود، استراتژی رقابت را به عنوان یک ابزار مهم بازاریابی به کار می‌برد. منظور از راهکار رقابتی، رقابت با سایر برندها نیست، بلکه به رقابت میان محصولات یک برند مربوط می‌شود، به این معنا که این شرکت بزرگ، محصولات خود را در طیف متنوعی ارائه می‌کند که این امر یک فضای رقابتی را بین محصولات مشترک یک برند ایجاد می‌کند.

بر همین اساس خمیردندان‌های کلوزآپ نیز در یک فضای رقابتی به بازار عرضه شده و در طعم‌ها‌ و رنگ‌های مختلف و کارایی‌های متفاوت عرضه می‌شوند. طعم‌های نعنایی، دارچینی، یخ‌زده و … در کنار کارایی متفاوتی که هر یک از آنها دارند، یک فضای رقابتی را بین محصولات کلوزآپ ایجاد کرده‌اند، به طوری که مصرف‌کننده احساس می‌کند برای خرید یکی از این محصولات، در یک مسابقه ماراتن قرار گرفته و باید یکی از آنها را تهیه کند.

تجزیه و تحلیل، یک ابزار کارآمد

بازار اقتصادی امروز برای تمام برندها، یک بازار رقابتی به شمار می‌رود و این امر مختص‌ به محصولی مانند خمیردندان نیست، بر این اساس تمام برندها باید به تجزیه و تحلیل این بازار به صورت جدی‌تری بپردازند. کلوزآپ در فضای رقابتی خود با برندهای مشهوری مانند کولگیت، اروال‌بی و …‌، از ابزار تجزیه و تحلیل به صورت شایانی استفاده می‌کند. تمرکز اصلی این برند در تجزیه و تحلیل بازار، توجه به انواع مختلف بازارهای جهانی‌ در کنار بازارهای محلی است؛ به این معنا که متخصصان بازاریابی این برند، جایگاه آن را در کنار دیگر رقبا در بازارهای جهانی تحلیل کرده

و خصوصا به بازارهای محلی و کوچک‌تری که ممکن است کمتر مورد توجه برندهای دیگر باشند، اهمیت بیشتری می‌دهند. می‌توان گفت به همین دلیل است که نام کلوزآپ به عنوان یک برند مشهور در بسیاری از کشورهای آسیایی مانند هند و کشورهای حاشیه خلیج فارس، به عنوان یک برند معروف خمیردندان، شناخته شده است. همچنین تجزیه و تحلیل رفتارهای مشتریان نیز از دیگر روش‌هایی است که برند کلوزآپ در روند بازاریابی خود پی گرفته و از طریق بازخوردی که از مخاطبان دریافت می‌کند، محصولات و راهکارهای بازاریابی خود را بهبود می‌بخشد.

انتخاب مخاطب خاص

اگرچه هر برندی محصولات خود را برای همه افراد ارائه می‌کند، اما انتخاب دقیق مخاطب، یکی از راهکارهای مهم در فرایند بازاریابی برندها به شمار می‌رود؛ به این معنا که در پشت معرفی هر محصولی، عده‌ای از مخاطبان، خاص‌تر از بقیه فرض شده و محصول مورد نظر نیز به صورت غیرمستقیم آنها را مورد هدف قرار داده است. کلوزآپ نیز به عنوان یک برند در حوزه دهان و دندان، از همان آغاز، گروه سنی نوجوانان و جوانان را مخاطب خاص خود در نظر گرفته است. این امر دلایل متعددی دارد که این نام تجاری، به صورت آگاهانه‌ای به آنها توجه کرده است. می‌توان گفت سنین نوجوانی و جوانی یکی از دوره‌های حساس زندگی هر فردی هستند

که به صورت خاص‌تری به وضعیت ظاهری و بهداشتی خود در جامعه اهمیت می‌دهد. داشتن یک تنفس تازه و خوشبو در کنار دندان‌هایی سالم و درخشان، برای هر فرد نوجوانی بسیار اهمیت دارد و برند کلوزآپ نیز به این روحیه خاص قشر سنی جوان توجه کرده و روند بازاریابی خود را مطابق با علایق آنها در نظر گرفته است. همچنین توجه به این نکته ضروری است که پوسیدگی دندان‌ها از سنین اولیه جوانی آغاز می‌شوند و بر همین اساس، در معرفی برند کلوزآپ به عنوان خمیردندانی برای جوانان، به این مسئله نیز توجه شده است. بنابراین اگر برند کلوزآپ، به عنوان خمیردندانی برای جوانان معرفی شده است، بی‌دلیل نبوده و بر اساس مطالعات و بررسی‌های لازم به این نکته مهم دست یافتند.


توصیه‌های مدیریتی از زبان «چارلی چاپلین»


وبسایت مازلو: چارلی چاپلین می‌گفت: «زمانی که فیلم‌هایم پخش می‌شود به چهره تماشاچیان دقت می‌کنم تا ببینم کجا می‌خندند و کجا نه. از آن پس که نقاط قوت و ضعفم را متوجه شدم با تمام تلاش آن‌ها را بهتر اصلاح می‌کنم. شما هم مانند او باشید. ببینید کجا دانسته‌هایتان دیگران را به وجد می‌آورد، ببینید در کجا دیگران شما را تحسین می‌کنند و شما را آگاه، اعجوبه، مطلع و بزرگ می‌دانند و کجا از آنچه دارید به وجد نمی‌آیند و تنها از آن رو که دلتان را نشکسته باشند، لبخند سردی می‌زنند.» شاید برای شروع بد نباشد با این راه توانایی‌های خاص خود را بهتر بشناسید و باتوجه به آن‌ها یک برنامه‌ریزی بلندمدت برای راه‌انداختن کسب و کاری جدید و مختص به خودتان آغاز کنید.

توصیه های مدیریتی از زبان چارلی چاپلین

– تصمیم بگیرید دقیقا چه چیزی میخواهید.

– آنها را یادداشت کنید هدفی که ننوشته باشید فقط یک آرزو و خیال است.

– برایش مهلت تعیین کنید و اگر هدف به حد کافی بزرگ بود برای هر بخش از آن مهلتی تعیین کنید.

– مدل کسب وکار خود را به گونه‌ای سازمان‌دهی کنید تا بتوانید ارزش را برای تمامی اجزا بهینه‌سازی کنید.

ارتباطات دو طرفه در تمامی سطوح، همیشه از اولویت برخوردار است. حداقل یکی از بدترین سناریوها را در نظر بگیرید و یک برنامه برای بازیابی از آن شرایط برای خود تعریف کنید. آدم‌های موفق در یک محیط کاری جدید به شغل خود همانند یک محصول مهم تجاری می‌نگرند، هرگز ارزش‌های آن را دست کم نمی‌گیرند و بخوبی آگاهند تا زمانی در محیط کارشان ارزشمندند که بتوانند سودآوری داشته باشند، چه برای خود و چه برای شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند. یک محصول، زمانی در بازار پرفروش می‌شود که از کیفیت خوب، تبلیغات، بازاریابی قوی و چندین فاکتور موثر دیگر در جلب توجه مشتری برخوردار باشد

و افراد نیز زمانی می‌توانند شاهد رونق حرفه خود باشند که ارزش کار خود را بالا ببرند، برای بالا بردن توانایی‌های خود بکوشند، درباره توانایی‌های خود تبلیغ کنند و در محیط کار انعطاف‌پذیر باشند. برای نیل به همه این اهداف، آدم‌های موفق همچنین می‌دانند که تابع بازار خود هستند و این بازار جایی نیست جز سازمان، شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند. به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید از مهارت‌ها و تکنولوژی‌های جدید در کار خود استفاده کنید یا دانش خود را روزآمد کنید؛ همکاران و رقبای شما این کار را خواهند کرد و شما از قافله عقب خواهید ماند. در عصری که هر روز آن دستخوش تحولات مختلف است، باید خود را با تغییرات و تحولات جدید در محیط کار آماده کرد.

همه ما در محیط کار خود با چالش‌های مختلفی از جمله با تغییرات و تحولات جدید از جمله یافتن جایگزینی برای شغل فعلی خود مواجهیم و این چالش، زمانی جدی‌تر می‌شود که حس کنیم فقط در یک حوزه قادر به فعالیت هستیم و کار دیگری از دستمان بر نمی‌آید. همواره ابزارهای تبلیغاتی خود را از لحاظ کارآیی و بازدهی ارزیابی کنید و مواردی را که نتیجه بخش نیستند حذف کنید و از سوی دیگر، ابزار های کارآمد و مؤثر را به روز رسانی و تقویت کنید. استفاده از ابزارهای نتیجه بخش، مساوی است با صرفه جویی در سرمایه ها و رشد درآمد و سودآوری.


چگونه از قدرت مغزمان برای یادگیری استفاده کنیم؟


 

هر مغزی ساختار منحصر به فرد خود را دارد

 

این عبارت، یعنی اینکه شما باید روش­‌هایی را بیابید که با نحوه‌­ی یادگیری مختص خودتان تناسب داشته باشند. فرایند یادگیری و برقراری ارتباط در افراد مختلف متفاوت است. در هر سبک یادگیری، از بخش­‌های مختلف مغز استفاده می‌شود.

 

به‌عنوان مثال، کسانی که به طور شنیداری چیزی را فرا می­‌گیرند از شنیدن برای پردازش اطلاعات استفاده می­‌کنند در‌حالی که افراد بصری، برای یادگیری متکی بر دیدن هستند. اگر می‌­خواهید از یک تجربه­‌ی یادگیری، حداکثر استفاده را ببرید بهترین راه این است که استراتژی­‌های یادگیری چند بعدی را پیدا کنید.

 

 چگونه از قدرت مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟

 

هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست

در واقع، دانش جدید بر اساس اطلاعات موجود در مغز ساخته می‌­شود، بنابراین هر چه بیشتر بدانید به‌همان اندازه قادر به یادگیری بهتر در آینده خواهید بود. به یاد داشته باشید که یادگیری، مستلزم کارهای هدف‌دار و قابل­‌تکرار است. اگر هدفی خاص دارید و می‌­توانید کارهای قابل‌­تکرار را ترکیب کنید، حافظه‌تان تقویت می‌شود و عملکردتان بهبود می‌یابد. رهبران برای رشد خود و زیردستان‌شان می­‌توانند این روش را به‌کار گیرند. دیگران را به‌چالش بکشید تا از فرصت­‌های جدید استفاده کنند.

 

فعالیت فیزیکی، برای سلامت روان مفید است

مغز به مواد شیمیایی مثل اندورفین نیاز دارد که از طریق ورزش کردن آزاد می‌­شود. فعالیت فیزیکی باعث آزاد شدن عوامل رشد (مواد شیمیایی موثر بر سلامت سلول­‌های مغز، رشد عروق خونی جدید، سلول­‌های مغزی جدید و بقای آن‌ها) می‌شود و مغز را به گونه­‌ای تغییر می­‌دهد که از حافظه و مهارت­‌های تفکر محافظت کند.

 

مهم‌­ترین نکته­ این است که ورزش و تمرین‌های خود را به‌طور مستمر و باثبات انجام دهید. فعالیتی را که دوست دارید بیابید تا در طول زندگی‌تان بتوانید از آن لذت ببرید.

 

مغز، اولین شبکه‌­ی اجتماعی است

نورون­‌های آینه‌­ای، سلول­‌هایی از مغز هستند که وقتی شخص کاری را انجام می‌­دهد و همان عمل را در دیگری هم می‌بیند، فعال می‌­شوند.

سیستم اقدام، اجرا و مشاهده، به توانایی­‌های میزان‌­سازی دقیق مثل همدلی کمک می­‌کند. اگر نمی‌­توانید خودتان را جای کس دیگری بگذارید، هرگز رهبر موثری نخواهید بود. سعی کنید مهارت­‌های همدلی و خودآگاهی‌تان را از طریق گوش دادن فعال، خواندن، یا توجه به دیدگاه دیگران، پرورش دهید. اگر به تنهایی نمی‌­توانید این مهارت­‌ها را در خود تقویت کنید از یک مربی کمک بگیرید.

 

هر مغزی، دارای محرک‌های احساسی است.

در‌حالی‌که مغز هر انسانی قادر به‌ استدلال است، هیچ مغزی را پیدا نمی­‌کنید که تمام تصمیماتش عاقلانه و منطقی باشد. تاثیر احساسات به‌گونه‌ای‌ست که حتی می­‌توانند تفکر منطقی را از بین ببرند.

در سیستم­‌های تنبیه و پاداش هم از احساسات استفاده می­‌شود. بازخورد مثبت، محرک بهتری نسبت به ترس یا خجالت است. بازخورد منفی می‌­تواند موجب مخالفت و ناسازگاری یا کناره‌­گیری شود که بر عملکرد شما یا کارمندان‌تان تاثیر می­‌گذارد. در موقعیتی جدید، دشوار یا پر از استرس، یاد بگیرید ابتدا گوش بدهید و سوالات را درک کنید. فوری پاسخ ندهید، بلکه به‌خاطر داشته باشید، ابتدا خودتان احساسات‌تان را تنظیم کنید. در این صورت در موقعیت بهتری برای تصمیم­‌گیری منطقی قرار خواهید گرفت. اگر بیاموزید که چگونه احساسات دیگران تفکرات‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بهتر خواهید توانست آنها را متقاعد نموده یا به آنها انگیزه بدهید.


1 2 3 7