Tag Archives: را

با این تلویزیون‌ها، لذت جام جهانی را در خانه تجربه کنید


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: اگر از آن فوتبالی های دو آتشه باشید یا قصد سفر به روسیه کرده اید و یا می خواهید در طول جام جهانی در خانه نشسته و مسابقه ای را از دست ندهید، برای این کار نیاز به یک تلویزیون درست و حسابی دارید تا علاوه بر پخش با کیفیت مسابقات بتواند از یک جمع بزرگ هم پشتیبانی کرده و کاری کند تا همه خود را وسط زمین فوتبال تصور کنند. برای این که در خانه، شما را به استادیوم بفرستیم، به سراغ بازار تلویزیون رفتیم و برای هر سلیقه و بودجه ای بهترین تلویزیون را انتخاب کردیم.

تب جام جهانی در خیابان جمهور

بهترین؛ ال جی OLED65W7T

برای پیدا کردن بهترین تلویزیون در بازار کار سختی پیش رو نداشتیم. فقط کافی است نگاهی به رتبه بندی های چند سال اخیر بکنیم تا بفهمیم باید به سراغ چه شرکتی برویم. تقریبا بعد از عرضه فناوری OLED توسط ال جی، تلویزیون های این شرکت هر ساله در صدر جدول ها بوده اند و از نظر بسیاری از کارشناسان بهترین کیفیت تصویر را ارائه می دهند.

در یکی دو سال اخیر نیز این تلویزیون ها در بازار خودمان هم عرضه شده و لذت دیدن این کیفیت تصویر در اختیار ایرانی ها قرار گرفته است. ولی با این حال مدل های OLED هم انواع مختلفی داشته و هر کدام ویژگی های خودشان را دارند. ارزان ترین مدل این فناوری حدود هفت میلیون تومان قیمت دارد ولی بهترین مدل مجهز به این فناوری سری Signature ال جی و مدل OLED65W7T سایز ۶۵ اینچ است که جوایز زیادی در دنیا گرفته است.

این تلویزیون مانند یک تابلوی تزئینی است که روی دیوار منزل قرار می گیرد و ضخامت صفحه نمایش اش از نیم سانتی متر هم کمتر است. ال جی نام این تلویزیون را Wallpapaer TV گذاشته است. این مدل تنها به دیوار متصل می شود و فاقد پایه طراحی شده است. این تلویزیون برای کاربران حرفه ای طراحی شده است که همواره محتوای ۴k و HDR در دسترس دارند. کیفیت تصویر فوق العاده این تلویزیون نیز برای گیمرهایی که از کنسول های بازی پیشرفته استفاده می کنند، بسیار مطلوب است و باعث می شود بازی با لذت و هیجان بیشتری انجام شود.

تب جام جهانی در خیابان جمهور

حدود قیمت: ۵۰ میلیون تومان


جدیدترین؛ دوو ۵۵H2000

اگر به دنبال مدل تازه نفسی می گردید که در کنار قیمت مناسب، امکانات خوبی هم داشته باشد، باید به سراغ برندهای متفرقه بروید. برندهایی که تمام امکانات یک تلویزیون خوب را در اختیار شما می گذارند ولی به خاطر برند کم رنگ ترشان خیلی توقع مالی از شما ندارند. یکی از این برندهای کمتر محبوب، برند دوو است. برندی که به تازگی مدلی ۵۵ اینچ به بازار فرستاده است؛ سایزی که برای تماشای فوتبال یکی از بهترین گزینه ها محسوب می شود.

مدل DLE-55H2000 تصویر را با کیفیت Full HD نمایش می دهد و قابلیت های بسیار کاربردی دارد. سیستم صوتی این تلویزیون از نوع دو کاناله با توان خروجی ۲۰ وات است. با توجه به سایز تلویزیون و این که برای سالن های متوسط و بزرگ مناسب است، این سیستم صوتی می تواند پاسخگوی نیازهای اولیه کاربر باشد. گفتنی است تلویزیون از استانداردهای صوتی دالبی، دالبی دیجیتال و سوراند پشتیبانی می کند. از این رو با وجود یک سیستم صوتی قوی، کاربر می تواند صدایی دالبی و فراگیر در خانه داشته باشد و تجربه تماشای فیلم را به تجربه ای که در سینما داریم نزدیک کند.

تب جام جهانی در خیابان جمهور

حدود قیمت: دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان


ایرانی؛ ایکس ویژن ۶۵XTU815

بین مدل های ایرانی تنها شرکتی که سابقه خوبی در تولید تلویزیون داشته و توانسته در این چند سال مخاطبان خود را کاملا راضی نگه دارد، برند ایکس ویژن است. برندی که اکنون امکاناتی در سطح ال جی و سامسونگ ارائه کرده و قیمتی رقابتی در مقابل محصولات آنها دارد. پیشنهاد ما این است که به سراغ مدل ۶۵ اینچی این برند بروید تا علاوه بر بهره بردن از امکانات زیاد، فوتبال را در سایزی بزرگتر تماشا کنید. مدل «۶۵XTU815» از محصولات حرفه این این برند ایرانی است.

کیفیت ساخت آن مثال زدنی است و نیاز هر کاربر حرفه ای را برآورده می کند. کیفیت تصویر ۴K است و تصاویر را با وضوح و شفافیت بسیار خوبی نمایش می دهد. ابعاد ۶۵ اینچی آن، باعث می شود مجبور باشید فضای بزرگی را برایش در نظر بگیرید. زاویه دید وسیعی دارد و امکان تماشای صفحه نمایش را از محدوده وسیعی فراهم می کند. نسبت تصویر در آن ۱۶:۹ است و تصویر را با ابعاد متناسبی به پخش می گذارد. سیستم صوتی آن دو کاناله است و به واسطه دو بلندگوی ۱۰ واتی، در مجموع ۲۰ وات صدا تولید می کند.

تب جام جهانی در خیابان جمهور

حدود قیمت: پنج میلیون و ۷۸۰ هزار تومان


ارزان ترین؛ اسنوا ۵۵S30BLDT2

قیمت تلویزیون های ارزان بازار از حدود ۷۰۰ هزار تومان شروع می شوند. ولی این مدل ها سایز کوچکی داشته و به درد فوتبال دیدن نمی خورند. به همین خاطر ما سایز ۵۵ اینچ را در نظر گرفته و به سراغ ارزان ترین مدل در این رده قیمتی رفتیم. امری که در نهایت باعث شده به تلویزیون LED اسنوا مدل ۵۵S30BLDT2 برسیم. این مدل یکی از محصولات ساده و کارآمد از این برند است که برای فضاهای متوسط گزینه خوبی محسوب می شود. کیفیت تصویر آن Full HD است و برای کاربرانی که کیفیت تصویر ۴K استفاده نمی کنند، کیفیت مطلوبی ارائه می کند.

این تلویزیون برای سالن های متوسط و بزرگ مناسب خواهد بود. وجود یک گیرنده دیجیتال داخلی درت این مدل، باعث می شود که کاربران به خرید یک دستگاه جداگانه نیاز نداشته باشند و بتوانند به راحتی تمامی شبکه های صدا و سیما را دریافت کنند. این مدل با دو بلندگوی ۱۰ واتی قادر است در مجموع ۲۰ وات صدا تولید کند. این میزان برای یک تلویزیون ۱۵۵ اینچی کاملا مناسب است. همچنین کاربران می توانند به واسطه قابلیت PVR، برنامه های تلویزیونی را در حافظه های خارجی ذخیره کنند.

تب جام جهانی در خیابان جمهور

حدود قیمت: دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان


بزرگترین؛ ال جی ۸۶SJ95700GI

بالاخره هر چه فوتبال را در صفحه بزرگتری ببینید بیشتر حس در ورزشگاه بودن به شما دست می دهد و به علاوه افراد بیشتری در دورهمی شما می توانند روی مسابقه تسلط داشته باشند. در جستجوی بزرگترین تلویزیون بازار به مدل ۸۶ اینچی ال جی رسیدیم. مدلی که از فناوری صفحه نمایش پیشرفته ال جی بهره ای نبرده ولی با همان فناوری محبوب رایج، یعنی LED می تواند شما را به داخل زمین چمن ببرد.

مدل ۸۶SJ95700GI با کیفیت تصویر ۴K و خروجی صدای ۸۰ واتی اش، تصویر و صدای خوبی را به نمایش می گذارد. دارای قابلیت HDR است که رنگ های تصویر را با عمق و کنتراست بسیار زیادی نمایش می دهد. تمامی امکانات مذکور در صفحه نمایشی ۸۶ اینچی و تخت به پخش گذاشته می شوند. این ابعاد برای سالن های بسیار بزرگ کافی است و به کاربران اجازه می دهد بتوانند از زوایای گسترده ای، صفحه نمایش تلویزیون را ببینند. سیستم صوتی تلویزیون ۵۰۲ کاناله است. این عدد نشان دهنده وجود پنج عدد اسپیکر و دو عدد ساب ووفر در سیستم صوتی تلویزیون است. توان هر یک از اسپیکرها ۱۰ وات است و هر یک از ساب ووفرها ۱۵ وات توان خروجی دارند که در مجموع ۸۰ وات صدا تولید مین شود.

تب جام جهانی در خیابان جمهور

حدود قیمت: ۳۲ میلیون تومان


آن غیرممکن را انجام بده!


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: تمرین خود تخریبی به شما در پاکسازی مسیر کار آفرینی کمک خواهد کرد. «همه ما با موقعیت های فوق العاده زیادی مواجه می شویم که خود را در قالب موقعیت های غیرممکن به ما نشان می دهند.»

سال جدید بهترین فرصت برای ایجاد عادات جدید و به دست آوردن نقطه نظر و دیدگاه های تازه و متفاوت است. چالشی برایتان دارم با افکار و اعمال تان اینقدر خود را تخریب نکنید! اغلب پیش می آید که ما محدودیت هایی برای خود قائل می شویم که ما را از زندگی رویایی مان دور می کنند. این رویاها هر چه که باشند – از رسیدن به آزادی مالی گرفته تا پریدن از هواپیما، کاهش وزن و گسترش دادن روابط اجتماعی – ممکن است خودمان مانع بزرگی برای خود باشیم؛ مشکلی که اغلب، خود نیز از آن بی خبریم. این مسئله به شکل های زیر اتفاق می افتد:

آن غیرممکن را انجام بده!

۱٫ منطقه آسایش

صدای منتقد درونی مان مایل است که ما را در منطقه ای زیبا و امن نگه دارد. مغز ما این کار را به عنوان محافظت شخصی در نظر می گیرد، زیرا می خواهد ما را از احساس آسیب پذیری، اشتباه کردن، قضاوت یا ناامید شدن باز دارد. این صدا چنین چیزهایی به شما می گوید: «نو ارزشمند نیستی» یا «چقدر کار می کنی!» یا «حالا مگر یک تکه دیگر پیتزا چه مشکلی ایجاد می کند؟» ممکن است چنان به این صدا عادت کنید که دیگر چشم بسته حرف های او را بپذیرید.

۲٫ تصور نادرست از خود

این تصویر ممکن است ناشی از مشکلاتی باشد که از دوران سخت کودکی، طلاقی دردناک یا رئیسی بداخلاق سرچشمه گرفته اند و ممکن است چنان با این تصویر خو گرفته باشید که دیگر حتی برای کنار گذاشتن این فکر نیز تلاشی نکنید. ما اسیر الگوها می شویم، سپس کل زندگی مان را بر محوریت این معیارها قرار می دهیم، چرا که به این کار عادت کرده ایم. حصارهایی که برای مراقبت از خود، دورمان کشیده ایم، فقط باعث محدودشدن زندگی و توانایی مان می شود.

۳٫ ترس

هر کاری که در زندگی انجام می دهید، یا از سر ترس یا از سر عشق است. ترس، همان انرژی «منفی» ای است که باعث می شود دست از کار بکشیم، پنهان شویم و در سکوت رنج بکشیم. عشق، همان انرژی مثبتی است که ترغیب می کند، درمانگر است و باعث می شود با آغوش باز چیزی را بپذیریم. ترس از ناشناخته ها، ترس از شکست، ترس از طرد و قضاوت شدن اغلب ما را عقب نگه می دارد. اما اگر نتوانید با این ترس مبارزه کنید، آنگاه دیگر نخواهید دانست که توانایی انجام چه کاری را دارید.

آزمون خودتخریبی

آیا این موارد خودتخریبی برایتان آشنا به نظر می رسیدند؟ اگر چنین است، از شما می خواهم که با من همراه شوید و چند لحظه را به این تمرین خلاقانه اختصاص دهید تا فرضیه های اشتباه خود را کنار بگذارید:

مرحله اول: یک تکه کاغذ را به سه ستون تقسیم کنید.

مرحله دوم: در اولین ستون، فهرستی از تمام کارهایی را بنویسید که اگر امکانش را داشتید، انجام شان می دادید.

مرحله سوم: در ستون دوم و روبه روی هر ک دام از موارد قبلی، موانعی را یادداشت کنید که باعث غیرممکن به نظر رسیدن آن می شوند.

مرحله چهارم: سپس در ستون سوم، فهرستی از روش هایی را بنویسید که برای غلبه بر آن مانع به ذهنتان می رسد. زمانی که دارید این کار را انجام می دهید، به یاد داشته باشید: نباید راه حل هایتان را محدود به کارهایی کنید که فقط خودتان انجام می دهید. به روش هایی که با کمک گرفتن از دیگران نیز قابل اجرا هستند، فکر کنید.

مرحله پنجم: حالا نگاهی به فهرست تان بیندازید. چه چیزی دارید؟ آیا اکنون برخی از آن موقعیت های غیرممکن، «ممكن» به نظر می رسند؟

من می خواهم به شما بگویم که ما خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می کنیم، مقاوم هستیم. اجازه ندهید که ترس ها، خودتخریبی یا منطقه آسایش تان، شما را از موفقیت دور نگه دارند. احتمال دارد که چیز جدیدی را امتحان کنید و شکست بخورید. اما من به شدت معتقدم که ما حسرت کارهایی را که انجام داده ایم، نمی خوریم، بلکه چیزهایی که امتحان نکرده ایم هستند که باعث حسرت و اندوه مان خواهند شد.

حالا که اطلاعات بیشتری در مورد این پدیده به دست آوردید، گوشتان را تیز کنید و به مردم گوش دهید که می گویند: «ای کاش می توانستم …»، «غیرممکن است که …» یا «نمی توانم چون …». زمانی که چنین نظراتی را شنیدید، از خود بپرسید که «چه کاری برای حل کردن مشکل این فرد می توانم انجام دهم؟ چه کسب و کاری ممکن است گره از چنین مشکلاتی باز کند؟»

به این شکل، ممکن است ایده کسب و کاری به ذهنتان برسد یا موقعیتی برای کسب ثروت و موفقیت به دست آورید؛ یا حداقل یاد می گیرید که مثل یک کارآفرین فکر کنید.


رهبران موفق هیچ‌ گاه این جملات را به کار نمی‌برند


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: به عنوان یک رهبر، کلمات شما قدرتمند هستند. سعی کنید از آن ها به شیوه درست استفاده کنید.

انگیزه دادن و روحیه دادن به افراد یکی از مهم ترین وظایف شما به عنوان رهبر است، و کلماتی که بیان می کنید (و اینکه چگونه آن ها را بیان می کنید) قوی ترین ابزار شما است. اگر می خواهید رهبری عالی باشید، عباراتی است که هرگز نباید به زبان بیاورید.

این ها هفت عبارتی هستند که بهتر است آن ها را به طور کامل از فرهنگ لغات خود حذف کنید:

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۱٫ «هیچ مشکلی وجود ندارد، تنها فرصت ها وجود دارد.»

بله، مشکل ها به وجود می آیند، و انکار کردن آن ها باعث برطرف شدنشان نمی شود. با اینکه این جمله اغلب استفاده می شود تا اعضای تیم تشویق شوند که خلاقانه تر فکر کنند، در عین حال می تواند این پیام را برساند که وقتی چالش های واقعی به وجود می آید رهبر تیم تمایلی به گوش کردن ندارد. این جمله، رهبر را غیر قابل دسترس و ضعیف نشان می دهد.

راه حل: همیشه تمایل به شنیدن حرف های کارکنان خود داشته باشید، و اطمینان حاصل کنید که آن ها نسبت به این موضوع آگاه باشند. نتیجه این خواهد بود که کارکنان تمایل بسیار بیشتری خواهند داشت که با چالش ها مواجه شوند و راهکارهایی را به شما ارائه دهند.

۲٫ «هیچ کاری را بدون مطرح کردن با من انجام ندهید.»

اگر کسی تازه کار نباشد، مدیریت ذره بینی (مایکرومنجمنت) هر قدم او نه تنها جلوی رشدش را می گیرد، بلکه برای رهبر نیز به همان اندازه بازدهی را پایین می آورد. زمانی که رهبران همه کار را مدیریت ذره بینی کنند، فرایند را در تنگنا قرار می دهند و روحیه کارکنان را تضعیف می کنند. کارکنان زمانی بهره وری دارند که کاری معنادار داشته باشند و منابع و اختیار لازم برای انجام کار خود را در اختیار داشته باشند.

راه حل: به جای مدیریت ذره بینی، انتظارات را از قبل روشن کنید، بررسی کنید که کارکنان از توانایی و مهارت مناسب برخوردار باشند، و فیدبک ها در مورد نحوه عملکرد آن ها را دنبال کنید. هدف این است که افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید و آن ها را قادر سازید که به موفقیت برسند.

۳٫ «هیچ خبر بدی را پیش من نیاور.»

گفتن این حرف ها به کارکنان باعث نمی شود که اخبار بد ناپدید شود، ولی باعث می شود که رهبر نتواند به موقع متوجه مشکل شود تا آن را مدیریت کند. همیشه بهتر است که مشکل را وقتی کوچک است حل کنید تا اینکه به قدری صبری کنید که هزینه بر شود یا اینکه تصویر بدی از سازمان در جامعه ارائه دهد.

راه حل: محیطی ایجاد کنید که در آن کارکنان تشویق شوند تا مشکلات را وقتی که ظاهر می شوند بیان کنند، تا بتوان آن مشکلات را حل کرد.

۴٫ «این مسئله شخصی نیست، کسب و کار همین است.»

کسب و کار به طور کامل در مورد روابط است، و روابط شخصی هستند. کارکنان اکثر وقت کاری خود را سر کار سپری می کنند. رهبرانی که احساسات آن ها را نادیده می گیرند باعث به وجود آمدن خشم و کینه می شوند و کار سختی برای رسیدن به اهدافشان خواهند داشت.

راه حل: فرهنگی ایجاد کنید که در آن کارکنان بدانند که شما شور و شوقی برای کار دارید، ولی در عین حال به آدم ها نیز اهمیت می دهید. با برخورد با آن ها به شکلی که می خواهند با آن ها به آن شکل رفتار شود، نشان دهید که بهشان احترام می گذارید.

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۵٫ «ما نیاز به هیچ ایده دیگری نداریم.»

رهبران اغلب ایده های خلاقانه را رد می کنند نه به خاطر اینکه آن ایده ها پتانسیل موفق شدن را ندارند، بلکه به این خاطر که آن ها ظرفیت مواجهه با ترس، عدم قطعیت و اضطراب که از حمایت از ایده ای ناشی می شود که ممکن است نوآورانه باشد ولی دارای ریسک بالقوه مثل ضرر یا قضاوت منفی از سوی رئیسشان است را ندارند. هر چه باشد، اگر رهبران از ایده ای اثبات نشده حمایت کنند و آن ایده با شکست مواجه شود، آن ها باور دارند که خودشان نیز با شکست مواجه خواهند شد. نتیجه ناخواسته این است که سازمان بدون انبوهی از ایده های خلاقانه (و بعضی وقت ها پر ریسک) دچار رونق و پیشرفت نمی شود.

راه حل: از ایده ها و شیوه های تفکر نو با روی باز استقبال کنید. ایده های کارکنان را جدی بگیرید، و از شخصی بی طرف که به او اعتماد دارید بخواهید که ارزیابی کند یک ایده جدید را چگونه می توان از طریق تغییرات در استراتژی یا فرایند اجرا کرد.

۶٫ «من هیچ وقفه ای در کارم نمی خواهم.»

رهبران بارها با وقفه مواجه می شوند. شما نیاز به زمان برای برنامه ریزی و فکر کردن دارید، ولی اگر درِ اتاق شما همیشه بسته باشد و کارکنان هیچ وقت نیایند تا شما را اوضاع باخبر کنند، احتمالاً به این خاطر است که پیام شفاف است: شما بیش از اندازه سرتان شلوغ است که کسی مزاحمتان شود. نکته منفی اینجاست که شما متوجه نمی شوید اوضاع به چه شکل در جریان است و چه چیزی نیاز به راهنمایی شما دارد.

راه حل: کاری که انجام می دهید را متوقف کنید، از پشت کامپیوتر خود بلند شوید و واقعاً به افراد خود گوش دهید. وقتی که لازم است وظیفه ای مهم را حتماً به انجام برسانید و زمان برای گوش کردن ندارید، سعی کنید بگویید «من واقعاً می خواهم به این موضوع گوش دهم چون که موضوع مهمی است. لطفاً یک ساعت دیگر بیا تا بتوانم تمام تمرکز خودم را به آن معطوف کنم.» به این شکل، شما آگاه باقی خواهید ماند و همچنان می توانید کارهایی که برای تکمیلشان به بازه زمانی طولانی تری نیاز دارید را نیز انجام دهید.

۷٫ «شکست جزء گزینه های ما نیست.»

رهبرانی که از این فلسفه استفاده می کنند ترس و اضطراب را به کارکنان خود القا می کنند چون که کسی اجازه اشتباه ندارد. هیچ کس نمی تواند هیچ ریسکی کند یا اینکه هیچ کار جدیدی را امتحان کند چون که همیشه مجبور هستند کارهای مطمئن تر را انجام دهند. این بهترین راه برای رهبران است تا فرهنگی راکد ایجاد کنند و شرکتی بسازند که نمی تواند در بازار رقابت کند. شکست واقعاً ابزاری آموزنده است که چیزی مهم تر را برای ما به ارمغان می آورد.

راه حل: اطمینان حاصل کنید تا کارمندان شما بدانند که شکست نابود کننده نیست. هدف این است که اشتباهات را به سرعت کشف کنیم، آن ها را اصلاح کنیم و به جلو حرکت کنیم. اگر شما منتظر کارهای بی عیب و نقص بمانید، هیچ وقت چیز جدیدی را شروع نخواهید کرد. شکست واقعی، ترس از توسعه ایده ای تا پیش از بی عیب و نقص شدن آن است.


چگونه سطح خودمان را از حالت فعلی بالاتر ببریم؟


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: هر روز که می گذرد، استانداردهای تعالی بالاتر می رود. نوآوری های جدید از راه می رسد، کسی با میل و عطش بیشتر و با استعدادتر از شما وارد بازار می شود، و شرایط بیرونی دور و بر شما مدام تغییر می کند. چیزی که دیروز خوب بود، دیگر به درد امروز نمی خورد. ورزش های حرفه ای نمونه ای درخشان از این پدیده است. به نظر می رسد که چپ و راست رکوردهای تازه جهانی به ثبت می رسد.

اگر می خواهید به موفقیت برسید و سطح موفقیت خود را در بلند مدت حفظ کنید، نمی توانید به سطح کنونی مهارت در زمینه ای خاص راضی باشید. باید راهی پیدا کنید تا به رشد، بهبود و تکامل ادامه دهید.

خبر خوب این است که استراتژی هایی وجود دارد که می توانید به کار بگیرید تا به شما کمک کند که عملکرد خود را بهبود دهید و به تعالی دست پیدا کنید. این استراتژی ها همگی پایه علمی دارند. این رویکردها از تحقیقات انجام شده به وسیله پروفسور دنیل چامبلیس جامعه شناس حاصل شده است او به مطالعه ورزشکاران در طول چند سال پرداخت تا بفهمد که چه چیزی شناگران المپیک را از بقیه شناگرانی که زمان مشابهی را صرف تمرین و مسابقه می کنند، جدا می کند.

۳ روش علمی برای بهبود عملکردتان

۱٫ روی تکنیک تمرکز کنید

چامبلیس در مقاله ای به نام «جهان تعالی» که در آن یافته های خود را منتشر کرد، اشاره کرده که یک عامل کلیدی که خوب ها را از عالی ها جدا می کند شیوه ای است که آن ها وظایف مشابه را انجام می دهند. کسانی که در برترین رتبه های حرفه خود قرار دارند، از تکنیک بسیار بهتری برخوردار هستند.

تکنیک بهتر از تمرکز شدید روی مهارت پیدا کردن در اصول پایه ای حاصل می شود، به گونه ای که تعالی تبدیل به عادت می شود.

برای شروع، روی کسب مهارت در یک زمینه کوچک کاری که انجام می دهید تا در آن بهبود پیدا کنید، تمرکز کنید. وقتی که در آن مهارت پیدا کردید، مهارت کوچک ولی مرتبط دیگری را انتخاب کنید تا روی آن تمرین کنید.

فرض کنید هدف شما این است که سخنران عمومی بهتری شوید. اول از همه، شاید لازم باشد روی این کار کنید که چگونه مقدمه هایی مشارکت برانگیز داشته باشید. بعد از اینکه به نقطه ای رسیدید که احساس رضایت پیدا کردید، می توانید به سراغ استفاده اثربخش از تصاویر بروید، و بعد از آن روی توانایی داستان گویی خود و غیره کار کنید.

اثر ترکیبی کسب مهارت روی عناصر فردی کوچک در طول زمان جمع می شود تا به شما کمک کند که روی هم رفته در سطح بالاتری عمل کنید.

۲٫ انگیزه های صحیح را انتخاب کنید

دلیل اصلی بسیاری از افراد برای انجام وظایف خاص، رسیدن به نتیجه نهایی بزرگ است. این نتیجه ممکن است برنده جایزه شدن، گرفتن یک مشتری مهم، کسب ترفیع شغلی پر اهمیت، یا در تحقیق چامبلیس، قهرمانی در المپیک باشد.

ولی قهرمانان برتر تحت تأثیر انگیزه های کوچکتری تحریک می شوند. زمانی که شما یک بازی طولانی انجام می دهید تا به چشم انداز بزرگتری برسید، بعضی وقت ها مدت زمان بین تجربیات سطح بالا بسیار طولانی است.

از این رو، باید انگیزه داشته باشید که هر روز تلاش کنید تا بتوانید در پیروزی های کوچکتر نیز به لذت برسید. این پیروزی ها سرسپردگی شما برای انجام کار بین مراحل برجسته را تحریک می کند.

چامبلیس در مقاله خود می نویسد، «شناگران سر تمرین حاضر می شوند تا دوستان خود را ببینند، تمرین کنند، احساس قوی بودن بعد از آن پیدا کنند، مربی خود را تحت تأثیر قرار دهند، و تلاش کنند زمان شنای خود را نسبت به آخرین باری که تمرین کردند بهبود دهند. گاهی اوقات، شناگران قدیمی تر که چشم انداز بلندتری نسبت به آینده دارند، هدفی را در نظر می گیرند که هنوز چند ماه با آن فاصله دارند. ولی حتی با وجود اهداف بلند مدت تر، رضایت های روزانه نیز باید سر جای خود قرار داشته باشد. پاداش های اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند.»

این انگیزه های کوچک تر می تواند احساس رضایتی باشد که بعد از انجام یک تمرین ورزشی، انتشار مقاله ای جدید و یا تعامل با مشتریان محبوب به طور روزانه به دست می آورید. حتی می تواند از لذتی که در انجام کار خود کسب می کنید حاصل شود.

این اتفاقات کوچک روحیه شما را قوی نگه می دارد و باعث می شود که به حرکت ادامه دهید. به ویژه وقتی که پیروزی های بزرگ کم و با فاصله زیاد هستند.

۳٫ همیشه کار را جدی بگیرید

هیچ کس دوست ندارد که با فرصت بزرگ مورد نظر خود مواجه شود و بعد با صورت زمین بخورد. شما سخت تلاش می کنید تا فرصت های بزرگ سر راهتان قرار بگیرد و مطمئناً نمی خواهید که به خاطر لغزش در عملکرد نتوانید از آن فرصت استفاده کنید.

این بدان معنی است که شما باید با هر وظیفه ای که روی آن کار می کنید تا تکمیلش کنید به شکلی یکسان برخورد کنید، تا بتوانید بدون توجه به شرایط به نتایج قابل پیش بینی دست پیدا کنید. این شاید به این معنی باشد که برای سخنرانی در مقابل ۱۰ هزار نفر به همان شکلی آماده شوید که برای سخنرانی در مقابل گروهی ۱۰ نفره آماده می شوید.

این کار به شما کمک می کند تا تلاش هایتان را روی اجرای تکنیک های صحیحی متمرکز کنید که در هنگام فعالیت تمرینی در آن ها مهارت پیدا کردید. این به شما کمک می کند که به بهترین نتایج دست پیدا کنید.

چامبلیس در مقاله خود می نویسد، «برندگان در لحظات حساس دچار لغزش نمی شوند. در هنگام مواجهه با چیزی که به نظر می رسد چالشی بزرگ یا رویدادی بسیار نامعمول مثل بازی های المپیک باشد، ورزشکاران قوی تر با آن به شکل موقعیتی معمولی و قابل کنترل برخورد می کنند و کاری که لازم است را برای موفقیت در آن انجام می دهند. فعالیت های استاندارد و معمول (مثل گرم کردن، آماده شدن از نظر روانی، تجسم مسابقه، از بین بردن عرق و چیزهایی از این دست) راه هایی برای وارد کردن عادت های روزانه به آن موقعیت بسیار مهم هستند تا آن را تا حد امکان عادی جلوه دهد.

وقتی که ذهن خود را تمرین دهید تا روی چیزی تمرکز کند که لازم است انجام دهید تا به طور موفقیت آمیز وظیفه در حال انجام خود را تکمیل کنید، احساسات اضطراب که می تواند شما را در لحظه کلیدی با مشکل مواجه کند را به حداقل می رسانید.

وقت آن رسیده که شما در سطح بالاتری عمل کنید.

مسئله این نیست که چقدر استعداد دارید. یا حتی میزان موفقیتی که در گذشته به دست آورده اید هم اهمیت ندارد. در دنیای امروز، بهبود مداوم یک الزام است و نه فقط یک آرزو.

بنابراین رویکردهای اثبات شده که در بالا اشاره شد را دنبال کنید تا به طور مرتب بازی خود را بهبود دهید، و بتوانید در بهترین شرایط خود عمل کنید. با این کار شما قادر خواهید بود تا پیروزی های بزرگ بسیار بیشتری را تجربه کنید. این موفقیت به عنوان پاداشی برای تلاش های ارادی شما به دست می آید.


با این ۴ سؤال، یاد بگیرید که خودتان را ببخشید


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: تلاش و اشتیاق برای رسیدن به رستگاری فردی پایه و اساس بسیاری از مذاهب جهان به شمار می رود. ما انسان ها ذاتاً مرتکب خطا می شویم، که باعث می شود احساس شرم، تقصیر، اضطراب و ناراحتی به ما دست دهد. حس رهایی و جبران اشتباهاتمان برابر است با آزادی از آن تقصیر و ترس؛ شروعی تازه و امکان خوشحال بودن. در جوامع مذهبی، شروع تازه ممکن است نیازمند نوعی عمل فداکاری، مجازات یا سرسپردگی مجدد باشد.

در روانشناسی جوامع مدرن نیز رستگاری فردی در بحث سلامت عاطفی از اهمیت بسیاری برخوردار است، و لازمه اش این است که قادر باشید خودتان را به خاطر اشتباهاتتان ببخشید. کاری انجام می دهید (مثلاً زیر قولی می زنید که به دوست خود داده بودید) که احساس بدی در مورد آن دارید.

این حادثه شما را به شدت اذیت می کند. به قدری خودتان را سرزنش می کنید که شاید باعث شود حتی ارزش خود به عنوان انسانی «خوب» را نیز زیر سؤال ببرید. استرس شما زیاد می شود، عزت نفس تان لطمه می بیند و برایتان دشوار می شود که از زندگی روزانه لذت ببرید.

با این ۴ سؤال، یاد بگیرید که خودتان را ببخشید

بر اساس مطالعات روانشناسان، بازیابی سلامت عاطفی و جسمی نیازمند این است که خودتان را مورد بخشش قرار دهید.

دکتر مریلین کورنیش استاد مشاوره در کالج آموزش دانشگاه آبرن در آلابامای آمریکا مدل درمانی چهار بخشی برای بخشیدن خود توسعه داده است: مسئولیت، ندامت، ترمیم و احیا. از خودتان چهار سؤال زیر را بپرسید تا به رستگاری فردی خود دست پیدا کنید.

چرا این کار را انجام دادم؟

اگر به خاطر کاری که انجام داده اید تقصیر را به گردن نگیرید، بخشیدن خودتان می تواند فقط تبدیل به نوعی توهم شود. به دنبال بهانه جویی، توجیه رفتارتان یا مورد سرزنش قرار دادن دیگران نباشد. به درون خود نگاه کنید تا ریشه رفتارتان را درک کنید.

آیا شما از آن دسته افرادی هستید که همیشه سعی می کنید مردم را راضی نگه دارید و مسئولیت بیش از حدی قبول می کنید، و در نهایت باعث دلسردی همان افرادی می شوید که قصد راضی نگه داشتنشان را داشتید؟ آیا اعتماد به نفس پایین شما باعث می شود که سعی کنید موفقیت دیگران را کوچک جلوه دهید؟ وقتی که مسئولیت را بپذیرید، می توانید شروع به جبران کنید و جلوی تکرار اشتباهات مشابه توسط خود را بگیرید.

آیا من به خودم بیشتر از کسی که به او آسیب رسانده ام، فکر می کنم؟

سعی کنید به جای انتقاد از خود، احساسات شرم و تقصیر را به سمت همدلی با دیگران هدایت کنید. همه اشتباه می کنند، و سرزنش کردن خودتان هیچ کمکی به هیچ کس نمی کند. در عوض سعی کنید به عواطف فرد دیگر فکر کنید: آیا او همانقدر که تصور می کردید دلخور شده است؟ اصلاً چرا آسیب دیده است؟ آیا به روشنی بیان کرده که از دست شما ناراحت است؟

اصلاً شاید احساس شرم و ندامت شما برای این موقعیت خاص بیش از اندازه بزرگنمایی شده است. در غیر این صورت، می توانید شروع به جبران اشتباهی کنید که مرتکب شده بودید.

چطور می توانم اشتباه خود را جبران کنم؟

قسمت دشوار ماجرا اینجاست. حالا که انگیزه خود را متوجه شده اید و احساسات طرف مقابل را در نظر گرفته اید، لازم است کاری که می توانید را برای بهبود آسیب به وجود آمده انجام دهید. بدون هیچ بهانه ای، معذرت خواهی کنید. تعهد به رفتار بهتر دهید.

اگر طرف مقابل من را نبخشد چطور؟

شاید او شما را نبخشد. این وظیفه هیچ کس نیست که به شما حس رهایی دهد، و بخشش فردی شما نیز نباید متکی به عفو بیرونی باشد. اگر شما اشتباه خود را فهمیده اید و هر کاری که برای برطرف کردن آن از دستتان بر می آید را انجام داده اید، وقت آن رسیده که به زندگی ادامه دهید.

شاید همیشه احساس گناه کنید، ولی ادامه دادن به مجازات خودتان تنها انرژی تان را می گیرد. یک توصیه خوب این است که نامه ای از بخشش به خودتان بنویسید که چیزهایی که یاد گرفته اید و تغییرات مثبتی که در نتیجه آن به دست آورده اید را در بر بگیرد.

بخشیدن خودتان عملی از مهربانی نسبت به خودتان و همچنین دیگران است.


عادات ناپسندی که موقعیت شغلی‎تان را به خطر می‎اندازد


وبسایت روزیاتو: اگر وظایف شغلی تان را تمام و کمال انجام می دهید اما هر یک از این عادات را دارید، باید بدانید که ندانسته موقعیت شغلی تان را به خطر می اندازید. از این عادت ها پرهیز کنید.

نگرش منفی نسبت به کار و زندگی

وقتی کسی مداوم در حال شکایت است و در مجموع نگرشی منفی نسبت به کار و زندگی دارد، این مسأله بر اطرافیان او تأثیر می گذارد، به ویژه آنکه تحقیقات نشان می دهد این احساسات سرایت پذیر هستند. این نگرش منفی در نهایت همکاران تان را در برابر شما قرار می دهد و می تواند باعث از دست دادن کارتان شود چون مدیران تان دیگر حاضر به شنیدن حرف های منفی شما نیستند.

عادات ناپسندی که موقعیت شغلی‎تان را به خطر می‎اندازد

عدم رعایت بهداشت فردی

همه ی ما در صبح روزهای کاری دچار عجله هستیم اما این دلیل بر آن نیست که پیش از رفتن به سر کار، مسواک زدن دندان ها یا استفاده از دئودورانت را از قلم بیندازید. بوی بد دهان و بدن باعث دوری کردن دیگران از شما می شود. رعایت بهداشت فردی نه تنها برای حفظ سلامتی، بلکه برای موقعیت شغلی شما ضروری است.

فقدان مسئولیت پذیری

یکی از ویژگی های اصلی افراد خودشیفته آن است که مسئولیت کارهای خود را قبول نمی کنند و در صورتی که گروه با شکست مواجه شود، دیگران را مورد حمله قرار می دهند. در ابتدا دیگران این رفتار را تحمل می کنند اما با گذشت زمان پی می برند مناسب کارتان نیستید و شما را کنار می گذارند. اگر تقصیری به گردن شما است، آن را بپذیرید و از آن درس بگیرید.

پوشش نامناسب

اگرچه امروزه شرکت های بیشتری قوانین سختگیرانه ای در مورد پوشش کارکنان خود ندارند اما این به معنی آن نیست که می توانید با شلوار جین پاره یا دمپایی به سر کار بروید. پوشش رسمی و مناسب به شما اعتبار می بخشد و نشان می دهد با محیط کاری خود در تناسب هستید. طبق تحقیقات صورت گرفته، ۸۰ درصد از مدیران بیان کرده اند پوشش افراد بر انتخاب آن ها برای شغل و ترفیع شغلی موثر است.

افراط در استفاده از عطر

بوهای مختلف در محیط کار، از بوی غذا گرفته تا عطر کارکنان، می تواند آزاردهنده باشد یا حتی باعث حواس پرتی شود. این مسأله می تواند باعث دوری کردن همکاران تان از شما شود یا موجب شود شخصی بی ملاحظه به نظر بیایید. در بعضی شرکت ها استفاده از عطر برای کارکنان ممنوع است. پس از استفاده از عطرهایی که بوی تندی دارند پرهیز کنید.

عادات ناپسندی که موقعیت شغلی‎تان را به خطر می‎اندازد

افراط در جلب رضایت دیگران

اگر از آن دسته کسانی هستید که توانایی نه گفتن به دیگران را ندارند، همیشه تلاش می کنید به خواسته های دیگران عمل کنید و متوجه نیستید چه چیزی برای شما و کارتان اولویت دارد، باید بدانید که این رفتار باعث می شود دیگران شما را شخصی زودباور و مطیع بدانند و مدیران تان تصور کنند شما خود را درگیر کارهای زیادی می کنید و وقت و انرژی تان را هدر می دهید اما کار مفیدی انجام نمی دهید.

عدم توجه به جزئیات

این مسأله می تواند ناشی از تنبلی یا توجه به مسائل بی اهمیت در کارتان باشد. اگر حجم زیادی از یک گزارش را مطالعه می کنید اما قادر نیستید اشتباهات آن را تشخیص دهید، کار خود را به درستی انجام نمی دهید.

عادات ناپسندی که موقعیت شغلی‎تان را به خطر می‎اندازد

تأخیر داشتن

شکی نیست که تأخیر همیشگی، موقعیت شغلی تان را به خطر می اندازد. اگر جایی که در آن مشغول به کار هستید تأکید زیادی بر وقت شناسی دارد، بدیهی است که تأخیر نشان دهنده ی بی توجهی به مقررات محل کارتان است. مدیران خیلی زود چنین افرادی را اخراج می کنند.

افراط در گفتن «ببخشید»

به خاطر داشته باشید که نباید بیش از اندازه از جمله ی «ببخشید» استفاده کنید. گفتن این جمله زمانی که ضرورتی ندارد، باعث می شود به نظر برسد از نظرات خود مطمئن نیستید.

بی توجهی به تأثیرات کلام

شیوه ی صحبت کردن شما می تواند تصوری منفی یا مثبت از شما به وجود آورد. برای آنکه صحبت هایتان تأثیرگذاری لازم را داشته باشد از کلمات مناسب استفاده و با اعتماد به نفس صحبت کنید. وقتی جملات تان را سوالی مطرح می کنید، این کار مهارت شما را زیر سوال می برد و به اعتبارتان صدمه می زند.

کمبود اعتماد به نفس

مردم از کسانی پیروی می کنند که اعتماد به نفس داشته باشند. پس نشان دادن آن اهمیت بسیار زیادی دارد. اما این کار را چگونه باید انجام داد؟ محکم دست دهید، پشت تان را صاف و سرتان را بالا نگه دارید، ارتباط چشمی را حفظ کنید و در تعامل با دیگران با انرژی رفتار کنید.

عادات ناپسندی که موقعیت شغلی‎تان را به خطر می‎اندازد

قدرشناس کمک دیگران نبودن

بسیاری از افراد موفق با کمک دیگران به جایگاه فعلی شان دست یافته اند. اگر در مراحل ابتدایی کارتان کسی در محل کار به شما کمک کرده است با او مهربان باشید و با بقیه ی همکاران تان هم رفتار مناسبی داشته باشید. این کار شیوه ی خوبی برای شکل گیری رابطه است.

شرکت نکردن در فعالیت های گروهی

مدیران خواهان آن هستند تا کارکنان شان جزئی از گروه باشند؛ نه فقط برای آنکه این کار باعث صمیمیت می شود، بلکه تیمی که اعضای آن به همدیگر نزدیک باشند به خاطر یکدیگر خواهند جنگید. ساعاتی را با جمع همکاران تان بگذرانید و در کنار یکدیگر تفریح کنید. این روابط زمانی که نیاز به کمک داشته باشید به کارتان خواهند آمد.

انجام کارهای شخصی در ساعات کاری

برای همه ی ما گاهی پیش می آید بخشی از ساعات کاری را صرف مسائل شخصی خود کنیم، مثلا کمی زودتر از محل کار خارج می شویم تا به یک قرار شخصی برسیم یا به دوستان یا خانواده ی خود پیغامی می دهیم. اما اگر این کارها را مرتبا انجام دهید، نشان دهنده ی آن است که برای کار خود یا زمان شرکت ارزشی قائل نیستید. می توانید تماس های شخصی تان را به ساعت ناهار موکول کنید.


یک محیط کاری سمی، این نشانه ها را دارد


برترین ها – ترجمه از حمید گنجی: حدود چند سال پیش، من به‌عنوان سرپرست واحد مدیریت استعدادها، باید به مدیرعامل گزارش می‌دادم و در این گزارش باید ۵ دلیل عمده اینکه چرا افراد در حال ترک سازمان هستند را ذکر می‌کردم.

در کنار دلایلی که در این گزارش آورده شده بود، دلیل شماره ۵ یعنی بدرفتاری، بی‌احترامی، محکوم کردن دیگران و سایر رفتارهای غیراخلاقی به‌عنوان نتیجه سبک رهبری سمی نیز ذکر شده بود.

برای هر رهبر دیگری با میزان مشخصی از پاسخگویی، فروتنی و وجدان، رشد و یادگیری مهارت‌های جدید برای فائق آمدن بر این نقاط کوری که مانعی برای رشد شرکت هستند، بخشی از کار است. می‌توانید حدس بزنید که پاسخ این مدیرعامل چه بود؟ «من اسم تمامی افرادی که در آن گزارش ذکر شده است را می‌خواهم!»

۸ چیزی که در محیط‌های کاری سمی مشاهده خواهید کرد

۸ روش برای اینکه بدانیم برای یک شرکت سمی کار می‌کنیم

به‌عنوان یک رهبر ارشد یا مدیر، کار شما این است که سازمانی را بسازید که در آن انسان‌های نادان، زورگو و مشکل‌ساز رشد نمی‌کنند. زیرا اگر هریک از کارمندان خوب و وفادار شما هرکدام از این نشانه‌ها را در عمل ببینند (چهارتای اول در مورد مدیریت هستند و بقیه در مورد محیط کاری) قدرت رهبری درنهایت ممکن است با خطر مواجه شود.

۱٫اهمیت دادن به کارهای شخصی مدیران

اگر برای مدیری کار می‌کنید که تمامی هم‌وغمش مسائل اطرافش است و همواره به دنبال ارضای نیازهای شخصی خود مانند حرص، طمع و قدرتش می‌گردد، این می‌تواند نشانه‌ای واضح از یک رهبری سمی باشد.

۲٫ کارمندان از دیکتاتوری به ستوه آمده‌اند

در چنین محیط‌هایی، مدیران می‌خواهند که روی همه‌چیز و همه‌کس کنترل داشته باشند. تحت تمامی شرایط، او تیم را بی‌اعتماد کرده و مسئولیت‌های لازم را به آن‌ها تفویض نمی‌کند. هیچ محیط امنی برای بحث و گفتگوی گروهی وجود ندارد، زیرا سبک رهبری خودکامه است.

۳٫ احتکار اطلاعات توسط مدیران

دلیلی واقعی و مبرم برای ذخیره اطلاعات توسط مدیران و محروم کردن دیگران از این اطلاعات وجود دارد و آن قدرت و کنترل مدیر است. کنترل یکی از موثرترین راه‌های از بین اعتماد است. رهبری که برای کنترل محیط کار و افراد درون آن، مدام اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند نمی‌تواند قابل‌اعتماد باشد. رهبران آینده باید با مسئولیت کامل اطلاعات را به اشتراک بگذارند و شفافیت شخصی و سازمانی را به کارمندان خود نشان دهند.

۴٫ مدیران پشت درهای بسته هستند

آیا تاکنون فکر کرده‌اید که مدیرتان کجاست؟ اگر در ساختمان باشد، آن‌ها اغلب پشت درهای بسته هستند تا از تعاملات شخصی، به‌خصوص در مواقع بحرانی، اجتناب کنند. این مدیران در زمان‌های حیاتی و مواقعی که به بازخوردهایشان نیاز است، به‌راحتی خود را مشغول می‌کنند و اغلب اوقات خود را با جلسات سرگرم می‌کنند تا ناامنی‌های درون سازمان را به چشم نبینند و همچنین با ترس تضادها یا مناقشه‌ها نیز روبرو نشوند. این دست از مدیران فقط به اخبار خوب علاقه دارند، زیرا نمی‌توانند کاری بیشتر از آن را انجام دهند. مشکلی پیش آمده است؟ برو با کسی دیگر در موردش حرف بزن.

۵٫ نمایش رفتارهای مخرب و ضد بهره‌وری توسط کارمندان

بازی سرزنش کردن توسط افراد به راه افتاده است، شایعات و صفحه‌گذاری‌ها وجود دارد، رقابت‌های داخلی شدت یافته است و همکاران هیچ‌گونه پاسخگویی شخصی ندارند. حتی ممکن است داستان از این هم بدتر شده و محل کار به محلی برای اظهارنظر و تضادهای سیاسی تبدیل شود. مدیران و برخی از کارمندان ممکن است که بخواهند همکاران و زیردستان خود را در مقابل هم قرار دهند. اگر در چنین محلی کار می‌کنید، هرگز به فکر افشای اطلاعات نباشید و هیچ همکاری نزدیکی را با سایر افراد ترتیب ندهید.

۶٫ غیبت، عدم مشارکت و حجم کارها در حال افزایش است

چرا؟ زیرا کارمندان به‌عنوان انسان‌هایی با ارزش تلقی نمی‌شوند، بنابراین اخلاق در چنین مکان‌هایی جایی نخواهد داشت. وقتی‌که انتظار مدیران این باشد که زندگی شخصی یا خانوادگی شخص به‌واسطه ۵۰ ساعت اضافه‌کاری در هفته، تعطیلات کم و یا حتی عدم تعطیلات و حضور ۷/۲۴ قربانی شود، باید بدانید که شما به اوج این محیط کاری سمی رسیده‌اید.

۷٫ رفتارهای غیراخلاقی مانند سرقت، تقلب و خرابکاری در محل کار

در تحقیق موسسه گالوپ مشخص شد که بدترین نوع کارمندان کسانی هستند که تعامل فعالی در سازمان ندارند و این کارمندان حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد از نیروی کار سازمان‌ها را تشکیل می‌دهند. این کارمندان مانند زامبی‌ها فقط درون شرکت راه می‌روند و در عین شرکت در چرخه‌های شایعات، هیچ کار مثبت دیگری انجام نمی‌دهند. در چنین شرایطی، می‌توانید مطمئن باشید که رفتارهای غیراخلاقی مانند سرقت، تقلب و خرابکاری که موجب اختلال در روحیه و بهره‌وری می‌شوند درون سازمان افرایش خواهد یافت.

۸٫ سلامت کارکنان در حال کاهش است

تحقیق انجام شده طی سال‌ها مشخص کرد که محیط‌های کاری آزاردهنده حجم انبوهی از استرس را بر کارمندان تحمیل کرده و توانایی‌ آن‌ها برای تمرکز و بهره‌ور بودن را کاهش می‌دهند. محققان دریافتند کارمندانی که رهبران سمی دارند، ۶۰ درصد بیشتر احتمال دارد که به حمله قلبی یا سایر بیماری‌های قلبی مبتلا شوند.


محیط کاری سمی، این نشانه ها را دارد


برترین ها – ترجمه از حمید گنجی: حدود چند سال پیش، من به‌عنوان سرپرست واحد مدیریت استعدادها، باید به مدیرعامل گزارش می‌دادم و در این گزارش باید ۵ دلیل عمده اینکه چرا افراد در حال ترک سازمان هستند را ذکر می‌کردم.

در کنار دلایلی که در این گزارش آورده شده بود، دلیل شماره ۵ یعنی بدرفتاری، بی‌احترامی، محکوم کردن دیگران و سایر رفتارهای غیراخلاقی به‌عنوان نتیجه سبک رهبری سمی نیز ذکر شده بود.

برای هر رهبر دیگری با میزان مشخصی از پاسخگویی، فروتنی و وجدان، رشد و یادگیری مهارت‌های جدید برای فائق آمدن بر این نقاط کوری که مانعی برای رشد شرکت هستند، بخشی از کار است. می‌توانید حدس بزنید که پاسخ این مدیرعامل چه بود؟ «من اسم تمامی افرادی که در آن گزارش ذکر شده است را می‌خواهم!»

۸ چیزی که در محیط‌های کاری سمی مشاهده خواهید کرد

۸ روش برای اینکه بدانیم برای یک شرکت سمی کار می‌کنیم

به‌عنوان یک رهبر ارشد یا مدیر، کار شما این است که سازمانی را بسازید که در آن انسان‌های نادان، زورگو و مشکل‌ساز رشد نمی‌کنند. زیرا اگر هریک از کارمندان خوب و وفادار شما هرکدام از این نشانه‌ها را در عمل ببینند (چهارتای اول در مورد مدیریت هستند و بقیه در مورد محیط کاری) قدرت رهبری درنهایت ممکن است با خطر مواجه شود.

۱٫اهمیت دادن به کارهای شخصی مدیران

اگر برای مدیری کار می‌کنید که تمامی هم‌وغمش مسائل اطرافش است و همواره به دنبال ارضای نیازهای شخصی خود مانند حرص، طمع و قدرتش می‌گردد، این می‌تواند نشانه‌ای واضح از یک رهبری سمی باشد.

۲٫ کارمندان از دیکتاتوری به ستوه آمده‌اند

در چنین محیط‌هایی، مدیران می‌خواهند که روی همه‌چیز و همه‌کس کنترل داشته باشند. تحت تمامی شرایط، او تیم را بی‌اعتماد کرده و مسئولیت‌های لازم را به آن‌ها تفویض نمی‌کند. هیچ محیط امنی برای بحث و گفتگوی گروهی وجود ندارد، زیرا سبک رهبری خودکامه است.

۳٫ احتکار اطلاعات توسط مدیران

دلیلی واقعی و مبرم برای ذخیره اطلاعات توسط مدیران و محروم کردن دیگران از این اطلاعات وجود دارد و آن قدرت و کنترل مدیر است. کنترل یکی از موثرترین راه‌های از بین اعتماد است. رهبری که برای کنترل محیط کار و افراد درون آن، مدام اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند نمی‌تواند قابل‌اعتماد باشد. رهبران آینده باید با مسئولیت کامل اطلاعات را به اشتراک بگذارند و شفافیت شخصی و سازمانی را به کارمندان خود نشان دهند.

۴٫ مدیران پشت درهای بسته هستند

آیا تاکنون فکر کرده‌اید که مدیرتان کجاست؟ اگر در ساختمان باشد، آن‌ها اغلب پشت درهای بسته هستند تا از تعاملات شخصی، به‌خصوص در مواقع بحرانی، اجتناب کنند. این مدیران در زمان‌های حیاتی و مواقعی که به بازخوردهایشان نیاز است، به‌راحتی خود را مشغول می‌کنند و اغلب اوقات خود را با جلسات سرگرم می‌کنند تا ناامنی‌های درون سازمان را به چشم نبینند و همچنین با ترس تضادها یا مناقشه‌ها نیز روبرو نشوند. این دست از مدیران فقط به اخبار خوب علاقه دارند، زیرا نمی‌توانند کاری بیشتر از آن را انجام دهند. مشکلی پیش آمده است؟ برو با کسی دیگر در موردش حرف بزن.

۵٫ نمایش رفتارهای مخرب و ضد بهره‌وری توسط کارمندان

بازی سرزنش کردن توسط افراد به راه افتاده است، شایعات و صفحه‌گذاری‌ها وجود دارد، رقابت‌های داخلی شدت یافته است و همکاران هیچ‌گونه پاسخگویی شخصی ندارند. حتی ممکن است داستان از این هم بدتر شده و محل کار به محلی برای اظهارنظر و تضادهای سیاسی تبدیل شود. مدیران و برخی از کارمندان ممکن است که بخواهند همکاران و زیردستان خود را در مقابل هم قرار دهند. اگر در چنین محلی کار می‌کنید، هرگز به فکر افشای اطلاعات نباشید و هیچ همکاری نزدیکی را با سایر افراد ترتیب ندهید.

۶٫ غیبت، عدم مشارکت و حجم کارها در حال افزایش است

چرا؟ زیرا کارمندان به‌عنوان انسان‌هایی با ارزش تلقی نمی‌شوند، بنابراین اخلاق در چنین مکان‌هایی جایی نخواهد داشت. وقتی‌که انتظار مدیران این باشد که زندگی شخصی یا خانوادگی شخص به‌واسطه ۵۰ ساعت اضافه‌کاری در هفته، تعطیلات کم و یا حتی عدم تعطیلات و حضور ۷/۲۴ قربانی شود، باید بدانید که شما به اوج این محیط کاری سمی رسیده‌اید.

۷٫ رفتارهای غیراخلاقی مانند سرقت، تقلب و خرابکاری در محل کار

در تحقیق موسسه گالوپ مشخص شد که بدترین نوع کارمندان کسانی هستند که تعامل فعالی در سازمان ندارند و این کارمندان حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد از نیروی کار سازمان‌ها را تشکیل می‌دهند. این کارمندان مانند زامبی‌ها فقط درون شرکت راه می‌روند و در عین شرکت در چرخه‌های شایعات، هیچ کار مثبت دیگری انجام نمی‌دهند. در چنین شرایطی، می‌توانید مطمئن باشید که رفتارهای غیراخلاقی مانند سرقت، تقلب و خرابکاری که موجب اختلال در روحیه و بهره‌وری می‌شوند درون سازمان افرایش خواهد یافت.

۸٫ سلامت کارکنان در حال کاهش است

تحقیق انجام شده طی سال‌ها مشخص کرد که محیط‌های کاری آزاردهنده حجم انبوهی از استرس را بر کارمندان تحمیل کرده و توانایی‌ آن‌ها برای تمرکز و بهره‌ور بودن را کاهش می‌دهند. محققان دریافتند کارمندانی که رهبران سمی دارند، ۶۰ درصد بیشتر احتمال دارد که به حمله قلبی یا سایر بیماری‌های قلبی مبتلا شوند.


1 2 3 7