Tag Archives: رسیدن

چرا شکست برای رسیدن به موفقیت لازم است؟


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: شیرین ترین پیروزی آن است که از همه دشوارتر باشد، وقتی که حاضرید همه چیز را در میدان نبرد رها کنید، بدون اینکه تا پیش از رسیدن به لحظه مرگ و زندگی بدانید که تلاش های قهرمانانه شما کافی خواهد بود یا نه. جامعه هیچ پاداشی برای شکست قائل نیست، و شما در کتاب های تاریخ شکست های کمی را پیدا خواهید کرد که ثبت شده باشد.

شکست هایی که سنگ بنای موفقیت های آینده می شوند، از این قاعده مستثنی هستند. در مورد توماس ادیسون که معروف ترین اختراع او لامپ حبابی بود هم این قضیه صدق می کند، به طوری که او ۱۰۰۰ بار تلاش کرد تا بالاخره نمونه اولیه موفقی ساخت. خبرنگاری از او پرسید: «۱۰۰۰ بار شکست خوردن چه حسی داشت؟» ادیسون پاسخ داد: «من ۱۰۰۰ بار شکست نخوردم. لامپ حبابی اختراعی با ۱۰۰۰ مرحله بود.»

بر خلاف ادیسون، بسیاری از ما از شکست خوردن اجتناب می کنیم. ما به قدری روی شکست نخوردن متمرکز هستیم که برای موفقیت تلاش نمی کنیم، و در عوض به یک زندگی معمولی رضایت می دهیم. زمانی که ما اشتباهی مرتکب می شویم، آن را پنهان می کنیم و و به طور گزینشی خطاها و اشتباهات را در رزومه زندگی مان اصلاح می کنیم. «شکست یک گزینه نیست»، جری سی. بوستیک کنترل کننده پرواز ناسا ظاهراً در حین مأموریت بازگرداندن سفینه آسیب دیده آپولو ۱۳ به زمین این را بیان کرد، و از آن زمان این جمله روی حافظه جمعی حک شده است. برای بسیاری از افراد در جامعه موفقیت محور ما، شکست فقط یه «غیر گزینه» به شمار نمی آید، بلکه یک نقص محسوب می شود. در بین تمام چیزهایی که ما در موردشان اشتباه می کنیم، این تفکر شاید در صدر لیست قرار بگیرد.

چرا شکست برای رسیدن به موفقیت لازم است؟

شکست بزرگترین معلم زندگی است

وقتی نگاهی دقیق تر به زندگی اندیشمندان بزرگ در طول تاریخ می کنیم، آمادگی برای شکست خوردن به هیچ وجه پدیده ای تازه یا خارق العاده نیست. از امثال آگوستین، داروین و فروید گرفته تا غول های کسب و کار و اسطوره های ورزشی کنونی، شکست ابزاری قدرتمند برای رسیدن به موفقیت بزرگ است. شکست و ناکامی بزرگترین معلمان زندگی هستند ولی متأسفانه بیشتر مردم و به ویژه فرهنگ های سازمانی محافظه کار، نمی خواهند آن را بپذیرند.

در عوض آن ها تصمیم می گیرند که محتاط عمل کنند و همان انتخاب های امن را دوباره و دوباره تکرار کنند. آن ها با این عقیده فعالیت می کنند که اگر هیچ موجی ایجاد نکنند، مورد توجه نیز قرار نمی گیرند؛ هیچ کس به خاطر شکست خوردن سر آن ها فریاد نمی زند چرا که به طور کلی هیچ وقت تلاش خاصی انجام نمی دهند تا به چیزی بزرگ برسند که احتمالاً ممکن است در آن شکست بخورند (یا موفق شوند).

با این حال، در اقتصاد امروزی، برخی از کارکنان دیگر از شکست فرار نمی کنند، بلکه از آن استقبال می کنند. بر اساس مقاله ای اخیر در مجله بیزنس ویک، بسیاری از شرکت ها آگاهانه به دنبال کارکنانی هستند که پیشینه ای از هم شکست و هم موفقیت داشته باشند، با این باور که این افراد در دل جنگ بوده اند، از نبرد نجات پیدا کرده اند و حالا دارای تجربه ای ارزشمند و پشتکاری مثال زدنی هستند.
آن ها کهنه کاران شکست هستند. مکتب فکری غالب در شرکت های مترقی این است که موفقیت بزرگ بستگی به ریسک بزرگ دارد، و شکست فقط یک محصول جانبی متداول است. مدیران اجرایی این شرکت ها به خاطر اشتباهاتشان عزا نمی گیرند بلکه آن ها را تبدیل به موفقیت های آینده می کنند.

سریع ترین مسیر به سمت موفقیت، داشتن طرز نگرشی مبنی بر عدم ترس از شکست است. رهبران و کارکنان برای اینکه کار خود را به درستی انجام دهند، موفق شوند و شرکت های خود را رقابتی نگه دارند، لازم است که هر روز دست به ریسک بزنند.

آن ها باید ایده ها، طرح ها، ارائه ها، توصیه ها، فناوری، محصولات، رهبری و بسیاری چیزهای دیگر را به صورت پر ریسک و پر استرس تحویل دهند. و باید تمام این ها را بدون ترس تحویل دهند، بدون ترس از هر نوع شکست، عدم پذیرش یا مجازات.

در مورد تلاش های فردی هم همین طور است، چه قصد داشته باشید بر چالشی خاص غلبه کنید یا اینکه به پتانسیل کامل خود در تمام جنبه های زندگی دست پیدا کنید. برای اینکه به بهترین توانایی خود برسید و غیر ممکن را ممکن سازید، نمی توانید از شکست بترسید. باید بزرگ فکر کنید، و باید به جلو حرکت کنید. وقتی به افرادی با این ذهنیت فکر می کنیم، مبتکران، مخترعان، و مکتشفان به ذهنمان خطور می کنند: آن ها از شکست به عنوان گامی ضروری برای رسیدن به موفقیت بی سابقه استقبال کردند.

چگونه ذهنیتی نترس داشته باشیم

یکی از بزرگترین رازهای موفقیت، عمل کردن در دایره توانایی خودتان ولی خارج از دایره راحتی تان است. اگر چه ممکن است شما به صورت جدی با شکست مواجه شوید، در عین حال ممکن است به صورت جدی با موفقیت مواجه شوید. و به همین دلیل است که ریسک و شهامت جدی ضروری هستند. در هر صورت، شما بیشتر از همیشه در مورد توانایی ها، استعدادها و عزم خود یاد خواهید گرفت، و اراده خود را برای چالش بعدی تقویت خواهید کرد. اگر این به نظرتان قلمروی خطرناکی می رسد، باید بگوییم که واقعاً هم همین طور می تواند باشد. ولی راه هایی وجود دارد که این ذهنیت نترس را در خود به وجود آورید.

نگرشی مثبت داشته باشید:

اولین قدم این است که به صورت آگاهانه نگرشی مثبت داشته باشید تا، بدون توجه به هر چیزی که با آن مواجه می شوید، بتوانید درس های تجربه را ببینید و به حرکت به سمت جلو ادامه دهید. این درست است که همه افراد ذاتاً مثبت اندیش نیستند. برای اینکه نگرش خود را عوض کنید، ابتدا باید یک انتخاب را برگزینید: باید به طور مرتب انتخاب کنید که نگرشی مثبت داشته باشید.

مطالب انگیزشی بخوانید و گوش دهید:

دوم، مدام محتوایی بخونید و گوش دهید که این نگرش را تقویت کند. تا می توانید کتاب های انگیزشی در مورد تفکر مثبت بخوانید. مطالعه شکست ها و واکنش متعاقب افراد موفق می تواند در این زمینه به شما کمک کند. اگر مدیر سازمان هستید، به کارکنانی که علی رغم تلاش زیاد در موضوعی با شکست مواجه شدند پاداش دهید و تلاش های آن ها را در جلوی تمام سازمان تحسین کنید تا همه متوجه شوند که شکست خوردن کاملاً قابل قبول است.

بنابراین کارکنان پیش خود خواهند گفت، «من همکار خود را می بینم که در کارش شکست خورد، و نه تنها به سر کار بازگشت، بلکه پیشرفت بیشتری هم کرد. من هم می توانم شکست بخورم و روز بعد سر کارم بیایم. همکارم گواهی بر این موضوع است.» او همچنین با این تفکر انگیزه پیدا می کند که، «اگر من در مورد شرایط فعلی خودم راضی بمانم و دست به ریسک نزنم، فرد دیگری متوجه خواهد شد که من چه کار می کنم، و در طول زمان تلاش بیشتری از من می کند و در نهایت من را از کار بیکار خواهد کرد.» شما باید خود را بهبود دهید، وگرنه کس دیگری دستاوردهای شما را می گیرد، آن ها را بهبود می دهد، و نتایج بهتری کسب خواهد کرد.


چگونه از مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟


وب سایت مدیر اینفو: هر مغزی ساختار منحصر به فرد خود را دارد. این عبارت، یعنی اینکه شما باید روش­‌هایی را بیابید که با نحوه‌­ی یادگیری مختص خودتان تناسب داشته باشند. فرایند یادگیری و برقراری ارتباط در افراد مختلف متفاوت است. در هر سبک یادگیری، از بخش­‌های مختلف مغز استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، کسانی که به طور شنیداری چیزی را فرا می­‌گیرند از شنیدن برای پردازش اطلاعات استفاده می­‌کنند در‌حالی که افراد بصری، برای یادگیری متکی بر دیدن هستند. اگر می‌­خواهید از یک تجربه­‌ی یادگیری، حداکثر استفاده را ببرید بهترین راه این است که استراتژی­‌های یادگیری چند بعدی را پیدا کنید.
هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست

در واقع، دانش جدید بر اساس اطلاعات موجود در مغز ساخته می‌­شود، بنابراین هر چه بیشتر بدانید به‌همان اندازه قادر به یادگیری بهتر در آینده خواهید بود. به یاد داشته باشید که یادگیری، مستلزم کارهای هدف‌دار و قابل­‌تکرار است. اگر هدفی خاص دارید و می‌­توانید کارهای قابل‌­تکرار را ترکیب کنید، حافظه‌تان تقویت می‌شود و عملکردتان بهبود می‌یابد. رهبران برای رشد خود و زیردستان‌شان می­‌توانند این روش را به‌کار گیرند. دیگران را به‌چالش بکشید تا از فرصت­‌های جدید استفاده کنند.

 

 چگونه از قدرت مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟
فعالیت فیزیکی، برای سلامت روان مفید است

مغز به مواد شیمیایی مثل اندورفین نیاز دارد که از طریق ورزش کردن آزاد می‌­شود. فعالیت فیزیکی باعث آزاد شدن عوامل رشد (مواد شیمیایی موثر بر سلامت سلول­‌های مغز، رشد عروق خونی جدید، سلول­‌های مغزی جدید و بقای آن‌ها) می‌شود و مغز را به گونه­‌ای تغییر می­‌دهد که از حافظه و مهارت­‌های تفکر محافظت کند. مهم‌­ترین نکته­ این است که ورزش و تمرین‌های خود را به‌طور مستمر و باثبات انجام دهید. فعالیتی را که دوست دارید بیابید تا در طول زندگی‌تان بتوانید از آن لذت ببرید.

مغز، اولین شبکه‌­ی اجتماعی است

نورون­‌های آینه‌­ای، سلول­‌هایی از مغز هستند که وقتی شخص کاری را انجام می‌­دهد و همان عمل را در دیگری هم می‌بیند، فعال می‌­شوند.

سیستم اقدام، اجرا و مشاهده، به توانایی­‌های میزان‌­سازی دقیق مثل همدلی کمک می­‌کند. اگر نمی‌­توانید خودتان را جای کس دیگری بگذارید، هرگز رهبر موثری نخواهید بود. سعی کنید مهارت­‌های همدلی و خودآگاهی‌تان را از طریق گوش دادن فعال، خواندن، یا توجه به دیدگاه دیگران، پرورش دهید. اگر به تنهایی نمی‌­توانید این مهارت­‌ها را در خود تقویت کنید از یک مربی کمک بگیرید.

هر مغزی، دارای محرک‌های احساسی است.

در‌حالی‌که مغز هر انسانی قادر به‌ استدلال است، هیچ مغزی را پیدا نمی­‌کنید که تمام تصمیماتش عاقلانه و منطقی باشد. تاثیر احساسات به‌گونه‌ای‌ست که حتی می­‌توانند تفکر منطقی را از بین ببرند.

در سیستم­‌های تنبیه و پاداش هم از احساسات استفاده می­‌شود. بازخورد مثبت، محرک بهتری نسبت به ترس یا خجالت است. بازخورد منفی می‌­تواند موجب مخالفت و ناسازگاری یا کناره‌­گیری شود که بر عملکرد شما یا کارمندان‌تان تاثیر می­‌گذارد. در موقعیتی جدید، دشوار یا پر از استرس، یاد بگیرید ابتدا گوش بدهید و سوالات را درک کنید. فوری پاسخ ندهید، بلکه به‌خاطر داشته باشید، ابتدا خودتان احساسات‌تان را تنظیم کنید. در این صورت در موقعیت بهتری برای تصمیم­‌گیری منطقی قرار خواهید گرفت. اگر بیاموزید که چگونه احساسات دیگران تفکرات‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بهتر خواهید توانست آنها را متقاعد نموده یا به آنها انگیزه بدهید.


جملات كلیدی برای رسیدن به موفقیت


برترین ها: در زندگی همیشه لحظات تلخ و شیرینی به وجود می‌آید. وقوع حوادث و اتفاقات ناامیدکننده اجتناب‌ناپذیر است، ولی ما باید تلاش کنیم در هر شرایطی واکنش مناسبی نسبت به این اتفاقات داشته باشیم. خوشحالی و موفقیت برای ما بسیار خوشایند است. ما می‌توانیم از جملات تاثیرگذار بزرگان الهام بگیریم تا با انگیزه‌ی بیشتری در مسیر خوشحالی و موفقیت قدم برداریم.

۱. ماهاتما گاندی (رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها):

    خوشحالی زمانی به دست می‌آید که فکرتان، سخن‌تان و عملکردتان در هماهنگیِ با هم باشند.

۲. رالف والدو امرسون (فیلسوف و نویسنده‌ی آمریکایی):

    با هر دقیقه عصبانیت، شصت ثانیه خوشحالی را از دست خواهید داد.

۳. دیل کارنگی (نویسنده و سخنران آمریکایی):

    چیزهایی که دارید، کسی که هستید، جایگاهی که در آن قرار دارید یا کاری که انجام می‌دهید، نمی‌تواند باعث خوشحالی و ناراحتی‌تان شود، بلکه تفکر نسبت به این موارد برای‌تان شادی به ارمغان می‌آورد.

۴. وینس لومباردی (بازیکن و مربی راگبی):

    تفاوت افراد موفق با دیگران به خاطر ضعف در قدرت یا دانش نیست، بلکه به دلیل ضعف اراده آنهاست.

۵. رابرت فراست (شاعر آمریکایی):

    بهترین مسیر برای عبور از مشکلات، از دل (میان) آن می‌گذرد.

 

جملات كلیدی برای رسیدن به موفقیت

۶. والتر اندرسون (سردبیر نشریه):

    هیچ چیزی زودتر از اقدام مناسب، اضطراب را کاهش نمی‌دهد.

۷. استیو جابز (کارآفرین، مخترع و بنیان‌گذار شرکت اپل):

    تنها راه برای انجام کارهای بزرگ این است که عاشق آن کار باشید. اگر هنوز آن کار را پیدا نکرده‌اید، به جست‌وجو ادامه بدهید و تسلیم نشوید.

۸. گوته (شاعر، فیلسوف و نویسنده‌ی آلمانی):

    چیزی که از رسیدن به اهداف‌تان به دست می‌آورید، در مقابل تلاش‌های انجام شده برای نائل شدن به آن هدف، اهمیتی پیدا نمی‌کند.

۹. روی گودمن (سیاست‌مدار آمریکایی):

    به یاد داشته باشید که خوشحالی مسیر سفر است و نه مقصد آن.

۱۰. استیون کاوی (نویسنده‌ و سخن‌ران انگیزشیِ آمریکایی):

    انگیزه مانند آتشی است در درون خود فرد است. اگر فرد دیگری بخواهد این آتش را درون شما روشن کند، شانس کمی برای شعله‌ور کردن آن خواهد داشت.

۱۱. بروس لی (استاد هنرهای رزمی، بازیگر و کارگردان):

    مبارز موفق شخصی معمولی، ولی دارای تمرکزی مانند لیزر است.

۱۲. رالف والدو امرسون (فیلسوف و نویسنده‌ی آمریکایی):

    تا زمانی که تلاش نکنید کاری فراتر از توانایی‌های فعلی خود انجام دهید، هرگز رشد نخواهید کرد.

۱۳. آین رند (فیلسوف و نویسنده‌ی روسی):

    یاد بگیرید برای خودتان ارزش قائل شوید، به این معنا که برای به دست آوردن شادی، مبارزه کنید.

۱۴. دیوید برینکلی (فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی):

    مرد موفق کسی است که می‌تواند با آجرهایی که دیگران به سمت او پرتاب می‌کنند، بنایی مستحکم بسازد.

 

جملات كلیدی برای رسیدن به موفقیت

۱۵. بوکر تی واشینگتن (نویسنده و فعال حقوق سیاه‌پوستان آمریکایی):

    موفقیت با جایگاهی که به آن رسیده‌اید، اندازه‌گیری نمی‌شود، بلکه به وسیله‌ی موانعی که در راه موفقیت از پیش رو برداشته‌اید، مشخص خواهد شد.

۱۶. انوره دو بالزاک (نویسنده‌ی فرانسوی):

    همه‌ی شادی‌ها به شجاعت و تلاش وابسته است.

۱۷. هنری فورد (بنیان‌گذار شرکت خودروسازی فورد):

    شکست فرصتی برای شروع دوباره و با هوشیاری بیشتر است.

۱۸. مارکوس آئورلیوس (از امپراطوران بزرگ روم):

    خوشحالی در زندگی به کیفیت افکارتان بستگی دارد.

۱۹. لو هولتز (بازیکن و مربی راگبی):

    بدون داشتن نظم و انضباط فردی، موفقیت دوره‌ای و غیرممکن خواهد بود.

۲۰. پت رایلی (بازیکن سابق بسکتبال و رئیس باشگاه میامی هیت):

    تعالی نتیجه‌ی تدریجی، از تلاش مداوم برای بهتر شدن به دست می‌آید.

۲۱. استیو مارابولی (نویسنده‌ی آمریکایی):

    خوشحالی به معنای نبودن مشکلات نیست، بلکه توانایی کنار آمدن با آنهاست.

۲۲. توماس ادیسون (مخترع و دانش‌مند):

    بسیاری از افراد، وقتی در زندگی شکست می‌خوردند، که نمی‌دانند چقدر به موفقیت نزدیک‌اند، بنابراین در آستانه‌ی موفقیت تسلیم می‌شوند.

۲۳. ارسطو (فیلسوف نام‌دار یونان باستان):

    شادی، معنا و هدف زندگی، به عبارتی هدف نهایی وجود انسان است.

۲۴. جیم ران (نویسنده و کارآفرین آمریکایی):

    اگر برای زندگی‌تان برنامه‌ای نداشته باشید، احتمالا اسیر برنامه‌های دیگران می‌شوید و باید منتظر بمانید تا ببینید که آنها چه برنامه‌هایی برای شما دارند.

۲۵. مارتین لوتر کینگ جونیور (رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار):

    آنهایی که در جست‌وجوی شادی‌اند، شانس کمتری برای یافتن آن دارند، زیرا این افراد فراموش می‌کنند که مطمئن‌ترین راه برای رسیدن به شادی، طلب کردن آن برای دیگران است.

۲۶. جی کی چسترتون (فیلسوف، شاعر و رمان‌نویس بریتانیایی):

    دو راه برای رسیدن به امیال‌تان وجود دارد. روش اول این است که همواره بیشتر و بیشتر به دست آورید. روش دیگر آن است که خواسته‌های خود را کاهش دهید.

 

جملات كلیدی برای رسیدن به موفقیت

۲۷. کریستوفر مورلی (نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی):

    تنها راه موفقیت این است که به روشی که دوست دارید، زندگی کنید.

۲۸. ویکتور فرانکل (روان‌پزشک اتریشی):

    موفقیت را هدف نگیرید. هر چه بیشتر بر روی آن متمرکز شوید و آن را هدف خود قرار دهید، از آن دورتر می‌شوید. مانند به دست آوردن خوشحالی، تعقیب موفقیت نیز نتیجه‌ای نخواهد داشت، بلکه موفقیت باید خود به دست بیاید. تنها راه موفقیت، وقف کردن خودتان در راه هدفی بزرگ‌تر از شما یا فردی غیر از خودتان است.

۲۹. پابلو پیکاسو (نقاش، نویسنده و مجسمه‌ساز اسپانیایی):

    اقدام و عمل کلید رسیدن به هر موفقیتی است.

۳۰. آلبرت الیس (روان‌شناس آمریکایی):

    بهترین سال‌های زندگی، سال‌هایی است که تصمیم می‌گیرید برای حل مشکلات‌ به خودتان متکی باشید و مادر، محیط یا رئیس جمهور را برای مشکلاتی که دارید، سرزنش نکنید. آن موقع است که می‌فهمید سرنوشت‌ در دستان خودتان قرار دارد.


نکات طلایی برای رسیدن به هدف‌هایمان


روزنامه آرمان امروز: یکی از بزرگترین مشکلات برای پیگیری و پیش برد اهداف این است که آن‌ها را به صورت پیوسته و ممتد دنبال نمی‌کنیم، اکثر مردم با توجه به غفلتی که برای اجرای اهداف به سراغ‌شان می‌آید، از هدف‌ها و آرمان‌های خود دور می‌مانند.

 

 کلیدهای طلایی برای رسیدن به موفقیت
در این مقاله سعی شده است که شما را با روش‌های مختلف پیگیری و پیش‌برد اهداف آشنا کنیم تا با پیروی از آن بتوانید با زحمت کمتری به هدف خود برسید. توجه داشته باشید، شما برای رسیدن به هدف باید چیزی برای پیگیری و ردیابی داشته باشید تا بتوانید با توجه به خواسته‌های خود اهداف خود را پیش ببرید. سعی کنید قبل از اجرای اهداف خود درباره سود و یا زیان آن‌ها به اندازه کافی تفکر و تامل کرده باشید و پس از مطمئن شدن از نتیجه آن برنامه خود را برای رسیدن به اهدا‌‌فتان پیاده کنید.

استفاده از روش‌های جدید

یکی از دلایلی که باعث می‌شود مردم نتوانند اهداف خود را دنبال کنند، این است که ما تمایلی برای امتحان کردن یک روش جدید برای پیاده کردن هدف خود نداریم و به طور معمول از رفتار دیگران کپی برداری می‌کنیم و با توجه به تجربه آن‌ها سعی می‌کنیم مسیرمان را ادامه دهیم. شاید هدفی که شما در ذهن دارید به آسانی قابل دستیابی باشد اما استفاده از روش‌های نادرست برای رسیدن به این چنین هدفی باعث می‌شود تا از مسیر اصلی‌تان گمراه شوید و در نهایت به هدف خود نرسید.

 

یادتان باشد برای رسیدن به هر هدفی ابتدا باید برنامه ریزی داشته باشید و سپس این برنامه ریزی را به طور منظم و مستمر اجرا کنید. یادتان نرود راه‌های زیادی برای رسیدن به اهداف‌تان وجود دارد، فقط کافی است قبل از اقدام، کمی درباره آن راه‌ها و روش‌ها فکر کرده باشید و با توجه به شرایط خود هدف‌تان را پیگیری کنید.

اهداف خود را منظم مرور کنید

سعی کنید به صورت روزانه درباره کاری که انجام می‌دهید، فکر کنید و زمان خاصی از طول شبانه روز را برای بررسی اهداف خود قرار دهید. این کار باعث می‌شود تا بتوانید بهتر در مورد کاری که انجام می‌دهید، تمرکز داشته باشید. حتما پیگیر اهداف‌تان باشید. سعی کنید تمامی اهدافی که دوست دارید طی زمان خاصی پیاده کنید را درون یک دفترچه و یا در سیستم کامپیوتری خود ثبت کنید و در روزهایی که زمان کافی در اختیار دارید، اهدافی را که یادداشت کرده‌اید بخوانید و از خودتان بپرسید که این اهداف چگونه می‌توانند در آینده روی زندگی‌تان تاثیر گذار باشند. دانستن این موضوع به شما کمک می‌کند تا با رغبت بیشتری پیگیر اهداف‌تان باشید.

درباره هدف‌هایتان فکر کنید

سعی کنید عملکرد خود را برای پیش‌برد هدف‌تان بسنجید، تا با استفاده از جوابی که به دست می‌آورید بتوانید زمان باقی مانده تا رسیدن به هدف‎تان را حدس بزنید. به طور مثال اگر کم کاری کرده‌اید، زمان بیشتری برای پیش برد اهداف‌تان در نظر بگیرید و یا اگر از برنامه خود جلو افتاده‌اید، شاید بتوانید یک هدف جدید را در برنامه روزانه خود لحاظ کنید.

 

با این کار از هدر رفت وقت خود در طول شبانه روز جلوگیری می‌کنید و همین امر نشانه آن است که شما برای رسیدن به هدف‌تان کاملا جدی هستید. در ضمن فکر کردن بر روی اهداف می‌تواند مسیرهای دیگری را پیش روی‌تان باز کند که با پیروی از ‌آن‌ها راحتر به مقصودتان برسید. چنین رفتارهایی به مرور زمان باعث می‌شوند تا ذهنتان به طور خودکار روش‌های جدید و تازه‌ای را برای پیش برد اهداف‌تان در اختیارتان قرار دهد.

زمانبندی درستی داشته باشید

دیده شده که بسیاری از مردم تمام وقت‌شان را برای رسیدن به یک هدف صرف می‌کنند و به دیگر هدف‌های ضروری زندگی کاری ندارند. برای رسیدن به یک هدف بزرگ ابتدا باید آن هدف را به اهداف کوچکتر تقسیم کرد و به مرور زمان به تمامی اهداف که در اصل یک هدف بزرگ است، دست یافت.

 

چرا که دست یابی به اهداف کوچک خیلی راحت تر است تا دست یابی به یک هدف خیلی بزرگ. برای مثال برای شروع یک کسب و کار، کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام گیرند. لزومی ندارد که شما حتما در یک مقیاس بزرگ کسب و کار را شروع کنید. برای کسب و کار شما با موارد بسیار زیادی همچون؛ تهیه مواد اولیه، خدمات پس فروش، لیست اقلام مورد نیاز، نیاز بازار و غیره… روبه‌رو می‌شوید. این کار اگر قرار باشد در یک فروشگاه بزرگ صورت گیرد بدون شک از عهده یک نفر چه از نظر توانایی جسمی و چه از نظر زمانی بر نخواهد آمد. اگر هم شخصی بتواند از عهده این گونه کارها در حجم بزرگ بر بیاید بدون شک ظرف مدت کوتاهی خسته شده و مجبور می‌شود یا کار را رها کند و یا با دیگران تقسیم کند.هر کاری اصول خاص خود را دارد، شما نمی‌توانید با اعتماد به نفس بالا تمام کارها را پیش ببرید.

 

اگر در انجام چنین کارهایی ممارست کنید، در نهایت شکست خواهید خورد. توجه داشته باشید وقتی شما بخشی از کار را که توانایی انجام آن را دارید انجام می‌دهید، بدون شک به مرور زمان در آن کار خبره خواهید شد. لزومی ندارد که ما از تمام کارها و حرفه‌ها سر در بیاوریم، مهم این است؛ کاری که از ما خواسته می‌شود را به نحو احسن انجام دهیم. این کار در کل به نفع ما خواهد بود. البته کمی مطالعه درباره کارهای غیر تخصصی چیزی از ارزش ما کم نمی‌کند. بلکه بر دانسته‌ها و ارزش ما نیز می‌افزاید. یادتان نرود برای رسیدن به هر هدفی که دارید، ابتدا باید قدم‌های کوتاه و مطمئن بردارید تا بتوانید به مرور زمان پیشرفت کنید.

هدف‌تان را به نتایج تبدیل کنید

سعی کنید هدف‌تان را قابل اندازه گیری کنید و آن را به صورت یک عدد در بیاورید. به عنوان مثال اگر هدف شما کم و یا زیاد کردن وزن‌تان است، تعداد کیلو گرم‌های کم و یا زیاد شده وزن‌تان را در طول یک هفته یادداشت کنید و یا اگر قصد کتاب‌خواندن دارید، تعداد صفحاتی که می‎توانید در طول یک شب بخوانید را در گوشه‌ای یادداشت کنید و اما اگر هدفتان صرفه جویی در مخارج منزل و یا مخارج شخصی است، سعی کنید مقدار پولی که در طول یک ماه خرج می‌کنید را یادداشت کنید و یا از یک کارت اعتباری استفاده کنید و پرینت خرج کرد را نزد خود نگه دارید.

 

این اعداد به شما کمک می‌کنند تا بتوانید راحت‌تر بفهمید که به صورت عرف در هدف‌تان پیشرفت کرده‌اید یا پس رفت. چنین داده‌هایی پس از گذشت چند ماه می‌توانند سندهای ارزشمندی از کارهای شما، به خودتان ارائه دهند، با این همه داده با ارزش می‌توانید در صورت نیاز، رویکرد خود برای انجام هر چه بهتر به ثمر رساندن هدف‌تان تغییر دهید. چرا که خودتان از عملکرد و کارایی خودتان بیشتر از هر شخصی اطلاعات کافی در اختیار دارید. این مقدار داده به راحتی نشان می‌دهد که روش شما برای به ثمر رسیدن هدف‌تان مفید است یا باید روش خود را تغییر دهید.

پیگیری هدف

اهدافی در زندگی وجود دارند که نمی‌توان آن‎ها را با استفاده از اعداد اندازه گیری کرد. چرا که چنین اهدافی با توجه به‌ساختاری که دارند معمولا با روش عددگذاری قابل اندازه گیری نیستند. اهدافی مانند تغییر در رفتار شخصی، داشتن یک ذهنیت مثبت، نمی‌توانید از اعداد برای محاسبه پیشرفت در انجام آن‌ها استفاده کنید. در چنین مواردی باید از میزان زمان صرف شده استفاده کرد تا بفهمید که به چه میزان برای رسیدن به آن هدف خاص وقت صرف کرده‌اید.


قوانینی برای رسیدن به موفقیت در زندگی و کسب و کار



البته برای رسیدن به موفقیت شرایط و روش‌هایی وجود دارد که در طول تاریخ، کاربردی‌بودن خود را ثابت کرده‌اند. اگر این روش‌ها را دنبال کنید، رسیدن به موفقیت تضمین بیشتری دارد. در ادامه تلاش خواهیم کرد تا به روش‌ها و نکات مهم زندگی برای رسیدن به موفقیت اشاره کنیم.

قانون حرکت

موفقیت به‌خودی‌خود روی نمی‌دهد. چیزی نیست که برای رسیدن به آن آرزو کنید و به آن برسید. باید ایده‌های خود در موفقیت را به‌اجرا بگذارید. برای حرکت به سمت موفقیتی که در کسب‌وکار می‌خواهید باید بتوانید به خودتان اعتماد کنید تا اعمالی را که برای تکامل، موفقیت و بهبود شما نیاز است انجام دهید.با داشتن انگیزه مناسب می‌توانید به هر هدفی که مد نظرتان است برسید. شاید تمام توانایی‌ها و مهارت‌های ممکن را هم داشته باشید، اما اگر نسبت‌به کاری که انجام می‌دهید اشتیاق نداشته باشید، بنابراین نمی‌توانید کاری کنید که نتایج آن ماندگار باشد.

قانون پذیرش

برای تغییر شرایط زندگی تان، باید قادر باشید تا شرایط حال حاضر را قبول کنید. این قانون خیلی مهم است، چراکه وقتی نتوانید شرایط کنونی را قبول کنید زجر خواهید کشید. اگر از شرایط خود راضی نیستید، ولی قدرت آن را خواهید داشت تا تغییرات لازم را ایجاد کنید.ممکن است بخواهید که شرایط خاصی حاکم شود تا تغییر مد نظرتان ایجاد شود. اگر نتوانید به شرایطی فراتر از اوضاع کنونی خود نگاه کنید، هرگز به رشد نخواهید رسید. باید بدانید چه زمانی بپذیرید و همه‌چیز را رها کنید. یک مسیر جدید را انتخاب کنید و روی چیزهایی که توان تغییرش را دارید تمرکز کنید. یک مسیر جدید، فرصت‌های جدیدی را خلق می‌کند.

قانون تکامل

این قانون می‌گوید وقتی شما باعث رشد خودتان می‌شوید، زندگی نیز همین جواب را به شما خواهد داد. موفقیت جریانی ثابت نیست؛ همیشه در حال تغییر و تلاطم است. این زیبایی چالش است. هیچ امنیتی واقعی در راه موفقیت وجود ندارد، چراکه برای موفقیت بیشتر باید بخواهید که رشد کنید. اولین قدم در راه رشد و تکامل خود شما هستید. همین‌طور که رشد می‌کنید می‌توانید کسب‌وکار خودتان را گسترش دهید. اگر کوچک بمانید، کسب‌وکار شما نیز کوچک خواهد ماند.

قانون مسئولیت‌پذیری

باید برای اشخاصی که در زندگی‌تان حضور دارند و همین‌طور اعمال خود، مسئولیت‌پذیر باشید. این ذهنیت که شما فقط ۸۵ درصد مسئول موفقیت خود هستید و ۱۵ درصد بقیه برعهده شانس است، ذهنیتی اشتباه است.با این طرز فکر احتمال موفقیت خود را پایین‌تر می‌آورید. اگر شکست‌ها و ناامیدی‌های خود را به گردن دیگران بیندازید و بگویید همه چیز از کنترل من خارج بود یا بدشانسی آوردم، خود را در مسیر شکست قرار داده‌اید. مسیر موفقیت در توانایی شما و در مسئولیت پذیری قرار دارد.

قانون پیوستگی

این قانون می‌گوید که گذشته، حال و آینده شما به‌هم متصل هستند. گذشته بزرگ‌ترین معلم شماست. یک فرد عاقل می‌داند که باید به گذشته نگاه کند و ببیند چه چیزی مفید یا غیرمفید بوده است، به‌دنبال تغییرات لازم در زمان حال باشد و آینده‌ای مطمئن‌تر و موفق‌تر ایجاد کند. اگر گذشته خود را نادیده بگیرید، دست رد به دانش بزرگی زده‌اید. از هر چیزی که یاد گرفته‌اید استفاده کنید تا امروز تغییرات لازم را اعمال کنید و آینده‌ای زیبا خلق کنید.

قانون تمرکز

این قانون می‌گوید که شما نمی‌توانید هم‌زمان به ۲ چیز فکر کنید. تمرکز مهم است. بیشترین دستاوردهای شما زمانی به‌دست می‌آید که تمرکز خود را روی یک موضوع می‌گذارید. وقتی موضوعی تمام توجه شما را دریافت می‌کند، رشد بیشتری هم می‌کند. اگر هم‌زمان روی دو موضوع تمرکز کنید، به نتایج متوسطی دست پیدا می‌کنید.

قانون اصالت

مثل کلام‌تان رفتار کنید. اگر اعمال شما با گفتارتان فرق دارد، دستیابی به موفقیت رخ نمی‌دهد. مردم باید بدانند چیزی که می‌گویید فقط برای ظاهرسازی نیست. برای جلب اعتماد دیگران و اینکه آنها شما را دنبال کنند، باید صداقت و درستی شما تأییدشدنی باشد. باید واقعی باشید. آنها باید ببینند که در زندگی شخصی و حرفه‌ای، همچنان معتبر و قابل‌احترام هستید. وقتی صادق باشید مردم به سمت شما کشیده می‌شوند.

قانون اینجا و همین لحظه

این قانون می‌گوید اگر همیشه به گذشته نگاه کنید، واقعیت حال حاضر را قبول نمی‌کنید. اگر فقط به موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته خود نگاه کنید، احتمالا فرصت‌های پیش‌ِ روی خود را مشاهده نمی‌کنید. هر روز یک روز جدید است. روی روزی که در پیش‌ِ رو دارید تمرکز کنید.

قانون تغییر

اولین جایی که باید تغییر را در آن شروع کرد روبه‌روی آینه است. این خیلی مهم است تا به گذشته نگاه کنید و ببینید کجا اشتباه کرده‌اید و کجا درست قدم برداشته‌اید.با داشتن این نوع نگرش، می‌توانید عادت‌هایی که سبب دور شدن شما از موفقیت می‌شوند را تغییر دهید و رفتارهایی را تکرار کنید و بهبود دهید تا به سمت موفقیت رهسپار شوید. زندگی بیرونی شما نمایانگر کیفیت زندگی داخلی شماست. شما نمی‌توانید این تجربه را تکرار کنید، فقط می‌توانید از آنها درس بگیرید.

قانون استقامت

این قانون می‌گوید که با ارزش‌ترین موفقیت‌ها در زندگی و کسب‌وکار نیازمند صبر و استقامت است. هیچ‌چیز در زندگی و کار به‌آسانی به‌دست نمی‌آید. به همین دلیل، اگر به‌مرور به موفقیت برسید، پایداری آن بیشتر از زمانی است که به یک‌باره موفق می‌شوید. برای پایداری موفقیت باید ثابت‌قدم باشید. هرگز تسلیم نشوید.