Tag Archives: زندگی

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند


برترین ها – ترجمه از محمد کاملان: افرادی که مشکل شنوایی دارند بخش بزرگی از هر جامعه‌ای را تشکیل می‌دهند. خوشبختانه میزان زیادی از مشکل شنوایی افراد توسط تجهیزات نوین برطرف می‌شود، افرادی هم که کاملاً ناشنوا هستند به لطف تجهیزات و گجت‌‌های جدیدی که فناوری‌های نوین به ارمغان آو‌رده است زندگی راحت‌تری را تجربه می‌کنند.

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

به همین منظور در ادامه قصد داریم با هم ببینیم فناوری‌های نوین چه گجت‌ها و محصولاتی را پیش‌روی ناشنوایان افراد کم‌شنوا قرار داده است.

پروژه Aslan

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

دانشمندان شهر آنتورپ بلژیک مشغول کار بر روی پروژه‌ دست رباتیکی هستند که گفتگوها و نوشته‌ها را درک کرده و به زبان اشاره برای ناشنوایان ترجمه می‌کند. فرآیند تشخیص نوشته‌ها در این ربات بوسیله یک وب‌کم انجام می‌شود و سپس با هِجی کردن کاراکترها توسط انگشت‌ها، متنی که نوشته شده را کلمه به کلمه به مخاطب ناشنوا منتقل می‌کند.

رباتی که در پروژه Aslan ساخته شده هنوز در اختیار عموم قرار ندارد اما از آنجایی که این ربات توسط چاپگرهای سه‌بعدی ساخته می‌شود هزینه ساخت نهایی آن زیاد بالا نیست و به لحاظ ابعاد نیز به راحتی داخل کوله‌پشتی قرار می‌گیرد. با این حساب چه بسا که در آینده‌ای نه چندان دور شاهد این محصول باشیم.


دوربین‌هایی که زبان اشاره را ترجمه می‌کنند

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

گفتگوی دوطرفه میان یک ناشنوا و فردی که شنوایی کامل دارد تنها زمانی امکان‌پذیر است که هر دو به زبان اشاره تسلط داشته باشند. خوشبختانه فناوری جدیدی را شاهد هستیم که زبان اشاره را به متن یا گفتار تبدیل می‌کند و از طرف دیگر گفتار را به زبان اشاره ترجمه می‌کند. تمامی این فرآیند نیز به صورت زنده و در لحظه انجام خواهد شد.

این پروژه با نام KinTrans بوسیله یک استارتاپ در دالاس به لطف یک دوربین سه‌بعدی و میکروفن در حال اجرا است و می‌تواند گفتار و اشاره‌های دست را تشخیص داده و با دقت و سرعت بالا به زبان مقابل منتقل کند.

این سیستم در حال حاضر قادر به تشخیص هزاران نماد از زبان اشاره با دقت ۹۸ درصد است و می‌تواند به چندین زبان مختلف این نماد‌ها را برگردان کند.


دستکش‌های هوشمند UCSD LOG

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

محققین دانشگاه ساندیاگو موفق به ساخت دستکش هوشمند ارزان‌قیمتی شده‌اند که به صورت خودکار نشانه‌های زبان اشاره آمریکایی را به متن دیجیتال بر روی صفحه‌نمایش کامپیوتر یا گوشی‌های هوشمند تبدیل می‌کند.

در این فرآيند برخلاف مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره شد هیچ نیازی به استفاده از دوربین نیست، این دستکش‌های هوشمند در حال حاضر با نام Smart Glove UCSD LOG شناخته می‌شوند و هزینه قطعات این دستکش چیزی حدود ۱۰۰ دلار تمام می‌شود، در نتیجه انتظار می‌رود در صورت رسیدن این محصول به تولید انبوه با دستکش‌های هوشمندی خوش‌قیمتی طرف باشیم که زبان اشاره را به راحتی ترجمه می‌کند.


فناوری تشخیص صدای SpeakSee

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

این فناوری توسط یک کمپین هلندی در حال توسعه است و گفته‌های افراد را در فضاهای شلوغ تشخیص داده و صداهای غیرضروری را حذف می‌کند. در نتیجه گفتگوها به صورت نوشتار برگردان می‌شود. جالب اینجاست اگر چند فرد مختلف در حال گفتگو باشند، گفتار این افراد با رنگ‌های متفاوتی نمایش داده می‌شود تا تشخیص آن راحت‌تر باشد. گفتار تشخیص داده شده توسط این فناوری بر روی صفحه‌نمایش تبلت یا گوشی‌های هوشمند درج می‌شود.


فناوری cognitive hearing aid

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

فناوری تشخیص صدا توسط کامپیوتر و ماشین‌های هوشمند در چند دهه اخیر پیشرفت زیادی داشته است اما باز هم زمانی که صداهای زیادی در محل وجود داشته باشد امکان تشخیص صدا دشوارتر خواهد شد. به همین منظور مهندسین دانشگاه کلمیبا در حال کار بر روی پروژه‌ای با نام cognitive hearing aid هستند.

دستگاهی که در این پروژه ساخته شده است فعالیت‌های مغز کاربر را زیر نظر می‌گیرد و سپس با استفاده از شبکه عصبی عمیق و پیشرفته‌ای متوجه می‌شود که کدام یک از صداهای در حال پخش برای کاربر مهم است و وی توجه بیشتری به درک آن‌ها دارد.

این پروژه در حال حاضر به مراحل نهایی نرسیده است اما با توجه به پیشرفت فناوری انتظار داریم در آینده‌ای نزدیک شاهد این محصول باشیم.


سمعک SOLAR EARS

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

چیزی حدود ۴۰۰ میلیون نفر در دنیا از مشکلات شنوایی رنج می‌برند و نیمی از این افراد در کشورهایی زندگی می‌کنند که سطح رفاه بالا و درآمد زیادی برای خرید سمعک‌ ندارند. از طرف دیگر متأسفانه ناشنوایان زیادی هستند که حتی از عهده خرید باتری سمعک نیز بر نمی‌آیند. اینجاست که سمعک‌های SOLAR EARS به کمک این دسته از ناشنوایان آمده‌اند.

این سمعک‌ها انرژی مورد نیاز خود را از طریق نور خورشید بدست می‌آورند و باتری آن‌ها چیزی حدود ۲ تا ۳ سال دوام دارد. با توجه به اینکه باتری سمعک‌های معمولی چیزی حدود ۷ تا نهایتاً ۱۰ روز شارژ نگه می‌دارند باید گفت سمعک‌های خورشیدی جدید قیمت و هزینه‌های نگه‌داری بسیار پایین‌تری خواهند داشت.


ساعت هوشمند Time2Translate Smartwatch

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

به لطف فناوری‌های جدید و ترجمه ماشینی شاهد گجت‌های جدیدی هستیم که صدا را دریافت کرده و پس از ترجمه آن را به گوش افراد کم‌شنوا یا افرادی که به یک زبان دیگر تسلط ندارند منتقل می‌کنند.

این گجت که در بازار با نام تجاری Time2Translate Smartwatch شناخته می‌شود در‌واقع یک ساعت هوشمند است که اختصاصا برای این کار طراحی شده به راحتی زبان‌های مختلف را به یکدیگر ترجمه می‌کند.


شنیدن از راه پوست

گجت‌ها و فناوری‌هایی که زندگی را برای ناشنوایان آسان می‌کند

تجربه نشان داده است بیشتر افراد ناشنوا و کم‌شنوا مشکل گوش دارند به همین دلیل دانشمندان علوم عصبی کالج بایلو در هاستون تگزاس جلیقه‌ای اختراع کرده‌اند که صدا از طریق لرزش‌های مشخصی به پوست بدن منتقل می‌کند.

این دستگاه صداهای اطراف را از طریق گوشی هوشمند جمع‌آوری کرده و سپس در قالب لرزش‌هایی که برای کاربر قابل درک است به پوست فرد از طریق جلیقه‌ای که پوشیده است انتقال می‌دهد.

دست‌اندرکاران این پروژه امیدوارند کاربر پس از مدتی که از این جلیقه استفاده می‌کند بتواند لرزش‌های مختلفی که جلیقه به بدن وی انتقال می‌دهد را شناسایی کند. به‌عبارت ساده‌تر به همان صورت که نابینایان از طریق حس لامسه قادر به خواندن هستند، انتظار می‌رود ناشنوایان نیز لرزش‌های این جلیقه را بتوانند درک کنند.

در پایان پیشنهاد می‌کنیم اگر شما هم فناوری‌های جدیدی را سراغ دارید که به ناشنوایان در تشخیص بهتر اصوات کمک می‌کند، در قسمت نظرات این تجهیزات و ویژگی‌های آن‌ها را با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.


جاسوسی تلویزیون هوشمند خانگی از زندگی شما


خبرآنلاین: تلویزیون‌های هوشمند این روزها منبع جاسوسی از زندگی خصوصی شما توسط تبلیغات‌چی‌های آنلاین شده‌اند.

میلیون‌ها تلویزیون متصل به اینترنت می‌توانند گرایش‌ها و سلایق بینندگان را فهمیده و سپس پیشنهادات خاص خود شامل پیشنهادات تبلیغاتی را روی صفحه اسکرین شما نمایش دهند.

از سوی دیگر تبلیغات‌چی‌های آنلاین می‌توانند با حدس زدن سلیقه شما، تبلیغات خود را برای سایر ابزارهای خانگی متصل به اینترنت نیز بفرستند.

کمپانی موسوم به Samba TV یکی از شرکت‌هایی است که تائید کرده بیش از ۱۴٫۴ میلیون تلویزیون متصل به اینترنت را در جهان پشتیبانی فنی می‌کند.

پلتفرم نرم‌افزاری سامبا قادر به اتصال به سایر ابزار خانگی متصل به وای فای بوده و بر اساس آمار بیش از ۷۲ میلیون ابزار اینترنتی و هوشمند به سامبا وصل هستند.

به گفته منتقدین سامبا می‌تواند حتی زمانی که در خانه نیستید، به ابزار اینترنت دار شما وصل شده و ضمن جاسوسی، حریم خصوصی‌تان را نقض کند.

نیویورک‌تایمز در گزارشی به قلم «ساپنا ماهشواری» پرده از این داستان برداشته است.

به نوشته وی سامبا یک کمپانی مستقر در سان‌فرانسیسکو است که اخیراً ۴۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری جذب کرده و با ۱۲ سازنده تلویزیون ازجمله سونی، شارپ و فیلیپس همکاری تنگاتنگی دارد.

خریداران تلویزیون در اولین نصب، تشویق به اجرای پلتفرم سامبا برای دریافت بهترین پیشنهادات ممکن می‌شوند. جالب اینجاست که بیش از ۹۰ درصد از مردم دست به نصب سامبا زده و ابزار خانگی متصل به اینترنت خود را در معرض جاسوسی قرار داده‌اند.

در بحث نقض حریم خصوصی سامبا تنها نیست. در سال ۲۰۱۷ از برند ویزیو/ Visio به اتهام جاسوسی از کاربران شکایت شد و درنهایت با پرداخت ۱٫۵ میلیون دلار به‌علاوه ۷۰۰ هزار دلار به ایالت نیوجرسی قائله ختم شد.

در جدیدترین گزارش نهاد «کانسیومر ریپورت» نام ۵ سازنده (ویزیو، تی سی ال، سونی، ال‌جی و سامسونگ) به چشم می‌خورد که استانداردها را رعایت کرده‌اند.

جاسوسی تلویزیون هوشمند خانگی از زندگی شما

جاسوسی تلویزیون هوشمند خانگی از زندگی شما


اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می‌دهد؟


وب‌سایت بدونیم: تقریبا هر روز با چالش منابع محدود مواجه هستیم و همیشه همه تقصیرها را گردن زمان و ضیق وقت می اندازیم. اما واقعیت این است که بیشتر ما حتی نمی دانیم چگونه از زمان استفاده کنیم. درست است که نمی توانیم ساعات بیشتری به ساعات روزانه مان اضافه کنیم اما می توانیم با تمرکز به چیزهایی که مهم هستند از همان ساعاتی که داریم بهترین استفاده را ببریم. اینجاست که اصل پارتو می تواند به ما کمک کند. اصلی که به ما کمک می کند هر چه سریع تر به اهداف مان برسیم.

اصل پارتو چیست؟

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

ویلفردو پارتو یک اقتصاد دان ایتالیایی بود که متوجه شد تنها ۲۰ درصد خانواده های ایتالیایی صاحب ۸۰ درصد پول کشور هستند. او با الهام از این واقعیت شروع به استفاده از قانون ۲۰/۸۰ در تمام امور زندگی اش کرد. به عنوان مثال ۲۰ درصد کاشت در باغش ۸۰ درصد محصول برداشت می کند. به نظر می رسد این الگو را می توان در تمام شرایط زندگی به کار برد. شاید از خودتان بپرسید ۸۰ درصد محصول چه ارتباطی به زمان و توانایی موفقیت ما دارد؟ بسیار خب پس مطلب را تا انتها بخوانید.

۲۰ درصد تلاش برابر است با ۸۰ درصد نتیجه

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

شاید این در ابتدا کمی گیج کننده باشد اما اگر از اصل پارتو پیروی کنیم متوجه می شویم که ۲۰ درصد تلاش ۸۰ درصد نتیجه می دهد. این یعنی از بین ۱۰ کاری که قرار است در روز انجام دهید ۸ تا از آن ها مهم نیستند. کاری که باید انجام دهید این است که آن ۲ کار مهم تر را تعیین و با آن ها شروع کنید. اگر روی ۲۰ درصد تمرکز نکنید ۸۰ درصد از زمانتان را از دست خواهید داد.

از کجا بدانم چه کاری مهم تر است؟

برای این کار باید با اراده و مصمم باشید. مهم ترین کارها معمولا سخت ترین و پیچیده ترین آن هاست. اینجاست که ذهنمان قفل می کند و به جای به کار بردن تلاش و انرژی مان در فعالیت هایی که برایمان مهم هستند کارهای راحت تری که مهم نیستند انجام دهیم.

قدم بعدی چیست؟

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

برای شروع ۶ تا از اولویت های روز بعد را روی کاغذ بنویسید و روی مورد پنج به بعد خط بکشید. حالا اولویت های باقیمانده را روی یک کاغذ یادداشت بنویسید و جایی جلوی دید قرار دهید. روزتان را با کارهایی که در اولویت هستند شروع کنید و اجازه ندهید چیزی حواستان را پرت کند. به هیچ کار دیگری فکر نکنید و اگر چیزی از ذهنتان بیرون نمی رود آن را بنویسید و دوباره به آن بپردازید.

قرار بود با شغل آزاد وقت بیشتری داشته باشم اما ۲۴ ساعته کار می کنم

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

اگر شغل آزاد دارید از بسیاری از حقوق و مزایا مثل حقوق بازنشستگی و بیمه برخوردار نیستید. به همین دلیل ناامید می شوید و پروژه های بیشتری را دست می گیرید و هیچوقت روی یک کار تمرکز نمی کنید. اما در واقع ۸۰ درصد پروژه های شما تنها ۲۰ درصد سود در بر خواهد داشت. اگر به جای انجام پروژه های متعدد روی مشتری های پول سازتان تمرکز کنید و ارتباط طولانی مدت با آن ها برقرار کنید با ۲۰ درصد تلاش به ۸۰ درصد سود خواهید رسید.

وقت پاکسازی

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

اگر مدیر هستید باید بدانید کدام یک از کارمندان تان ۸۰ درصد نتیجه را به شما می دهند و وقت محدودتان را روی آن ها تمرکز کنید.

اگر کمد لباس تان پر از لباس هایی که هیچوقت نمی پوشید لیستی از چیزهایی که حداقل یک بار در ماه میپوشید را تهیه کنید و از بقیه لباس ها خلاص شوید. هیچوقت دلتان برای لباسی که سالی یک بار هم نمی پوشید تنگ نخواهد شد.

اگر بهترین دوست تان را از دست داده اید و دورو برتان را با دوستان متعددی شلوغ کرده اید متوجه می شوید که با ۸۰ درصد تلاش تنها ۲۰ درصد از بودن در کنار آن ها لذت می برید.


راز تعادل بین کار و زندگی شخصی چیست؟


وبسایت یوکن: بسیاری از ما در ایجاد تعادل بین زندگی شخصی و شغلی خود با مشکلاتی رو به رو هستیم. برای آشنایی با چگونگی داشتن زندگی متعادل در ادامه با ما همراه باشید.

کیت یک مدیر سخت‌کار است. او در یک شرکت تازه راه‌اندازی شده کار می‌کند و با زحمت زیاد مشغول به کار است، اما احساس می‌کند که زندگی شخصی خود را از دست داده و زمانی که در حال کار نیست، تلاش می‌کند تا “حالت کار” را خاموش کرده تا از علایق، دوستان و خانواده‌اش لذت ببرد اما در نهایت او در می‌یابد که انرژی کافی برای این کار را ندارد. بسیاری از مردم مانند کیت هستند، درک درستی از تعادل زندگی و کار ندارند. آن‌ها سعی می‌کنند “کار” و “زندگی” را جداگانه نگه دارند، اما این نتایج نامطلوب را به ارمغان می‌آورد.

راز تعادل بین کار و زندگی شخصی

زمانی که نفرین تعادل بین زندگی و کار آغاز می‌شود

کسانی که در حال تلاش برای حفظ تعادل زندگی و شغل تنها با تقسیم زمان خود هستند و خطی بین حالت کار و حالت زندگی می‌کشند به طور غیرمستقیم خود را تقسیم می‌کنند. هنگامی که مردم “کار” و “زندگی” را در مقابل هم قرار می‌دهند، ناخودآگاه به “کار” علیه “زندگی” فکر می‌کنند و دائما مجبور به انتخاب یکی از این گزینه‌ها هستند؛ در این صورت، سود در یک طرف همیشه بیشتر از طرف دیگر است. بنابراین مردم “کار” را به عنوان زمانی که در آن زندگی نمی‌کنند می‌‌بینند.

“کار” به عنوان یک عامل ضروری رنج‌آور دیده می‌شود که باید از زمان شروع تا پایان آن رنج بکشند، اما اگر همه چیز مربوط به کار را منفی و زجرآور تلقی کنید، در حالی که “زندگی” شما در معرض خطر انتظارات غیر واقعی از لذت است، در واقع هیچ تعادلی وجود ندارد. ایجاد تعادل بین کار و زندگی به میزان قابل توجهی با گرفتن شغلی جدید و لذت‌بخش ممکن است؛ اما هیچ شغلی کامل نیست. همیشه برای هر شغل جنبه‌های خسته‌کننده‌ای وجود دارند و پس از مدتی کوتاه شما با همان “زندگی” در مقابل “کار” رو به رو می‌شوید، زیرا شما چارچوب قدیمی را تغییر نداده‌اید.

تنها راه شکستن نفرین

هدف واقعی، بازتوزیع مثبت (+) و منفی (-) به طور مساوی در طول زندگی است. اگر همه کارها منفی باشد و زمانی که حالت کار خاموش است مثبت باشد، عملکرد خوب در کار از بین خواهد رفت و باعث ایجاد منفی بیشتر خواهد شد. مردم برای خوشبختی به شدت بر زندگی خود تکیه می‌کنند، اما آن‌ها واقعا نمی‌توانند به خوشبختی دست یابند؛ زیرا آن‌ها با مشکلاتشان در کار رو به رو نمی‌شوند. در مقابل، کسانی هستند که تلاش می‌کنند جنبه‌ی مثبت را در زندگی کاری خود قرار دهند. تعادل زندگی شغلی‌شان به گونه‌ای است که فقط حالت کار را مثبت می‌دانند.

متأسفانه، اگر این افراد هنوز در چارچوب روشن / خاموش قبلی گیر کرده باشند، همه منفی‌ها به حالت خاموش بودن خود تغییر می‌کنند و روابط و سلامت آن‌ها به خطر خواهد افتاد.

تعداد بسیار کمی از افراد خوش‌شانس در دو طرف معادله مثبت را تجربه می‌کنند. اگر شما یکی از کسانی هستید که در هر دو طرف مثبت احساس می‌کنید، بسیار خوش‌شانس هستید! شما یکی از ۵٪ جمعیت هستید. برای بقیه ۹۵٪ جمعیت، در اینجا یک درمان برای داشتن تعادل زندگی واقعی وجود دارد.

راه‌حل این است که حس یک واحد متحد را در خود بهبود ببخشیم. هنگامی که این کار را انجام دهید، رقابت کار و زندگی را از بین خواهید برد و نشانه‌گذاری کار به عنوان “رنج” و زندگی به عنوان “لذت” را به صورت ناخودآگاهانه پایان خواهید داد در اینصورت انرژی مثبت به آرامی و بدون زحمت در زندگی شما جریان پیدا خواهد کرد.

برای به دست آوردن احساس یک اتحاد واحد از خودتان بپرسید: چرا من واقعا کاری را که در زندگی و کار انجام‌ می‌دهم را انجام می‌دهم؟ برای پاسخ دادن به این سوال طرح خود را از یک واحد متحد بسازید که به طور مستقیم به شخصی که هستید و چیز‌هایی که به آن اهمیت می‌دهد مربوط باشد. اکنون از طرح خود برای بررسی زندگی خود در محل کار، اوقات فراغت خود و روابط خود استفاده کنید و ببینید آیا آن‌ها با یکدیگر همخوانی دارند. چارچوب جدید دیگر “تعادل” نیست، بلکه “هم ترازی” است. طرح شما این‌ها را نشان می‌دهد:

راز تعادل بین کار و زندگی شخصی

جنبه‌هایی از کار شما وجود دارد که از آن رنج نمی‌برند: دوباره نگاه کنید و بسیاری از جنبه‌های مثبت را پیدا خواهید کرد که چیزهایی که به آن‌ها اهمیت می‌دهید را بازتاب می‌کنند. به عنوان مثال، شما ممکن است خلاقیت را ارزشمند بدانید و متوجه شوید که فرصتی دارید تا آن را روز در کار نشان دهید.

چیزهایی که در مورد “کارتان” اهمیت می‌دهید همان چیزهایی هستند که‌‌ در “زندگی” به آن توجه می‌کنید: به عنوان مثال، شما ممکن است دوستی را در زندگی خود ارزشمند بدانید‌ و همچنین با همکاران خود این ارزش را تمرین کنید. ارزش‌های شما در تمام تعاملات شما وجود دارند و به خودِ متحد خدمت می‌کنند.

آنچه در کار و آنچه که در زندگی خود انجام می‌دهید، یکدیگر را حمایت و تقویت می‌کنند: برای مثال، همان سخاوتی که به دوستانتان نشان می‌دهید می‌تواند روابط خوبی را با مشتری در محل کار ایجاد کند. توانایی خود را در کار می‌توانید برای حل موانع در زندگی شخصی خود نیز استفاده کنید.

شما دیگر هرگز نیازی به استفاده مجدد از مدل کاری روشن / خاموش بین کار و زندگی نخواهید داشت زیرا به طور مداوم با توجه به آنچه که واقعا ارزشمند است عمل می‌کنید، به عنوان نتیجه، شما می‌توانید ببینید که انرژی مثبت شما تخلیه، سرازیر و در حال خاموش / روشن بودن نخواهد بود، بلکه به طور مداوم از طریق تمام حالت‌های شما در یک حلقه بازخورد مثبت دائمی جریان می‌یابد.

زندگی بدون نفرین اضطراب‌آور

مفهوم سازی تجدید یافته شما از “تعادل” تا “هم ترازی” یک تحول درونی است که می‌تواند به شما در تغییر وضعیت فعلیتان کمک کند. به عنوان مثال، ممکن است نشان دهد که شما واقعا در کار فعلی رنج می‌برید اما اکنون می‌توانید طرح خود را برای شناسایی علت رنج خود استفاده کنید (به عنوان مثال چه چیزی با آنچه که شما ارزش می‌خوانید هماهنگ نیست؟) و یا به خودتان یادآوری کنید که چرا واقعا کاری را که انجام می‌دهید، انجام می‌دهید و یا تغییری ایجاد کنید … یا کار خود را عوض کنید. حتی اگر عوض کردن شغل خود را انتخاب کردید، هنوز هم می‌توانید با پیدا کردن شغل بعدی مثبت بمانید.

شما ممکن است از کارهای روزمره خود متنفر باشید، اما یکی از چیزهایی که ارزشمند می‌دانید، تأمین کردن خانواده است بنابراین دانستن اینکه در حال تأمین خانواده هستید عامل تحرکی برای شما محسوب می‌شود و یا اگر معتاد به کار خود هستید طرح شما ممکن است آشکار کند که چیز‌هایی که قبلا برای آن ارزشی قائل نمی‌شدید (آرامش، تفریح کردن، به دنبال اشتیاق رفتن ، صرف وقت با خانواده و دوستان) در واقع حاوی مقادیری از ارزش هستند که زندگی کاری با تعادل را حمایت و حتی تقویت می‌کنند.

همبستگی ارزشمند و متناسب با زندگی بهینه، موجب حفظ جریان انرژی مثبت و خوشبختی در تمامی جنبه‌های زندگی می‌شود. بنابراین شروع کرده و طرح خود را بنویسید.


۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند


وبسایت روزیاتو: حتما شما نیز همانند اغلب مردم به نیروی ذهن ایمان دارید و می‌دانید که با قوه‌ی خیال و افکار خود به هر آنچه می‌خواهیم برسیم. اما همین ذهنِ دوست‌داشتنی و عزیز قادر است به‌گونه‌ای ما را فریب دهد تا بدون اینکه متوجه باشیم در مسیر اشتباه و خطر گام برداریم. برخی از تله‌های فکری برای آدمی بسیار مضر و خطرناک هستند و پیامدهای ناگواری بدنبال خواهند داشت. از این‌رو بسیار مهم است که سطح آگاهی و توانایی تشخیص خود را ارتقا بخشیده و در مسیر زندگی سالم‌تر و موفق‌تر حرکت کنیم. برای این منظور، در ادامه این مطلب برخی از رایج‌ترین تله‌های ذهنی را برایتان برشمرده‌ایم تا هرگز در آنها گرفتار نشوید.

بحث تا پیروزی

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

دو دانشمند به نام‌های هوگو مرسیه و دن اسپربر فرضیه‌ای ارائه داده‌اند که می‌گوید، مردم آموخته‌اند که چگونه بحث کنند تا در نهایت بتوانند روی همدیگر تاثیر بگذارند. جامعه مدرن امروزی نیز دقیقا به همین مساله بستگی دارد، که مردم نمی‌توانند حتی وقتی بحث در حال تمام شدن است، به مشاجره و جدل کردن خاتمه ببخشند. در دوران باستان، کم آوردن در بحث به معنای کاهش شانس حیات بود. یعنی اگر کسی در مشاجره‌ها و دعواها برنده نمی‌شد، امکان کشته‌شدنش زیاد بود. شاید به همین خاطر است که انسان‌ها یاد گرفته‌اند تا حد امکان باید برای محق جلوه دادن خود تلاش کنند.

قیاس مع‌الفارق

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

قیاس مع‌الفارق یعنی مقایسه نادرست و زمانی استفاده می‌شود که شما دو سوژه یا دو موضوع کاملا نامرتبط را با هم مقایسه کنید. به‌طور مثال، برخی این اعتقاد را دارند که هر چه جثه سگ بزرگ‌تر باشد، میزان سبعیت آن نیز بیشتر خواهد بود. اما واقعیت این است که اندازه‌ی بدن سگ به عصبانیت یا رفتار آن هیچ ارتباطی ندارد و چنین باور یک قیاس مع‌الفارق بشمار می‌رود.

«فقط» به آشناها اعتماد کردن

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

از زمانی که جمعیت انسان‌ها افزایش یافت، دسته‌ها و گروه‌های مختلفی هم در جوامع شکل گرفت. همیشه هم این‌طور بوده که انسان‌‎ها به کسانی که در گروه خودشان حضور دارند (خانواده، دوستان، همکاران یا همکلاسی‌ها) بیشتر از اعضای گروه‌های دیگر اعتماد داشته‌اند. ما اغلب به اعضای تیم مقابل بی‌اعتماد هستیم و همیشه با شک و ظن به آنها می‌نگریم. محققان این پدیده را «جانبداری درون‌گروهی» یا «تبعیض درون‌گروهی» می‌نامند. مردم اغلب در ارزش و اعتبار گروه‌هایی که خودشان در آن حضور دارند، اغراق می‌کنند و در مقابل، کسانی که نمی‌شناسند را دست‌کم می‌گیرند.

عمومیت دادن یک اتفاق به کل زندگی

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

اگر تصور می‌کنید که اگر یک اتفاق یک‌بار بیان‌گر واقعیتی بوده، حتما در دیگر شرایط هم همین مفهوم را باید داشته باشد، سخت در اشتباه هستید و در تله‌های ذهنی گرفتار شده‌اید. اگر یک فروشنده سر شما کلاه گذاشته و مبلغ بیشتر از خریدتان از کارتتان برداشت کرده، دلیل نمی‌شود که به همه فروشنده‌ها شک کنید.

اعتماد کورکورانه به باورهای جمعی

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

اغلب مردم خیال می‌کنند اگر گروهی از افراد به یک موضوع باور داشته باشند، یا یک مسیر را بروند یا یک کار مشخص را انجام دهند، پس آن موضوع، مسیر یا کار حتما درست است؛ یعنی تصور می‌کنند که «امکان ندارد اکثریت مردم اشتباه کنند». این افراد اغلب اگر متوجه شوند که باور شخصی آنها مورد قبول بقیه نیست، سریعا از آن دست می‌کشند زیرا به صحت آن شک می‌کنند. تمایل درونی انسان برای قبول نظرات گروهی باعث می‌شود تا ما پیش از قبول هر نظری، داده‌های آماری را با دید منتقدانه بررسی و ارزیابی کنیم. به این صورت می‌توانیم از پیروی کردن کورکوانه یک ایده نادرست دست برداریم.

فقط رفتارها و کارهای «مثبت» خود را به یاد آوردن

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

همه مردم همیشه فقط کارهای خوب و مثبت خود را با خاطر می‌آورند و بعضا حتی در این کار زیاده‌روی هم می‌کنند. دنیل کانمن، برنده جایزه نوبل در این رابطه گفته: بسیار عجیب است که فقط عده محدودی از انسان‌ها نظرات و عقاید خود را تغییر می‌دهند. از آن عجیب‌تر اینکه وقتی چنین کاری را می‌کنند خودشان متوجه این امر نیستند. پس از تغییر عقیده دادن همه تصور می‌کنند که از اول همین‌طور فکر و رفتار می‌کرده‌اند.

تغییر شرایط زندگی در آینده

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

چندین مطالعه علمی متفاوت نشان داده، وقتی انسان خود را در آینده تصور می‌کند، بخشی از مغز که مسئول فکر کردن به دیگران است، فعال می‌شود. به زبان ساده‌تر، وقتی از ما خواسته می‌شود تا به آینده خود فکر کنیم، اغلب فردی را در ذهنمان مجسم می‌کنیم که به خودِ واقعی‌مان در زمان حال هیچ شباهتی ندارد.

«اثر پلتزمن»

ایده این اثر این است که فراوانی امکانات حفاظتی و امنیتی مختلف این احساس را به فرد می‌دهد که او شکست‌ناپذیر و مغلوب نشدنی است. به همین خاطر، احتمال تصادف بالا می‌رود. به‌طور مثال، اگر شما کلاه ایمنی را از یک موتوسوار بگیرید، بسیار ایمن‌تر رانندگی خواهد کرد تا زمانی که همه تجهیزات ایمنی را پوشیده باشد.

تله‌ی ذهنی «انتظار مثبت»

این دام فکری اغلب در کسانی مشاهده می‌شود که علاقه زیادی به قمار کردن دارند. آنها تصور می‌کنند که پس از چندین بار باختن در بازی، حتما در دست بعدی برنده خواهند شد. تصور غلط در مورد خوش‌شانسی و اقبال در مورد کار انسان‌ها هم می‌تواند مصداق داشته باشد.

عبارات قافیه‌دار و موزون

مردم وقتی با عبارت‌های ریتم‌دار مواجه می‌شوند، بیشتر به آن اعتماد می‌کنند. به همین خاطر است که اغلب کمپانی‌ها برای شعارهای تبلیغاتی خود از عبارات موزون و خوش‌قافیه بهره می‌گیرند.

توجه به خبرهای بد

۱۳ تله ذهنی که کنترل زندگی ما را در دست گرفته‌اند

مردم اغلب به سمت خبرهای بد گرایش بیشتری دارند. دانشمندان گمانه‌زنی می‌کنند که از نظر مردم، خبرهای بد اهمیت بیشتری دارد. همچنین این خبرها باعث می‌شود تا مردم اعتماد بیشتری به آن پیدا کنند. شاید به این خاطر که اخبار خوب همیشه مورد سوءظن قرار دارند و خیلی جذاب نیستند.

تاثیر ایکیا

اگر مادر یا مادربزرگ ما برایمان یک دستکش ببافد، آن را بسیار دوست خواهیم داشت. این در حالیست که اگر همان دستکش را در مغازه ببینیم، به هیچ عنوان نظرمان را جلب نمی‌کند. دلیلش این است که انسان عادت دارد برای مسایل و وسایلی که به خویشاوندان، خانواده و نزدیکان او مربوط می‌شود ارزش و اعتبار بیشتری قایل باشد.

برتری بر دیگران

بر اساس مطالعات جدید، گفته می‌شود کسانی که رانندگی می‌کنند بسیار دوست دارند دست‌فرمان خود را به رخ دیگران بکشند. تقریبا بیشتر مردم، مهارت‌های خود را بیشتر از حد متوسط می‌دانند و به توانایی خودشان شک ندارند. همین بزرگ‌پنداریِ مهارت‌ها باعث می‌شود تا باور درست و واقعی نسبت به خود نداشته باشند.

در آخر این سوال پیش می‌آید که چگونه می‌توان از این دام‌های ذهنی و فکری رهایی یافت؟ بهترین روش برای این منظور این است که از کلیشه‌های فکری موجود دست بکشید. هرگز احساسات خود را با آنچه اجتماع یا دیگران سعی در القاء آن دارند، اشتباه نگیرید.


شغل‌تان چیست؟ نویسنده‌ی زندگی خود هستم!


مجله پنجره خلاقیت: امروزه و با مشغولیت های زیادی که اغلب مردم دارند و گله ای که همواره از زمان می کنند و می گویند: «وقت کافی نداریم»، باید این نکته مهم را به یاد داشته باشید که هر یک از ما تنها یک مسوولیت و شغل داریم و آن، «کنترل زندگی و لذت بردن از آن» است. برای انجام این کار، انسان همیشه در جست و جوی راهی برای تغییر است تا بتواند شرایط بهتری را برای خود فراهم کند. یکی از بهترین ابزارهایی که هزینه ای هم ندارد و بسیار قدرتمند هم هست، اولویت بندی است.

اولویت بندی اقدامی است برای رسیدن به موفقیت. با این کار، اقدامات و کارهای شما هدفمند می شوند و راه حل های زیادی در اختیار شما قرار می گیرد. اولویت بندی، از چشم انداز شما حاصل می شود. اغلب مردم، کارهای خسته کننده و زجرآوری انجام می دهند. چون اغلب شان کارهای تکراری و روزمره هستند و براساس هدف و چشم اندازشان نیست. پس چطور باید اولویت بندی کنید و کارها را به طریقی انجام دهید که به شما انرژی مثبت و انگیزه کافی برای انجام شان بدهد؟

اولویت بندی مفید و الهام بخش، از شناسایی آن چه برای شما مهم است، شروع می شود. پنج سال آینده را در نظر بگیرید و از خود بپرسید، دستاوردهای کلیدی من چه هستند؟ چه کارهایی برای تحقق اهدافم انجام دهم تا رضایت کامل از خودم و عملکردم داشته باشم؟ پاسخ این سوالات، باید تمام جوانب زندگی شما را دربر گیرد. مثلا اگر شما یک کار خیلی مهم مثل نوشتن یک کتاب را انجام داده باشید، آیا سلامتی شما هم مد نظر قرار گرفته است؟ یا این که این کار جزو اولویت های شما نبوده؟

 

 شما فقط می‌توانید نویسنده زندگی خود باشید، این تنها شغل شماست

برای خودتان تعیین کنید که چه کارها و اقداماتی را باید در طول ماه، هفته یا روز انجام دهید تا موفقیت های لازم در تمام ابعاد زندگی را به دست آورید. توصیه می کنم، غیر از اولویت بندی روزانه، از اولویت بندی هفتگی و ماهانه هم استفاده کنید و آن ها را انجام دهید. یادتان باشد اولویت بندی، برای دستیابی به موفقیت است و نه برای انجام دادن کارهای فوری و اورژانسی. در حقیقت اولویت بندی یعنی انتخاب و تصمیم گیری برای انجام کارهایی که شما را به موفقیت دلخواه و ایده آل برساند. سه مرحله ساده برای شناخت اولویت ها به این شرح است:

۱٫ تعیین محدوده زمانی مثلا هفتگی، ماهانه و سالانه.
۲٫ تعیین حوزه مورد نظر مثلا کسب و کار و زندگی.
۳٫ پاسخ به سوال: چه کاری را در چه زمانی انجام دهم تا احساس رضایت کامل داشته باشم؟

با این اقدامات ساده، شما نویسنده زندگی خود خواهید بود و کنترل زندگی را در دستان تان خواهیدداشت و همواره احساس بهتری از خود دارید. پس تصمیم با خودتان است. آیا می خواهید برای زندگی اولویت بندی کنید؟ یا قصدتان انجام کارهای فوری و اورژانسی است؟ انجام کار براساس اولویت بندی، نیاز به هوشمندانه کارکردن دارد و نه کارکردن بیشتر. هنر در این است که کمتر ولی مفیدتر کار کنید. شخصی باشید که برای زندگی خود، استراتژی و نقشه راه دارد و اولویت بندی را هم براساس استراتژی انجام دهد. یک مساله بسیار مهم که در تعیین و پیاده سازی اولویت های شما نقش مهمی ایفا می کند، شرایط محیطی و اطراف شماست.

 

بسته به اتفاقاتی که رخ می دهند، احتمال تغییر در اولویت های شما هم وجود دارد، پس نگران نباشید و همواره با بررسی و بازنگری در روند اجرای کار، کنترل اولویت ها را در دست بگیرید تا بتوانید در زمان مناسب، تغییرات لازم را ایجاد کنید. بعد از اولویت بندی، مهمترین مساله ایجاد عادت هایی است که شما را در اجرای این کارها کمک می کنند. اگر  امروز تصمیم به اولویت بندی گرفتید، ابتدا اولویت های گذشته تان را شناسایی کنید و آنها را به اتمام برسانید، بعد، براساس چشم انداز و اهداف تان اولویت بندی مناسب و لازم را انجام دهید.

دو تکنیک ساده برای انجام اولویت های روزانه:

۱٫ به جای این که روزتان را با چک کردن ایمیل و پیام های تلگرام شروع کنید، به تقویم و لیست کارهای اولویت بندی تان نگاه کنید. چون این کارها حتما در همان لیست روزانه گنجانده شده اند.

۲٫ همه وسایلی که شما را از تمرکز روی کار باز می دارند، از خودتان و اطراف تان دور کنید و در یک زمان فقط یک کار انجام دهید. تمرکز روی یک کار و شروع آن کار و تمام کردنش، خیلی سریع تر و مفیدتر خواهدبود. چندکاره نباشید، فقط یک بار، یک کار را در یک زمان شروع و تمام کنید.


چگونه زندگی متوازن خواهیم داشت؟


مجله پنجره خلاقیت – یادداشتی از محمدرضا محسنی، کارآفرین: امروز می خواهیم به این بحث بپردازیم که چگونه می توانیم توازن زندگی مان را در حیطه های مختلف حفظ کنیم و چرخ زندگی را به همان شکل دایره ای پیش ببریم که بیشترین سرعت را در رسیدن به آرزوهای مان داشته باشیم؟ به هر حال زندگی ما، نه صرفا از کار تشکیل شده است، نه صرفا از خانواده؛ وجوه مختلفی در زندگی دخیل هستند و مجموعه اینها، چیزی به نام زندگی را می سازد.

فکر می کنم زمان مناسبی است که درباره این بحث توازن صحبت کنیم، چون خودم در حال حاضر، خیلی به دنبالش هستم؛ دنبال یکسری معانی و مفاهیم جدید هستم؛ حتی مطالعات جدیدی دارم که ببینم چطور این توازن را برقرار کنم؛ چون احساس می کنم در بعضی جاها این توازن وجود ندارد. مثلا در حوزه های سلامتی و ورزش، احساس می کنم یک پای شان می لنگد.

من اصطلاحی در کارم دارم و دوست دارم درباره اش صحبت کنم؛ بحث در مورد کلمه ای است به نام «شامل شدن». بسیاری از کسب و کارها را می بینیم که با عدم موفقیت، رشد یا پایداری مواجه می شوند.

 

وقتی با کسی که صاحب آن کار است صحبت می کنم، نکته ای که پیدا می کنم و بر آن تاکید می کنم این است که «شما مشکل تان در شامل شدن بوده است». مانند این است که بخشی از شرکت ما دچار بحران شود و تمام شرکت و توانش را برای آن بحران و حل آن یک مسئله بگذاریم. این کار باعث می شود که از دیگر بخش ها دور شویم. اینکه در بیزینس یا حتی زندگی برای رشد، خیلی روی تمرکز توجه می کنند، منافاتی با «شامل شدن» ندارد.

 

چگونه زندگی متوازن خواهیم داشت؟ 

شامل شدن یعنی این که من الان دارم روی این موضوع کار می کنم، ولی حواسم باید به موضوعات دیگر هم باشد و آنها را هم بررسی کنم. این چرخ زندگی که اشاره می شود، برای من هم همین طور است.

 

احساس می کنم که به اندازه کافی به کارم اهمیت داده ام؛ خوب رشد کرده، خوب توسعه پیدا کرده است، خوب دارد جلو می رود، از آن طرف احساس می کنم برای خانواده ام خوب بوده، ولی برای شخص خودم احساس می کنم چالش هایی داشته است؛ یعنی آن قدر که باید به خودم اهمیت می دادم، اهمیت نداده ام.

دوست دارم بیشتر راجع به این کلمه «شامل شدن» نوشته شود و خود من هم مطالعاتم را در موردش تکمیل کنم که یک بار دیگر، مفصل تر در موردش صحبت کنیم. وقتی داریم زندگی افرادی را که در دنیا به معنای واقعی افراد موفق تری بوده اند، بررسی می کنیم، می بینیم که اینها به شامل شدن در قسمت های مختلف زندگی، بعدهای مختلف کاری و مسیرهایی که می روند، توجه کافی داشته اند؛ یعنی تک بعدی جلو نرفته اند.

 

تا به حال راهکارهای مختلفی برای این موضوع داده اند، کتاب های زیادی در مورد این موضوع نوشته شده است و مقالات زیادی وجود دارد که خیلی از آنها هم راهکار دارد.

زمانی خود من که این راهکارها را می خواندم و به اجرا در می آوردم، بعد از مدتی بی خیال می شدم و آنها را انجام نمی دادم. بعد که نگاه کردم، دیدم بینشش در من شکل نگرفته است که من اول قبول کنم اگر همه قسمت های مختلف را شامل نشوم – چه در کار، چه در زندگی و چه هر جای دیگر -، اتفاق های بدی برای من در راه است، شرایط نامناسبی در آینده برایم به وجود می آید.

پس موضوع مهم این است که اول این را قبول کنید، باور کنید همان قدر که کار شما مهم است، همان قدر خانواده تان مهم است. چرا شما فکر می کنید خیلی ها در کارشان تا یک دوره ای موفق اند، ولی بعد از آن دوره، بی خیال همه چیز می شوند؛

 

ورشکستگی های عجیب و غریب به وجود می آید. مثلا در حوادث می خوانید که شخصی مدیر موفقی بوده، پزشک متخصصی بوده، سپس دست به کشتن خود و خانواده اش زده یا کارهای عجیب و غریب دیگری کرده است. این به دلیل آن است که این افراد تک بعدی جلو رفته اند و یک روز، از همه چیز بریده اند.

من فکر می کنم اول باید این نگرش در ما به وجود بیاید. باید برای نگرشمان فکر و تک به تک کار کنیم. همه این موضوعات برای این است که ما رضایت بیشتری داشته باشیم. اگر قرار است در کارمان موفق شویم، اگر قرار است در بیزینس مان رشد خوبی داشته باشیم، اگر قرار است خانواده خوبی داشته باشیم، اگر قرار است به حوزه سلامت و بعد معنوی و اخلاقی و حتی تفریح خودمان اهمیت دهیم، در نهایت همه اینها قرار است به ما رضایت درون بدهد.

امروز جمله ای را در جایی می خواندم، نوشته بود «بیایید اول بنویسید که واقعا چه چیزهایی در این دنیا، باعث رضایت شما می شوند. شما امروز کاری را شروع کرده اید، خانواده ای تشکیل داده اید، بیزینسی را راه انداخته اید، وارد یک کار خیریه شده اید یا …؛ اول نگاه کنید که اینها مال شماست؟ حال شما را خوب می کنند یا نه؟»

شخصی می گفت: «تمامی سوءتفاهم ها در این دنیا برطرف می شوند، اگر بتوانیم خودمان را جای دیگران بگذاریم.»

خیلی از افراد جامعه ما به صورت افراطی همه خوشبختی و لذت را در پول می بینند و دیوانه وار به این سمت حرکت می کنند. من آدم های بسیار زیادی را دیده ام و حتی خودم را نگاه می کنم و با اطمینان کامل می گویم که پول نمی تواند باعث رضایت درون ما بشود. اینکه ما تلاش کنیم، حرکت کنیم و تمام توان مان را برای پول بگذاریم، چیز بدی نیست، ولی در کنار پول به موضوعات دیگر هم باید فکر کنیم؛ به لذت های دیگر زندگی، به چیزهایی که روح و روان و جسم ما را راضی می کند، باید فکر کنیم.


پرایدُلوژی؛ تلخ و شیرین ٢ دهه زندگی ایرانیان با پراید


روزنامه شرق – معصومه اصغری: پیکان هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد خودرویی جمع‌وجور و نرم و نازک بتواند بعد از او تبدیل به خودروی بیشتر مردم ایران و خودرویی پرخاطره برای همه تبدیل شود. می‌توان گفت همه مردم ایران به شکلی با پراید خاطره دارند؛ حالا یا خودشان و خانواده و فامیلشان پراید داشته‌اند یا در شهرشان سوار پراید شده‌اند. البته خاطرات از پراید را حتما باید به دو بخش خاطرات تلخ و شیرین تقسیم کنیم.

 

پراید را می‌توان یکی از موارد متعدد تجددهای مسئول‌خواسته و اجبارشده در زندگی مردم ایران قلمداد کرد؛ گزینه‌ای که هیچ گزینه مقابلی برای انتخاب نداشت و اگر پولتان و شرایطتان به اندازه خودروهای گران‌تر نبود، مجبور بودید همان پراید را داشته باشید.

 

البته پرایدی که تا اینجا از آن صحبت می‌کنیم، پراید تا هفت – هشت‌میلیونی قبل از سال ٩٠ است که تقریبا همه مردم ایران از پیرمرد تا نوجوانانی که تازه ١٨ سالشان شده بود، می‌توانستند بخرند. حالا که درباره ازرده‌خارج‌کردن این خودرو محبوب ایرانیزه‌شده صحبت می‌کنیم، پراید به انواع مختلف و متفاوت و البته گرانی تغییر ماهیت داده و فرزندان زیادی دارد که هر طور شکل و داخلشان را تغییر دهد و جان به جانشان کند، باز هم پراید خواهند بود. پراید دیگر یک خودرو ارزان نیست که هر خانواده‌ای بتواند یکی از آن را داشته باشد؛ به عبارت دیگر این پراید نبود که خود را با خانواده‌های ایرانی تطبیق داد، این خانواده‌های همیشه منحصربه‌فرد و شگفت‌انگیز ایرانی بودند که باوجود همه نیش و زخم‌هایی که از پراید دیدند و می‌بینند باز هم برای پراید سرودست می‌شکنند و نمی‌گذارند این خودرو روی زمین بماند و حتی با قیمتی سه‌برابری باز هم پراید می‌خرند.

 

 پرایدُلوژی

 

خبری که شرکت سایپا در توقف خط تولید خودرو پراید هاچ‌بک اعلام کرده است، چندان جدید نیست و بارها این خبر تشویقی برای ولع بیشتر بازار و مردم ایران به خرید، پراید اعلام شده است. از اواخر سال ٩١ که موضوع استانداردهای خودروهای داخلی مطرح شد و آپشن‌های پراید در حد حداقل‌ها هم نبود، موضوع ازرده‌خارج‌شدن این خودرو را بارها مسئولان راهور و سایر مسئولان شهری و نمایندگان مجلس مطرح و پیگیری کردند؛ اما مثل همیشه، زور خودروسازان به همه مسئولان اجرائی چربید و پراید مقتدرانه به راه خود ادامه داد.

 

مسئولان شرکت سایپا گفته‌اند توقف پرتیراژترین خودروی داخلی را با توقف تولید پراید ۱۱۱ هاچ‌بک شروع کنند؛ اما این اعلام که از حالا برای اردیبهشت سال آینده اعلام شده، معلوم نیست اجرائی شود و برای چندمین بار بیشتر بوی بازاریابی برای تولیدات این خودرو را دارد و باید دید چقدر این قول می‌تواند اجرائی شود.

 

سری کره‌ای هنوز خواهان دارد

 

سری اول پرایدهای هاچ‌بک و صندوق‌داری که وارد ایران شده بود و تا مدتی تولید هم می‌شد، به سری کره‌ای معروف بودند که هم بدنه قوی‌تری داشتند و هم از نظر جان‌سختی، بسیار زبانزد بودند و می‌توانستید تفاوت را در صدای نفس‌کشیدن خودرو هم متوجه شوید. پرایدهای کره‌ای هنوز هم خواهان دارد و کسانی که همان سال‌ها پراید کره‌ای داشتند، شاید تا امروز آن را نگه داشته باشند و هنوز از سری کره‌ای‌بودن پراید یک آپشن مهم در خرید آن است.

 

یکی از دوستان می‌گفت همکار پزشکم دهه ٧٠ یکی از پراید‌های هاچ‌بک کره‌ای را خرید و آن زمان کلی باکلاس بود و هنوز هم آن را نگه داشته است. علت این تفاوت بین نمونه کره‌ای و تولیدات داخل، جز این بود که تولید داخل تمام آپشن‌های مهم در اتاق و بدنه را از این خودروی جمع‌وجور و سبک گرفته بود؟ خودرویی که بدنه‌اش با یه مشت فرو می‌رفت، چطور می‌توانست در تهران و ترافیک و تصادفات روزمره‌اش جان‌سختی کند و از خود و راننده و سرنشینانش دفاع کند؟

 

 خودروی فشن‌اسپرت‌های پایین‌شهر

 

پراید هاچ‌بک اولین سری از خودروهایی بود که جوانان قشر متوسط و به قولی پایین‌شهری می‌توانستند روی آن مانور دهند و کَل‌کَل راه بیندازند. خودروهایی مثل گلف و گُل هاچ‌بک آن زمان برای جوانان این طبقه گران بود؛ اما پراید هاچ‌بک گزینه جدید و نزدیک به هدفی بود که هنوز هم به ذائقه همین قشر خوش می‌آید. به عبارتی این‌ گونه متغیر شده خودرویی تا امروز دو نسل از جوانان دهه ٦٠ و ٧٠ را همراهی کرده و هنوز هم مشتاق به همراهی است.

 

 پراید و پایان دونفره جلو نشستن

 

وقتی پراید تبدیل به خوردرو بیشتر شهرهای ایران شد، تقریبا همه به این نتیجه رسیده بودند که این خودرو مناسب خانواده‌های شلوغ و ایرانی نیست؛ اما باز هم این خانواده‌های ایرانی بودند که خود را با پراید تطبیق دادند و جمعیتشان را کم کردند تا به پراید فشار زیادی وارد نشود. این‌گونه بود که قوانین و آیین‌نامه‌هایی برای کم‌سرنشین‌بودن در پراید تصویب شد. هم‌زمان با موجی که برای بستن کمربند ایمنی حداقل برای راننده و سرنشین جلو، شروع شده بود، قرار شد فقط یک نفر جلو بنشیند و دو نفر به جای سه نفر روی صندلی عقب بنشینند؛ چون اتاق پراید از نظر عرض، طول و ارتفاع، جواب‌گوی سه نفر آدم بزرگ نبود.

 

البته این آیین‌نامه‌ها به شکل کامل اجرائی نشد و هنوز صندلی عقب در عرف اجتماعی و قواعد شهری و نه قوانین، همان سه‌نفره است؛ اما پراید خاطرات مشترک بسیاری را از دو نفر جلو نشستن از بین برد و دیگر نه پراید جایی برای دونفره‌نشستن داشت و نه جریمه‌های قانونی می‌گذاشت این نزدیکی دوستی‌خیز ادامه یابد.

 

پرایدُلوژی؛ تلخ و شیرین ٢دهه زندگی مشترک ایرانیان با پراید

 

 گزینه مهم برای ازدواج

 

بسیاری از جوانان در این سال‌ها با پراید ازدواج کردند؛ یعنی اول پراید خریدند بعد رفتند خواستگاری و جواب مثبت هم گرفتند. پراید برایشان بلیت و برگ برنده بود؛ چون با پراید همه کاری می‌شد انجام داد و دیگر حتی نگران بی‌کاری داماد نبودند. دامادی که می‌توانست پراید داشته باشد، می‌توانست رشد کند و مدل‌های بالاتر را هم بخرد و غیر از این چند سال آخر، کلاس خوبی هم در قشر متوسط رو به پایین جامعه داشت. قشری که حتی مدیرعامل سایپا هم معتقد است پراید را اصلا برای همین قشر تولید می‌کنند. یادم هست برادر یکی از دوستان بدون سربازی و کار در دوره دولت نهم وقتی نوسازی خودروهای فرسوده را راه انداخته بودند، یک پیکان قراضه داد و با وام یک پراید نو خرید و چند ماه بعد هم ازدواج کرد.

 

چه سفرها که نرفتیم با پراید

 

واقعیت انکارنشدنی پراید این است که این خودرو بسیاری از خانواده‌های ایرانی را خودرودار کرد و بسیاری از خانواده‌های ایرانی اولین سفر شمال و مشهدشان را با پراید رفتند. پدر من هم مثل بسیاری از خانواده‌ها برای هزینه‌های خرید خانه سازمانی پیکان آلبالویی جذابش را فروخته بود و سال‌ها بود ماشین نداشتیم.

 

اولین سفر خانوادگی با ماشین ما وقتی بود که خواهرم گواهینامه گرفت و پرایدی کره‌ای خرید و ما اولین شمال مشترکمان را رفتیم. در دوره‌ای آن‌قدر پراید در سفرهای نوروزی و تابستانی در جاده‌ها غالب بود که پلیس راهور درمورد این وضعیت گزارش ویژه ارائه می‌کرد. این دوره دوره‌ای بود که هنوز مسئولان راهور و سایر مسئولان اجرائی بنایی بر اعلام تلفات این خودرو نداشتند. پراید برای خانواده‌های ایرانی که عادت به سفر با خودرو به شکل کمپینگ و با لوازم بسیار دارند مناسب نبود اما باز هم این خانواده‌های ایرانی بودند که خود و خانواده را با صندوق کوچک و اتاق تنگ تطبیق دادند و باز هم به سفر رفتند.

 

 گزینه مطلوب برای تاکسی پایتخت

 

آن‌قدر پراید گزینه مطلوبی برای شهروندان بود كه مسئولان دولت‌های نهم و دهم و البته با مخالفت مدیریت شهری وقت به پراید رنگ زرد زد و آن را وارد تهران کرد تا به‌عنوان تاکسی فعال شود. رانندگان تاکسی که سال‌ها منتظر نوسازی پیکان قراضه خود بودند، باز هم چاره و گزینه‌ای جز پراید نداشتند و مثل مردم تهران مجبور به قبول این خودرو شدند. این‌گونه بود که پراید با همان اتاق تنگ و کوتاهش تبدیل به تاکسی غالب در تهران و شهرهای دیگر ایران شد و مسافرانش همان‌طور فشرده کنار هم نشستند. تاکسی‌های پرایدی که کمتر از ١٠ سال از عمرشان نمی‌گذرد، این روزها در نوبت نوسازی هستند و حالا تنها رانندگان تاکسی هستند که باید تاوان وام آن را بدهند و باز هم گزینه‌های پیش‌رویشان با توجه به پولشان اختیاری نیست.

 

جای خالی پراید براي مسافرکش‌ها

 

در این سال‌ها در کنار پراید تاکسی، گزینه دیگری به حمل‌ونقل شهری هم اضافه شد که مورد استفاده و اقبال مردم و البته اعتراض رانندگان تاکسی بود و آن هم مسافرکش‌های پرایدی بود. از آنجا که پراید گزینه معمول و معقولی برای قشر متوسط بود، بسیاری از امکان مسافرکشی با پراید در ساعات مختلفی از شبانه‌روز و قبل و بعد از اداره استفاده می‌کردند.

 

در دوره‌ای دولت و مدیریت شهری سعی در حذف این مسافرکش‌ها و ساماندهی آنها داشتند که موفق نشدند و این مسافرکش‌های پرایدی کماکان در تهران و شهرهای دیگر حضور دارند و حسابی هم فعال هستند. در این مورد باید گفت این آپشن برای پراید که مورد اعتماد مردم هم هست، تبدیل به یک شغل شده و حالا این نگرانی وجود دارد که اگر پراید دیگر تولید نشود، این قشر که با پراید مسافر و حتی بار جابه‌جا می‌کردند و نان شب درمی‌آوردند، چه می‌کنند؟

 

 رکورد دزدی از پراید در ٣ ثانیه

 

از جایی به بعد پرونده پراید آن‌قدر سنگین شد که مسئولان انتظامی و راهور نمی‌توانستند آمار ندهند و به‌این‌ترتیب آمارهای نگران‌کننده در مورد پراید یکباره همه‌جا را پر کرد. مسئولان انتظامی پراید را ناامن‌ترین خودرو از نظر دسترسی سارقان اعلام کردند. محمد رویانیان در دوره‌ای که رئیس ستاد مدیریت حمل‌ونقل و سوخت کشور بود، اعلام کرد ۴۴ درصد تصادفات منجر به واژگونی و فوت مربوط به دو خودروی پیکان و پراید است. سردار تقی مهری، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا هم با استناد به آمارها اعلام کرد بیش از ۲۳ درصد تصادفات فوتی با پراید رخ داده است. چندی‌قبل هم دزدی ٥٠ساله که از کرج به مشهد کوچ کرده بود، رکورد دزدی از پراید را شکست. او که در اطراف مراکز مهم تجاری، اموال داخل خودروهای پراید را می‌ربود، اعتراف کرد دزدگیر خودروها را در سه ثانیه قطع می‌کرد.

 

 فارغ از این آمار مردمی که سوار پراید می‌شدند، به چشم خود می‌دیدند که در خانواده‌های اطراف خود چگونه قربانی می‌گیرد و این‌گونه بود که خاطرات پراید از جایی به بعد دیگر بیشتر تلخ بود تا شیرین. پراید مثلث ناامنی جاده‌های ایران یعنی جاده‌های ناایمن و غيراستاندارد و راننده سهل‌انگار را تکمیل کرد. در آماری که پزشکی قانونی در سال ٩٣ از تعداد کشته‌شدگان حوادث جاده‌ای اعلام کرد مشخص شد که دو‌هزار و ٤٥٤ نفر از کشته‌شدگان حوادث رانندگی سال ١٣٩٢، راننده یا سرنشین خودروی پراید بوده‌اند.

 

 وقتی از پراید حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

 

پرایدُلوژی؛ تلخ و شیرین ٢دهه زندگی مشترک ایرانیان با پراید

 

محصول ویژه‌ای که گفته می‌شود به‌‌عنوان پرفروش‌ترین محصول خودروسازان داخلی سود قابل توجهی را هم برای شرکت سایپا به همراه داشته است و دارد، حالا دیگر تبديل به نماد و مفهومی اجتماعی در جامعه ما شده است. پراید و پرایدسوار و همه موضوعاتی که به این خودرو مربوط می‌شود معرفی‌کننده قشر و سطحی در اجتماع ماست که بیشترین قشر اجتماع هستند. وقتی از پراید حرف می‌زنیم از زندگی و روندی کم‌کیفیت، گاهي شاد و گاهي تلخ حرف می‌زنیم که به شکل نمادی از زندگی بسیاری از ایرانیان است که دچار آن هستند و حداقل فعلا چاره‌ای جز آن ندارند و با همان هم خوش هستند.

 

وقتی از پراید حرف می‌زنیم یا در شبکه‌های اجتماعی هشتگ آن را کنار موضوعات دیگر می‌آوریم یا مثال پراید را برای هر موضوع کم‌اهمیت می‌آوریم، به نوعی شروع به اعتراض اجتماعی می‌کنیم؛ اعتراضی که در نتیجه عدم امکان تغییر در زندگی واقعی به وجود آمده است.


پیدایش یک اسطوره؛ مسیر زندگی «اسکانیا» از گذشته تا امروز


هفته نامه خودرو امروز: اسکانیا از معروف ترین و شناخته شده ترین سنگین سازان اروپایی در دنیاست که بازار رو به رشد و پرفروشی نیز در منطقه آمریکای لاتین و خصوصا برزیل دارد. این سنگین ساز سوئدی که باید آن را قهرمان فروش چند سال اخیر بازار کشورمان نیز بدانیم، تولید کامیون های دیزلی خود را از سال ۱۹۳۶ با ساخت اولین موتور دیزل، آغاز کرد. اسکانیا قبل از آن نیز به ساخت خودروهای تجاری باری و مسافری با موتورهای بنزینی مشغول بود.

سال ۱۹۳۶ و موتور دیزل اسکانیا


این روند که موتورهای دیزلی در ابتدا محبوب نبودند، یک حقیقت در تاریخ این پیشرانه هاست. در دهه سوم قرن پیش بود که امتیازات این پیشرانه ها بر همگان معلوم شد و این موتورها کم کم جای خود را در دنیای سنگین وزن ها و سپس خودروهای سواری پیدا کردند. اسکانیا فعالیت خود را پیشرانه های دیزلی از سال ۱۹۳۶ آغاز کرد اما پیدایش این کمپانی به سال ۱۸۹۱ و تاسیس شرکت vabis باز می گردد. در سال ۱۸۹۷ اولین خودروی این شرکت که اولین خودروی کاملا سوئدی نیز شناخته می شود، معرفی شد و ۳ سال بعد، وابیس به ساخت دوچرخه نیز روی آورد.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 
پیشرانه های دیزل سنگین که امروزه از محصولات اسکانیا به شمار می روند، در سال ۱۹۰۵ معرفی شدند و زمینه سازی برای روی کار آمدن اولین اتوبوس سوئدی از سوی وَبیس در سال ۱۹۱۱ بودند. این اتفاق باعث شد تا از سال ۱۹۲۲، این مجموعه تمرکز خود را روی تولید اتوبوس و کامیون معطوف کند و همین رویه منجر به تولید قوی ترین اتوبوس تولید در سال ۱۹۲۷، تولید اولین اتوبوس بی دماغ این شرکت در سال ۱۹۳۲ و سرانجام طراحی و تولید اولین پیشرانه دیزلی اسکانیا در سال ۱۹۳۲ شود.

از اولین کامیون شهری تا اولین کامیون بی دماغ


اسکانیا تا سال ۱۹۴۴ به ساخت اتوبوس و کامیون مشغول بود. با این تفاوت که ساخته های باری این شرکت بیشتر مناسب مناطق بیرون شهری و البته با ویژگی های جنگی بود. در این سال اولین کامیون مناسب تردد در شهر از سوی این شرکت ارائه شد که یک نمونه دومحوره با موتور ۴ سیلندر ۹۰ اسب بخاری به نام L10 بود.

 نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز

مدل L10

موفقیت های کامیون های ساخت اسکانیا به قدری زیاد بود که تا سال ۱۹۵۱ نزدیک به یک سوم از تولیدات این شرکت به ۱۹ کشور دیگر صادر می شدند. این رویه باعث افزایش تمرکز مدیران اسکانیا روی تولید خودروهای باری شد تا جایی که در سال ۱۹۵۶ سهم خودروهای صادراتی به نصف مجموع تولیدات رسید و اسکانیا را مجاب کرد تا یک سایت تولیدی در کشور برزیل تاسیس کند. اسکانیا در سال ۱۹۶۳ اولین کامیون بی دماغ خود را معرفی کرد که LB76 نام داشت و در نسخه کشنده نیز روی خط تولید رفت.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

مدل LB76

در سال ۱۹۶۹ اولین موتور V8 اسکانیا روی سری LB140 با ۱۴٫۲ لیتر حجم، مجهز به توربوشارژر و خروجی ۳۵۰ اسب بخاری در کنار گشتاور ۱۲۴۵ نیوتن متری قرار گرفت. این کامیون که با نام super 140 شناخته می شد باعث شد تا امروز، اسکانیا با نام king of the road یا سلطان جاده شناخته شود. این پیشرانه تا چندین سال قوی ترین موتور تولید انبوه جهان بود.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

 مدل LB140

ورود به دنیای مدرن تر


دهه ۸۰ میلادی، سرعت روند رو به توسعه خودروها از نظر الکترونیک، رفاه سرنشینان و راننده ایمنی، بازده موتوری و فنی و.. افزایش چشمگیری پیدا کرد. اسکانیا در سال ۱۹۸۰ اقدام به معرفی سبد تولیدات باری خود به صورت کامل کرد که در این بین کشنده های دوربرد، میان برد و کوتاه برد را در کنار کامیون دماغ دار خودش به روی خط تولید برد و نام آن را سری ۲ گذاشت. این سری ها بعدا با نام GPRT به طور کلی شناخته شدند که تا امروز نیز به همین نام معرفی می شوند با این تفاوت که سری T از سال ۲۰۰۵  از خط تولید کنار گذاشته شد. طراح سری ۲ اسکانیا، کمپانی معروف ایتال دیزاین و سرطراح آن یعنی جیورجیو جیوجیارو بود که هنوز هم خطوط این طراحی که اساس و اصالت کامیون های اسکانیا را از آن روز تشکیل داده اند می توان در محصولات فعلی این شرکت نیز مشاهده کرد.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

سری GPRT

اسکانیا در سال ۱۹۸۷ اقدام به معرفی نسل سوم کرد که براساس خطوط طراحی نسل دوم بود. این کامیون ها دارای موتورهای ۹ لیتری، ۱۱ و در نهایت ۱۴ لیتری V8 بودند که توانایی تولید ۲۳۰ تا ۵۰۰ اسب بخار قدرت داشتند. این سری در سال ۱۹۸۸ عنوان کامیون برتر قاره اروپا را از آن خود کرد و در سال ۱۹۹۱ نیز کابین استریم لاین روی این سری معرفی شد. اتاق های استریم لاین دارای بادگیرها و لُپی های آیرودینامیک تری بودند که این بهبود طراحی باعث کاهش ضریب درگ بین ۱۲ تا ۱۵ درصد و در نهایت کاهش مصرف سوخت بین ۴ تا ۵ درصد می شد.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

۴۰۰ اسب بخار در سال ۱۹۸۸

سری چهارم اسکانیا در سال ۱۹۹۵ رونمایی شد که حالا بیشتر از قبل اصول طراحی آیرودینامیک در آن پیاده شده بود. اسکانیا هنوز هم براساس طراحی نسل دوم محصولاتش پیش می رفت و شباهت نسل چهارم به نسل سوم بالا بود. این سری نیز مثل سری سوم اتاق سقف بلند تاپ لاین را داشت اما سری استریم لاین برای این نسل در نظر گرفته نشد و محصول دوربرد سری چهارم یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۹۶، کامیون برتر سال اروپا نام گرفت.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

موتورهای یورو ۴ در این سری معرفی شدند و اسکانیا اولین شرکتی بود که این پیشرانه ها را رونمایی کرد و توانست با کمک این اتفاق و در فاصله یک سال بعد نیز با معرفی موتور ۸ سیلندر ۱۶٫۴ لیتری خود به قدرت ۶۲۰ اسب بخار که عنوان قوی ترین کشنده را به سری R می داد، به مقام برترین کامیون سال ۲۰۰۵ برسد. درواقع رونمایی از این پیشرانه بود که باعث ایجاد رقابت بر سر قوی ترین موتور تولیدی دنیا بین شرکت های اروپایی شد که هر چند در یک بازه کوتاه، شرکت MAN با موتور ۶۸۰ اسب بخاری در راس قرار گرفت اما همیشه رقابت اصلی بین دو شرکت سوئدی ولوو و اسکانیا بود. بعد از این موتور، ولوو پیشرانه ۷۰۰ اسبی خود را در سال های بعد رونمایی کرد و سپس اسکانیا به سراغ موتور ۷۳۰ رفت و در نهایت با معرفی پیشرانه ۷۵۰ اسب بخاری از سوی ولوو، ندین سال است که در این رقابت دوتایی، جا به جایی رخ نداده است.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

مدل R با قدرت ۶۲۰ اسب بخار

سری پنجم از محصولات باری اسکانیا در سال ۲۰۰۴ معرفی شدند که به عنوان یک سری بسیار موفق و پرفروش در تاریخچه این شرکت شناخته می شوند وبا کمی تغییرات تا سال ۲۰۱۶ روی خط تولید باقی ماندند. دراین سری برای اولین بار کامیون های تولیدی اسکانیا در هر رده ای با یک حرف نامیده شدند که سری های P برای کامیون های کوتاه برد، سری G برای میان بردها و سری R برای دوربردها به کار رفت. سری T نیز معرف سری دماغ دار این محصولات بود که در سال ۲۰۰۶ با این دماغ که دلیل محصولات بود که در سال ۲۰۰۵ با این دلیل که بازار خوبی برای این خودرو دیگر وجود ندارد، برای همیشه کنار گذاشته شد.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

سری T

این پیشتازی اسکانیا در رونمایی از سری پیشرانه های یورو ۵ در سال ۲۰۰۷ نیز وجود نداشت و با معرفی نمونه ۷۳۰ اسب بخاری از سری موتورهای  V8 خود در کنار بهینه سازی هایی که روی سری R به منظور کاهش مصرف سوخت و افزایش راحتی های راننده انجام گرفته بود، توانست به عنوان کامیون برتر سال ۲۰۱۰ نیز برسد.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

۷۳۰ اسب بخار

پیشقراولی اسکانیا در ساخت موتورهای جدیدتر بازهم ادامه یافت و این شرکت در سال ۲۰۱۱ اقدام به رونمایی از موتورهای یورو ۶ خود کرد هر چند که اولین شرکتی که محصولات جدیدش را با این پیشرانه ها به بازار فرستاد، مرسدس بنز بود. نیاز بازار و عدم معرفی نسل جدید از محصولات اسکانیا باعث شد تا این شرکت دوباره بعد از ۲۲ سال کابین های استریم لاین خود را معرفی کند. در این کابین که با اندک تغییراتی، آیرودینامیک بهتری به دست آمده بود، کاهش مصرف سوختی در حد ۸ درصد مشاهده شد.

 نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز

 مدل استریم لاین

سال ۲۰۱۶ در تاریخ اسکانیا سال مهمی بود چرا که در این سال هم ۱۲۵ سالگی این شرکت جشن گرفته شد، هم نسل جدید کامیون های اسکانیا بعد از ۱۲ سال معرفی شدند و هم این سری جدید توانست باز هم لقب کامیون برتر سال را برای اسکانیا به ارمغان آورد. روی این سری برای اولین بار در دنیای خودروهای سنگین، از ایربگ های پرده ای برای سرنشینان استفاده شد و همچنین در این نسل، سری S به عنوان کابین های بزرگ تر از سری R معرفی شدند.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 

ایربگ های پرده ای 

در هفته های اخیر، اسکانیا از سری های XT به عنوان کامیون ها و کشنده های عمرانی و معدنی خود پرده برداری کرد و سری L به عنوان جدیدترین محصولی که کاربردهای شهری و سبک وزن دارد، در سبد تولیدات این شرکت قرار  گرفت.

 

نگاهی کوتاه به مسیر زندگی اسکانیا تا امروز 


قوانینی برای رسیدن به موفقیت در زندگی و کسب و کار



البته برای رسیدن به موفقیت شرایط و روش‌هایی وجود دارد که در طول تاریخ، کاربردی‌بودن خود را ثابت کرده‌اند. اگر این روش‌ها را دنبال کنید، رسیدن به موفقیت تضمین بیشتری دارد. در ادامه تلاش خواهیم کرد تا به روش‌ها و نکات مهم زندگی برای رسیدن به موفقیت اشاره کنیم.

قانون حرکت

موفقیت به‌خودی‌خود روی نمی‌دهد. چیزی نیست که برای رسیدن به آن آرزو کنید و به آن برسید. باید ایده‌های خود در موفقیت را به‌اجرا بگذارید. برای حرکت به سمت موفقیتی که در کسب‌وکار می‌خواهید باید بتوانید به خودتان اعتماد کنید تا اعمالی را که برای تکامل، موفقیت و بهبود شما نیاز است انجام دهید.با داشتن انگیزه مناسب می‌توانید به هر هدفی که مد نظرتان است برسید. شاید تمام توانایی‌ها و مهارت‌های ممکن را هم داشته باشید، اما اگر نسبت‌به کاری که انجام می‌دهید اشتیاق نداشته باشید، بنابراین نمی‌توانید کاری کنید که نتایج آن ماندگار باشد.

قانون پذیرش

برای تغییر شرایط زندگی تان، باید قادر باشید تا شرایط حال حاضر را قبول کنید. این قانون خیلی مهم است، چراکه وقتی نتوانید شرایط کنونی را قبول کنید زجر خواهید کشید. اگر از شرایط خود راضی نیستید، ولی قدرت آن را خواهید داشت تا تغییرات لازم را ایجاد کنید.ممکن است بخواهید که شرایط خاصی حاکم شود تا تغییر مد نظرتان ایجاد شود. اگر نتوانید به شرایطی فراتر از اوضاع کنونی خود نگاه کنید، هرگز به رشد نخواهید رسید. باید بدانید چه زمانی بپذیرید و همه‌چیز را رها کنید. یک مسیر جدید را انتخاب کنید و روی چیزهایی که توان تغییرش را دارید تمرکز کنید. یک مسیر جدید، فرصت‌های جدیدی را خلق می‌کند.

قانون تکامل

این قانون می‌گوید وقتی شما باعث رشد خودتان می‌شوید، زندگی نیز همین جواب را به شما خواهد داد. موفقیت جریانی ثابت نیست؛ همیشه در حال تغییر و تلاطم است. این زیبایی چالش است. هیچ امنیتی واقعی در راه موفقیت وجود ندارد، چراکه برای موفقیت بیشتر باید بخواهید که رشد کنید. اولین قدم در راه رشد و تکامل خود شما هستید. همین‌طور که رشد می‌کنید می‌توانید کسب‌وکار خودتان را گسترش دهید. اگر کوچک بمانید، کسب‌وکار شما نیز کوچک خواهد ماند.

قانون مسئولیت‌پذیری

باید برای اشخاصی که در زندگی‌تان حضور دارند و همین‌طور اعمال خود، مسئولیت‌پذیر باشید. این ذهنیت که شما فقط ۸۵ درصد مسئول موفقیت خود هستید و ۱۵ درصد بقیه برعهده شانس است، ذهنیتی اشتباه است.با این طرز فکر احتمال موفقیت خود را پایین‌تر می‌آورید. اگر شکست‌ها و ناامیدی‌های خود را به گردن دیگران بیندازید و بگویید همه چیز از کنترل من خارج بود یا بدشانسی آوردم، خود را در مسیر شکست قرار داده‌اید. مسیر موفقیت در توانایی شما و در مسئولیت پذیری قرار دارد.

قانون پیوستگی

این قانون می‌گوید که گذشته، حال و آینده شما به‌هم متصل هستند. گذشته بزرگ‌ترین معلم شماست. یک فرد عاقل می‌داند که باید به گذشته نگاه کند و ببیند چه چیزی مفید یا غیرمفید بوده است، به‌دنبال تغییرات لازم در زمان حال باشد و آینده‌ای مطمئن‌تر و موفق‌تر ایجاد کند. اگر گذشته خود را نادیده بگیرید، دست رد به دانش بزرگی زده‌اید. از هر چیزی که یاد گرفته‌اید استفاده کنید تا امروز تغییرات لازم را اعمال کنید و آینده‌ای زیبا خلق کنید.

قانون تمرکز

این قانون می‌گوید که شما نمی‌توانید هم‌زمان به ۲ چیز فکر کنید. تمرکز مهم است. بیشترین دستاوردهای شما زمانی به‌دست می‌آید که تمرکز خود را روی یک موضوع می‌گذارید. وقتی موضوعی تمام توجه شما را دریافت می‌کند، رشد بیشتری هم می‌کند. اگر هم‌زمان روی دو موضوع تمرکز کنید، به نتایج متوسطی دست پیدا می‌کنید.

قانون اصالت

مثل کلام‌تان رفتار کنید. اگر اعمال شما با گفتارتان فرق دارد، دستیابی به موفقیت رخ نمی‌دهد. مردم باید بدانند چیزی که می‌گویید فقط برای ظاهرسازی نیست. برای جلب اعتماد دیگران و اینکه آنها شما را دنبال کنند، باید صداقت و درستی شما تأییدشدنی باشد. باید واقعی باشید. آنها باید ببینند که در زندگی شخصی و حرفه‌ای، همچنان معتبر و قابل‌احترام هستید. وقتی صادق باشید مردم به سمت شما کشیده می‌شوند.

قانون اینجا و همین لحظه

این قانون می‌گوید اگر همیشه به گذشته نگاه کنید، واقعیت حال حاضر را قبول نمی‌کنید. اگر فقط به موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته خود نگاه کنید، احتمالا فرصت‌های پیش‌ِ روی خود را مشاهده نمی‌کنید. هر روز یک روز جدید است. روی روزی که در پیش‌ِ رو دارید تمرکز کنید.

قانون تغییر

اولین جایی که باید تغییر را در آن شروع کرد روبه‌روی آینه است. این خیلی مهم است تا به گذشته نگاه کنید و ببینید کجا اشتباه کرده‌اید و کجا درست قدم برداشته‌اید.با داشتن این نوع نگرش، می‌توانید عادت‌هایی که سبب دور شدن شما از موفقیت می‌شوند را تغییر دهید و رفتارهایی را تکرار کنید و بهبود دهید تا به سمت موفقیت رهسپار شوید. زندگی بیرونی شما نمایانگر کیفیت زندگی داخلی شماست. شما نمی‌توانید این تجربه را تکرار کنید، فقط می‌توانید از آنها درس بگیرید.

قانون استقامت

این قانون می‌گوید که با ارزش‌ترین موفقیت‌ها در زندگی و کسب‌وکار نیازمند صبر و استقامت است. هیچ‌چیز در زندگی و کار به‌آسانی به‌دست نمی‌آید. به همین دلیل، اگر به‌مرور به موفقیت برسید، پایداری آن بیشتر از زمانی است که به یک‌باره موفق می‌شوید. برای پایداری موفقیت باید ثابت‌قدم باشید. هرگز تسلیم نشوید.


1 2