Tag Archives: موفقیت

چرا شکست برای رسیدن به موفقیت لازم است؟


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: شیرین ترین پیروزی آن است که از همه دشوارتر باشد، وقتی که حاضرید همه چیز را در میدان نبرد رها کنید، بدون اینکه تا پیش از رسیدن به لحظه مرگ و زندگی بدانید که تلاش های قهرمانانه شما کافی خواهد بود یا نه. جامعه هیچ پاداشی برای شکست قائل نیست، و شما در کتاب های تاریخ شکست های کمی را پیدا خواهید کرد که ثبت شده باشد.

شکست هایی که سنگ بنای موفقیت های آینده می شوند، از این قاعده مستثنی هستند. در مورد توماس ادیسون که معروف ترین اختراع او لامپ حبابی بود هم این قضیه صدق می کند، به طوری که او ۱۰۰۰ بار تلاش کرد تا بالاخره نمونه اولیه موفقی ساخت. خبرنگاری از او پرسید: «۱۰۰۰ بار شکست خوردن چه حسی داشت؟» ادیسون پاسخ داد: «من ۱۰۰۰ بار شکست نخوردم. لامپ حبابی اختراعی با ۱۰۰۰ مرحله بود.»

بر خلاف ادیسون، بسیاری از ما از شکست خوردن اجتناب می کنیم. ما به قدری روی شکست نخوردن متمرکز هستیم که برای موفقیت تلاش نمی کنیم، و در عوض به یک زندگی معمولی رضایت می دهیم. زمانی که ما اشتباهی مرتکب می شویم، آن را پنهان می کنیم و و به طور گزینشی خطاها و اشتباهات را در رزومه زندگی مان اصلاح می کنیم. «شکست یک گزینه نیست»، جری سی. بوستیک کنترل کننده پرواز ناسا ظاهراً در حین مأموریت بازگرداندن سفینه آسیب دیده آپولو ۱۳ به زمین این را بیان کرد، و از آن زمان این جمله روی حافظه جمعی حک شده است. برای بسیاری از افراد در جامعه موفقیت محور ما، شکست فقط یه «غیر گزینه» به شمار نمی آید، بلکه یک نقص محسوب می شود. در بین تمام چیزهایی که ما در موردشان اشتباه می کنیم، این تفکر شاید در صدر لیست قرار بگیرد.

چرا شکست برای رسیدن به موفقیت لازم است؟

شکست بزرگترین معلم زندگی است

وقتی نگاهی دقیق تر به زندگی اندیشمندان بزرگ در طول تاریخ می کنیم، آمادگی برای شکست خوردن به هیچ وجه پدیده ای تازه یا خارق العاده نیست. از امثال آگوستین، داروین و فروید گرفته تا غول های کسب و کار و اسطوره های ورزشی کنونی، شکست ابزاری قدرتمند برای رسیدن به موفقیت بزرگ است. شکست و ناکامی بزرگترین معلمان زندگی هستند ولی متأسفانه بیشتر مردم و به ویژه فرهنگ های سازمانی محافظه کار، نمی خواهند آن را بپذیرند.

در عوض آن ها تصمیم می گیرند که محتاط عمل کنند و همان انتخاب های امن را دوباره و دوباره تکرار کنند. آن ها با این عقیده فعالیت می کنند که اگر هیچ موجی ایجاد نکنند، مورد توجه نیز قرار نمی گیرند؛ هیچ کس به خاطر شکست خوردن سر آن ها فریاد نمی زند چرا که به طور کلی هیچ وقت تلاش خاصی انجام نمی دهند تا به چیزی بزرگ برسند که احتمالاً ممکن است در آن شکست بخورند (یا موفق شوند).

با این حال، در اقتصاد امروزی، برخی از کارکنان دیگر از شکست فرار نمی کنند، بلکه از آن استقبال می کنند. بر اساس مقاله ای اخیر در مجله بیزنس ویک، بسیاری از شرکت ها آگاهانه به دنبال کارکنانی هستند که پیشینه ای از هم شکست و هم موفقیت داشته باشند، با این باور که این افراد در دل جنگ بوده اند، از نبرد نجات پیدا کرده اند و حالا دارای تجربه ای ارزشمند و پشتکاری مثال زدنی هستند.
آن ها کهنه کاران شکست هستند. مکتب فکری غالب در شرکت های مترقی این است که موفقیت بزرگ بستگی به ریسک بزرگ دارد، و شکست فقط یک محصول جانبی متداول است. مدیران اجرایی این شرکت ها به خاطر اشتباهاتشان عزا نمی گیرند بلکه آن ها را تبدیل به موفقیت های آینده می کنند.

سریع ترین مسیر به سمت موفقیت، داشتن طرز نگرشی مبنی بر عدم ترس از شکست است. رهبران و کارکنان برای اینکه کار خود را به درستی انجام دهند، موفق شوند و شرکت های خود را رقابتی نگه دارند، لازم است که هر روز دست به ریسک بزنند.

آن ها باید ایده ها، طرح ها، ارائه ها، توصیه ها، فناوری، محصولات، رهبری و بسیاری چیزهای دیگر را به صورت پر ریسک و پر استرس تحویل دهند. و باید تمام این ها را بدون ترس تحویل دهند، بدون ترس از هر نوع شکست، عدم پذیرش یا مجازات.

در مورد تلاش های فردی هم همین طور است، چه قصد داشته باشید بر چالشی خاص غلبه کنید یا اینکه به پتانسیل کامل خود در تمام جنبه های زندگی دست پیدا کنید. برای اینکه به بهترین توانایی خود برسید و غیر ممکن را ممکن سازید، نمی توانید از شکست بترسید. باید بزرگ فکر کنید، و باید به جلو حرکت کنید. وقتی به افرادی با این ذهنیت فکر می کنیم، مبتکران، مخترعان، و مکتشفان به ذهنمان خطور می کنند: آن ها از شکست به عنوان گامی ضروری برای رسیدن به موفقیت بی سابقه استقبال کردند.

چگونه ذهنیتی نترس داشته باشیم

یکی از بزرگترین رازهای موفقیت، عمل کردن در دایره توانایی خودتان ولی خارج از دایره راحتی تان است. اگر چه ممکن است شما به صورت جدی با شکست مواجه شوید، در عین حال ممکن است به صورت جدی با موفقیت مواجه شوید. و به همین دلیل است که ریسک و شهامت جدی ضروری هستند. در هر صورت، شما بیشتر از همیشه در مورد توانایی ها، استعدادها و عزم خود یاد خواهید گرفت، و اراده خود را برای چالش بعدی تقویت خواهید کرد. اگر این به نظرتان قلمروی خطرناکی می رسد، باید بگوییم که واقعاً هم همین طور می تواند باشد. ولی راه هایی وجود دارد که این ذهنیت نترس را در خود به وجود آورید.

نگرشی مثبت داشته باشید:

اولین قدم این است که به صورت آگاهانه نگرشی مثبت داشته باشید تا، بدون توجه به هر چیزی که با آن مواجه می شوید، بتوانید درس های تجربه را ببینید و به حرکت به سمت جلو ادامه دهید. این درست است که همه افراد ذاتاً مثبت اندیش نیستند. برای اینکه نگرش خود را عوض کنید، ابتدا باید یک انتخاب را برگزینید: باید به طور مرتب انتخاب کنید که نگرشی مثبت داشته باشید.

مطالب انگیزشی بخوانید و گوش دهید:

دوم، مدام محتوایی بخونید و گوش دهید که این نگرش را تقویت کند. تا می توانید کتاب های انگیزشی در مورد تفکر مثبت بخوانید. مطالعه شکست ها و واکنش متعاقب افراد موفق می تواند در این زمینه به شما کمک کند. اگر مدیر سازمان هستید، به کارکنانی که علی رغم تلاش زیاد در موضوعی با شکست مواجه شدند پاداش دهید و تلاش های آن ها را در جلوی تمام سازمان تحسین کنید تا همه متوجه شوند که شکست خوردن کاملاً قابل قبول است.

بنابراین کارکنان پیش خود خواهند گفت، «من همکار خود را می بینم که در کارش شکست خورد، و نه تنها به سر کار بازگشت، بلکه پیشرفت بیشتری هم کرد. من هم می توانم شکست بخورم و روز بعد سر کارم بیایم. همکارم گواهی بر این موضوع است.» او همچنین با این تفکر انگیزه پیدا می کند که، «اگر من در مورد شرایط فعلی خودم راضی بمانم و دست به ریسک نزنم، فرد دیگری متوجه خواهد شد که من چه کار می کنم، و در طول زمان تلاش بیشتری از من می کند و در نهایت من را از کار بیکار خواهد کرد.» شما باید خود را بهبود دهید، وگرنه کس دیگری دستاوردهای شما را می گیرد، آن ها را بهبود می دهد، و نتایج بهتری کسب خواهد کرد.


موانع موفقیت کدام‌اند؟


روزنامه آرمان: همه می‌خواهند در کاری که انجام می‌دهند موفق باشند. همه ما تلاش‌ می‌کنیم به موفقیت دست یابیم. درنتیجه، دائما از خود می‌پرسیم که چگونه می‌توان موفق‌تر شد و به راه‌های مختلف موفق‌شدن فکر می‌کنیم. برای موفقیت روش‌های جالب و امیدبخش بسیاری وجود دارد، مانند کسب عادات سودمند برای افزایش کارایی.

اما معمولا وجه دیگر ماجرا را نادیده می‌گیریم، ما چندان به موانع موفقیت توجه نمی‌کنیم و این شاید خنده‌دار باشد، زیرا ما در جستجوی موفقیت هستیم ولی کاملا فراموش می‌کنیم چه موانعی ما را از رسیدن به اهدافمان بازمی‌دارند. بخش زیادی از زمان‌مان را صرف جستجوی موفقیت می‌کنیم اما از خود نمی‌پرسیم چه چیزی‌هایی مانع موفقیت‌مان می‌شوند. درنتیجه بارها با مشکلات مشابه روبه‌رو می‌شویم. وقت آن رسیده که این مسئله را حل کنیم. در این مقاله موانع موفقیت را با هم بررسی می‌کنیم.

موانع موفقیت

نداشتن چشم‌انداز

افراد زیادی درباره اهمیت هدفمندی صحبت می‌کنند. آنها می‌گویند: «پیش از آنکه کاری را شروع کنید، هدفتان را مشخص کنید.» ما به این نصیحت عمل می‌کنیم و به هدف‌های بزرگی فکر می‌کنیم که می‌خواهیم آنها را عملی کنیم. تصمیم می‌گیریم نمرات عالی کسب کنیم، شغل پردرآمد داشته باشیم، ترفیع بگیریم و غیره. اگر چیزی را می‌خواهی، کافی است برای خودت هدف تعیین کنی و برای رسیدن به آن تلاش کنی. اما برای دنبال‌ کردن اهداف‌مان به‌اندازه کافی باانگیزه و مصمم نیستیم و دلیلی برای ادامه دادن و پیمودن باقی مسیر موفقیت نداریم.

چیزی تشویق‌مان نمی‌کند که حتی به بزرگ‌ترین مشکلاتی که با آنها روبه‌رو می‌شویم توجه کنیم.ممکن است برای مدت کوتاهی هدف‌های‌مان را باانگیزه زیاد دنبال کنیم، اما کم‌کم انگیزه‌مان کاهش می‌یابد تا اینکه درنهایت به چیزی کمتر رضایت می‌دهیم.علت این اتفاق آن است که بیشتر افراد چشم‌اندازی اساسی از زندگی‌شان ندارند. کار آنها مانند ساختن مجلل‌ترین خانه ها بدون ساختن پی است. درنتیجه بیشتر تلاش‌هایشان از همان اول محکوم به شکست است. اگر از این زاویه به قضیه نگاه کنیم، نداشتن چشم‌انداز یکی از بزرگ‌ترین موانع موفقیت است.

یک چیز بین همه آدم‌های بسیار موفق مشترک است و آن، داشتن چشم‌انداز است. این احساس که برای هدفی بزرگ‌تر تلاش می‌کنید، انگیزه و مقاومت شما را افزایش می‌دهد. این کار شاید یکی از مهم‌ترین راه‌های کسب انگیزه باشد. انگیزه به شما کمک می‌کند تا از پس همه مشکلات بربیایید. اراده و تمرکز بالا برای رسیدن به موفقیت ضروری است، اما درنهایت داشتن هدف مناسب، موفقیت‌های بزرگ را از موفقیت‌های کوچک جدا می‌کند.اگر چشم‌اندازی داشته باشید که به شما انگیزه‌ بدهد، وقتی همه کم می‌آورند شما هم‌چنان ادامه می‌دهید.

عدم تمرکز

یکی دیگر از موانع اصلی موفقیت، ناتوانی در متمرکز کردن همه تلاش‌مان بر یک کار خاص است. زندگی مدرن ما را با مفهوم مشغولیت‌های چندگانه و دیگر دل‌مشغولی‌های متنوع ولی بی‌فایده آشنا کرده است که دائم حواس ما را پرت‌ می‌کنند. درنتیجه، بیشتر تلاش‌هایمان صرفا به‌خاطر عدم انضباط و تمرکز لازم بی‌نتیجه می‌مانند. این کار یکی از بزرگ‌ترین موانع موفقیت است.اکثر مردم پروژه‌های ناتمام بسیاری دارند. ممکن است این پروژه‌ها در آغاز جذاب بوده باشند اما آنها با اولین چالش، به‌سرعت سراغ پروژه دیگری می‌روند.پریدن از پروژه‌ای به پروژه دیگر نسبتا آسان است اما راه به جایی نمی‌برد. این کار کمکی به موفقیت شما نمی‌کند.

از دیگر مسائلی که معمولا همزمان با کمبود تمرکز پیش می‌آید، آن است که بی اینکه متوجه باشیم وقت‌مان را هدر می‌دهیم. اگر بر رؤیاها و هدف‌هایمان تمرکز نکنیم، از زمان‌مان به‌نحو موثر استفاده نخواهیم کرد. درنتیجه به‌جای آنکه به دنبال موفقیت باشیم، زمان‌مان را صرف کارهایی بی‌فایده می‌کنیم.اجازه ندهید عدم تمرکز مانع رشد شما شود. در عوض، تلاش کنید بر کار فعلی تمرکز کنید. اولویت‌بندی کنید تا کارها را به‌ترتیب انجام دهید. تمام تلاش‌تان را بکنید که حواستان پرت نشود و از همه مهم‌تر، اجازه ندهید مشکلات مانع دنبال کردن رؤیاهایتان شوند. تا زمانی که پروژه تمام نشده است، ‌دست از تلاش برندارید.

موانع موفقیت

ضعف اراده

برخی به اشتباه فکر می‌کنند موفقیت به‌آسانی به دست می‌آید. حتی بیشتر افراد توقع دارند به‌سادگی در کار خود موفق شوند. چیزی که بیشتر افراد در نظر نمی‌گیرند این است که راه موفقیت از فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌های بسیار می‌گذرد. در راه موفقیت با دشواری‌ها، چالش‌ها و موانع بی‌شمار مواجه می‌شوید.تصور اشتباهی که از افراد موفق داریم به‌نحو چشمگیری به این مسئله دامن‌ می‌زند. وقتی به آدم‌های فوق‌العاده موفق نگاه می‌کنیم، دستاوردهای بزرگشان را می‌بینیم، اما در بیشتر موارد تلاش‌هایی که برای به واقعیت پیوستن رؤیاهایشان کرده‌اند پنهان می‌ماند. ما می‌بینیم که این افراد در زندگی‌شان به چه چیزهایی رسیده‌اند، اما از فداکاری‌هایی که کرده‌اند بی‌خبریم.

حتی از مشکلات و چالش‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو شده‌اند خبر نداریم.در نتیجه این برداشت اشتباه، وقتی در راه موفقیت با سختی‌ و شکست مواجه می‌شویم، اراده لازم برای ادامه مسیر را نداریم.ضعف اراده می‌تواند به مشکلی چالش‌برانگیز در مسیر موفقیت تبدیل شود. اگر کسی اراده قوی نداشته باشد، قدرت ذهنی لازم برای انجام کارهای ضروری و رسیدن به موفقیت را نخواهد داشت.می‌توان اراده را هم‌چون ماهیچه‌ای ذهنی تصور کرد. اگر از آن به‌طور مرتب استفاده کنید، خود‌به‌خود قوی می‌شود. مطالعات بسیار نشان داده‌اند که قدرت اراده و خویشتنداری ارتباط نزدیکی با سطوح بالای موفقیت و شادی دارد.نگذارید ضعف انضباط ‌شخصی و اراده مانع دستیابی به اهداف‌تان شود. بکوشید دائما انضباط شخصی خود را افزایش دهید. با استفاده منظم از قدرت اراده آن را تقویت کنید.

ترس

مشکل بزرگ دیگری که سر راه موفقیت قرار دارد، ترس است. ترس از آن موانعی‌ است که نباید دست‌ کم گرفته شود.اگر قرار بود همه موانع ممکن اول کار برطرف شود، هرگز هیچ تلاشی صورت نمی‌گرفت.ترس ممکن است به‌شدت مانع رشد شود. اگر هر رخداد یا چالش به نظرمان خیلی خطرناک باشد، ساکن و منفعل خواهیم ماند و عادت‌هایی را برمی‌گزینیم که مانع انجام کارهای ضروری می‌شوند، فقط به دلیل‌ اینکه از مواجه‌شدن با ترس‌های‌مان هراس داریم.ترس به طرق گوناگون مانع موفقیت می‌شود. در هر شکلی که باشد، ترس مانع موفقیت است.ترس می‌تواند بین شما و موفقیت فاصله بیندازد. اگر تاکنون یاد نگرفته‌اید که با ترس‌هایتان مواجه شوید و با آنها مقابله کنید، باید بدانید این ضعف جدی است.

کمال‌گرایی

کمال‌طلبی مطمئنا مزایای زیادی دارد، باعث می‌شود به‌دنبال استاندارد‌های بالاتری باشیم و تشویقمان می‌کند خودمان را اصلاح کنیم. بدون این اصلاحات پیشرفت و نوآوری ممکن نیست. به همین دلیل کمال‌گرایی می‌تواند بسیار مفید باشد، مخصوصا در کارهایی که جزئیات در آن‌ها مهم است.اما کمال‌گرایی ممکن است تبدیل به مشکلی بزرگ بر سر راه موفقیت شود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که بیش از اندازه کمال‌‌گرا باشید. هرگاه که خواست ما برای به کمال رساندن کاری بین ما و اهدافمان فاصله بیندازد، کمال‌گرایی تبدیل به مشکل می‌شود.این وسواس که هر کاری را «عالی» انجام دهیم، حواسمان را از چیزی که واقعا مهم است پرت می‌کند و باعث کاهش انعطاف‌پذیری و توانایی ما برای پیشرفت کردن می‌شود.لازم نیست هر کاری را عالی انجام دهید. گاهی اوقات بهتر است زمان‌تان را صرف تمرکز بر یافتن راه‌حل مسائل مهم‌تر بکنید.


۵ راه برای موفقیت شغلی از زبان گوگل


وبسایت مازلو: رسیدن به موفقیت شغلی دغدغه امروزه تمامی افرادیست که روزانه در حال فعالیت در کسب و کارهای گوناگون هستند .خیلی‌ها فکر می‌کنند که شرکت گوگل همانند باشگاه‌های معروف انگلیسی که بازیکن‌های مطرح را جذب می‌کنند، قصد دارد تمام افراد باهوش و خلاق دنیا را به‌دست بیاورد. البته تمام افرادی که در گوگل کار می‌کنند هم نمی‌توانند به فرد چندان موفقی تبدیل شوند. گوگل محصولات زیادی تولید کرده که بسیاری از آن‌ها با شکست روبه‌رو شده است؛ اما همچنان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شرکت‌های دنیا شناخته می‌شود. این شرکت برای اینکه بتواند تیم‌های موفقی داشته باشد، پنج راه‌کار دارد. در ادامه به معرفی این پنج راه‌کار می‌پردازیم.

5 راه برای موفقیت شغلی از زبان گوگل

گام ۱ برای موفقیت شغلی : داشتن امنیت روانی

انسان‌ها خیلی سخت یکدیگر را می‌بخشند و این موضوع در محیط‌هایی که رقابت بسیار زیاد باشد، بیشتر دیده می‌شود. در شرکت‌های مختلف این حس وجود دارد که کارها به‌شدت زیر نظر است و کارمندان و مدیران منتظر دیدن یک اشتباه از سوی افراد مختلف هستند. چنین حسی باعث می‌شود که کارمندان نتوانند به خوبی در محیط شرکت کار کنند و همیشه اضطراب دارند. اگر بتوان این حس را از بین برد، همه در بهترین حالت ممکن کار خواهند کرد.

گام ۲ برای موفقیت شغلی : داشتن اعتماد

مهم‌ترین چیز برای کارمندان گوگل این است که کار خودشان را در زمان مشخص شده و با بالاترین کیفیت به پایان برسانند. نتیجه‌ی این کار باعث می‌شود که این شرکت برخی از محصولات خودش را بسیار زود راهی بازار کند. محصولاتی که بسیار کامل تولید شده‌اند و نیازی به بازنگری در آن‌ها دیده ‌نمی‌شوند. شرکت گوگل اعتماد زیادی به مهندسان خودش دارد و می‌داند که آن‌ها کار خودشان را بهتر از سایرین انجام می‌دهند.

گام ۳ برای موفقیت شغلی : نظم و ترتیب

این موضوع در تمام شرکت‌ها دیده می‌شود. همه باید بدانند که چه کاری انجام می‌دهند و باید با هدف‌های خودشان آشنا باشند. البته عمل کردن به این موارد کار سختی است. در کوتاه مدت می‌توان آن‌را انجام داد؛ اما برای انجام دادن آن‌ها در طولانی مدت، باید برنامه ریزی دقیقی داشت. اگر بتوان یک برنامه‌ریزی خوب برای فعالیت‌های شرکت به وجود آورد، قطعا می‌توانید با نظم بهتری کار کنید و تمام افراد هم می‌دانند که باید چه کاری انجام دهند.

گام ۴ برای موفقیت شغلی: مفهوم کار

همیشه به این موضوع اشاره شده که کارمندان باید مفهوم کاری که انجام می‌دهند را در زندگی خودشان درک کنند. گوگل می‌گوید بیشتر کارمندانی که دارد، با یک دلیل خاص کار می‌کنند. آن‌ها دلیل‌های شخصی خاص خودشان را برای کار دارند. کارمندان ساعت‌های زیادی از روز و حتی شب را روی یک پروژه‌ کار می‌کنند. پروژه‌ای که احساس خوبی نسبت به آن دارند.

گام ۵ برای موفقیت شغلی : تاثیر

اینکه به کار خودتان ایمان داشته باشید، مهم نیست. باید به تغییراتی که به وجود می‌آورید ایمان داشته باشید. یک تیم خلاق و موفق باید تاثیر کاری که انجام می‌دهند را ببینند. باید به تاثیری که کارتان می‌گذارد توجه داشته باشید. هر کاری که انجام می‌دهید تاثیر خاص خودش را دارد و به همین دلیل افراد موفق سعی می‌کنند کاری که انجام می‌دهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کند.


بیزینس‌من بودن برای موفقیت کافی نیست!


ماهنامه آینده روشن – چیراگ کلکانی، سرمایه گذار و مدیرعامل، ترجمه سارا فتح آبادی: شروع کردن یک کسب و کار چندان هم آسان نیست؛ واقعیت غم انگیز است که تجارت ها، نه به سبب تمام شدن منابع مالی، که با از دست دادن ابتکارشان شکست می خورند؛ به ویژه در دنیای فناوری. به وضوح دیده ام آنچه میان شرکت های موفق و ناموفق تفاوت کلیدی ایجاد می کند توانایی آن ها در داشتن کد و برنامه است؛ به همین دلیل، به این نتیجه رسیده ام که کارآفرینان و صاحبان کسب و کار باید تا حدی دانش کدنویسی داشته باشد.

 

فناوری وقتی شکست می خورد که فرد منتظر فرصت است که فناوری دیگری یا توسعه دهنده ای بیاید و به او کمک کند که مشکلی را حل کند. ممکن است این فرایند بیشتر از آنچه خود شما باید برای حل کردن مشکل صرف می کنید زمان بخواهد؛ بنابراین کدنویسی مهارتی با ارزش است که کارآفرینان حوزه فناوری باید آن را یاد بگیرند و در آن توانا باشند. دانستن نیمی از این نبرد محسوب می شود. این مهارت یک گزینه شغلی را فراهم می کند؛ اگر کارآفرینی موفق نبود، می تواند به این شغل امید ببندد. کارآفرینان باید به هشت دلیل کدنویسی یاد بگیرند.

 

بیزینس‌من بودن برای موفقیت کافی نیست! 

کاهش هزینه ها

استخدام توسعه دهنده یا برنامه نویس برای کارآفرین خیلی هزینه بر است. قطعا کارآفرینی که مهارت کدنویسی دارد می تواند این هزینه ها را کاهش دهد. البته وجود یک نیروی توسعه دهنده سازمانی برای وقت هایی که شکاف امنیتی پیش می آید یا سرور شبکه امنیتی خراب می شود لازم به نظر می رسد، ولی حتی در این وضعیت هم یک کارآفرین می تواند یاد بگیرد به تنهایی این مشکلات را برطرف کند.

توسعه خدمات، تولید سریع تر


انتظار برای مراحل توسعه کد برای تکمیل محصول، اپلیکیشن، نرم افزار و محصولات مربوط به فناوری می تواند زمان بندی های تکمیل نمونه اولیه را در معرض خطر قرار دهد. وقتی یک کارآفرین کدنویسی را یاد می گیرد می تواند توسعه محصول و خدمات را در مسیر سریع تری حرکت دهد که این سریع تر شدن مراحل آزمایش پروژه را ممکن می کند.

ایجاد زمان بندی مناسب پروژه


وقتی شما از زمان لازم برای هر بخش از توسعه محصول، از جمله زمان اختصاص داده شده برای برنامه نویسی، اطلاع دارید، زمان بندی پروژه شما واقع گرایانه تر است. این موضوع اضطراب و تنش زیادی را که بسیاری از سرپرستان بر تیم های توسعه شان وارد می کنند، آن هم تنها به سبب اینکه از فرایند آن اطلاعی ندارند، کاهش می دهد. وقتی هم لازم است کاری در زمان مشخص تحویل داده شود، وجود یک توسعه دهنده احتمال نیاز به تمدید زمان و بروز اشتباهات نوشتن و تحویل برنامه های ناقص را کاهش می دهد.

فرصت های شغلی اضافی


اگر کار فناورانه که برای آن برنامه ریزی کرده اید به سرانجام نرسد و به طور کامل شکست بخورد، کدنویسی می تواند فرصت های شغلی جدیدی را پیش روی شما قرار دهد که بتوانید به وضعیت پیشین بازگردید؛ شغل هایی مانند توسعه دهنده وب، تکنسین بخش های مختلف شبکه، متخصص شبه وایرلس و غیره از این جمله است. درواقع در اصطلاح کارآفرینان، همیشه باید برنامه جایگزین (plan B) داشت که اگر مسیر آن ها اصطلاحا به جاده مرگ رسید، امکان بقا وجود داشته باشد.

تجزیه و تحلیل سریع تر ایده


همه کارآفرینان باید در کنارشان حداقل یک نابغه فنی داشته باشند که به تجزیه و تحلیل محصول و ساخت تیم توسعه و اجرای تست بتا کمک کند؛ در بسیاری از موقعیت ها ارزیابی آماری مضاعف و آزمایش مجدد نتایج ایده آل است؛ درواقع اگر دو نفر روی داده ها کار کند، زودتر به جمع بندی می رسند و برنامه های توسعه و بازاریابی و راه اندازی تولید زودتر شروع شود.

 

بیزینس‌من بودن برای موفقیت کافی نیست! 

توانایی انتقال آموخته ها


شما، به عنوان رییس، با دانستن کدنویسی چیزهایی دارید که می توانید آن ها را در میان اعضای سازمان خود عملیاتی کنید؛ مثلا اگر شما یک کارآفرین توسعه اپلیکیشن هستید، آموزش یک روش خاص به اعضای تیم آن ها را قدرتمندتر می کند. شما برای این آموزش وقت کافی دارید؛ همان گونه که ممکن است اپلیکیشن ها هم ماه ها زمان ببرند که توسعه یابند. تخمین زده شده است تا سال ۲۰۱۸ کمتر از یک دهم درصد از توسعه دهنده های اپلیکیشن به سود خواهندرسید.
انتقال آنچه در کلاس کدنویسی یاد گرفته اید به آن هایی که برای شما کار می کنند تیمی قدرتمند و محصول نهایی ای کامل تر و گروهی انعطاف پذیر در اختیار شما قرار می دهد که بتوانید آن ها را برای وظایف تفکیک شده به کار گیرید. انتقال آموخته ها بخشی ضروری از موفقیت یک کارآفرین است؛ به خصوص وقتی بسیاری از اعضا مستقیما به چشم به راهبر به شما نگاه می کنند.

قابلیت سفارش دادن


گاهی دشوار است بتوانید دقیقا همان چیزی را از یک پروژه به دست آورید که می خواهید. استفاده از اصطلاحات ساده برای توضیح آنچه در ذهن خود ترسیم کرده اید برای توسعه دهنده یا برنامه نویس دشوار است. اگر شما این زبان را بشناسید، می توانید به راحتی از آن استفاده کنید و در نتیجه می توانید مطمئن شوید اپلیکیشن ها و وب سایت ها و برنامه هایی که سفارش می دهید همان چیزهایی است که در ذهن دارید و می خواهید. با این توانایی، نه تنها برای خودتان ارزشمند می شوید، برای همه تیم هم ارزش بیشتری پیدا می کنید. ذهن یک کارآفرین مدام درحال فکر به این است که کارها به بهترین شیوه اجرا شوند؛ از همین رو، توسعه بیشتر این بخش ها نمایشی از این شیوه تفکر به حساب می آید.

عقب افتادن توسعه دهنده های زبده


تعداد روزافزون کسب و کارهای جدید و استارت آپ ها تقاضا برای توسعه دهنده های حوزه فناوری را افزایش داده است. دسترسی به برنامه نویسان ارشد خیلی محدود است و آن ها هم که در دسترس اند و همچنان در کار حضور دارند معمولا از این جربان عقب می افتند. انتظار می رود توسعه دهندگان باتجربه پروتکل های جدید را سریع یاد بگیرند و توسعه دهندگان تازه کار، در عین حفظ استانداردهای مشابه، چنین موقعیتی را برای خود به وجود آورند. کارآفرینی که خودش در کدنویسی مهارت لازم دارد می تواند نقش همان توسعه دهنده باتجربه را بازی کند و با یادگیری اطلاعات  جدید و انتقال آن به توسعه دهندگان، از بروز اشتباهات جلوگیری کند.

در پایان

کارآفرینان، به خصوص در زمینه ماجراجویی های فناورانه جدید، باید خودکفاتر باشند. در چنین وضعیتی هزینه های توسعه و عملیاتی شدن کمتر خواهدشد. یک کارآفرین خوش سیما که همه جوانب کسب و کار خود را درک می کند برای موفقیت آماده است. دانستن زمان لازم برای انجام دادن یک پروژه به کارآفرین کمک می کند یک طرح بازاریابی قوی تر ارائه کند و بازبینی محصول را توسعه دهد.

منبع: Inc.com


جملات بزرگان در مورد موفقیت و انگیزه (۳)


برترین ها: جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه، باعث می شوند که روزها و هفته های سخت را به راحتی و با باور بیشتری پشت سر بگذاریم و شجاعت دنبال کردن اهداف و رسیدن به رویاهایمان را پیدا کنیم. در اینجا چند جمله انگیزشی را جمع آوری کرده ایم که به افراد در محل کارشان کمک خواهد کرد.

 

جملات بزرگان در مورد موفقیت و انگیزه (3)

•    وقتی آنچه هستم را رها می کنم، تبدیل به آن چیزی می شوم که ممکن است باشم. (لائو تسو)

•    زندگی با تعداد نفس هایی که می کشیم سنجیده نمی شود، بلکه با لحظاتی که نفسمان را می برند اندازه گیری می شود. (مایا آنجلو)

•    خوشبختی چیز حاضر و آماده ای نیست. بلکه از اعمال ما ساخته می شود. (دالایی لاما)

•    اول از همه ایده آل عملی و هدف یا مقصد مشخص و واضحی داشته باشید. دوم اینکه وسیله رسیدن به اهداف خود یعنی دانایی، پول، مواد و لوازم لازم را بدست آورید. سوم اینکه همه وسایل و چیزهایی که دارید را برای رسیدن به آن هدف تنظیم کنید. (ارسطو)

•    باید باور کنیم که ما استعداد چیزی را داریم و اینکه این چیز باید به هر قیمتی بدست آید. (ماری کوری)

•    بسیاری از ما طبق رویاهایمان زندگی نمی کنیم، زیرا با ترس هایمان روزگار می گذرانیم. (لس براون)

•    چالش ها و مشکلات هستند که زندگی را جالب می کنند و غلبه بر آنهاست که به زندگی معنا می دهد. (جاشوا جی. مارین)

•    اگر می خواهید روحیه خود را بالا ببرید، دست کسی را بگیرید و او را بلند کنید. (بوکر تی. واشینگتن)

•    من تحت تأثیر ضرورت عمل کردن قرار گرفتم. دانستن کافی نیست، باید دانسته هایمان را عملی کنیم. خواستن کافی نیست، باید حرکتی انجام دهیم. (لئوناردو داوینچی)

•    محدودیت فقط در ذهن ما وجود دارد. اگر از تخیلمان استفاده کنیم، امکانات ما بینهایت می شوند. (جیمی پائولینتی)

•    من امتحانم را خراب نکردم. فقط ۱۰۰ راه برای غلط انجام دادن آن پیدا کردم. (بنجامین فرانکلین)

•    برای موفق شدن، تمایل شما به موفقیت باید بزرگتر و بیشتر از ترس شما از شکست باشد. (بیل کازبی)

•    کسی که هرگز اشتباه نکرده، هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است. (آلبرت اینشتین)

•    شما تبدیل به آن چیزی می شوید که باورش دارید. (اوپرا وینفری)

•    ترجیح می دهد از هیجان بمیرم تا از بی حوصلگی. (ونسان ونگوگ)

•    ثروتمند واقعی کسی است که وقتی دست هایش خالی هستند، بچه هایش به سمت او بدوند.

•    آنچه به فرزندانتان یاد می دهد و نه آنچه برایشان انجام می دهید است که آنها را در آینده انسان های موفقی می سازد.


جملات بزرگان در مورد موفقیت و انگیزه (۲)


برترین ها: جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه، باعث می شوند که روزها و هفته های سخت را به راحتی و با باور بیشتری پشت سر بگذاریم و شجاعت دنبال کردن اهداف و رسیدن به رویاهایمان را پیدا کنیم. در اینجا چند جمله انگیزشی را جمع آوری کرده ایم که به افراد در محل کارشان کمک خواهد کرد.

 

جملات بزرگان در مورد موفقیت و انگیزه (2) 

•    چه فکر کنید که می توانید، چه فکر کنید که نمی توانید، در هر صورت درست فکر کرده اید. (هنری فورد)

•    دو روز مهم در زندگی شما وجود دارد: روزی که متولد می شوید و روزی که می فهمید چرا متولد شده اید. (مارک تواین)

•    هر کاری که می توانید انجام دهید یا دوست دارید که بتوانید انجامش دهید، باید شروعش کنید. جسارت، در خودش نبوغ، قدرت و جادو دارد. (گوته)

•    موفقیت بزرگ بهترین انتقام است. (فرانک سیناترا)

•    مردم اغلب می گویند که انگیزه دوام ندارد. خب، حمام کردن هم همینطور است. به همین دلیل است که توصیه می کنند هر روز انجامش دهید. (زیگ زیگلار)

•    اگر از درونتان صدایی شنیدید که می گوید “نمی توانی نقاشی کنی” آنگاه هرطور شده نقاشی کن تا آن صدا ساکت شود. (ونسان ونگوگ)

•    فقط یک راه برای اجتناب از انتقاد وجود دارد: کاری نکنید، چیزی نگویید و هیچ چیزی نباشید. (ارسطو)

•    موانع همان چیزهای ترسناکی هستند که وقتی چشمتان را از هدفتان برمی دارید می بینید. (هنری فورد)

•    تنها کسی که سرنوشت برایتان مقدر کرده تبدیل به آن بشوید، کسی است که خودتان تصمیم می گیرید باشید. (رالف والدو امرسون)

•    با اعتماد به نفس به سمت رویاهایتان بروید. آن زندگی ای که رویایش را داشتید تجربه کنید. (هنری دیوید تورو)

•    افراد موفق همیشه دنبال فرصت هایی برای کمک به دیگران هستند. افراد ناموفق همیشه می پرسند “این کار چه نفعی برای من دارد؟” (برایان تریسی)

•    بعضی چیزها چشمتان را می گیرند، ولی فقط دنبال چیزهایی باشید که دلتان را می گیرند. (ضرب المثل قدیمی هندی)

•    ایمان داشته باشید که می توانید و در نیمه راه هستید. (تئودور روزولت)

 
•    همه آن چیزی که می خواهید آنسوی ترس قرار گرفته است. (جرج ادیر)

•    همه ما به راحتی از ترسیدن بچه ها از تاریکی می گذریم، ولی تراژدی واقعی آنجاست که مردان بزرگسال از نور می ترسند. (افلاطون)

•    وقتی امید داشته باشید، هر چیزی ممکن می شود. (کریستوفر ریو)

•    وقتی من ۵ سالم بود، مادرم همیشه به من می گفت که خوشبختی کلید زندگی است. وقتی به مدرسه رفتم، از من پرسیدند وقتی بزرگ شدم می خواهم چکاره شوم. من نوشتم: “خوشبخت”. به من گفتند که معنای سوال را درست نفهمیده ام و من جواب دادم آنها زندگی را درک نکرده اند. (جان لنون)

•    اگر هفت بار زمین خوردید، هشت بار بلند شوید و بایستید. (ضرب المثل ژاپنی)

•    وقتی یکی از درهای خوشبختی بسته می شود، در دیگری باز می شود، ولی اکثر ما آنقدر به در بسته خیره می مانیم که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم. (هلن کلر)

•    هر چیزی در خودش زیبایی دارد، ولی هر کسی نمی تواند آن را ببیند. (کنفوسیوس)


عوامل موفقیت یک برند از نگاه مجله «فوربس»


روزنامه آسمان آبی: یک برند چیزی فراتر از لوگو یا جلوه‌های بصری است و ساختن برندی قدرتمند اگر مهم‌تر نباشد، حداقل معادل با ارائه خدمت یا سرویسی ارزشمند است. در بازار پر تاب و تنش امروز، درک‌نکردن هدف، مشتری و خواسته‌ها توانایی شما را در ایجاد کسب‌وکاری موفق، به‌ویژه اگر می‌خواهید نخستین تجارت خود را کلید بزنید، به خطر خواهد انداخت. گم‌کردن راه در میانه استراتژی‌هایی پیچیده هم به‌آسانی اتفاق می‌افتد، اما اگر عناصر هسته‌ای موفقیت را در تیررس خود داشته باشید، آن‌گاه ایجاد یک برند موفق دست‌یافتنی خواهد بود. اعضای شورای مشورتی مجله «فوربس» این عناصر را برای ایجاد یک برند موفق معرفی کرده‌اند.

چطور یک برند موفق ایجاد کنیم

اهرم گواهی اقتصادی: ما در دنیایی زندگی می‌کنم که دیگر آن‌چه شما درباره خودتان می‌گویید معیار قضاوت نیست. به‌جای آن، مردم در اولین قدم در دنیای آنلاین درباره شما تحقیق می‌کنند و این‌جاست که گواهی‌های اقتصادی و تاییدشدن از سوی دیگران می‌تواند کارساز باشد. مردم با نظرات دیگران تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند و به این ترتیب، احساس می‌کنند خرید آن‌ها آگاهانه‌تر انجام می‌شود. آیا می‌خواهید برندی موفق بسازید؟ اهرم گواهی اقتصادی را فعال کنید و جامعه‌ای داشته باشید که مزیت‌های برند شما را تایید می‌کنند و علاقه خود به برندتان را در بازار آنلاین به اشتراک می‌گذارند.

ایجاد جاذبه حسی: یک کلید در ساخت برندی موفق، ایجاد جذابیت قابل احساس است. این مسئله با برقراری ارتباط میان محصول یا خدمت شما و احساسات مشتری ممکن خواهد شد. وقتی که خواسته‌ها و دلمشغولی‌های جمعیت هدف را درک کنیم، می‌توانیم برندی دارای شخصیت ایجاد کنیم که نشان دهد محصول ما می‌تواند به نحوی به مشتری کمک کند تا به علایق و خواسته‌های خود دسترسی پیدا کند. در اصل، بیشتر تصمیم‌ها برای خرید یک محصول بیشتر احساسی است تا منطقی.

تمرکز روی تولید ارزش برای دیگران: مردم به‌ندرت آن‌چه را شما می‌گویید یا انجام می‌دهید به خاطر می‌سپارند، اما احساسی که شما در آن‌ها به وجود می‌آورید در خاطرشان می‌ماند. اعتماد مهم‌ترین ارز و منبعی است که در قرن۲۱ اعتبار شما را می‌سازد. فردی که می‌خواهد برای حصول یا خدمت شما پول پرداخت کند باید هوشمندی، شخصیت و تجربیات دست اول شما را درک کند. این اصلی قدیمی در برندسازی است؛ برای دیگران سه‌بار تولید ارزش کنید، پیش از آن‌که در عوض چیزی از او بخواهید. اگر سرویس شما خاص و منحصربه‌فرد باشد، برند شما خودبه‌خود به‌سمت موفقیت خواهد رفت.

از گفت‌وگوی درونی مشتریان خود بهره ببرید: این‌جا بحث چشم‌انداز است. ما ناخودآگاه تمایل داریم که از لغات بازاریابی برای تعریف از برندمان استفاده کنید. هدف از این کار در سر میز یک شام کاری چیست؟ آیا کلماتی مانند تراز همکاری یا مشارکت برای هر مشتری معنی دارد؟ این کلمات کلیشه‌ای را کنار بگذارید. کلمات خاص برندتان را بشناسید، زبان برندتان را پیدا کنید و آن را به زبانی تبدیل کرده که برای مشتری مفهوم باشد و علایق او را برانگیزد.

به یک ویژگی خاص شناخته شوید: پیام خود را مشخص و براساس یک چشم‌انداز ارائه کنید؛ برای مثال، وقتی شما می‌گویید که محصول ما برای مردان و زنان است پیام‌تان به‌مراتب قدرت کمتری دارد. وقتی که خیلی مشخص اعلام می‌کنید این محصول برای زنان بالای۴۰ است که زمانی نیروی کار محسوب می‌شدند و امروز مادرانی خانه‌دار هستند. مشخص‌بودن و داشتن یک ویژگی خاص باعث می‌شود برند و محصول شما در خاطر بماند.

مشتری ایدآل خود را شناسایی و هدف‌گذاری کنید: برای داشتن یک برند تجاری موفق نیاز است که از گراف جمعیت هدف خود آگاه باشید، آن را بشناسید و برای آن برنامه‌ریزی کنید. بهترین راه برای شناخت مشتری ایدئال این است که این مشتری و کاراکترهای شخصیتی او را با جزئیات بسیار بالا برای خود متصور شوید. جغرافیای منطقه، سن و سال، وضعیت تاهل، برنامه‌های تلویزیونی موردعلاقه، اهداف، وضعیت آنلاین، میزان تحصیلات، ترس‌ها، رویاها، نقاط ضعف، نفرت‌ها و علایق مشتری و دیگر چیزهایی از این دست باید برای شما روشن و شفاف باشد. وقتی که بدانید مشتری ایدئال شما کیست آن‌گاه می‌توانید پیامی را صادر کنید که به‌طور مشخص و واضح این مشتری را مخاطب خود قرار دهد.

برقراری تداوم: یک برند وعده‌ای است که براساس توانایی و تجربه شما داده می‌شود و مستقیما به مسئله اعتمادسازی بازمی‌گردد. اگر به‌دنبال ساختن برندی موفق هستید، در ابتدا باید از شخصیت برندتان شفاف و آگاه باشید. مهم‌ترین مسائل و الفبای برند شما چیست؟ مشخصه‌های رفتاری و ویژگی‌های تجاری شما چه هستند؟ پس از پاسخ‌دادن به این سوالات اطمینان حاصل کنید که هر تعاملی که با مشتری برقرار می‌کنید براساس این الفباست. ایجاد تداوم باعث افزایش اعتماد و پایستگی برند تجاری می‌شود.

درک کنید که برندسازی تنها به موقعیت ربط ندارد: این دیدگاه را که برندسازی تنها موقعیت است رها کنید. برند شما مجموع تجربیاتی است که مردم از محصول یا خدمات‌تان دارند. این تجربیات ورای هویت بصری و پیام‌های بازرگانی عمل می‌کنند؛ البته که باید پیام خود را برسانید، اما باید به‌دنبال راه‌های دیگری هم باشید که مردم را تهییج می‌کند تا از شما حمایت کنند. هر تماسی با مشتری و هر باری که محصول یا خدمت شما به کار گرفته می‌شود فرصتی است برای این‌که مشتری خود را راضی کرده و احساس بهتری در او ایجاد کنید؛ آن‌گاه مشتری هرگز برند شما را ترک نمی‌کند و علاوه‌بر این، مشتریان دیگری نیز برای شما به ارمغان خواهد آورد.

نقاط تقاطع را پیدا کنید: یک برند موفق تقاطعی است میان آن‌چه شما دوست دارید، چیزی که در خبره هستید و چیزی که دیگران می‌خواهند و نیاز دارند. اگر شما عاشق کاری هستید که انجام می‌دهید، اما دیگران به آن نیازی ندارند؛ پس کاری که انجام می‌دهید تنها سرگرمی است. برای ساخت برند، آن‌چه ارائه می‌دهید باید عمیقا موردنیاز مخاطبان باشد. اگر چنین برندی را به‌طور مداوم ارائه بدهید برند شما به موفقیت خواهد رسید.

برند خود را ارائه دهید و کارزار موفقی به راه بیندازید: شما به بلاگی برای گسترش برند تجاری خود احتیاج دارید. این روزها همه به لینکدین روی آورده‌اند و از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، اما داشتن محیطی در فضای مجازی که مخصوص به خودتان باشد می‌تواند تفاوت برندتان را رقم بزند.

معتبر باشید: سعی نکنید چیزی باشید که نیستید. اگر بخواهید ادای چیزی را دربیاورید، دیگران آن را خواهند دید، اما اگر چیزی که هستید باشید اعتمادبه‌نفس خود را نشان خواهید دید. چیزی که هستید باشید و به این ترتیب، اگر هم مشتری جذب کنید، خیالتان راحت است که آن‌ها جذب خود شما شده‌اند. مطمئن شوید هرجا که برندتان را ارائه می‌کنید، انعکاسی از واقعیت شما باشد.
تقلید نکنید: سعی نکنید تقلیدی از برندهای معروف و بزرگ باشید. سعی کنید هویت مشخص خودتان را حک کنید. در حقیقت، سازمان‌های مستقل می‌توانند وضعیت خودشان را برای جذب مشتریانی که به‌دنبال کالایی بااصالت‌تر و معتبرتر هستند، ارتقا بخشند.

خلاق باشید و شجاعانه بر چیزی که باور دارید پافشاری کنید: برند‌های بزرگ و معروف ازسوی عوامل مختلف مقررات و قوانین اداری تا حدی محدود می‌شوند و این موضوع از منعطف‌بودن و واکنش نشان‌دادن به نیازهای متفاوت مشتریان جلوگیری می‌کند. سعی کنید خلاق باشید و راهی برای عبور از این موانع پیدا کنید.برندینگ آینده‌‌ای جذاب و متغیر خواهد داشت. با اهمیت‌دادن و ازسربازنکردن مشتری به او احترام بگذارید. چالش‌سازی کنید و اجازه دهید مشتریان خودشان برای کشف برند شما قدم بردارند. این یک راه مناسب برای کسانی است که علاقه دارند دانسته‌های خود را با دیگران در میان بگذارند.


شوق آموختن؛ مهمترین نکته برای موفقیت در یک صنعت


مجله پنجره خلاقیت – امید دادخواه: در این سال زندگی حرفه ای هر فروشنده بیمه ای را مطالعه کرده ام که در جهان و ایران رکوردی را به ثبت رسانده است، مهمترین ویژگی و اثرگذارترین عامل در موفقیتش را شوق آموختن دیده ام. یک فروشنده بیمه از آن جا که جان کلامش زندگی خوب و موفق و عقلانی برای مشتریانش است؛ پس اول از همه باید خودش مظهر تحول و عقلانیت باشد و از همین جاست که موضوع آموختن و اشتیاق برای قوام و موفقیت کاری او اهمیتی دوچندان پیدا می کند.

 

شاید از نگاه برخی، تاکید بر آموختن و آموزش برای فروشندگان بیمه، موضوع جدیدی نباشد؛ کما این که اهمیت آن را می توان از بسیاری گفته ها و نوشته های فعالان برجسته صنعت بیمه جست و پیدا کرد. منتها سوال من این است که چرا با وجود این همه تاکید بر آموزش فروشندگان و صرف این همه هزینه، هنوز که هنوز است این موضوع به شکلی ریشه ای و زیرساختی مطرح نشده است و بسیاری از فروشندگان این صنعت، اشتیاق برای آموختن را در مدار صحیح و نتیجه بخش آن دنبال نمی کنند. من برای این سوال اساسی و مهم، دو نکته دارم که تلاش می کنم در ادامه یادداشت به آنها بپردازم.

 

معتقدم اگر این دو نکته، مدنظر فروشندگان صنعت بیمه قرار بگیرد، آن وقت آنان ویژگی مهم اشتیاق به آموختن را در وجودشان نهادینه کرده اند که نتیجه اش البته که موفقیت صددرصدی در این صنعت خواهدبود.

 

نکته مهمی برای موفقیت در یک صنعت

 

دوست داشتن خود

 

در آموزه های بسیاری از مدرسان و مولفان درجه یک موفقیت شخصی و شغلی، شاه بیتی وجود دارد مبنی بر اینکه برای موفقیت، پیش و بیش از هر کاری، خودت را دوست بدارد. فردی که خودش را دوست دارد، اول از همه خودش را برای همه داشته و نداشته هایش بخشیده است و با نگرش اصولی و مثبتی به حال و آینده خود می نگرد تا بهترین ها را برای خود و جامعه اش رقم بزند.

 

از سوی دیگر وقتی فردی خودش را دوست دارد، همان طور که هر غذا و البسه ای را برای خود و شأن خود نمی پسندد، مغز و ذهن خود را نیز در معرض پیام ها و موارد بیهوده و غیرمثبت و ای بسا مضر قرار نمی دهد و سراغ بهترین ها را در این زمینه برای خود می گیرد. از همین جا می توان یک نتیجه کلیدی را استخراج کرد. فردی که خودش را دوست دارد، به دنبال تحول است و ناگفته پیداست که این تحول، جز از طریق آموزش میسر نیست. پس شوق و عشقی ماندنی در وجودش نسبت به آموختن شکل می گیرد و این سرچشمه موفقیت ها و دستاوردهای حرفه ای اش می شود.

 

به نظرم کسی که دنبال بهترین کتاب ها و همایش ها در زمینه فروش و بازاریابی و مشتری مداری و… است زیباترین و اثرگذارترین جلوه این دوست داشتن خود را به نمایش می گذارد. از یک سو دنبال تحول در خود است و بعد، این تحول را با اثرگذاری روی زندگی مشتریانش به نتیجه می رساند.

 

مثلا فروشنده بیمه که کالایی پرمنفعت و باصرفه را برای مشتریانش در اختیار دارد، وقتی خودش را در معرض آموزش قرار می دهد، به شکل بهتری می تواند این کالای مفید را به دست مشتری برساند و از این رهگذر، هم به زندگی خودش از طریق آموزش، منفعت می رساند و هم در ابعادی بیشتری در زندگی مشتریانش چنین سودمندی را رقم می زند؛ به گونه ای که از هر جنبه به آن نگاه کنیم، معادله ای صد در صد برد- برد خواهدبود. پس فروشندگان عزیز بیمه، تلاش کنید دوست داشتن خود را در وجودتان بس بسیار تقویت کنید که منشا اثرات مثبت و فراوان است.

 

موضوع آموزش صحیح

 

چه بسیار فروشندگانی را دیده ام که شوق آموختن داشته اند و درصد قابل توجهی از درآمدشان را به آموختن اختصاص داده اند. اما بعد از مدتی دیده ام که این اشتیاق سوزان در آن ها روبه افول گذاشته و به تدریج خاموش شده است. بله، اشتیاق به یادگیری، ازلی و ابدی نیست و اگر به درستی از این نهال پاسداشت نشود، به هرز می رود و عمرش تمام می شود. اما علت این پدیده را که چرا چنین اشتیاقی  رو به خاموشی می گذارد، باید در نداشتن آموزش صحیح، جست و جو کرد. آموختن، خوب است؛ بسیار خوب؛ ولی به شرطی که برمبنای صحیح باشد و طبق اصولش ارائه شود.

 

وقتی یک فروشنده صنعت بیمه با اشتیاق اما از روی بدشانسی یا هر عامل دیگری در معرض آموزش های ناصحیح قرار می گیرد. اثر این آموزش های ناصحیح در تعاملش با مشتری دیده خواهدشد و نتیجه ای جز شکست در فروش، عاید نمی شود. بر این اساس به تدریج اعتقاد به آموزش و اثرگذاری آن را از دست می دهد و در رسیدن او به اهداف حرفه ای اش اختلالی جدی به وجود می آید.

 

در برخی آموزش ها در مورد فروشندگان بیمه چنان بهشت غیرواقعی از این کار ترسیم می شود که جز سوق دادن شخص به یک حهنم خودساخته نتیجه دیگری ندارد. این ساختن بهشتی خیالی توسط برخی مدرسان این صنعت، در دو بُعد قابل بررسی است.

 

نخست شرایط کاری در صنعت بیمه است و دوم، امتیازات و انتفاعاتی است که به مشتریان در صورت خرید هرکدام از محصولات بیمه ای تعلق خواهدگرفت. در هر دوی این مسائل، اغراق هایی در حوزه آموزش صورت می گیرد که بسیار آسیب زننده است و نتیجه معکوس دارد.

 

کسانی که راه پرثمر و پرخیر و برکت فروشندگی بیمه را برگزیده اند باید نسبت به این موارد توجه ویژه داشته باشند، تا شوق آن ها به آموختن و یادگیری، در مسیر درست و  نتیجه بخش آن به سامان برسد.


قانون ۵ ساعته‌ی موفقیت


وب سایت یوکن: بعضی افراد شب و روز کار می کنند، اما هیچ موفقیتی نصیبشان نمی شود. نه وضعیت مالی‌شان بهتر می شود و نه به دانششان افزوده می شود؛ اما چطور می توانیم فردی موفق باشیم و به بیشترین بهره وری دست یابیم؟

گاهی به گوش مان می رسد فلانی در شغل خود ترفیع گرفته یا خودرو و خانه‌ای گران قیمت خریده است؛ از خودمان می‌پرسیم چرا ما هیچ پیشرفتی نداریم و تغییری در زندگی‌مان حاصل نمی شود؟

اگر شما هم چنین زندگی‌ای دارید، لازم است برنامه ریزی و قوانین زندگی‌تان را تغییر دهید. خیلی از افراد موفق دنیا از یک قانون ۵ ساعته استفاده می کنند که زندگی آن‌ها را به پیشرفت رسانده است؛ از جمله این افراد موفق می توان به بیل گیتس، اپرا وینفری و مارک زاکربرگ اشاره کرد.

قانون 5 ساعته که شما را به موفقیت و پیشرفت شخصی می رساند!

برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی و دست یابی به موفقیت و پیشرفت، همواره در حال یادگیری باشید. حتی وقتی که سرتان شلوغ است و کارهای روزانه‌تان را به سختی انجام می دهید، باز هم یادگیری را رها نکنید. بهتر است ۵ ساعت در هفته را به یادگیری اختصاص دهید. پس در ۵ روز کاری، روزی یک ساعت به یادگیری بپردازید. در این زمان تمام حواس خود را جمع کنید و نگذارید چیزی تمرکزتان را از بین ببرد. یادگیری باعث جوان شدن مغز می شود و با این کار به پیشرفت بیشتری خواهید رسید. ۵ گام زیر را برای یادگیری بپیمایید:

مطالعه کنید

تمام افراد موفق به مطالعه کردن عادت دارند. با مطالعه می توانید به معلومات خود بیافزایید. پس هر هفته برای خود برنامه ریزی مطالعاتی داشته باشید. برنامه بریزید و هر روز چند صفحه یا یک بخش از کتابی را بخوانید. البته می توانید در هنگام ترافیک و در مسیر رسیدن به سرکار به کتاب‌های صوتی گوش دهید. بیل گیتس یک کتاب خوان حرفه‌ای است که هر ساله بیش از ۵۰ جلد کتاب می خواند و مطالعه را عامل اصلی پیشرفت خود تلقی می کند.

انعکاس آموخته‌ها و استفاده از آن

انعکاس چیزی که آموخته‌اید از اصلی‌ترین بخش یادگیری است. با مطالعه کردن، اطلاعاتتان بیشتر می شود و چیزهای جدیدی یاد می گیرید. اگر فقط بخواهید حجم زیادی از اطلاعات را بدون هدف در ذهن خود نگه دارید، به هیچ دستاوردی نمی رسید و فقط از یادگیری مهارت‌های جدید باز می مانید. پس از اطلاعات خود استفاده کنید و آن‌ها را با دیگران به اشتراک گذارید، باید داده‌های به دست آمده از طریق مطالعه را به اطلاعات و سپس به دانش تبدیل کنید.

آزمون و خطا

خیلی از محصولات و دستاوردها، نتیجه‌ی آزمون و خطا هستند. آزمون‌هایی که در طی آن ایده‌های جدید و ناب به دست می‌آید. البته این تنها مختص دانشمندان و مخترعان نیست، بلکه هر ایده‌ی جدیدی سبب رشد و شکوفایی می شود. اگر خانه دار هستید در آشپزخانه غذاهای جدید بپزید و در آشپزی به ایده‌های نو برسید. در محل کار روش‌های جدیدی را برای انجام کارهای خود امتحان کنید و از این طریق به زندگی‌تان شادابی و نشاط دهید.

کار کردن با یادگیری متفاوت است

باید بدانید کار کردن با یادگیری فرق دارد. ممکن است هفته‌ای ۴۰ ساعت کار کنید و به این احساس برسید که در مسیر پیشرفت و موفقیت قرار دارید. خیلی خوب است که با انگیزه کار کنید اما حتماً می دانید فشار کاری فرصت رشد و یادگیری را از شما می گیرد. براساس قانون ۵ ساعته، زمانی جداگانه را به یادگیری اختصاص دهید. برای آموختن مهارتی جدید اقدام کنید تا با ایجاد تنوع ذهنی، یادگیری مؤثرتری نیز داشته باشید.

روی پیشرفت تمرکز کنید نه بهره‌وری

خیلی از افراد تصور می کنند وقتی بهره‌وری بیشتری داشته باشند موفق‌ترند؛ اما بهره‌وری یکی از کلیدهای اصلی موفقیت است و با یادگیری متفاوت است. شاید کارهای روزانه‌تان را به خوبی انجام دهید و در شغل خود موفق باشید، اما باید برنامه‌ای جداگانه برای پیشرفت شخصی و یادگیری در نظر بگیرید. پس بهره‌وری ارتباطی به یادگیری مهارت‌های جدید و پیشرفت شخصی ندارد.

در پایان

۵ ساعت در هر هفته را به یادگیری اختصاص دهید. در این زمان کتاب‌های مفید بخوانید، مستند تماشا کنید و مهارت‌های جدید را به دست آورید. یادگیری کوتاه مدت شما را به موفقیت‌های قابل توجهی می رساند. از زندگی و مسیر افراد موفق الگو بگیرید و مطمئن باشید به پیشرفت خوبی خواهید رسید.


چگونه از مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟


وب سایت مدیر اینفو: هر مغزی ساختار منحصر به فرد خود را دارد. این عبارت، یعنی اینکه شما باید روش­‌هایی را بیابید که با نحوه‌­ی یادگیری مختص خودتان تناسب داشته باشند. فرایند یادگیری و برقراری ارتباط در افراد مختلف متفاوت است. در هر سبک یادگیری، از بخش­‌های مختلف مغز استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، کسانی که به طور شنیداری چیزی را فرا می­‌گیرند از شنیدن برای پردازش اطلاعات استفاده می­‌کنند در‌حالی که افراد بصری، برای یادگیری متکی بر دیدن هستند. اگر می‌­خواهید از یک تجربه­‌ی یادگیری، حداکثر استفاده را ببرید بهترین راه این است که استراتژی­‌های یادگیری چند بعدی را پیدا کنید.
هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست

در واقع، دانش جدید بر اساس اطلاعات موجود در مغز ساخته می‌­شود، بنابراین هر چه بیشتر بدانید به‌همان اندازه قادر به یادگیری بهتر در آینده خواهید بود. به یاد داشته باشید که یادگیری، مستلزم کارهای هدف‌دار و قابل­‌تکرار است. اگر هدفی خاص دارید و می‌­توانید کارهای قابل‌­تکرار را ترکیب کنید، حافظه‌تان تقویت می‌شود و عملکردتان بهبود می‌یابد. رهبران برای رشد خود و زیردستان‌شان می­‌توانند این روش را به‌کار گیرند. دیگران را به‌چالش بکشید تا از فرصت­‌های جدید استفاده کنند.

 

 چگونه از قدرت مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟
فعالیت فیزیکی، برای سلامت روان مفید است

مغز به مواد شیمیایی مثل اندورفین نیاز دارد که از طریق ورزش کردن آزاد می‌­شود. فعالیت فیزیکی باعث آزاد شدن عوامل رشد (مواد شیمیایی موثر بر سلامت سلول­‌های مغز، رشد عروق خونی جدید، سلول­‌های مغزی جدید و بقای آن‌ها) می‌شود و مغز را به گونه­‌ای تغییر می­‌دهد که از حافظه و مهارت­‌های تفکر محافظت کند. مهم‌­ترین نکته­ این است که ورزش و تمرین‌های خود را به‌طور مستمر و باثبات انجام دهید. فعالیتی را که دوست دارید بیابید تا در طول زندگی‌تان بتوانید از آن لذت ببرید.

مغز، اولین شبکه‌­ی اجتماعی است

نورون­‌های آینه‌­ای، سلول­‌هایی از مغز هستند که وقتی شخص کاری را انجام می‌­دهد و همان عمل را در دیگری هم می‌بیند، فعال می‌­شوند.

سیستم اقدام، اجرا و مشاهده، به توانایی­‌های میزان‌­سازی دقیق مثل همدلی کمک می­‌کند. اگر نمی‌­توانید خودتان را جای کس دیگری بگذارید، هرگز رهبر موثری نخواهید بود. سعی کنید مهارت­‌های همدلی و خودآگاهی‌تان را از طریق گوش دادن فعال، خواندن، یا توجه به دیدگاه دیگران، پرورش دهید. اگر به تنهایی نمی‌­توانید این مهارت­‌ها را در خود تقویت کنید از یک مربی کمک بگیرید.

هر مغزی، دارای محرک‌های احساسی است.

در‌حالی‌که مغز هر انسانی قادر به‌ استدلال است، هیچ مغزی را پیدا نمی­‌کنید که تمام تصمیماتش عاقلانه و منطقی باشد. تاثیر احساسات به‌گونه‌ای‌ست که حتی می­‌توانند تفکر منطقی را از بین ببرند.

در سیستم­‌های تنبیه و پاداش هم از احساسات استفاده می­‌شود. بازخورد مثبت، محرک بهتری نسبت به ترس یا خجالت است. بازخورد منفی می‌­تواند موجب مخالفت و ناسازگاری یا کناره‌­گیری شود که بر عملکرد شما یا کارمندان‌تان تاثیر می­‌گذارد. در موقعیتی جدید، دشوار یا پر از استرس، یاد بگیرید ابتدا گوش بدهید و سوالات را درک کنید. فوری پاسخ ندهید، بلکه به‌خاطر داشته باشید، ابتدا خودتان احساسات‌تان را تنظیم کنید. در این صورت در موقعیت بهتری برای تصمیم­‌گیری منطقی قرار خواهید گرفت. اگر بیاموزید که چگونه احساسات دیگران تفکرات‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بهتر خواهید توانست آنها را متقاعد نموده یا به آنها انگیزه بدهید.


1 2