Tag Archives: هستند

چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟


وب سایت دیجی رو: گوشی‌ های چینی با با قیمت مناسب و امکانات خوبشان در حال تسخیر دنیای گوشی‌های هوشمند هستند و این روزها نام بسیاری از این گوشی های چینی در لیست برترین گوشی‌های جهان جای می‌گیرد. اگر تجربه‌ی کار با یک گوشی چینی را داشته باشید، به طور حتم از کارکرد در برابر قیمت کم آن شگفت‌زده شده‌اید. اما مگر کمپانی‌های چینی سازمان‌های خیریه‌اند که چنین گوشی‌هایی را با قیمت بسیار کم به بازار عرضه می‌کنند؟ یا اینکه قضیه چیز دیگری است؟ در ادامه به بررسی دلایل این موضوع می‌پردازیم. با دیجی رو همراه باشید.

نیروی کار ارزان

چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

یکی از شناخته‌شده‌ترین دلایل برای قیمت ارزان گوشی‌های چینی هزینه‌ی کم نیروی کار در این کشور است. کشور چین یکی از ارزان‌ترین کشورها از نظر هزینه‌ی نیروی کار است و همین نیز دلیل آن شده که بسیاری از کمپانی‌ها محصولات خود را در این کشور تولید کنند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز همین هجوم کمپانی‌های آمریکایی به چین برای تولید ارزان‌تر محصولات‌شان را دلیل آمار بالای بیکاری در آمریکا می‌داند و می‌خواهد با آن مقابله کند.

علاوه بر این، تولیدکنندگان چینی گوشی‌های هوشمند از جمله شیائومی، وان پلاس، هواوی و میزو بازار محلی را نیز در دست خود دارند که باعث می‌شود برخلاف کمپانی‌هایی همچون اپل، سامسونگ و اچ‌تی‌سی در هزینه‌ی حمل و نقل‌شان صرفه‌جویی شود. این صرفه‌جویی در هزینه روی قیمت تمام شده‌ی گوشی برای مصرف‌کننده تاثیر می‌گذارد.چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

نوآورانه اما معمولا غیر انقلابی

یکی دیگر از دلایل ارزان بودن گوشی‌های چینی این است که تولیدکنندگان چینی معمولا گوشی‌های خود را به آخرین و بهترین سخت‌افزارهای ممکن مجهز نمی‌کنند. هدف این تولیدکنندگان بیش از هر چیزی ایجاد تعادل بین قیمت و کارکرد گوشی هوشمند است که البته حرکتی هوشمندانه است. اگر به مشخصات گوشی‌های هوشمند چینی توجه کرده باشید متوجه شده‌اید که معمولا این گوشی‌ها، مجهز به امکانات سخت‌افزاری بسیار خوبی هستند و در حین حال قیمت‌شان نیز بسیار پایین است، برای مثال گوشی‌ای با مشخصات سخت‌افزاری بسیار نزدیک به گلکسی A3 سامسونگ، قیمتی به مراتب پایین‌تر از گوشی سامسونگ دارد.

دلیل این اتفاق این است که سامسونگ از سخت‌افزارهای اختصاصی خود که هزینه‌ی زیادی صرف تولید آنها کرده، استفاده می‌کند که گاهی کیفیت‌شان نیز بهتر است. حتی بعضی از گوشی های چینی می توانند به رقابت با برترین ها بپردازند، اما قیمت آنها به هیچ وجه مانند میان رده ها ارزان نیست! برای مثال شیائومی می میکس ۲ اس یا هواوی پی ۲۰ پرو از بهترین گوشی های بازار به شمار می روند که قیمت‌شان مانند دیگر پرچمداران به حدود ۸۰۰ دلار می‌رسد!

در خیلی از موارد شاهد این هستیم که تولیدکنندگان چینی پردازنده‌های Mediatek را برای گوشی‌های هوشمند خود انتخاب می‌کنند، که معمولا به پای اسنپدراگون و یا اگزینوس سامسونگ نمی‌رسند، اما عملکرد خوبی دارند و بسیار ارزان‌ترند. علاوه بر این مدیاتک خود یک تولید‌کننده چینی- تایوانی به شمار می‌رود که روی قیمت تمام‌شده‌ی این پردازنده‌هاتاثیر می‌گذارد،هواوی نیز از پردانده های اختصاصی خود استفاده می کند که در کشور خود یعنی چین تولید می‌شود.

خیلی از این تولیدکنندگان چینی نیز سنسورهای سونی را برای دوربین گوشی‌های هوشمند خود انتخاب می‌کنند، چون همانند مدیاتک، تهیه‌ی قطعه از این کمپانی ژاپنی نیز برایشان هزینه‌ی کمتری دارد. اما سامسونگ خود تولید سنسورهای گوشی های خود را برعهده دارد یا اپل بهترین سنسور موجود رای به سونی و سامسونگ سفارش می‌دهد! همین کارها باعث به وجود آمدن تعادلی بین قیمت و کارایی گوشی‌های چینی می‌شوند.چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

تمرکز روی فروش آنلاین

فروش آنلاین، اولویت فروش تولیدکنندگان چینی است. کمپانی‌هایی همچون اپل یا سامسونگ مبالغ زیادی را صرف ساختن فروشگاه‌های فیزیکی در نقاط مختلف کرده‌اند و این مبالغ نیز باید از جایی تامین شوند. برای مثال وقتی کسی گوشی گلکسی سامسونگ را می‌خرد نه تنها در حال پرداخت پول برای خود گوشی است، بلکه در حال پرداخت هزینه‌های توزیع و هزینه‌های اجرایی فروشگاه نیز هست. گوشی‌های چینی به این دلیل ارزان‌ترند که مانند برندهایی که فروشگاه‌های فیزیکی دارند، مبالغ اضافه‌ای به خاطر توزیع و هزینه‌های اجرایی از مصرف‌کننده دریافت نمی‌کنند.

چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

بازاریابی ارزان

آخرین ویدیوی پیش‌نمایش گوشی جدید سامسونگ را دیده‌اید؟ از پیشنهاد همکاری اخیر دو شرکت معروف گوشی‌های هوشمند خبردار شده‌اید؟ خبری شنیده‌اید که قرار است گوشی جدید مورد علاقه‌تان در یکی از فیلم‌های سینمایی مورد استفاده قرار گیرد؟‌ همه‌ی این‌ها هزینه‌هایی دارند و هزینه‌ی آن‌ها را نیز شما مصرف‌کننده‌ی نهایی پرداخت مییکنید!

از طرف دیگر شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ابزارهای بازاریابی بسیار ارزان‌تر و موثری باشند. امکانش هست که چنین تبلیغاتی از راه شبکه‌های اجتماعی توجه کسی را که به گوشی ارزان و خوبی نیاز دارد جلب کند. اگر گوشی هوشمندی می‌خواهید که دوست ندارید هزینه‌ی تبلیغاتش را نیز پرداخت کنید یک گوشی هوشمند چینی بخرید.چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

تولید محدود

یکی از تکنیک‌های فروش که در چین نیز بسیار خوب عمل می‌کند، ایجاد تقاضا برای محصول است. اگر مردم فکر کنند که گوشی خاصی ممکن است تمام شود تمایل‌شان برای خرید آن بیشتر می‌شود. تولیدکنندگان چینی نیز این را می‌دانند و تعداد محدودی از هر گوشی را تولید می‌کنند. فروش اولیه گوشی‌های شیاومی و یا وان پلاس معمولا در عرض چند ثانیه به اتمام می‌رسد!

فروش لوازم جانبی

تولیدکنندگان چینی معمولاً حاشیه‌ی سود کمی از گوشی‌های هوشمند خود دارند و معمولاً سعی می‌کنند این حاشیه سود کم را با فروش لوازم جانبی جبران کنند. یکی از رایج‌ترین نمونه‌های لوازم جانبی کاورهای گوشی هستند اما بعضی از تولیدکنندگان همچون شیاومی به فروش کفش و دمپایی نیز می‌پردازند.

تصور کنید که این امکان وجود داشت اس ۹ سامسونگ فقط ۵۰۰ دلار قیمت داشت و سامسونگ می‌توانست سود خود را از فروش کفش به دست مآورد؟ البته که چنین حرفی شبیه به شوخی می‌ماند اما این اتفاق نیز یکی از دلایلی است که تولیدکنندگان چینی قادر به تولید گوشی‌هایی این چنین ارزان هستند.چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

آیا این دلایل روی کیفیت گوشی نیز تاثیر می‌گذارند؟

تا چند سال قبل دیدگاه رایج در مورد گوشی‌های هوشمند چینی این بود که محصولاتی بی‌کیفیت‌اند. درست است که بعضی از این گوشی‌ها با بهترین و جدیدترین مواد و سخت‌افزارها ساخته نمی‌شوند، اما در ساخت آن‌ها از مواد و سخت‌افزارهای با کیفیت پایین نیز استفاده نشده است. این روزها می‌توانیم شاهد گوشی‌های هوشمند چینی باشیم که بدنه‌ی آلمینیومی و قابلیت های بالایی دارند و قیمت‌شان نیز کمتر از ۲۵۰ دلار است. پرچمدارانی نیز از تعدادی کمپانی چینی معرفی شده که روند ساخت گوشی ها را تغییر داده‌ است!

چرا گوشی‌ های چینی ارزان‌ قیمت هستند؟

البته گوشی های چینی در هر کشور نقاط ضعف مخصوص خود را نیز دارند. در بسیاری از موارد پوسته‌ی اندرویدشان بسیار بد است و بسیاری از این گوشی‌ها نیز دیر به دیر به روز می‌شوند یا اصلا نمی شوند! یا خدمات پس از فروش خوبی در بعضی از کشورها ندارند! اما با این حال اگر نمی‌خواهید هزینه‌ی زیادی صرف گوشی هوشمند خود کنید، شاید یکی از گزینه‌های پیش روی شما توجه به گوشی‌های هوشمند چینی باشد.


پردرآمدترین شغل های دنیا چه شغل هایی هستند؟


برترین ها: تصور ذهنی شما از وضعیت مشاغل در سایر کشورهای دنیا چیست؟ شبکه CNN در ابتدای سال میلادی جدید اقدام به انتشار فهرستی از مشاغل درآمدزا در کشورهای پیشرفته جهان کرد که در سال گذشته برای متخصص های این رشته ها درآمد قابل توجهی داشته اند. مطالعه این فهرست، حداقل به لحاظ مقایسه با وضعیت فعلی مشاغل درآمدزا در ایران می تواند برایتان جالب باشد.

رایان سندلر، مدیر تولید ارشد لینکدین در یک پست وبلاگی نوشت ” این مشاغل به صنایع رو به رشد در اقتصاد ایالات متحده‌ی آمریکا اشاره می‌کنند، یعنی لزوما نباید برای کسب درآمد پزشک یا مهندس شوید. در حالی‌که صنعت مراقبت درمانی تقریبا سریع‌تر از هر صنعت دیگری سریع‌تر رشد می‌کند، مهارت‌های فناورانه بیش‌ترین تقاضا را در بین کارفرماها دارد، و مشاغل حقوقی نیز در هر صنعتی مورد نیاز هستند”.

پردرآمدترین شغل های دنیا چه شغل هایی هستند؟

شبکه CNN در رده‌بندی خود، متوسط دستمزد پایه را برای این موقعیت‌ها فراهم کرده است. در آمریکا، پردرآمدترین مشاغل غیر از عناوین شرکتی، متوسط دستمزد پایه‌ای معادل ۳۶۵،۰۰۰ دلار کسب می‌کنند.

در ادامه به پردرآمدترین مشاغل و متوسط دستمزد پایه در ایالات متحده‌ی آمریکا اشاره می‌کنیم:

۱. متخصص قلب ـ ۳۶۵،۰۰۰ دلار

۲. رادیولوژیست ـ ۳۵۵،۰۰۰ دلار

۳. متخصص بیهوشی ـ ۳۵۰،۰۰۰ دلار

۴. جراح ـ ۳۳۸،۰۰۰ دلار

۵. مدیر درمانی ـ ۲۳۰،۰۰۰ دلار

۶. آسیب‌شناس ـ ۲۲۵،۰۰۰ دلار

۷. پزشک (عمومی) ـ ۲۲۰،۰۰۰ دلار

۸. مراقب‌پزشکی ـ ۲۲۰،۰۰۰ دلار

۹. روانپزشک ـ ۲۱۸،۰۰۰ دلار

۱۰. مشاور ارشد شرکت ـ ۱۷۵،۰۰۰ دلار

۱۱. سرمهندس نرم‌افزار ـ ۱۶۸،۰۰۰ دلار

۱۲. دندانپزشک ـ ۱۶۵،۰۰۰ دلار

۱۳. مدیرعامل مهندسی ـ ۱۶۴،۰۰۰ دلار

۱۴. مدیر مالیاتی ـ ۱۶۱،۰۰۰ دلار

۱۵. مدیرعامل مدیریت تولید ـ ۱۶۰،۰۰۰ دلار

۱۶. وکیل مالکیت فکری ـ ۱۶۰،۰۰۰ دلار

۱۷. هوش‌بر ـ ۱۵۶،۰۰۰ دلار

۱۸. مدیر ارشد مهندسی نرم افزار ـ ۱۵۵،۰۰۰ دلار

۱۹. مدیر بازاریابی جهانی ـ ۱۵۵،۰۰۰ دلار

۲۰. پاپزشک ـ ۱۵۰،۰۰۰ دلار


مدیران ۳۵ ساله، دنبال چه هستند؟


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: مدیران امروزی همان انتظاراتی را ندارند که مدیران سابق داشتند. وقتی به مدیران استخدامی فکر می‌کنیم، معمولا تصویر کسی را در ذهن داریم که در کارش حرفه‌ای است، شاید یک مدیر حرفه‌ای میانسال را متصور شویم که ایده‌ی خاصی درمورد اینکه از نامزد استخدامی چه می‌خواهد دارد. اما تحقیقات نشان می‌دهد این تصویر در حال تغییر کردن است.

 

با حاکم شدن میلنیال‌ها (نسل Y) بر فضای کار، مسئولیت‌های استخدامی نیز تحت سلطه‌ی آنها درآمده است. در یک بررسی اخیر، به بررسی این موضوع پرداختیم که حرفه‌ای‌های استخدام – هم میلنیال‌ها و هم سنین بالاترـ کارجویان زن را چگونه می‌بینند و چطور آنها را ارزیابی می‌کنند. ما دریافتیم که ۵۷٫۹۲ درصد از پاسخ دهنده‌ها (مشتمل بر مدیران منابع انسانی، مدیران استخدامی داخلی، مدیران استخدامی بیرون سازمانی، مشاوران منابع انسانی و رئیس‌های کارگزینی) زیر ۳۵ سال بودند.

اگر درک کنید مدیران استخدامی چه می‌خواهند و از متقاضیان کار چه انتظاری دارند، بهتر می‌توانید خودتان را برای مصاحبه‌های شغلی آماده کنید، قادر خواهید بود خودتان را به خوبی نشان بدهید و توانمندی‌های خود را به روشی درست ارائه بدهید. در ادامه چیزهایی را که لازم است در مورد انتظارات جدیدترین نسل مدیران استخدامی بدانید برای‌تان می‌گوییم.

 

بیش از 50 درصد مدیران زیر 35 سال هستند؛ آنها به دنبال چه می‌گردند؟ 

خودتان باشید

در مطالعه‌ای که انجام دادیم، تصویر‌هایی از زنان حرفه‌ای را در سنین مختلف و نژادهای گوناگون که مدل مو، پوشش، فرم بدنی و قیافه‌های گوناگونی نیز داشتند به مدیران استخدامی نشان دادیم. آنها سه ویژگی را انتخاب کردند که احساس می‌کردند هر زن را به بهترین شکل توصیف می‌کرده است. سپس ۵ زن را که مایل به استخدام‌شان بودند شناسایی کردند. یکی از زنان، تاتوهای چشمگیری داشت و درمیان مدیران استخدامی بالای ۴۵ سال، تنها ۱۳٫۲۵ درصد گفتند که استخدام این زن را مدنظر دارند. اما در میان مدیران استخدامی زیر ۳۵ سال، ۲۸٫۷۲ درصد گفتند که این زن را استخدام می‌کنند.

نتایج برای یک زن چاق‌تر و یک زن سن بالاتر یکسان بودند. تنها ۹٫۶ درصد از مدیران بالای ۴۵ سال گفتند که کاندید چاق‌تر را استخدام می‌کنند اما ۱۷٫۳ درصد از مدیران زیر ۳۵ سال گفتند که کاندید چاق‌تر را استخدام خواهند کرد. و با وجود اینکه کاندیدی که سن‌دارتر به نظر می‌رسید ظاهرا از نظر سنی نزدیک‌تر به مدیران استخدامی بالای ۵۵ سال بود، فقط ۱۵٫۳۸ درصد از آنها گفتند که او را استخدام خواهند کرد. در میان مدیران زیر ۳۵ سال نیز، ۲۹٫۷۶ درصد با استخدام این زن موافق بودند.

پس باید بدانید که مدیران استخدامی جوان‌تر ممکن است توجه کمتری به ظاهر شما داشته باشند و تمرکزشان روی شخصیت و مهارت‌های شما باشد. پس با اعتماد بنفس برای مصاحبه آماده شوید و خودتان باشید!

رفتار دوستانه مهم است

در زمانی نه چندان دور، درک عمومی از محیط کار، یک محیط بشدت حرفه‌ای و جدی بود. همکاران معمولا با هم دوست نبودند و مدیران توجه چندانی به زندگی کارمندان در بیرون از فضای کار نداشتند. اما امروزه سازمان‌ها از اهمیت درک کارمندان و داشتن رابطه‌ی دوستانه با آنها آگاهند. در نتیجه مدیران استخدامی سعی می‌کنند نامزدها را به شیوه‌ای فراگیرتر بشناسند.

در بررسی‌ که انجام دادیم، ۴۶٫۰۲ درصد از پاسخگوهای زیر ۳۵ سال گفتند که رفتار دوستانه، ویژگی مهمی است که ترجیح می‌دهند کاندیدها داشته باشند. در مقایسه، تنها ۲۸٫۹۲ درصد از پاسخگوهای بالای ۴۵ سال، این ویژگی برای‌شان مهم بود. بنابراین یادتان باشد در مصاحبه‌ای که با مدیر استخدامی جوان دارید، ارتباط خوب و دوستانه‌ای با او برقرار کنید.

برای بعضی از ما ، برقرار کردن رابطه‌ای باز و دوستانه با غریبه‌ها کار سختی است، چه برسد به کسی که با ما مصاحبه می‌کند! اما اگر قبل از مصاحبه کمی تحقیق کنیم، مفید خواهد بود. بیشتر شرکت‌ها، اسم کسی را که قرار است با شما مصاحبه کند در اختیارتان قرار می‌دهند، بنابراین می‌توانید کمی وقت بگذارید و در اینترنت جستجو کنید تا ببینید چه اطلاعاتی می‌توانید در موردش پیدا کنید. شاید متوجه شوید هم دانشگاهی بوده‌اید یا علاقه مندی‌های مشترکی دارید. اگر توانستید وجه اشتراک یا تشابهاتی پیدا کنید، طی مصاحبه آنها را مطرح کنید.

اما باید حواس‌تان باشد فریبکار و ناجور رفتار نکنید. سعی نکنید از جهتی ارتباط برقرار کنید که کاملا بی‌ارتباط با موضوع صحبت‌تان است. اما اگر در لینکدین دیدید که این مدیر استخدامی به همان دانشگاهی رفته است که شما رفته‌اید، وقتی در مورد سوابق تحصیلی‌تان سوال کرد، حتما این موضوع را مطرح کنید.

مهارت‌های مدیریتی‌تان را تقویت کنید

حتی اگر به دنبال سمت مدیریتی نیستید، ارزش این را دارد که مهارت‌های مدیریتی خود را تقویت کنید. مدیران استخدامی سعی می‌کنند استعدادها و توانمندی‌هایی را جهت نیازهای‌شان در آینده شناسایی و پیدا کنند، بنابراین هر کسی که دارای مهارت‌های مدیریتی قابل توجهی باشد به عنوان یک پتانسیل دیده خواهد شد و کسی تلقی می‌شود که ارزش وارد شدن به تیم حرفه‌ای را دارد.

در واقع، ۴۶٫۳۷ درصد از مدیران استخدامی زیر ۳۵ سال گفتند که توانایی مدیریتی، ویژگی مهمی است که هنگام استخدام حتما آن را مدنظر داشته و به دنبالش هستند. اما ۴۰٫۹۶ درصد از مدیران استخدامی بالای ۴۵ سال، چنین حرفی زدند.

بنابراین اگر تا به حال به تقویت مهارت‌های مدیریتی‌تان فکر نکرده بودید، حالا بهتر است از هر فرصت ممکنی برای ارتقاء مهارت‌های مدیریتی خود استفاده کنید. می‌توانید در دوره‌های آموزشی آنلاین شرکت کنید، و یا در برنامه‌های خیریه‌ی سازمانی داوطلب شوید. حتی می‌توانید در شغل فعلی‌تان درخواست مدیریت یا سرپرستی پروژه‌ای را بدهید. با این کار می‌توانید تجربیات ارزشمندی کسب کنید. در مصاحبه با یک مدیر جوان، با مطرح کردن فعالیت‌ها و سوابق‌تان در مورد اینکه آن موقعیت‌ها را چگونه مدیریت کرده‌اید، می‌توانید به او نشان دهید دارای مهارت‌ها و توانمندی‌هایی که به دنبالش است هستید.


کارآفرینان موفق درست شبیه شما هستند


روزنامه دنیای اقتصاد*: ویژگی‌های بسیار زیادی به عنوان بخش‌های جدایی‌ناپذیر یک کارآفرین ایده‌آل شناخته شده‌اند: انرژی بسیار زیاد، هوش، اراده و کاردانی؛ انگیزه بسیار زیاد، پشتکار، خلاقیت، شجاعت و اعتماد به نفس؛ نیاز بالا به پیشرفت و توانایی در نگاه متفاوت به مسائل، برای پشتکار و اخذ تصمیمات سریع. همچنین گفته می‌شود که کارآفرینان موفق خودمحور، خوش‌برخورد، بیش‌فعال، تحت‌کنترل، سختکوش، بزرگ‌ترین فرزند خانواده یا تک‌فرزند هستند. اما عقل سلیم به ما می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند همه این ویژگی‌ها را داشته باشد.

 

برخی استادان حوزه مدیریت مانند هنری مینتزبرگ از دانشگاه معتبر مک‌گیل کانادا، ادعا می‌کنند که هیچ ویژگی به عنوان ویژگی خاص یک کارآفرین ایده‌آل وجود ندارد؛ در واقع این کارآفرینان طیف متنوعی از ویژگی‌های شخصیتی را نشان می‌دهند: اجتماعی یا کم‌حرف، محافظه‌کار یا غیرمحافظه‌کار، تحلیلی یا شهودی؛ برخی یک تصویر کلی و بلندمدت می‌بینند و سایرین این‌گونه نیستند؛ به‌طور خلاصه، کارآفرینان هیچ تفاوتی با بقیه ما ندارند. ریچارد برانسون از شرکت ویرجین، ترس عجیبی از صحبت کردن در انظار عمومی داشت. او در اتوبیوگرافی‌اش تجربه‌ای را با ما به اشتراک می‌گذارد که می‌تواند به بسیاری از ما ارتباط داشته باشد. وقتی او می‌خواست در جایی سخنرانی کند، ذهنش کاملا خالی و دهانش خشک می‌شد.

 

کارآفرینان موفق درست شبیه شما هستند 

ریچارد برانسون 

او چند کلمه را زیرلب بیان می‌کرد و با لبخند ضعیفی به حضار نگاه می‌کرد. حتی پیش آمده بود که میکروفن از دستش بیفتد.» سام والتون، موسس شرکت والمارت، بیان کرده است که او چندان فرد سازمان‌یافته‌ای نبود و به ندرت طبق برنامه پیش می‌رفت. کلارنس دارو، وکیل دادگستری مشهور، طی یک مصاحبه آنچه را که به عنوان ویژگی‌های ایده‌آل افراد موفق باور داشته است به روشنی بیان می‌کند.

 

مصاحبه‌کننده گفته است که «اکثر مردانی که با آنها صحبت کرده‌ام، به ندرت موفقیت خود را به‌کار سخت ربط داده‌اند.» دارو پاسخ داد: «به نظرم این مورد برای من نیز صادق است. من در یک مزرعه بزرگ شدم. یک روز خیلی گرم تابستان، در حال پخش و بسته‌بندی علف خشک بودم که فردی به‌طور مداوم آنها را بر کول من سوار می‌کرد. تا ظهر، من به شدت خسته می‌شدم. بعدازظهر آن روز، من مزرعه را ترک کردم و هرگز به آن برنگشتم و تا به امروز یک روز هم کار سخت نکرده‌ام.»

حتی اگر هیچ نوع کارآفرینی ایده‌آلی وجود نداشته باشد، هنوز یک فرضیه طبیعی هست که هر چه بیشتر یک ویژگی بارز مانند پشتکار را داشته باشید، احتمال بیشتری وجود دارد که یک کارآفرین موفق شوید. تعداد بسیار زیادی از افراد وجود دارند که آنقدر پشتکار از خود نشان می‌دهند که از نظر ذهنی، فیزیکی و مالی دچار فرسایش می‌شوند. چه زمانی «پشتکار» به «سماجت لجوجانه» تبدیل می‌شود؟ در واقع ویژگی‌های بسیاری که به عنوان عنصر مهم برای موفقیت ذکر می‌شوند، اگر در آنها افراط شود سبب بروز مشکلاتی خواهند شد. به عنوان مثال، اکثر افراد ممکن است موافق خوش‌بین بودن کارآفرینان باشند اما خوش‌بینی بیش از حد- یک حس آسیب‌ناپذیری- می‌تواند به شدت خطرناک باشد.

 

کسانی که احساس می‌کنند هیچ اتفاق بدی نمی‌تواند برای آنها بیفتد، احتمال بیشتری وجود دارد که شانس‌های غیرضروری و ریسک‌های غیرعقلانی را اخذ کنند. این رفتار هنگام پرواز با یک هواپیما یا شروع یک شرکت، به‌طور واضح دلالت‌های شدیدی دارد. «مردبرتر پندار بودن» (macho) افرادی را توصیف می‌کند که تلاش می‌کنند با اخذ ریسک‌های بزرگ یا با در معرض خطر قرار گرفتن ثابت کنند، بهتر از دیگران هستند. رقابت شاخ به شاخ احمقانه یا ورود به رقابت‌های غیرعقلانی ممکن است مثال‌های خوبی برای این رفتار باشند. در مواجهه با یک تصمیم، افراد معینی احساس می‌کنند که باید کاری را انجام دهند و به سرعت نیز دست به آن کار بزنند. آنها با نیروی آنی و بی‌اراده دست به عمل می‌زنند و در کشف دلالت‌های فعالیت‌هایشان شکست می‌خورند؛ آنها پیش از اقدام جایگزین‌ها را بررسی نمی‌کنند.

 

کارآفرینان موفق درست شبیه شما هستند 

 

«کمال‌گرایی» دشمن هر کارآفرین است. زمان و هزینه از دست رفته در دستیابی به کمال، همواره منجر به این می‌شود که فرصت‌ها با یک رقیب قاطع و زیرک از دست برود یا با یک جهش تکنولوژیک ناپدید شود. افراد با روحیه «سرکش» با هر قدرت خارجی، کنترل امور را از دست می‌دهند. آنچه در پی می‌آید خلاصه‌ای از طرز برخورد آنهاست: «به من نگو چیکار کنم. هیچ‌کس نمی‌تواند به من بگوید چیکار کنم!» این طرز فکر را با تمایل کارآفرینان موفق برای جست‌وجو و استفاده از بازخورد برای دستیابی به اهداف‌ و بهبود عملکردشان و با تمایل آنها برای جست‌وجوی اعضای تیم و دیگر منابع ضروری برای اجرای یک فرصت مقایسه کنید. یک وجه متمایز کلیدی بین یک کارآفرین و فردی که می‌خواهد یک کارآفرین باشد، «جهت‌گیری عمل» است که گاهی می‌تواند به عنوان حرکت کورکورانه در یک مسیر به غلط تفسیر شود.

 

عمل اغلب به معنای تغییر مسیر در زمانی است که مسائل اشتباه پیش می‌روند یا بازار سیگنال یک تغییر را می‌فرستد. کارآفرین جوان، مایکل هیلی، زمانی که در سال ۱۹۹۵ از دانشکده بوستون فارغ‌التحصیل شد، PC Build را تاسیس کرد. ایده او فروش کیت‌های کامپیوتری بود که فرد خودش آنها را سرهم می‌کند. هزینه آن به‌طور قابل‌توجهی پایین‌تر از قیمت خرده‌فروشی خواهد بود و استفاده از این کیت یک تجربه آموزشی فوق‌العاده برای خریدار نیز به حساب می‌آمد. یک‌سال پس از این سرمایه‌گذاری، مایک با چالش مواجه شد. افراد بسیار زیادی نبودند که به ساخت کامپیوتر خودشان علاقه داشته باشند.

 

گرچه، مایک دریافت که او نحوه خرید اجزا را به‌طور کارآ آموخته بود؛ بنابراین او تغییر موقعیت داد و به یک سازنده قطعات IT برای بنگاه‌های کوچک و متوسط تبدیل شد. او از این راه سود زیادی به‌دست آورد و از آن زمان تاکنون در حال رشد است. باید بدانید که تفاوت‌های ذاتی بین کسانی که کارآفرینان موفقی هستند و کسانی که هنوز برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنند، وجود ندارد. یک فعالیت اقتصادی که با ورشستگی پایان می‌یابد می‌تواند نتیجه برنامه‌ریزی بد، تصمیم‌گیری ضعیف، فشارهای بازار یا تنها بد شانسی باشد؛ اما قطعا به این دلیل نیست که به‌طور ذاتی اسباب مناسب را نداشته‌اید.

خلاصه این اصل:

• کارآفرینان موفق درست شبیه شما هستند.
• ورشکستگی‌ها تماما تقصیر شما نیست.

 

منبع: کتاب Never Bet The Farm

 

*نویسندگان Anthony Iaquinto ، Stephen Spinelli. JR ،ترجمه آناهیتا جمشیدنژاد