Tag Archives: چگونه

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: در این مقاله مجله Success، سونیا تامپسون هفت راه برای افزایش پشتکار و مقاومت در هنگام برخورد با سختی ها را معرفی می کند. تا به حال پیش آمده که احساس کنید ریه هایتان در حال منفجر شدن است؟ تا به حال حسی شبیه به احساسی که من در کوهپیمایی به ماچو پیچو داشتم پیدا کرده اید؟

این شهر باستانی در ارتفاع ۲۴۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و گروه کوهنوردی من صعود خود را با اشتیاق از ساعت ۵ صبح شروع کرد. من در پشت گروه تنها باقی ماندم، و بیش از ۱۱۰۰ متر تا انتهای مسیر باقی مانده بود.

هرگز تصور نمی کردم که این سفر تا این حد دشوار باشد. من به صورت مرتب ورزش می کردم، ولی این مرا برای چنین ارتفاعی آماده نکرده بود. انگار که نمی تواستم هوای کافی برای نفس کشیدن پیدا کنم.

من می خواستم تسلیم شوم. بدن من التماس می کرد که توقف کنم. ذهن خسته ام نیز هینطور. ولی من پافشاری کردم، و به نوک قله رسیدم. ریه ها و قلبم هم سالم باقی ماندند.

این ها هفت چیزی هستند که به من کمک کرد تا در آن روز به حرکت ادامه دهم، در حالی که همه چیز در درونم از من می خواست که تسلیم شوم. اگر شما در موقعیتی قرار گرفتید که می خواهید تسلیم شوید، این درس ها می تواند به شما نیز کمک کند.

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟
۱٫ هر چیز دیگری را نادیده بگیرید.

در ابتدای صعود، من فقط آدم ها را می دیدم که از من جلو می زدند. هر دفعه که کسی را می دیدم که به آسانی کوهپیمایی می کرد، احساس بدی در مورد خودم پیدا می کردم. ولی وقتی که دست از نگرانی برداشتم و از مقایسه سفر هر کس دیگر با سفر خودم دست برداشتم، شروع به تمرکز روی مأموریت خودم و چگونگی رسیدن به آن کردم.

هنگامی که برای رسیدن به رویاهایتان تلاش می کنید، ممکن است به آسانی حواستان پرت شود وقتی که می بینید دیگران آسان تر، سریع تر و بهتر از شما به اهدافشان دست پیدا می کنند. این موضوع شاید باعث شود که احساس بی لیاقتی کنید و از پیشرفت خود ناراضی باشید. ولی وقتی قصد فتح هدفی را داشته باشید، اتفاقاتی که برای دیگران می افتد و توانایی شما در حرکت به جلو را کاهش می دهد کاملاً بی ربط است.

زمانی که با مسئولیت دشواری سر و کار دارید، به تمام انرژی که بتوانید جمع کنید احتیاج دارید. سعی کنید آن انرژی را به نقطه ای معطوف کنید که شما را به جلو ببرد.

۲٫ بزرگترین حامی خود شوید.

زمانی که من کوهپیمایی را شروع کردم، تنها نبودم. ولی ظرف ۱۰ دقیقه، از بقیه جا ماندم و تنها شدم. در ابتدا عصبانی بودم که همراهانم مرا هنگامی که به کمک نیاز داشتم تنها گذاشتند. ولی بعد متوجه شدم که بار من را قرار نبود آن ها به دوش بکشند.

اگر چه داشتن کسانی در اطرافتان که به شما انگیزه دهند و حمایتتان کنند می توانند انرژی بخش باشد، ولی داشتن چنین افرادی یک نعمت است، و نه یک الزام. این درس مرا قادر ساخت که به درون خودم نگاه کنم و قدرت و عزم راسخ برای ادامه حرکت را پیدا کنم. من با هر قدم شروع به تشویق کردن خودم کردم.

گاهی وقت ها در جاده به سمت موفقیت، شما مجبورید که تنها حرکت کنید. اگر خود را در چنین موقعیتی یافتید، راهی پیدا کنید تا به خودتان چیزی را بدهید که برای ادامه دادن نیاز دارید.

۳٫ قدردان موهبت های کوچک باشید.

من پیش از طلوع خورشید شروع به کوهپیمایی کردم. همانطور که مشغول صعود بودم، شروع به نگاه کردن به کوهستان کردم و نگاهی گذرا به زیبایی های اطرافم انداختم. صحنه ای جادویی بود. در حین توقف هایی که برای نفس گرفتن داشتم، من از موهبت دیدن طبیعت و زیبایی آن شگفت زده شده بودم. در آن لحظات، هیچ اهمیتی به دشواری راهم نمی دادم. به شدت مشغول قدردانی برای بودن در آن لحظه بودم.

آسان است که تمام تمرکز خود را معطوف رسیدن به هدف نهایی خود کنید. ولی اگر تنها چیزی که بتوانید ببینید مقصد نهایی تان باشد، زیبایی مسیر در طول راه را از دست خواهید داد. تجربیات نو و سورپرایزهای خوشایند انرژی تقویتی مورد نیاز برای ادامه دادن به حرکت را فراهم می کند.

۴٫ روی قدم بعدی تمرکز کنید.

وقتی فکر می کردم که چقدر فاصله زیادی مانده تا به قله کوه برسم، کاملاً ناامید می شدم. به همین خاطر هدف خود را به چند مرحله کوچکتر تقسیم کردم تا قدم های بعدی من قابل کنترل شود. پیش خود فکر می کردم، «فقط یک قدم دیگر بردار. بسیار خُب، حالا فقط به آن سنگ ها برس. خیلی خُب، وقتی به آن نیمکت رسیدی می توانی توقف کنی و برای چند دقیقه استراحت کنی.»

زمانی که هدف شما بیش از حد بزرگ به نظر برسد، شاید غیر ممکن به نظر برسد. با تقسیم کردن هدف خود به تکه های کوچک، می توانید خود را در حرکت نگه دارید و جهش ایجاد کنید.

۵٫ ساعت خود را کنار بگذارید.

پیش از کوهپیمایی، خوانده بودم که اکثر افراد در حدود ۴۵ تا ۶۰ دقیقه به قله ماچو پیچو می رسند. رسیدن به قله برای من زمان بیشتری طول کشید. وقتی روی زمانی که «قرار بود» طول بکشد تمرکز می کردم، از دست خودم عصبانی می شدم که چرا به اندازه کافی ماهر یا سریع نیستم. ولی برای هیچ کس اهمیتی نداشت که چقدر طول کشید تا به قله برسم، و خود من هم نباید اهمیتی می دادم. تنها چیزی که اهمیت داشت کامل کردن مسیرم بود.

وقتی که برای رسیدن به اهدافتان تلاش می کنید، دست از نگاه کردن به ساعت بردارید. خودتان را در مقایسه با کسی یا چیزی دیگر اندازه گیری نکنید. این کار فقط باعث می شود که حواستان از تمرکز روی چیزی که همین الان باید انجام دهید تا به جلو پیش بروید، پرت شود.

۶٫ به دنبال راه خروج نباشید.

تمام کسانی که به ماچو پیچو می روند کوهپیمایی نمی کنند. شما می توانید مستقیماً اتوبوسی به سمت قله سوار شوید و خودتان را از خستگی احساسی و فیزیکی نجات دهید. در اوایل صعودم، من به این فکر می کردم که از ادامه مسیر منصرف شوم و یا سوار یکی از آن اتوبوس ها در مسیرم به قله شوم.

وقتی که درد و رنج شما به حداکثر برسد، طبیعی است که بخواهید آن را از بین ببرید. ولی وقتی که زمانی بگذارید تا به دنبال راهی برای خروج از مسیرتان باشید، انرژی ارزشمندی را از دست می دهید که می تواند به شما کمک کند تا برای رشد بلند مدت، بر رنج و سختی زودگذر غلبه کنید.

۷٫ محدودیت های خود را قبول کنید.

من لازم بود که با خودم روراست باشم. من به سختی نفس می کشیدم و نمی توانستم همگام با گروه پیش بروم. گذاشتن حداکثر انرژی برای اینکه گام های سریع تری بردارم خیلی کمکی به من نکرد. مسیر من لازم بود که متفاوت باشد، و این موضوع کاملاً قابل قبول است. بعد از اجرای استراتژی جدیدم، مسیر برایم کمتر طاقت فرسا بود.

مسیر شما به سمت موفقیت شاید شبیه به هیچ کس دیگر به نظر نرسد. این کاملاً قابل قبول است. شرایط هر کسی متفاوت است. در عوض بپذیرید که کجا قرار دارید، تا بتوانید به خودتان چیزی را بدهید که برای موفق بودن لازم دارید.

وقتی که برای دستیابی به اهدافتان تلاش می کنید، موانع زیادی در طول راه وجود دارد. هنگامی که مسیر دشوارتر از چیزی شود که به آن عادت دارید، آسان است که دست های خود را به نشانه تسلیم بالا ببرید و کنار بکشید.

ولی اگر این درس ها را دنبال کنید، می توانید قدرت لازم برای ادامه دادن به حرکت در میان دشواری ها را پیدا کنید. و زمانی که پافشاری کنید، به پاداشی که ارزش آن همه تلاش را داشت دست پیدا خواهید کرد.

تسلیم نشوید.


چگونه تصمیم بگیریم؟


روزنامه آرمان امروز: قرارگیری در موقعیت‌های دشوار وتصمیم گیری در عرض کوتاه‌ترین زمان ممکن برای همه‌ ما پیش آمده است. در چنین مواقعی احساس می‌کنیم توانایی تفکر و استدلال‌مان مختل شده است و قادر به تصمیم گیری نیستیم. بهتر است آینده‌نگر باشیم و از الان خودمان را برای موقعیت‌های مشابه آینده آماده کنیم. در این مقاله می‌آموزیم چگونه تصمیم بگیریم تا با احساس آزاردهنده پشیمانیِ ناشی از تصمیم گیری‌های نادرست مواجه نشویم.توانایی تصمیم گیری سریع بسیار کارآمد است.

 

در زندگی روزمره‌ با این تصمیمات، زیاد مواجه می‌شویم، گاهی ساده از کنار آنها می‌گذریم، مثلا هنگامی که تصمیم می‌گیریم از کدام مسیر به مدرسه یا محل کار برویم. اما گاهی هم در شرایطی قرار می‌گیریم که باید در مدت زمان کوتاهی تصمیم مهمی بگیریم، احتمالا شما هم در چنین شرایطی نمی‌توانید راه حل مناسبی پیدا کنید.

 

 چگونه تصمیم بگیریم

اگر در شرایطی قرار گرفتید که لازم بود سریع تصمیم بگیرید، بهتر است برای ارزیابی انتخاب‌هایتان از مهارت‌های تفکر انتقادی استفاده کنید تا با اطمینان خاطر تصمیم‌ بگیرید. در این مقاله راهکارهایی برای تصمیم گیری سریع معرفی کرده‌ایم که با تمرین در تصمیمات روزانه‌ می‌توانید سریع‌تر تصمیم بگیرید، پس مقاله را تا انتها بخوانید.

 

۱. حاشیه‌های تصمیم‌ خود را مشخص کنید:

 

آیا تصمیمی که می‌خواهید بگیرید تصمیمات دیگری هم در پی دارد یا تحت تاثیر تصمیمات دیگری است؟ برای تصمیم گیری مساله‌ اصلی را از عوامل فرعی جدا کنید. اگر تصمیمی که می‌خواهید بگیرید برایتان واضح نیست، سعی کنید اطلاعات بیشتری کسب کنید. تا زمانی که صورت مساله را به خوبی نشناسید، نمی‌توانید سریع تصمیم بگیرید. مانند مساله ریاضی، اگر یکی از پارامترهای مساله را درک نکنید قادر به حل آن نخواهید بود.

 

۲. تا حد امکان احساسات خود را در تصمیم گیری دخالت ندهید:

 

از خودتان بپرسید آیا نتیجه‌ این تصمیم روی زندگیتان تاثیر زیادی دارد؟ اگر پاسخ منفی است، می‌توانید با کنار گذاشتن استرس و ناامیدی ذهن‌ خود را باز کنید و هوشمندانه‌تر تصمیم بگیرید.

 

۳. معیار‌های تصمیم گیری‌ خود را مشخص کنید:

 

عوامل لازم برای عملی کردن تصمیم معیار‌های تصمیم گیری هستند. مثلا اگر می‌خواهید تصمیم بگیرید برای شام چه غذایی آماده کنید، معیار تصمیم گیری‌ شما ممکن است مواد غذایی موجود یا علایق فرزندتان باشد.

 

۴. در مواجهه با گزینه‌های پیشِ رو صادق و صریح باشید:

 

گزینه‌هایی را که قصد انتخاب ندارید، حذف کنید. هر چه تعداد گزینه‌ها کمتر باشد، تصمیم گیری آسان‌تر می‌شود. حواس‌تان باشد در بیشتر مواقع عدم تصمیم گیری، یک انتخاب نیست در چنین مواقعی تصمیم نگرفتن از تصمیمِ بد گرفتن بدتر است. مثلا اگر می‌خواهید تصمیم بگیرید برای خانواده‌تان چه غذایی تهیه کنید، نمی‌توانید تصمیم بگیرید هیچ غذایی تهیه نکنید. به ندرت پیش می‌آید انتخابی بدون نقص باشد؛ هر انتخابی عواقبی دارد. مهارت تصمیم گیری سریع به شما کمک می‌کند با توجه به معیارها و اطلاعات خود بهترین گزینه را انتخاب کنید.

 

۵. از مهارت‌های‌ تفکر انتقادی استفاده کنید:

 

تفکر انتقادی نوعی شیوه استدلال سطح بالا بر مبنای مشاهده، تجربه، تجزیه‌وتحلیل و بازتاب است. پیش از تصمیم گیری، پیامدهای هر انتخاب را مجسم کنید. برای صرفه‌جویی در زمان، به جای نوشتن فهرست مزایا و معایب آنها را در ذهن‌ خود تجسم کنید. انتقادهایی را که به هر گزینه وارد است در نظر بگیرید و بهترین گزینه را انتخاب کنید.

 

۶٫ تصمیم‌ خود را اجرا کنید:

 

با عملی کردن تصمیم‌، دیگران را هم از بلاتکلیفی خارج می‌کنید؛ به این ترتیب آنها هم می‌توانند تصمیم بگیرند و پیش روند.


اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می‌دهد؟


وب‌سایت بدونیم: تقریبا هر روز با چالش منابع محدود مواجه هستیم و همیشه همه تقصیرها را گردن زمان و ضیق وقت می اندازیم. اما واقعیت این است که بیشتر ما حتی نمی دانیم چگونه از زمان استفاده کنیم. درست است که نمی توانیم ساعات بیشتری به ساعات روزانه مان اضافه کنیم اما می توانیم با تمرکز به چیزهایی که مهم هستند از همان ساعاتی که داریم بهترین استفاده را ببریم. اینجاست که اصل پارتو می تواند به ما کمک کند. اصلی که به ما کمک می کند هر چه سریع تر به اهداف مان برسیم.

اصل پارتو چیست؟

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

ویلفردو پارتو یک اقتصاد دان ایتالیایی بود که متوجه شد تنها ۲۰ درصد خانواده های ایتالیایی صاحب ۸۰ درصد پول کشور هستند. او با الهام از این واقعیت شروع به استفاده از قانون ۲۰/۸۰ در تمام امور زندگی اش کرد. به عنوان مثال ۲۰ درصد کاشت در باغش ۸۰ درصد محصول برداشت می کند. به نظر می رسد این الگو را می توان در تمام شرایط زندگی به کار برد. شاید از خودتان بپرسید ۸۰ درصد محصول چه ارتباطی به زمان و توانایی موفقیت ما دارد؟ بسیار خب پس مطلب را تا انتها بخوانید.

۲۰ درصد تلاش برابر است با ۸۰ درصد نتیجه

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

شاید این در ابتدا کمی گیج کننده باشد اما اگر از اصل پارتو پیروی کنیم متوجه می شویم که ۲۰ درصد تلاش ۸۰ درصد نتیجه می دهد. این یعنی از بین ۱۰ کاری که قرار است در روز انجام دهید ۸ تا از آن ها مهم نیستند. کاری که باید انجام دهید این است که آن ۲ کار مهم تر را تعیین و با آن ها شروع کنید. اگر روی ۲۰ درصد تمرکز نکنید ۸۰ درصد از زمانتان را از دست خواهید داد.

از کجا بدانم چه کاری مهم تر است؟

برای این کار باید با اراده و مصمم باشید. مهم ترین کارها معمولا سخت ترین و پیچیده ترین آن هاست. اینجاست که ذهنمان قفل می کند و به جای به کار بردن تلاش و انرژی مان در فعالیت هایی که برایمان مهم هستند کارهای راحت تری که مهم نیستند انجام دهیم.

قدم بعدی چیست؟

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

برای شروع ۶ تا از اولویت های روز بعد را روی کاغذ بنویسید و روی مورد پنج به بعد خط بکشید. حالا اولویت های باقیمانده را روی یک کاغذ یادداشت بنویسید و جایی جلوی دید قرار دهید. روزتان را با کارهایی که در اولویت هستند شروع کنید و اجازه ندهید چیزی حواستان را پرت کند. به هیچ کار دیگری فکر نکنید و اگر چیزی از ذهنتان بیرون نمی رود آن را بنویسید و دوباره به آن بپردازید.

قرار بود با شغل آزاد وقت بیشتری داشته باشم اما ۲۴ ساعته کار می کنم

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

اگر شغل آزاد دارید از بسیاری از حقوق و مزایا مثل حقوق بازنشستگی و بیمه برخوردار نیستید. به همین دلیل ناامید می شوید و پروژه های بیشتری را دست می گیرید و هیچوقت روی یک کار تمرکز نمی کنید. اما در واقع ۸۰ درصد پروژه های شما تنها ۲۰ درصد سود در بر خواهد داشت. اگر به جای انجام پروژه های متعدد روی مشتری های پول سازتان تمرکز کنید و ارتباط طولانی مدت با آن ها برقرار کنید با ۲۰ درصد تلاش به ۸۰ درصد سود خواهید رسید.

وقت پاکسازی

اصل پارتو چیست و چگونه زندگی را تغییر می دهد؟

اگر مدیر هستید باید بدانید کدام یک از کارمندان تان ۸۰ درصد نتیجه را به شما می دهند و وقت محدودتان را روی آن ها تمرکز کنید.

اگر کمد لباس تان پر از لباس هایی که هیچوقت نمی پوشید لیستی از چیزهایی که حداقل یک بار در ماه میپوشید را تهیه کنید و از بقیه لباس ها خلاص شوید. هیچوقت دلتان برای لباسی که سالی یک بار هم نمی پوشید تنگ نخواهد شد.

اگر بهترین دوست تان را از دست داده اید و دورو برتان را با دوستان متعددی شلوغ کرده اید متوجه می شوید که با ۸۰ درصد تلاش تنها ۲۰ درصد از بودن در کنار آن ها لذت می برید.


چگونه «خواب»، کسب و کاری میلیارد دلاری شد؟ (۲)


خبرگزاری ایسنا: خستگی، هنجار جدیدی است و تعجبی ندارد که امروزه شرکت‌ها کالاهایی برای خواب راحت‌تر می‌فروشند. اما چطور شد که «شبی آرام» به کالایی لوکس تبدیل شد؟

از دانشگاهیان تا کارآفرینان، همه موافقند که بخش بزرگی از تقصیر به گردن تکنولوژی‌ دیجیتال است. به نظر می‌رسد تماشای سریال در نتفلیکس، در حالی که یک چشمتان به اینستاگرام است و چشم دیگر به اخبار، دستورالعمل خوبی برای خواب نیست. مشکل فقط نور آبی صفحه‌ی نمایش نیست که همه‌ی ما نگرانش هستیم؛ حتی طول موج آن روی هورمون ملاتونین که القاکننده‌ی خواب است تاثیر می‌گذارد. دکتر میدوز می‌گوید: «ما بیشتر متصل می‌شویم و از نظر شناختی بیشتر تحریک می‌شویم. مغز ما خاموش نمی‌شود و این بر توانایی آن در خوابیدن تأثیر می‌گذارد».

به عقب برگردیم؛ قدیمی‌ترین انقلاب فن‌آوری یعنی الکتریسیته، می‌گوید ما می‌توانیم انتخاب کنیم که تمام مدت بیدار بمانیم. دکتر راسل فاستر، مدیر مؤسسه‌ی عصب‌شناسی شبانه‌روز در دانشگاه آکسفورد، می‌گوید: «ما به شب تهاجم کرده‌ایم و بیشتر و بیشتر با روزهای کاری عجین شده‌ایم؛ خواب اولین قربانی بوده است». زمانی بعید به نظر می‌رسید که کار کردن در اتاق خواب مجاز باشد، اما حالا عادی است و فقط محدود به ایمل‌زدن‌های شبانگاهی نیست. آقای شاه به ناامنی «اقتصاد پاره‌وقت» اشاره می‌کند و می‌گوید همه همیشه نگران اینند که حقوق بعدی را از کجا باید بگیرند.

شاید کمی تعجب کنید که در بریتانیا، در سال ۲۰۰ هزار روزِ کاری بخاطر غیبت ناشی از کمبود خواب از دست می‌رود و کارمندان کم‌خواب، در سال ۴۰ میلیارد پوند خرج روی دست اقتصاد این کشور می‌گذارند. در سال‌های اخیر کتاب کودکانه‌ی «خرگوشی که می‌خواست بخوابد» در صدر لیست پرفروش‌های سایت آمازون قرار دارد. این کتاب توسط یک روانشناس سوئدی نوشته شده و تمرکزش روی این است و ساختارش طوری طراحی شده که کاری کند تا بچه‌ها با آرامش بخوابند. بزرگ‌ترها هم پیژامه به پا صف کشیده‌اند تا با قطعه‌ی موسیقی کلاسیک «از برلین تا سیدنی» از آلبوم «خواب» اثر مکس ریچتر، یک خواب شبانه‌ی خوب داشته باشند.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

یک نوع دستگاه ردیاب خواب که مدت و کیفیت خواب را ثبت و اندازه‌گیری می‌کند

اما چه چیزی باعث این تغییر ذهنیت شده است؟ یک پاسخ در آزمایشگاه‌ها نهفته است. دکتر فاستر می‌گوید: «آنچه اساساً تغییر کرده این است که عصب‌شناسانِ جدی، خواب را جدی گرفته‌اند؛ پیش‌تر این حوزه مثل یک تکه از قبرستان عصب‌شناسی بود» اما دیگر اینطور نیست. کتاب «تجربه‌ی زیبا» نوشته‌ی جان بورن که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده می‌گوید خواب مناسب روی قدرت حل مسئله تأثیر زیادی دارد. پژوهشگاه دانشگاه شیکاگو دریافته است کمبود خواب، خطر ابتلا به دیابت نوع دو را درجوانان بالغ و سالم افزایش می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد اگر کم‌خواب باشید، واژه‌هایی با بار مثبت را کمتر به خاطر می‌آورید. سطح خواب ما تأثیر زیادی بر چگونگی به یاد آوردن تجربیات خوب یا بد دارد.

فاستر ادامه می‌دهد: «اگر بطور کامل استراحت نکنید، ممکن است در انجام کارها نتوانید همه‌ی جوانب را در نظر بگیرید، به کاری که می‌کنید درست فکر کنید، حس همدلی خود را بروز بدهید و سیگنال‌های اطرافیانتان را دریافت کنید. این اصلاً خوب نیست! آدم‌های خسته نه تنها در ارائه‌ی راه‌حل‌های ابتکاری برای مشکلات پیچیده و استفاده از این مغز خارق‌العاده ناکامند، حتی توانایی‌شان برای اعمال کلی، حس شوخ‌طبعی و تعامل اجتماعی هم بسرعت تضعیف می‌شود». چیزی که دکتر فاستر می‌گوید فقط مربوط به بی‌خوابی در کوتاه‌مدت است. به عقیده‌ی دکتر میدوز «بی‌خوابی در درازمدت نشانه‌ای از عدم سلامت روان تلقی می‌شود».

حالا می‌دانیم که در واقع خواب به عنوان یک نشانه‌ی اخطار اولیه مطرح است: یک “قناری در معدن ذغال‌سنگِ” اضطراب، افسردگی و اختلال دوقطبی. با علم خواب، اثبات می‌شود که ویرجینیا وولف (نویسنده‌ی انگلیسی) هنگامی که بی‌خوابی‌اش را “محرومیت اسفناک از لذت‌های زندگی” می‌خواند، در حال بازی با آتش بود (وولف مدت‌ها با اختلالات روانی درگیر بود و درنهایت خودکشی کرد). تعجبی ندارد که ما مشتاقیم به اندازه‌ی کافی بخوابیم. خیلی‌ها دست به دامن ردیابِ خواب شده‌اند؛

این ردیاب‌ها که گفته می‌شود مدت و نوع خواب (سبک، عمیق یا همراه با اختلال) ما را اندازه‌گیری می‌کنند، امروزه همخواب‌های متداولی شده‌اند. اما دکتر فاستر در این زمینه محتاط است و می‌گوید: «آنها اعتبار نصفه‌نیمه‌ای دارند و برای کسانی که الگوهای خواب و بیداری ثابتی دارند، کار می‌کنند اما اگر شما هرگونه بی‌نظمی داشته باشید یا – مثل خیلی از آدم‌ها – از طیف نرمال خارج باشید، خیلی زود از کار می‌افتند». «اُرتوسومنیا» اختلال شدید و بسیار مدرن بی‌خواب شدن است. دکتر سبرا ابوت، استاد پزشکی اعصاب و روان در بیمارستان مموریال لندن به همراه همکارش دکتر کلی بارون، در سال ۲۰۱۷ برای اولین بار این اصطلاح را در مقاله‌ای به کار برده است.

او توضیح می‌دهد که بیمارانی را ملاقات کرده که «لزوماً درباره‌ی وضع خوابشان شکایت نداشتند؛ نگرانی اصلی آنها این بود که ردیاب خوابشان به آنها گفته بود که به اندازه‌ی کافی یا بخوبی نمی‌خوابند. به نظر می‌رسد این دستگاه مشکل خوابی ایجاد کرده که احتمالاً بدون آن وجود نداشته باشد». فاستر این علاقه‌ی جدید به ردیاب‌های خواب را به زمانی که برای اولین‌بار لوازم خانگی برقی وارد بازار شده بودند، تشبیه می‌کند. بسیاری از مردم شروع به سیم‌کشی خانه‌ها کردند و چون نمی‌دانستند چطور از تجهیزات برقی استفاده کنند، بعضی‌ها دچار آتش‌سوزی شدند.

به نظر می‌رسد اُرتوسومنیا یکی از علائم صنعتی است که بسرعت رشد می‌کند و مصرف‌کنندگان را با داده‌هایی که معلوم نیست با آنها چه باید کرد تنها می‌گذارد (این داده‌ها همیشه هم دقیق نیستند). می‌شود گفت که این پدیده هم چیزی مثل دنیای رسانه‌های اجتماعی است: از آن استفاده می‌کنیم ولی هنوز دقیقاً نمی‌دانیم چه تأثیری دارد. در هر مرحله تجربه‌ی مواجهه با همان چیز تغییر می‌کند؛ همه‌چیز بسرعت به جلو رانده می‌شود و خلاء عظیمی پشت سرش ایجاد می‌شود.

اما همه‌ی صنعت خواب شامل ابزارها نیست. به لطف فناوری‌های پیشرفته، شما از مزایای «پتوهای گرویتی (جاذبه)» در سه وزن هفت، ۹ و ۱۱ کیلوگرم بهره‌مند می‌شوید! به گفته‌ی مایک گریلو مدیرعامل شرکت، «این پتوها احساس بغل‌شدن یا درآغوش گرفته‌شدن را شبیه‌سازی می‌کنند که باعث آزادشدن هورمون سروتونین می‌شود، ملاتونین را تحریک می‌کند، به کاهش سطح کورتیزول که به اضطراب و افسردگی مربوط است کمک می‌کند و به همین خاطر حس آرامش و ثبات را القا می‌کند». به عنوان یک پتوی سنگین بد هم نیست!

به نوشته‌ی نشریه‌ی نیویورکر، گرویتی اخیراً بخشی را از صفحه‌ی سایت کیک‌استارتر (پلتفرم تأمین مالی پروژه‌های خلاقانه) حذف کرده که در آن ادعا شده بود پتوهای این شرکت می‌تواند برای درمان بیماری‌هایی نظیر «بی‌خوابی، اختلال اضطراب پس‌آسیبی و اختلال کم‌توجهی (ADHD)» استفاده شود.

پتوهای گرویتی حمایت خوبی در کیک‌استارتر جذب کرد: هدف اولیه تأمین ۲۱ هزار و ۵۰۰ دلار بودجه بود و تا کنون پنج میلیون دلار جمع‌آوری شده و بنیانگذار آن قصد دارد رونمایی پرسروصدایی برای آن ترتیب دهد. گریلو می‌گوید بعد از انتخابات ۲۰۱۶ و انتخاب دونالد ترامپ و وقوع برگزیت در اروپا درخواست بیشتری به وجود آمده است. مقاله‌ای که اخیراً درباره‌ی این پتوها در نیویورکر منتشر شده، توضیح می‌دهد که این محصول چگونه «رویای کارنکردن را که بخصوص در دنیای وظایف پایان‌ناپذیر – کارکردن، پول‌درآوردن، تحرک و انجام وظیفه – که اغواکننده است، به نمایش می‌گذارد».

صنعتی برای عصر اضطراب؛ جایی که کار و صفحه‌های نمایش به اتاق خواب ما حمله کرده‌اند؛ حالا ربات تنفس کجاست؟ ممکن است لازم شود!


چگونه «خواب»، کسب و کاری میلیارد دلاری شد؟ (۱)


خبرگزاری ایسنا: خستگی، هنجار جدیدی است و تعجبی ندارد که امروزه شرکت‌ها کالاهایی برای خواب راحت‌تر می‌فروشند. اما چطور شد که «شبی آرام» به کالایی لوکس تبدیل شد؟

«راکول شاه» با شور و شوق خاصی درباره‌ی خواب صحبت می‌کند. او مدیرعامل شرکت «پیزز» (Pzizz) است؛ برنامه‌ای که «صدای دینامیکی طراحی می‌کند» تا شما را «با فشردن یک دکمه» بخواباند. آقای شاه ۱۰ سال قبل از راه‌اندازی برنامه‌ی خودش، در یک شرکت نرم‌افزار پزشکی مشغول بود. اما چالش شخصی‌اش در چرت‌زدن و «شناسایی خواب به عنوان مسئله‌ی بهداشت عمومی»، به او انگیزه داد وارد این حوزه شود.

آیا او از برنامه‌ی خود استفاده می‌کند؟ «اوه خدای من! همیشه». به عنوان یک کارآفرین در حوزه‌ی خواب، عادت خواب او چیست؟ آیا او با چای بابونه به خواب می‌رود یا عادت دارد پیژامه‌ی خاصی بپوشد؟ «من یک تشک بنفش دارم؛ اصلاً شبیه چیزی که شما تا به حال با یک تشک تجربه کرده‌اید نیست. آدم روی آن شناور می‌شود». او واقعاً درباره‌ی به خواب رفتن هیجان دارد. چه‌کسی او را سرزنش می‌کند؟ یک خواب شبانه‌ی خوب، به حافظه، یادگیری و حال‌ و حوصله‌ی ما کمک می کند. بنابراین جای تعجب نیست که سروکله‌ی یک کارآفرینِ صنعت «خواب شاد و پرانرژی»، برای تأمین نیاز ما به خواب بهتر، عمیق‌تر و طولانی‌تر پیدا شده است.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

نوعی ربات خواب که ظاهراً کمک می‌کند خواب آرامی داشته باشید!

آنها همه چیز – از ردیاب خواب تا دستگاه‌های «صدای سفید» (صدایی که از تلفیق تمام فرکانس‌های قابل شنیدن برای انساان تولید می‌شود) و لباس‌های با تکنولوژی پیشرفته – ارائه می‌دهند و ادعا می‌کنند که «یک سیستم خواب پیشرفته برای استراحت و ریکاوری» می‌سازند که از مواد بیوسرامیک ساخته شده که «حرارت طبیعی بدن را جذب می‌کند و آن را دوباره به پوست برمی‌گرداند».

از این گذشته یک ربات جدید وجود دارد که «هزاران سال تکنیک تنفس بودایی را بلد است» و این نوید را می‌دهد که شما را به خوابی آرام ببرد؛ به شرط اینکه بغلش کنید. خریدن چنین رباتی ۵۳۹ یورو خرج برمی‌دارد.

کسب‌وکار در دنیای خواب پررونق است. بنا بر گزارش سال ۲۰۱۷، شرکت مشاوره‌ی مدیریت «مک‌کینزی»، برآورد کرده که صنعت بهداشت خواب – شامل هر چیزی از رخت‌خواب و کنترل‌کننده‌ی صدا برای خواب تا مشاوره‌ها و نسخه‌پیچیدن برای لوازم خواب – مجموعاً ارزشی بین ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار دارد و در یک سال گذشته بیش از هشت درصد رشد کرده است؛ در زمانه‌ای که توانایی ذاتی ما برای خوابیدن، در اثر کار، زندگی روزمره و شریک زندگی محدود می‌شود (تحقیقات اخیر نشان می‌دهد ۳۰ درصد از زوج‌های آمریکایی‌ ترجیح می‌دهند جدا از هم بخوابند).

سرمایه‌داری، خوب یا بد، دنبال راهی است که خواب راحت را دوباره به ما بفروشد. به بازار تشک نگاه کنید؛ در سال‌های اخیر تشک‌ها به کالایی وسوسه‌انگیز تبدیل شده‌اند. تشک‌ها توسط شرکت‌هایی رو به رشدی فروخته می‌شوند که مثل استارت‌آپ عمل می‌کنند و به سرمایه‌هایی دسترسی دارند که معمولاً با «سیلیکون‌ ولی» (مرکز اصلی شرکت‌های فناوری) در ارتباطند. شرکت کاسپر (Casper) که یک خرده‌فروشی آنلاین تشک در نیویورک است، در سال ۲۰۱۵، تنها یک سال بعد از راه‌اندازی شرکت، ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشت. شرکت انگلیسی سیمبا که سال ۲۰۱۶ کارش را شروع کرد انتظار دارد فروشش در یک سال آینده به ۱۰۰ میلیون پوند برسد. برنامه‌ی پیزز هم در اکتبر سال ۲۰۱۶ راه‌اندازی شده و تا حالا بیش از نیم‌میلیون‌بار در ۱۶۰ کشور جهان دانلود شده است.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

عینک‌های مخصوص جلوگیری از نورآبی صفحه‌های نمایش این نوید را می‌دهند که می‌توانید قبل از خواب بدون نگرانی به صفحه‌ی نمایشگر خیره شوید

اما ظهور ناگهانی این صنعت چه فایده‌ای برای زندگی ما دارد؟ آیا ما با «بحران خواب» مواجهیم؟ پاسخ ساده، «بله» است. دکتر گای میدوز، یکی از مؤسسان و مدیر علمی «دانشکده‌ی خواب» می‌گوید: «ما با اپیدمی بی‌خوابی مواجهیم. یک طوفان تمام‌عیار در اتاق خواب ما رخ داده و نمی‌گذارد ما با آرامش بخوابیم». او می‌گوید: «خستگی، یک عرف جدید است». اینترنت با مطالبی درباره‌ی نگرانی در خصوص خواب، کیفیت، طول و منظم بودن آن لبریز شده است. مقالات جدید به ما هشدار می‌دهند که «یک خواب شبانه‌ی بد، ممکن است سطح پروتئین مربوط به آلزایمر را افزایش دهد» و «کسانی که دیر از خواب بیدار می‌شوند در معرض خطر روزافزون مرگ زودرس قرار دارند» و توضیح می‌دهند که چرا «خوابیدن با لباس خواب نامناسب می‌تواند بر خواب شما تأثیر بگذارد».

کودکان در سرتاسر جهان کمتر می‌خوابند. برای مثال در انگلستان، همراهان بیمارستانی کودکان زیر ۱۴ سال که با اختلالات خواب دست به گریبانند، در ۱۰ سال گذشته سه برابر شده است. مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها گزارش می‌دهند که یک‌سوم بزرگسالان آمریکایی معمولاً کمتر از میزان توصیه شده می‌خوابند. سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند خواب شبانه بین هفت تا ۹ ساعت باشد اما تحقیقات سال ۲۰۱۳ بنیاد ملی خواب نشان داد که بزرگسالان بالغ در انگلیس، شبِ جمعه بطور میانگین فقط شش ساعت و ۴۹ دقیقه می‌خوابند. مردم در متروی نیویورک اغلب خواب می‌مانند و شهردار این شهر از طرحی برای بیدار کردن آنان پشتیبانی می‌کند.

ادامه دارد…


چگونه «خواب»، کسب‌ و کاری میلیارد دلاری شد؟


خبرگزاری ایسنا: خستگی، هنجار جدیدی است و تعجبی ندارد که امروزه شرکت‌ها کالاهایی برای خواب راحت‌تر می‌فروشند. اما چطور شد که «شبی آرام» به کالایی لوکس تبدیل شد؟

«راکول شاه» با شور و شوق خاصی درباره‌ی خواب صحبت می‌کند. او مدیرعامل شرکت «پیزز» (Pzizz) است؛ برنامه‌ای که «صدای دینامیکی طراحی می‌کند» تا شما را «با فشردن یک دکمه» بخواباند. آقای شاه ۱۰ سال قبل از راه‌اندازی برنامه‌ی خودش، در یک شرکت نرم‌افزار پزشکی مشغول بود. اما چالش شخصی‌اش در چرت‌زدن و «شناسایی خواب به عنوان مسئله‌ی بهداشت عمومی»، به او انگیزه داد وارد این حوزه شود.

آیا او از برنامه‌ی خود استفاده می‌کند؟ «اوه خدای من! همیشه». به عنوان یک کارآفرین در حوزه‌ی خواب، عادت خواب او چیست؟ آیا او با چای بابونه به خواب می‌رود یا عادت دارد پیژامه‌ی خاصی بپوشد؟ «من یک تشک بنفش دارم؛ اصلاً شبیه چیزی که شما تا به حال با یک تشک تجربه کرده‌اید نیست. آدم روی آن شناور می‌شود». او واقعاً درباره‌ی به خواب رفتن هیجان دارد. چه‌کسی او را سرزنش می‌کند؟ یک خواب شبانه‌ی خوب، به حافظه، یادگیری و حال‌ و حوصله‌ی ما کمک می کند. بنابراین جای تعجب نیست که سروکله‌ی یک کارآفرینِ صنعت «خواب شاد و پرانرژی»، برای تأمین نیاز ما به خواب بهتر، عمیق‌تر و طولانی‌تر پیدا شده است.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

نوعی ربات خواب که ظاهراً کمک می‌کند خواب آرامی داشته باشید!

آنها همه چیز – از ردیاب خواب تا دستگاه‌های «صدای سفید» (صدایی که از تلفیق تمام فرکانس‌های قابل شنیدن برای انساان تولید می‌شود) و لباس‌های با تکنولوژی پیشرفته – ارائه می‌دهند و ادعا می‌کنند که «یک سیستم خواب پیشرفته برای استراحت و ریکاوری» می‌سازند که از مواد بیوسرامیک ساخته شده که «حرارت طبیعی بدن را جذب می‌کند و آن را دوباره به پوست برمی‌گرداند».

از این گذشته یک ربات جدید وجود دارد که «هزاران سال تکنیک تنفس بودایی را بلد است» و این نوید را می‌دهد که شما را به خوابی آرام ببرد؛ به شرط اینکه بغلش کنید. خریدن چنین رباتی ۵۳۹ یورو خرج برمی‌دارد.

کسب‌وکار در دنیای خواب پررونق است. بنا بر گزارش سال ۲۰۱۷، شرکت مشاوره‌ی مدیریت «مک‌کینزی»، برآورد کرده که صنعت بهداشت خواب – شامل هر چیزی از رخت‌خواب و کنترل‌کننده‌ی صدا برای خواب تا مشاوره‌ها و نسخه‌پیچیدن برای لوازم خواب – مجموعاً ارزشی بین ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار دارد و در یک سال گذشته بیش از هشت درصد رشد کرده است؛ در زمانه‌ای که توانایی ذاتی ما برای خوابیدن، در اثر کار، زندگی روزمره و شریک زندگی محدود می‌شود (تحقیقات اخیر نشان می‌دهد ۳۰ درصد از زوج‌های آمریکایی‌ ترجیح می‌دهند جدا از هم بخوابند).

سرمایه‌داری، خوب یا بد، دنبال راهی است که خواب راحت را دوباره به ما بفروشد. به بازار تشک نگاه کنید؛ در سال‌های اخیر تشک‌ها به کالایی وسوسه‌انگیز تبدیل شده‌اند. تشک‌ها توسط شرکت‌هایی رو به رشدی فروخته می‌شوند که مثل استارت‌آپ عمل می‌کنند و به سرمایه‌هایی دسترسی دارند که معمولاً با «سیلیکون‌ ولی» (مرکز اصلی شرکت‌های فناوری) در ارتباطند. شرکت کاسپر (Casper) که یک خرده‌فروشی آنلاین تشک در نیویورک است، در سال ۲۰۱۵، تنها یک سال بعد از راه‌اندازی شرکت، ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشت. شرکت انگلیسی سیمبا که سال ۲۰۱۶ کارش را شروع کرد انتظار دارد فروشش در یک سال آینده به ۱۰۰ میلیون پوند برسد. برنامه‌ی پیزز هم در اکتبر سال ۲۰۱۶ راه‌اندازی شده و تا حالا بیش از نیم‌میلیون‌بار در ۱۶۰ کشور جهان دانلود شده است.

اما ظهور ناگهانی این صنعت چه فایده‌ای برای زندگی ما دارد؟ آیا ما با «بحران خواب» مواجهیم؟ پاسخ ساده، «بله» است. دکتر گای میدوز، یکی از مؤسسان و مدیر علمی «دانشکده‌ی خواب» می‌گوید: «ما با اپیدمی بی‌خوابی مواجهیم. یک طوفان تمام‌عیار در اتاق خواب ما رخ داده و نمی‌گذارد ما با آرامش بخوابیم». او می‌گوید: «خستگی، یک عرف جدید است». اینترنت با مطالبی درباره‌ی نگرانی در خصوص خواب، کیفیت، طول و منظم بودن آن لبریز شده است. مقالات جدید به ما هشدار می‌دهند که «یک خواب شبانه‌ی بد، ممکن است سطح پروتئین مربوط به آلزایمر را افزایش دهد» و «کسانی که دیر از خواب بیدار می‌شوند در معرض خطر روزافزون مرگ زودرس قرار دارند» و توضیح می‌دهند که چرا «خوابیدن با لباس خواب نامناسب می‌تواند بر خواب شما تأثیر بگذارد».

کودکان در سرتاسر جهان کمتر می‌خوابند. برای مثال در انگلستان، همراهان بیمارستانی کودکان زیر ۱۴ سال که با اختلالات خواب دست به گریبانند، در ۱۰ سال گذشته سه برابر شده است. مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها گزارش می‌دهند که یک‌سوم بزرگسالان آمریکایی معمولاً کمتر از میزان توصیه شده می‌خوابند. سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند خواب شبانه بین هفت تا ۹ ساعت باشد اما تحقیقات سال ۲۰۱۳ بنیاد ملی خواب نشان داد که بزرگسالان بالغ در انگلیس، شبِ جمعه بطور میانگین فقط شش ساعت و ۴۹ دقیقه می‌خوابند. مردم در متروی نیویورک اغلب خواب می‌مانند و شهردار این شهر از طرحی برای بیدار کردن آنان پشتیبانی می‌کند.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

عینک‌های مخصوص جلوگیری از نورآبی صفحه‌های نمایش این نوید را می‌دهند که می‌توانید قبل از خواب بدون نگرانی به صفحه‌ی نمایشگر خیره شوید

از دانشگاهیان تا کارآفرینان، همه موافقند که بخش بزرگی از تقصیر به گردن تکنولوژی‌ دیجیتال است. به نظر می‌رسد تماشای سریال در نتفلیکس، در حالی که یک چشمتان به اینستاگرام است و چشم دیگر به اخبار، دستورالعمل خوبی برای خواب نیست. مشکل فقط نور آبی صفحه‌ی نمایش نیست که همه‌ی ما نگرانش هستیم؛ حتی طول موج آن روی هورمون ملاتونین که القاکننده‌ی خواب است تاثیر می‌گذارد. دکتر میدوز می‌گوید: «ما بیشتر متصل می‌شویم و از نظر شناختی بیشتر تحریک می‌شویم. مغز ما خاموش نمی‌شود و این بر توانایی آن در خوابیدن تأثیر می‌گذارد».

به عقب برگردیم؛ قدیمی‌ترین انقلاب فن‌آوری یعنی الکتریسیته، می‌گوید ما می‌توانیم انتخاب کنیم که تمام مدت بیدار بمانیم. دکتر راسل فاستر، مدیر مؤسسه‌ی عصب‌شناسی شبانه‌روز در دانشگاه آکسفورد، می‌گوید: «ما به شب تهاجم کرده‌ایم و بیشتر و بیشتر با روزهای کاری عجین شده‌ایم؛ خواب اولین قربانی بوده است». زمانی بعید به نظر می‌رسید که کار کردن در اتاق خواب مجاز باشد، اما حالا عادی است و فقط محدود به ایمل‌زدن‌های شبانگاهی نیست. آقای شاه به ناامنی «اقتصاد پاره‌وقت» اشاره می‌کند و می‌گوید همه همیشه نگران اینند که حقوق بعدی را از کجا باید بگیرند.

شاید کمی تعجب کنید که در بریتانیا، در سال ۲۰۰ هزار روزِ کاری بخاطر غیبت ناشی از کمبود خواب از دست می‌رود و کارمندان کم‌خواب، در سال ۴۰ میلیارد پوند خرج روی دست اقتصاد این کشور می‌گذارند. در سال‌های اخیر کتاب کودکانه‌ی «خرگوشی که می‌خواست بخوابد» در صدر لیست پرفروش‌های سایت آمازون قرار دارد. این کتاب توسط یک روانشناس سوئدی نوشته شده و تمرکزش روی این است و ساختارش طوری طراحی شده که کاری کند تا بچه‌ها با آرامش بخوابند. بزرگ‌ترها هم پیژامه به پا صف کشیده‌اند تا با قطعه‌ی موسیقی کلاسیک «از برلین تا سیدنی» از آلبوم «خواب» اثر مکس ریچتر، یک خواب شبانه‌ی خوب داشته باشند.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

یک نوع دستگاه ردیاب خواب که مدت و کیفیت خواب را ثبت و اندازه‌گیری می‌کند

اما چه چیزی باعث این تغییر ذهنیت شده است؟ یک پاسخ در آزمایشگاه‌ها نهفته است. دکتر فاستر می‌گوید: «آنچه اساساً تغییر کرده این است که عصب‌شناسانِ جدی، خواب را جدی گرفته‌اند؛ پیش‌تر این حوزه مثل یک تکه از قبرستان عصب‌شناسی بود» اما دیگر اینطور نیست. کتاب «تجربه‌ی زیبا» نوشته‌ی جان بورن که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده می‌گوید خواب مناسب روی قدرت حل مسئله تأثیر زیادی دارد. پژوهشگاه دانشگاه شیکاگو دریافته است کمبود خواب، خطر ابتلا به دیابت نوع دو را درجوانان بالغ و سالم افزایش می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد اگر کم‌خواب باشید، واژه‌هایی با بار مثبت را کمتر به خاطر می‌آورید. سطح خواب ما تأثیر زیادی بر چگونگی به یاد آوردن تجربیات خوب یا بد دارد.

فاستر ادامه می‌دهد: «اگر بطور کامل استراحت نکنید، ممکن است در انجام کارها نتوانید همه‌ی جوانب را در نظر بگیرید، به کاری که می‌کنید درست فکر کنید، حس همدلی خود را بروز بدهید و سیگنال‌های اطرافیانتان را دریافت کنید. این اصلاً خوب نیست! آدم‌های خسته نه تنها در ارائه‌ی راه‌حل‌های ابتکاری برای مشکلات پیچیده و استفاده از این مغز خارق‌العاده ناکامند، حتی توانایی‌شان برای اعمال کلی، حس شوخ‌طبعی و تعامل اجتماعی هم بسرعت تضعیف می‌شود». چیزی که دکتر فاستر می‌گوید فقط مربوط به بی‌خوابی در کوتاه‌مدت است. به عقیده‌ی دکتر میدوز «بی‌خوابی در درازمدت نشانه‌ای از عدم سلامت روان تلقی می‌شود».

حالا می‌دانیم که در واقع خواب به عنوان یک نشانه‌ی اخطار اولیه مطرح است: یک “قناری در معدن ذغال‌سنگِ” اضطراب، افسردگی و اختلال دوقطبی. با علم خواب، اثبات می‌شود که ویرجینیا وولف (نویسنده‌ی انگلیسی) هنگامی که بی‌خوابی‌اش را “محرومیت اسفناک از لذت‌های زندگی” می‌خواند، در حال بازی با آتش بود (وولف مدت‌ها با اختلالات روانی درگیر بود و درنهایت خودکشی کرد). تعجبی ندارد که ما مشتاقیم به اندازه‌ی کافی بخوابیم. خیلی‌ها دست به دامن ردیابِ خواب شده‌اند؛

این ردیاب‌ها که گفته می‌شود مدت و نوع خواب (سبک، عمیق یا همراه با اختلال) ما را اندازه‌گیری می‌کنند، امروزه همخواب‌های متداولی شده‌اند. اما دکتر فاستر در این زمینه محتاط است و می‌گوید: «آنها اعتبار نصفه‌نیمه‌ای دارند و برای کسانی که الگوهای خواب و بیداری ثابتی دارند، کار می‌کنند اما اگر شما هرگونه بی‌نظمی داشته باشید یا – مثل خیلی از آدم‌ها – از طیف نرمال خارج باشید، خیلی زود از کار می‌افتند». «اُرتوسومنیا» اختلال شدید و بسیار مدرن بی‌خواب شدن است. دکتر سبرا ابوت، استاد پزشکی اعصاب و روان در بیمارستان مموریال لندن به همراه همکارش دکتر کلی بارون، در سال ۲۰۱۷ برای اولین بار این اصطلاح را در مقاله‌ای به کار برده است.

او توضیح می‌دهد که بیمارانی را ملاقات کرده که «لزوماً درباره‌ی وضع خوابشان شکایت نداشتند؛ نگرانی اصلی آنها این بود که ردیاب خوابشان به آنها گفته بود که به اندازه‌ی کافی یا بخوبی نمی‌خوابند. به نظر می‌رسد این دستگاه مشکل خوابی ایجاد کرده که احتمالاً بدون آن وجود نداشته باشد». فاستر این علاقه‌ی جدید به ردیاب‌های خواب را به زمانی که برای اولین‌بار لوازم خانگی برقی وارد بازار شده بودند، تشبیه می‌کند. بسیاری از مردم شروع به سیم‌کشی خانه‌ها کردند و چون نمی‌دانستند چطور از تجهیزات برقی استفاده کنند، بعضی‌ها دچار آتش‌سوزی شدند.

به نظر می‌رسد اُرتوسومنیا یکی از علائم صنعتی است که بسرعت رشد می‌کند و مصرف‌کنندگان را با داده‌هایی که معلوم نیست با آنها چه باید کرد تنها می‌گذارد (این داده‌ها همیشه هم دقیق نیستند). می‌شود گفت که این پدیده هم چیزی مثل دنیای رسانه‌های اجتماعی است: از آن استفاده می‌کنیم ولی هنوز دقیقاً نمی‌دانیم چه تأثیری دارد. در هر مرحله تجربه‌ی مواجهه با همان چیز تغییر می‌کند؛ همه‌چیز بسرعت به جلو رانده می‌شود و خلاء عظیمی پشت سرش ایجاد می‌شود.

اما همه‌ی صنعت خواب شامل ابزارها نیست. به لطف فناوری‌های پیشرفته، شما از مزایای «پتوهای گرویتی (جاذبه)» در سه وزن هفت، ۹ و ۱۱ کیلوگرم بهره‌مند می‌شوید! به گفته‌ی مایک گریلو مدیرعامل شرکت، «این پتوها احساس بغل‌شدن یا درآغوش گرفته‌شدن را شبیه‌سازی می‌کنند که باعث آزادشدن هورمون سروتونین می‌شود، ملاتونین را تحریک می‌کند، به کاهش سطح کورتیزول که به اضطراب و افسردگی مربوط است کمک می‌کند و به همین خاطر حس آرامش و ثبات را القا می‌کند». به عنوان یک پتوی سنگین بد هم نیست!

به نوشته‌ی نشریه‌ی نیویورکر، گرویتی اخیراً بخشی را از صفحه‌ی سایت کیک‌استارتر (پلتفرم تأمین مالی پروژه‌های خلاقانه) حذف کرده که در آن ادعا شده بود پتوهای این شرکت می‌تواند برای درمان بیماری‌هایی نظیر «بی‌خوابی، اختلال اضطراب پس‌آسیبی و اختلال کم‌توجهی (ADHD)» استفاده شود.

پتوهای گرویتی حمایت خوبی در کیک‌استارتر جذب کرد: هدف اولیه تأمین ۲۱ هزار و ۵۰۰ دلار بودجه بود و تا کنون پنج میلیون دلار جمع‌آوری شده و بنیانگذار آن قصد دارد رونمایی پرسروصدایی برای آن ترتیب دهد. گریلو می‌گوید بعد از انتخابات ۲۰۱۶ و انتخاب دونالد ترامپ و وقوع برگزیت در اروپا درخواست بیشتری به وجود آمده است. مقاله‌ای که اخیراً درباره‌ی این پتوها در نیویورکر منتشر شده، توضیح می‌دهد که این محصول چگونه «رویای کارنکردن را که بخصوص در دنیای وظایف پایان‌ناپذیر – کارکردن، پول‌درآوردن، تحرک و انجام وظیفه – که اغواکننده است، به نمایش می‌گذارد».

صنعتی برای عصر اضطراب؛ جایی که کار و صفحه‌های نمایش به اتاق خواب ما حمله کرده‌اند؛ حالا ربات تنفس کجاست؟ ممکن است لازم شود!


چگونه شخصیت مثبتی داشته باشیم


روزنامه آرمان: اگر ذهن را با دیدگاه‌ها، اطلاعات، کتاب‌ها، گفتگوها، برنامه‌های شنیداری و اندیشه‌های مثبت تغذیه کنید، شخصیت مثبت‌تر و موثرتری را پرورش خواهید داد. تاثیر‌گذار‌ی و استدلال شما بهبود می‌یابد و اعتمادبه‌نفس و خودباوری بالاتری خواهید داشت. وقتی صریح و شفاف تصمیم می‌گیرید که بر ذهن کاملا مسلط شوید، تفکرات و احساسات منفی و محدودکننده را دور بریزید و شخصی کاملا مثبت‌اندیش شوید، اینجاست که می‌توانید شخصیت خود را متحول کنید. با آموزش و تمرین می‌توانید خودباوری و نگرش ذهنی مثبت بسیار بالایی را در خود پرورش دهید. برای این‌که شخصی کاملا مثبت‌اندیش شوید هفت کلید وجود دارد:

چگونه شخصیت مثبتی داشته باشیم

گفت و گوی درونی مثبت

با خودتان مثبت صحبت کنید و گفت وگو‌های درونی خود را کنترل کنید. از عبارات تاکیدی مثبت، اول شخص و در زمان حال مانند «من خودم را دوست دارم!» «من می‌توانم!» «من احساس فوق‌العاده خوبی دارم!» و «من مسئول هستم!» استفاده کنید.ما معتقدیم که ۹۵ درصد احساسات شما با گفت وگو‌های درونی خودتان، درطول روز شکل می‌گیرد. واقعیت تلخ این است که اگر عمدا و آگاهانه با خودتان، مثبت و سازنده صحبت نکنید، ناخودآگاه به چیز‌های ناراحت‌کننده که باعث نگرانی و عصبانیت می‌شود، فکر می‌کنید.همان‌طور که قبلا گفته شد، ذهن شما مثل یک باغچه است. اگر در آن، گل نکارید و از آن مراقبت نکنید، علف‌های هرز بدون هیچ تلاشی در آن رشد می‌کنند.

تجسم مثبت

شاید قدرتمندترین توانایی شما، توانایی «تجسم» و دیدن اهدافتان است، به‌طوری‌که انگار همین الان به‌تحقق رسیده‌اند.تصویری هیجان‌انگیز و واضح از اهداف و زندگی ایده‌آل‌تان بسازید و بار‌ها و بار‌ها آن‌را در ذهن مرور کنید. تمام پیشرفت‌های شما در زندگی، با بهبود بخشیدن به تصویر‌های ذهنی شروع می‌شوند. هرچه خود را در درون‌تان ببینید، در دنیای خارج همان خواهید بود.

افراد مثبت‌اندیش

انتخاب درست کسانی‌که با آن‌ها کار می‌کنید و تعامل دارید، بیشتر از هر عامل دیگری بر احساسات و موفقیت شما تاثیر می‌گذارد. همین امروز تصمیم بگیرید که با افراد مثبت، شاد، خوش‌بین و کسانی که در زندگی اهداف بزرگ دارند معاشرت کنید.به‌هر قیمتی از افراد منفی دوری کنید. این افراد، سرچشمه اصلی بیشتر ناراحتی‌های زندگی هستند. مصمم شوید که از هم‌اکنون، دیگر افراد منفی و اضطراب‌آور را به‌زندگی‌تان راه ندهید.

خوراک ذهنی مثبت

سلامتی شما دقیقا به‌همان مقداری است که مواد غذایی سالم بخورید و به خودتان برسید. همین‌طور سلامت ذهنی و روانی شما به‌همان اندازه‌ای است که ذهن خود را به‌جای «شیرینی‌های ذهنی» با «پروتئین‌های ذهنی» تغذیه کنید.کتاب‌ها، مجلات و مقالات آموزنده و انگیزه‌دهنده بخوانید. ذهن را با اطلاعات و ایده‌هایی که موجب شادمانی می‌شوند و شما را نسبت به خود و آرزوهایتان مطمئن می‌سازند، تغذیه کنید.هنگام رانندگی به مطالب شنیداری سازنده و مثبت گوش دهید. پیوسته به ذهن پیام‌های مثبت وارد کنید که باعث می‌شوند بهتر بیاندیشید و بهتر عمل کنید و در رشته کاری خود تواناتر و کارآمدتر باشید.فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی آموزشی و مثبت تماشا کنید و مطالبی بخوانید که به دانش‌تان بیافزاید و به‌شما حس بهتری نسبت به خود و زندگی بدهد.

چگونه شخصیت مثبتی داشته باشیم

آموزش و پیشرفت درست

تمام افرادی که امروزه در اوج هستند، زمانی در پایین‌ترین جایگاه بوده‌اند و بار‌ها و بار‌ها شکست خورده‌اند و به جایگاه‌های پایین‌تر نزول کرده‌اند.معجزه آموزش و پیشرفت شخصی دراز‌مدت این است که شما را از از شکست به موفقیت و استقلال مالی می‌رساند. وقتی خود را به یادگیری، رشد، بهتر شدن در افکار و فعالیت‌ها متعهد می‌کنید، کاملا بر زندگی خود مسلط می‌شوید و سرعت رسیدن به اوج را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌دهید.

عادت‌های سلامتی مفید

از سلامت جسمانی خود حداکثر مراقبت را بکنید. غذا‌های خوب، سالم و مغذی بخورید. یک رژیم غذایی عالی، تاثیری مثبت و فوری بر احساسات و تفکرات شما خواهد داشت.تصمیم بگیرید به‌طور منظم ورزش کنید. حداقل ۲۰۰ دقیقه در هفته را به پیاده‌روی، دو، شنا، دوچرخه‌سواری یا کار با دستگاه‌های ورزشی بپردازید. وقتی با برنامه و منظم ورزش می‌کنید، احساس شادمانی و سلامتی بیشتری دارید

و نسبت به فردی که تمام بعدازظهر را روی کاناپه می‌نشیند و تلویزیون تماشا می‌کند، خستگی و فشار روانی کمتری خواهید داشت.به‌اندازه کافی، استراحت کنید. لازم است به‌طور منظم و به‌ویژه در زمان‌هایی که زیر فشارروانی و سختی هستید، باتری‌های انرژی خود را شارژ کنید. یکی از عوامل زمینه‌ساز احساسات منفی، عادت‌های مضر سلامتی خستگی، نرمش نکردن و کار‌و‌تلاش بی‌رویه است. در زندگی به‌دنبال تعادل باشید.

انتظارات مثبت

داشتن انتظارات مثبت یکی از تکنیک‌های بسیار قوی است که با به‌کارگیری آن می‌توانید شخصی مثبت‌اندیش شوید و زندگی مثبت‌تر و بهتری را تضمین کنید. یعنی آنچه شما با اطمینان منتظرش هستید، به‌احتمال زیاد به‌دست خواهد آمد.از آنجا که خودتان انتظارات را انتخاب می‌کنید، همیشه بهترین‌ها را بخواهید و انتظار موفقیت داشته باشید. هنگام ملاقات با افراد جدید، انتظار محبوبیت داشته باشید. انتظار دست‌یابی به اهداف عالی برای خودتان داشته باشید. وقتی پیوسته در انتظار اتفاقات خوب باشید، به‌ندرت ناامید می‌شوید.


چگونه سطح خودمان را از حالت فعلی بالاتر ببریم؟


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: هر روز که می گذرد، استانداردهای تعالی بالاتر می رود. نوآوری های جدید از راه می رسد، کسی با میل و عطش بیشتر و با استعدادتر از شما وارد بازار می شود، و شرایط بیرونی دور و بر شما مدام تغییر می کند. چیزی که دیروز خوب بود، دیگر به درد امروز نمی خورد. ورزش های حرفه ای نمونه ای درخشان از این پدیده است. به نظر می رسد که چپ و راست رکوردهای تازه جهانی به ثبت می رسد.

اگر می خواهید به موفقیت برسید و سطح موفقیت خود را در بلند مدت حفظ کنید، نمی توانید به سطح کنونی مهارت در زمینه ای خاص راضی باشید. باید راهی پیدا کنید تا به رشد، بهبود و تکامل ادامه دهید.

خبر خوب این است که استراتژی هایی وجود دارد که می توانید به کار بگیرید تا به شما کمک کند که عملکرد خود را بهبود دهید و به تعالی دست پیدا کنید. این استراتژی ها همگی پایه علمی دارند. این رویکردها از تحقیقات انجام شده به وسیله پروفسور دنیل چامبلیس جامعه شناس حاصل شده است او به مطالعه ورزشکاران در طول چند سال پرداخت تا بفهمد که چه چیزی شناگران المپیک را از بقیه شناگرانی که زمان مشابهی را صرف تمرین و مسابقه می کنند، جدا می کند.

۳ روش علمی برای بهبود عملکردتان

۱٫ روی تکنیک تمرکز کنید

چامبلیس در مقاله ای به نام «جهان تعالی» که در آن یافته های خود را منتشر کرد، اشاره کرده که یک عامل کلیدی که خوب ها را از عالی ها جدا می کند شیوه ای است که آن ها وظایف مشابه را انجام می دهند. کسانی که در برترین رتبه های حرفه خود قرار دارند، از تکنیک بسیار بهتری برخوردار هستند.

تکنیک بهتر از تمرکز شدید روی مهارت پیدا کردن در اصول پایه ای حاصل می شود، به گونه ای که تعالی تبدیل به عادت می شود.

برای شروع، روی کسب مهارت در یک زمینه کوچک کاری که انجام می دهید تا در آن بهبود پیدا کنید، تمرکز کنید. وقتی که در آن مهارت پیدا کردید، مهارت کوچک ولی مرتبط دیگری را انتخاب کنید تا روی آن تمرین کنید.

فرض کنید هدف شما این است که سخنران عمومی بهتری شوید. اول از همه، شاید لازم باشد روی این کار کنید که چگونه مقدمه هایی مشارکت برانگیز داشته باشید. بعد از اینکه به نقطه ای رسیدید که احساس رضایت پیدا کردید، می توانید به سراغ استفاده اثربخش از تصاویر بروید، و بعد از آن روی توانایی داستان گویی خود و غیره کار کنید.

اثر ترکیبی کسب مهارت روی عناصر فردی کوچک در طول زمان جمع می شود تا به شما کمک کند که روی هم رفته در سطح بالاتری عمل کنید.

۲٫ انگیزه های صحیح را انتخاب کنید

دلیل اصلی بسیاری از افراد برای انجام وظایف خاص، رسیدن به نتیجه نهایی بزرگ است. این نتیجه ممکن است برنده جایزه شدن، گرفتن یک مشتری مهم، کسب ترفیع شغلی پر اهمیت، یا در تحقیق چامبلیس، قهرمانی در المپیک باشد.

ولی قهرمانان برتر تحت تأثیر انگیزه های کوچکتری تحریک می شوند. زمانی که شما یک بازی طولانی انجام می دهید تا به چشم انداز بزرگتری برسید، بعضی وقت ها مدت زمان بین تجربیات سطح بالا بسیار طولانی است.

از این رو، باید انگیزه داشته باشید که هر روز تلاش کنید تا بتوانید در پیروزی های کوچکتر نیز به لذت برسید. این پیروزی ها سرسپردگی شما برای انجام کار بین مراحل برجسته را تحریک می کند.

چامبلیس در مقاله خود می نویسد، «شناگران سر تمرین حاضر می شوند تا دوستان خود را ببینند، تمرین کنند، احساس قوی بودن بعد از آن پیدا کنند، مربی خود را تحت تأثیر قرار دهند، و تلاش کنند زمان شنای خود را نسبت به آخرین باری که تمرین کردند بهبود دهند. گاهی اوقات، شناگران قدیمی تر که چشم انداز بلندتری نسبت به آینده دارند، هدفی را در نظر می گیرند که هنوز چند ماه با آن فاصله دارند. ولی حتی با وجود اهداف بلند مدت تر، رضایت های روزانه نیز باید سر جای خود قرار داشته باشد. پاداش های اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند.»

این انگیزه های کوچک تر می تواند احساس رضایتی باشد که بعد از انجام یک تمرین ورزشی، انتشار مقاله ای جدید و یا تعامل با مشتریان محبوب به طور روزانه به دست می آورید. حتی می تواند از لذتی که در انجام کار خود کسب می کنید حاصل شود.

این اتفاقات کوچک روحیه شما را قوی نگه می دارد و باعث می شود که به حرکت ادامه دهید. به ویژه وقتی که پیروزی های بزرگ کم و با فاصله زیاد هستند.

۳٫ همیشه کار را جدی بگیرید

هیچ کس دوست ندارد که با فرصت بزرگ مورد نظر خود مواجه شود و بعد با صورت زمین بخورد. شما سخت تلاش می کنید تا فرصت های بزرگ سر راهتان قرار بگیرد و مطمئناً نمی خواهید که به خاطر لغزش در عملکرد نتوانید از آن فرصت استفاده کنید.

این بدان معنی است که شما باید با هر وظیفه ای که روی آن کار می کنید تا تکمیلش کنید به شکلی یکسان برخورد کنید، تا بتوانید بدون توجه به شرایط به نتایج قابل پیش بینی دست پیدا کنید. این شاید به این معنی باشد که برای سخنرانی در مقابل ۱۰ هزار نفر به همان شکلی آماده شوید که برای سخنرانی در مقابل گروهی ۱۰ نفره آماده می شوید.

این کار به شما کمک می کند تا تلاش هایتان را روی اجرای تکنیک های صحیحی متمرکز کنید که در هنگام فعالیت تمرینی در آن ها مهارت پیدا کردید. این به شما کمک می کند که به بهترین نتایج دست پیدا کنید.

چامبلیس در مقاله خود می نویسد، «برندگان در لحظات حساس دچار لغزش نمی شوند. در هنگام مواجهه با چیزی که به نظر می رسد چالشی بزرگ یا رویدادی بسیار نامعمول مثل بازی های المپیک باشد، ورزشکاران قوی تر با آن به شکل موقعیتی معمولی و قابل کنترل برخورد می کنند و کاری که لازم است را برای موفقیت در آن انجام می دهند. فعالیت های استاندارد و معمول (مثل گرم کردن، آماده شدن از نظر روانی، تجسم مسابقه، از بین بردن عرق و چیزهایی از این دست) راه هایی برای وارد کردن عادت های روزانه به آن موقعیت بسیار مهم هستند تا آن را تا حد امکان عادی جلوه دهد.

وقتی که ذهن خود را تمرین دهید تا روی چیزی تمرکز کند که لازم است انجام دهید تا به طور موفقیت آمیز وظیفه در حال انجام خود را تکمیل کنید، احساسات اضطراب که می تواند شما را در لحظه کلیدی با مشکل مواجه کند را به حداقل می رسانید.

وقت آن رسیده که شما در سطح بالاتری عمل کنید.

مسئله این نیست که چقدر استعداد دارید. یا حتی میزان موفقیتی که در گذشته به دست آورده اید هم اهمیت ندارد. در دنیای امروز، بهبود مداوم یک الزام است و نه فقط یک آرزو.

بنابراین رویکردهای اثبات شده که در بالا اشاره شد را دنبال کنید تا به طور مرتب بازی خود را بهبود دهید، و بتوانید در بهترین شرایط خود عمل کنید. با این کار شما قادر خواهید بود تا پیروزی های بزرگ بسیار بیشتری را تجربه کنید. این موفقیت به عنوان پاداشی برای تلاش های ارادی شما به دست می آید.


چگونه از قدرت مغزمان برای یادگیری استفاده کنیم؟


 

هر مغزی ساختار منحصر به فرد خود را دارد

 

این عبارت، یعنی اینکه شما باید روش­‌هایی را بیابید که با نحوه‌­ی یادگیری مختص خودتان تناسب داشته باشند. فرایند یادگیری و برقراری ارتباط در افراد مختلف متفاوت است. در هر سبک یادگیری، از بخش­‌های مختلف مغز استفاده می‌شود.

 

به‌عنوان مثال، کسانی که به طور شنیداری چیزی را فرا می­‌گیرند از شنیدن برای پردازش اطلاعات استفاده می­‌کنند در‌حالی که افراد بصری، برای یادگیری متکی بر دیدن هستند. اگر می‌­خواهید از یک تجربه­‌ی یادگیری، حداکثر استفاده را ببرید بهترین راه این است که استراتژی­‌های یادگیری چند بعدی را پیدا کنید.

 

 چگونه از قدرت مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟

 

هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست

در واقع، دانش جدید بر اساس اطلاعات موجود در مغز ساخته می‌­شود، بنابراین هر چه بیشتر بدانید به‌همان اندازه قادر به یادگیری بهتر در آینده خواهید بود. به یاد داشته باشید که یادگیری، مستلزم کارهای هدف‌دار و قابل­‌تکرار است. اگر هدفی خاص دارید و می‌­توانید کارهای قابل‌­تکرار را ترکیب کنید، حافظه‌تان تقویت می‌شود و عملکردتان بهبود می‌یابد. رهبران برای رشد خود و زیردستان‌شان می­‌توانند این روش را به‌کار گیرند. دیگران را به‌چالش بکشید تا از فرصت­‌های جدید استفاده کنند.

 

فعالیت فیزیکی، برای سلامت روان مفید است

مغز به مواد شیمیایی مثل اندورفین نیاز دارد که از طریق ورزش کردن آزاد می‌­شود. فعالیت فیزیکی باعث آزاد شدن عوامل رشد (مواد شیمیایی موثر بر سلامت سلول­‌های مغز، رشد عروق خونی جدید، سلول­‌های مغزی جدید و بقای آن‌ها) می‌شود و مغز را به گونه­‌ای تغییر می­‌دهد که از حافظه و مهارت­‌های تفکر محافظت کند.

 

مهم‌­ترین نکته­ این است که ورزش و تمرین‌های خود را به‌طور مستمر و باثبات انجام دهید. فعالیتی را که دوست دارید بیابید تا در طول زندگی‌تان بتوانید از آن لذت ببرید.

 

مغز، اولین شبکه‌­ی اجتماعی است

نورون­‌های آینه‌­ای، سلول­‌هایی از مغز هستند که وقتی شخص کاری را انجام می‌­دهد و همان عمل را در دیگری هم می‌بیند، فعال می‌­شوند.

سیستم اقدام، اجرا و مشاهده، به توانایی­‌های میزان‌­سازی دقیق مثل همدلی کمک می­‌کند. اگر نمی‌­توانید خودتان را جای کس دیگری بگذارید، هرگز رهبر موثری نخواهید بود. سعی کنید مهارت­‌های همدلی و خودآگاهی‌تان را از طریق گوش دادن فعال، خواندن، یا توجه به دیدگاه دیگران، پرورش دهید. اگر به تنهایی نمی‌­توانید این مهارت­‌ها را در خود تقویت کنید از یک مربی کمک بگیرید.

 

هر مغزی، دارای محرک‌های احساسی است.

در‌حالی‌که مغز هر انسانی قادر به‌ استدلال است، هیچ مغزی را پیدا نمی­‌کنید که تمام تصمیماتش عاقلانه و منطقی باشد. تاثیر احساسات به‌گونه‌ای‌ست که حتی می­‌توانند تفکر منطقی را از بین ببرند.

در سیستم­‌های تنبیه و پاداش هم از احساسات استفاده می­‌شود. بازخورد مثبت، محرک بهتری نسبت به ترس یا خجالت است. بازخورد منفی می‌­تواند موجب مخالفت و ناسازگاری یا کناره‌­گیری شود که بر عملکرد شما یا کارمندان‌تان تاثیر می­‌گذارد. در موقعیتی جدید، دشوار یا پر از استرس، یاد بگیرید ابتدا گوش بدهید و سوالات را درک کنید. فوری پاسخ ندهید، بلکه به‌خاطر داشته باشید، ابتدا خودتان احساسات‌تان را تنظیم کنید. در این صورت در موقعیت بهتری برای تصمیم­‌گیری منطقی قرار خواهید گرفت. اگر بیاموزید که چگونه احساسات دیگران تفکرات‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بهتر خواهید توانست آنها را متقاعد نموده یا به آنها انگیزه بدهید.


چگونه زمان خود را بهینه کنیم؟


برترین ها – ترجمه از حمید گنجی: حدود یک سال قبل، همسرم من را در یک کارگاه آموزشی پیشرفته ثبت‌نام کرد. بعد از فقط یک کلاس، من به این کارگاه علاقه‌مند شدم و خیلی زود نیز در کلاس‌های هفتگی شرکت کردم، به نمایش‌ها می‌رفتم و چندین شب از هفته را بیرون از خانه می‌گذراندم.

در همان زمان، من میزبانی از دوستانم در رستوران‌های محلی مختلف را شروع کردم. من هر روز صبح به ورزش می‌رفتم و در آخر هفته‌ها نیز به کار نوشتن مشغول بودم. فرای همه این‌ها، سر کار نیز کارهای بیشتری برای انجام دادن به من محول می‌شد.

چگونه زمان خود را بهینه‌ کنیم؟

زندگی شلوغ بود…کمی زیادی شلوغ. نمی‌توانم آخرین باری که با همسرم برای مشاهده تلویزیون روی کاناپه نشستیم و یا در مورد موضوعی به همفکری پرداختیم را به یاد بیاورم. وقتی‌که او می‌پرسید: «برنامه‌ات برای هفته چیست؟» دقیقا نمی‌شنیدم که منظور او چیست: ما چگونه همدیگر را برای این هفته برنامه‌ریزی می‌کنیم؟ ارتباط من در حال صدمه دیدن بود.

من لیستی از چگونگی گذران ساعت‌های بیداری‌ام تهیه کردم و پذیرفتم که بیش‌ازحد کار برای انجام دادن دارم. البته از هر کاری که انجام می‌دادم لذت می‌بردم، اما زمان کافی برای کمک به مهم‌ترین قسمت‌های زندگی‌ام را نداشتم.

سرانجام من و همسرم زمان‌هایی را برای خودمان در نظر گرفتیم. ما سفرها، گشت‌وگذارهای آخر هفته را برنامه‌ریزی کردیم. هردوی ما مشاغلی پرتنش و شلوغ داریم، بنابراین قصد داشتیم تا زمان‌های مهم را در تقویم مشخص کنیم. همان‌طور که شروع به اولویت‌دادن به رابطه‌ام می‌کردم، به همسرم گفتم که من برای او و کاری که در حال انجامش بودیم ارزش قائل هستم. درنتیجه دریافتم که من نه‌تنها دیگر بیش‌ازحد مشغول نیستم، بلکه بهره‌ورتر نیز شده‌ام و روابط شخصی‌ام نیز تکمیل‌تر از گذشته شده است.

چیزی که از تمام این ماجراها یاد گرفتم این بود: ما به‌سادگی نمی‌توانیم همه آن را انجام دهیم. هر موقع که به چیزی پاسخ مثبت می‌دهیم، درواقع این به معنای پاسخ منفی ما به چیزی دیگر است. اگر مراقب نباشیم، روابط ما ممکن است صدمه ببیند و سلامتی‌مان کاهش یابد. آن چیزی که به من کمک کرد و در ادامه نیز به من کمک خواهد کرد، در نظر گرفتن چیزی است که می‌خواهم به آن پاسخ مثبت بدهم.

هرزمانی که شب‌ها با همسرم ملاقات می‌کنم، با خاموش کردن گوشی و حاضر بودن کامل به آن پاسخ مثبت می‌دهم. با ورزش روزانه در هنگام صبح، من به سلامتی‌ام پاسخ مثبت می‌دهم. وقتی‌که خودمان را کاملا وقف چیزهایی کنیم که به آن‌ها اهمیت می‌دهیم، پاداش‌های بیشتری به دست می‌آوریم، موثرتر می‌شویم و از این تجربه نیز لذت می‌بریم. هرچند که این گفته نیز ممکن است کمی خلاف باورها باشد، اما وقتی‌که زمان خود را صرف یک کار می‌کنیم، می‌توانیم بهره‌ورتر باشیم. ترفندهای گفته شده در ادامه به من کمک کرد که زمانم را بهینه‌تر کنم. با هم این ترفندها را مرور خواهیم کر

از پاسخ‌های مثبت خود محافظت کنید

اگر به چیزی متعهد شدید، حضور خود را برای انجام آن نشان دهید. اما به یاد داشته باشید: شما می‌توانید بگویید نه. وقتی‌که در مورد کاری که می‌خواهید انجام دهید صادق باشید، افراد نیز به شما احترام خواهند گذاشت و می‌دانند که شما قصد دارید زمان خود را در کجا صرف کنید. شما باید در زندگی خودخواه و رک باشید. برای محافظت از زمانتان، به خودتان اجازه دهید که به بعضی چیزها بگویید نه!

چگونه زمان خود را بهینه‌ کنیم؟

هر روز زمانی را به ذهن آگاهی و تامل اختصاص دهید

من معمولا صبح زود از خواب بیدار می‌شوم و زمان کافی برای مطالعه جراید، مدیتیشن و نوشتن دارم. شما چه زمانی از روز را برای انجام این کار مناسب می‌دانید؟ من پیشنهاد می‌کنم که حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه از زمان خود را به این کارها اختصاص دهید.

از تقویم خود محافظت کنید

این نکته ضروری است که ما مرزهایی را با دیگران تعیین کنیم و مطمئن شویم که آن چیزهایی که برای انجام دادنشان برنامه‌ریزی می‌کنیم را پیگیری خواهیم کرد. من شما را به این چالش دعوت می‌کنم که نقطه پیک تقویم خود را مشخص کنید و از خود بپرسید: آیا برنامه من برای هفته، ارزش‌هایم را منعکس می‌کند؟

اینجا باش

این بسیار آسان است که خود را در to-do لیست‌های بلند و بالا حبس کنید. ما اشخاصی مسئول هستیم که می‌خواهد تمامی این کارها را انجام دهد. من خودم را به چالش کشیدم که در جلسات کارمندان و جلسات یک‌به‌یک حضور داشته باشم. گوشی‌ام را روی حالت سایلنت می‌گذارم، در دفترچه یادداشتم نوت برداری می‌کنم و سعی در گوش دادن فعال دارم.

بهره‌وری بیشتر به معنای انجام دادن کارهای بیشتر نیست. بلکه به این معناست که برای چیزهایی که به آن اهمیت می‌دهیم بیشتر کار کنیم.


1 2 3 5