Tag Archives: کار

اهمیت رفتار حرفه‌ای در محل کار


وب سایت روزیاتو: آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در محل کار کسی که هم اندازه شما کار و تلاش می‌کند، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و همه امکانات و توجهات برای او باشد؟ یا برایتان پیش آمده که مصاحبه کاری بروید و با اینکه تصور می‌کنید همه چیز خیلی خوب پیش رفته، اما دیگر با شما تماس نگیرند و نتوانید شغل دلخواهتان را تصاحب کنید؟

اگر پاسختان بلی است، شاید لازم باشد به غیر از مهارت‌های حرفه‌ای و توانایی‌های شغلی خود، به مسایل دیگری هم توجه داشته باشید.

اهمیت رفتار حرفه‌ای در محل کار را درک کنید

برای این منظور، در وهله اول باید آداب اجتماعی را بیاموزید. شما باید یاد بگیرید که در مکان‌ها و مراسم‌های رسمی به طور شایسته‌ای رفتار کنید و از فعالیت‌های غیررسمی و کودکانه پرهیز کنید.

در محیط‌های کاری و مصاحبه‌ها همیشه این را به یاد داشته باشید که شما را برای مهارت‌ها و توانایی‌های شغلی‌تان انتخاب می‌کنند نه شخصیت جذاب‌تان! بنابراین، بهتر است در محل کار خودنمایی کردن را فراموش کرده و به کار و ارتباط‌های شغلی خود بیندیشید.

مواردی که در زیر نوشته شده، از جمله آداب اداری هستند که خوب است همیشه رعایت کنید. برای آشنایی با آنها تا انتهای مطلب همراهمان باشید.

رفتار دوستانه

هیچ‌کسی از شما انتظار ندارد در تمام روز کاری لبخند گوشه لب‌‎هایتان باشد. اما این را به یاد داشته باشید که رفتار دوستانه داشتن و گشاده‌رو بودن درهای ارتباطات بهتر را می‌گشاید. کج‌خلقی، عصبی بودن یا بداخلاقی کردن می‌تواند یک گروه کاری را از هم بپاشد زیرا دیگران تصور می‌کنند که شما مشتاق کار کردن با آنها نیستید.

چند ترفند ساده و کاربردی برای گشاده‌رو بودن در محل کار:

  • روز کاری خود را با یک سلام و احوالپرسی بسیار کوتاه آغاز کنید. به همکاری که در میز بغل‌دستی شما نشسته با لبخند سلام کنید تا یک روز خوب برای هر دو شما رقم بخورد.
  • با کسانی که نمی‌شناسید دست داده و خود را به آنها معرفی کنید.
  • با همکاران خود احوالپرسی کنید.

در ارتباط بودن

این را به خاطر داشته باشید که بین تعامل با دیگران و حضور در جلسه‌های غیبت و شایعه‌پراکنی تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. ایده بسیار خوبی است که در جریان اتفاق‌ها باشید و آن را با دیگران هم به اشتراک بگذارید. اما از حواشی و مواردی که از صحت آنها اطمینان ندارید به شدت دوری کنید.

بر فرض مثال، اگر خبری مربوط به وظایف کاری خودتان به گوشتان خورد، به جای صحبت‌های خاله‌زنکی به سراغ مدیر یا سرپرست خود بروید و اصل ماجرا را از وی جویا شوید. مثلا بپرسید که آیا قرار است شرح وظایفتان تغییر کند؟ البته، به‌هیچ عنوان به شایعاتی که شنیده‌اید اشاره نکنید زیرا اولین ترکش منفی آن به خودتان خواهد خورد.

حواس‌پرتی

مواردی که موجب حواس‌پرتی یا ایجاد اختلال در کارتان می‌شود را کشف کنید. این مساله در هر اداره یا دفترکاری بسیار عادی است و این شما هستید که باید شیوه برخورد با این وضعیت را پیدا کرده و اجرا کنید.

در وهله اول باید بدانید که کدام کار یا موضوع برایتان از ارزش و اعتبار بیشتری برخوردار است و رسیدگی به آن را در اولویت قرار دهید.

در زیر به تعدادی از ترفندهای لازم برای مدیریت چنین شرایطی اشاره شده است:

  • اگر در یک جلسه کاری موبایل شما زنگ خورد، بدون اینکه به آن نگاه کنید، تماس را قطع کنید؛ مگر اینکه دلیل بسیار مهمی برای جواب دادن داشته باشید. در این شرایط، از قبل به کسی که در راس جلسه قرار دارد بگویید که ممکن است یک تلفن ضروری به شما بشود و مجبور باشید که چند دقیقه اتاق را ترک کنید.
  • وقتی کسی وسط کار نزد شما می‌آید به او نشان دهید که سرتان حسابی شلوغ است. اگر کار فرد بسیار مهم است، در سریع‌ترین حالت ممکن به آن رسیدگی کنید. بهتر است در شرایط مساعد به همکاران خود اعلام کنید که وقتی مشغول کار هستید، فقط در صورتی که کار ضروری دارند سراغتان بیایند، در غیر این صورت نمی‌توانید پاسخگویشان باشید.
  • کاری را که می‌توان از طریق ایمیل یا اپ‌های پیام‌رسان به انجام رساند را با رفتن بالای سر فرد انجام ندهید زیرا این کار باعث ایجاد اختلال در انجام وظایف آن شخص خواهد شد.

توجه به سیاست‌های دفترکار

هر شرکتی خط‌مش خودش را دارد و کارمندان ملزم به رعایت آن هستند. نباید هرگز منفی به این موضوع نگاه کنید. به این فکر کنید که همه شما در این شرکت برای یک هدف واحد تلاش می‌کنید: موفقیت شرکت.

پس با رعایت مواردی که در زیر اشاره شده سعی کنید همسوی سیاست‌های محل کار خود باشید:

  • حتی اگر در مراسمی مسئولیتی ندارید هم بهتر است در صورت امکان در انجام آن مشارکت کنید. این از روحیه کارگروهی شما نشان دارد.
  • هرگز در جلسه‌های کاری دیر نکنید.
  • اگر کسی از میان همکاران خرابکاری می‌کند هرگز در میان جمع به او اعتراض نکنید. در خلوت و تنهایی با هم در مورد اشتباهش صحبت کنید و اگر پیشنهادی برای بهبود اوضاع دارید، مطرح نمایید. به این فکر کنید که گاهی هم شما به کمک دیگران نیاز خواهید داشت و بدون شک دوست ندارید بقیه برای اشتباهاتتان مواخذه‌تان کنند.
  • وقتی در شرکت کسی ارتقا پیدا می‌کند یا پاداش می‌گیرد طوری رفتار نکنید که گویا او شایستگی این جایگاه را نداشته است. حسادت هرگز پسندیده نیست. همیشه مثبت باشید و به این فکر کنید که شاید نفر بعدی که مورد تشویق قرار می‌گیرد، شما هستید.

ارتباطات اجتماعی

گروه‌های کاری زمانی می‌توانند بسیار موفق ظاهر شوند که همکاری مشترکی با هم داشته باشند و دغدغه همگی آنها، هدف غایی شرکت یعنی موفقیت باشد. برای اینکه همه افراد به یک نسبت در جریان امور شغلی قرار داشته باشند، بهتر این است که اخبار به صورت ایمیل گروهی برای همه اعضا ارسال شود.

برخی از ترفندها برای داشتن ارتباط‌های اجتماعی سالم و موفق به شرح زیر است:

  • وقتی ایمیل ارسال می‌کنید، نکات کلیدی را مختصر و مفید معرفی کنید و از زیاده‌گویی بپرهیزید. حواستان باشد که همه مسایل و مواردی که قصد بیانشان را دارید را به صورت جداگانه توضیح دهید.
  • اگر متوجه مساله‌ای نشده‌اید حتما آن را در ایمیل خود بگنجانید، شاید بقیه هم درک درستی از آن نداشته باشند.
  • اگر مخالفتی دارید آن را جداگانه و به‌طور شخصی مطرح کنید. این برای هر دو طرف ماجرا بسیار بهتر خواهد بود و از شیوع هرگونه حرف و حدیث نامربوطی هم پیشگیری خواهد شد.
  • هرگز نظر خود در مورد یک شخص را در ایمیل‌های گروهی شرکت ننویسید زیرا می‌تواند مصداق شایعه‌پراکنی یا غیبت باشد.

مسایل شخصی

انسان‌ هرگز از حواشی زندگی فردی و کاری خود مصون نیست. بنابراین همه ما باید بیاموزیم که برای افکار و عقاید دیگران ارزش قایل باشیم و تفاوت‌هایمان را قبول کنیم. به این صورت دیگر کارهای بقیه برایتان مهم نخواهد بود و سعی نمی‌کنید در مسایلی که ربطی به شما ندارند، دخالت کنید.

این مشکلات در محیط کار نیز به وفور دیده می‌شوند و به همین خاطر مهم است که در مورد فرهنگ و عقاید همکاران خود خیلی کنکاش نکنید و به این موضوعات کاری نداشته باشید.


رهبران موفق هیچ‌ گاه این جملات را به کار نمی‌برند


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: به عنوان یک رهبر، کلمات شما قدرتمند هستند. سعی کنید از آن ها به شیوه درست استفاده کنید.

انگیزه دادن و روحیه دادن به افراد یکی از مهم ترین وظایف شما به عنوان رهبر است، و کلماتی که بیان می کنید (و اینکه چگونه آن ها را بیان می کنید) قوی ترین ابزار شما است. اگر می خواهید رهبری عالی باشید، عباراتی است که هرگز نباید به زبان بیاورید.

این ها هفت عبارتی هستند که بهتر است آن ها را به طور کامل از فرهنگ لغات خود حذف کنید:

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۱٫ «هیچ مشکلی وجود ندارد، تنها فرصت ها وجود دارد.»

بله، مشکل ها به وجود می آیند، و انکار کردن آن ها باعث برطرف شدنشان نمی شود. با اینکه این جمله اغلب استفاده می شود تا اعضای تیم تشویق شوند که خلاقانه تر فکر کنند، در عین حال می تواند این پیام را برساند که وقتی چالش های واقعی به وجود می آید رهبر تیم تمایلی به گوش کردن ندارد. این جمله، رهبر را غیر قابل دسترس و ضعیف نشان می دهد.

راه حل: همیشه تمایل به شنیدن حرف های کارکنان خود داشته باشید، و اطمینان حاصل کنید که آن ها نسبت به این موضوع آگاه باشند. نتیجه این خواهد بود که کارکنان تمایل بسیار بیشتری خواهند داشت که با چالش ها مواجه شوند و راهکارهایی را به شما ارائه دهند.

۲٫ «هیچ کاری را بدون مطرح کردن با من انجام ندهید.»

اگر کسی تازه کار نباشد، مدیریت ذره بینی (مایکرومنجمنت) هر قدم او نه تنها جلوی رشدش را می گیرد، بلکه برای رهبر نیز به همان اندازه بازدهی را پایین می آورد. زمانی که رهبران همه کار را مدیریت ذره بینی کنند، فرایند را در تنگنا قرار می دهند و روحیه کارکنان را تضعیف می کنند. کارکنان زمانی بهره وری دارند که کاری معنادار داشته باشند و منابع و اختیار لازم برای انجام کار خود را در اختیار داشته باشند.

راه حل: به جای مدیریت ذره بینی، انتظارات را از قبل روشن کنید، بررسی کنید که کارکنان از توانایی و مهارت مناسب برخوردار باشند، و فیدبک ها در مورد نحوه عملکرد آن ها را دنبال کنید. هدف این است که افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید و آن ها را قادر سازید که به موفقیت برسند.

۳٫ «هیچ خبر بدی را پیش من نیاور.»

گفتن این حرف ها به کارکنان باعث نمی شود که اخبار بد ناپدید شود، ولی باعث می شود که رهبر نتواند به موقع متوجه مشکل شود تا آن را مدیریت کند. همیشه بهتر است که مشکل را وقتی کوچک است حل کنید تا اینکه به قدری صبری کنید که هزینه بر شود یا اینکه تصویر بدی از سازمان در جامعه ارائه دهد.

راه حل: محیطی ایجاد کنید که در آن کارکنان تشویق شوند تا مشکلات را وقتی که ظاهر می شوند بیان کنند، تا بتوان آن مشکلات را حل کرد.

۴٫ «این مسئله شخصی نیست، کسب و کار همین است.»

کسب و کار به طور کامل در مورد روابط است، و روابط شخصی هستند. کارکنان اکثر وقت کاری خود را سر کار سپری می کنند. رهبرانی که احساسات آن ها را نادیده می گیرند باعث به وجود آمدن خشم و کینه می شوند و کار سختی برای رسیدن به اهدافشان خواهند داشت.

راه حل: فرهنگی ایجاد کنید که در آن کارکنان بدانند که شما شور و شوقی برای کار دارید، ولی در عین حال به آدم ها نیز اهمیت می دهید. با برخورد با آن ها به شکلی که می خواهند با آن ها به آن شکل رفتار شود، نشان دهید که بهشان احترام می گذارید.

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۵٫ «ما نیاز به هیچ ایده دیگری نداریم.»

رهبران اغلب ایده های خلاقانه را رد می کنند نه به خاطر اینکه آن ایده ها پتانسیل موفق شدن را ندارند، بلکه به این خاطر که آن ها ظرفیت مواجهه با ترس، عدم قطعیت و اضطراب که از حمایت از ایده ای ناشی می شود که ممکن است نوآورانه باشد ولی دارای ریسک بالقوه مثل ضرر یا قضاوت منفی از سوی رئیسشان است را ندارند. هر چه باشد، اگر رهبران از ایده ای اثبات نشده حمایت کنند و آن ایده با شکست مواجه شود، آن ها باور دارند که خودشان نیز با شکست مواجه خواهند شد. نتیجه ناخواسته این است که سازمان بدون انبوهی از ایده های خلاقانه (و بعضی وقت ها پر ریسک) دچار رونق و پیشرفت نمی شود.

راه حل: از ایده ها و شیوه های تفکر نو با روی باز استقبال کنید. ایده های کارکنان را جدی بگیرید، و از شخصی بی طرف که به او اعتماد دارید بخواهید که ارزیابی کند یک ایده جدید را چگونه می توان از طریق تغییرات در استراتژی یا فرایند اجرا کرد.

۶٫ «من هیچ وقفه ای در کارم نمی خواهم.»

رهبران بارها با وقفه مواجه می شوند. شما نیاز به زمان برای برنامه ریزی و فکر کردن دارید، ولی اگر درِ اتاق شما همیشه بسته باشد و کارکنان هیچ وقت نیایند تا شما را اوضاع باخبر کنند، احتمالاً به این خاطر است که پیام شفاف است: شما بیش از اندازه سرتان شلوغ است که کسی مزاحمتان شود. نکته منفی اینجاست که شما متوجه نمی شوید اوضاع به چه شکل در جریان است و چه چیزی نیاز به راهنمایی شما دارد.

راه حل: کاری که انجام می دهید را متوقف کنید، از پشت کامپیوتر خود بلند شوید و واقعاً به افراد خود گوش دهید. وقتی که لازم است وظیفه ای مهم را حتماً به انجام برسانید و زمان برای گوش کردن ندارید، سعی کنید بگویید «من واقعاً می خواهم به این موضوع گوش دهم چون که موضوع مهمی است. لطفاً یک ساعت دیگر بیا تا بتوانم تمام تمرکز خودم را به آن معطوف کنم.» به این شکل، شما آگاه باقی خواهید ماند و همچنان می توانید کارهایی که برای تکمیلشان به بازه زمانی طولانی تری نیاز دارید را نیز انجام دهید.

۷٫ «شکست جزء گزینه های ما نیست.»

رهبرانی که از این فلسفه استفاده می کنند ترس و اضطراب را به کارکنان خود القا می کنند چون که کسی اجازه اشتباه ندارد. هیچ کس نمی تواند هیچ ریسکی کند یا اینکه هیچ کار جدیدی را امتحان کند چون که همیشه مجبور هستند کارهای مطمئن تر را انجام دهند. این بهترین راه برای رهبران است تا فرهنگی راکد ایجاد کنند و شرکتی بسازند که نمی تواند در بازار رقابت کند. شکست واقعاً ابزاری آموزنده است که چیزی مهم تر را برای ما به ارمغان می آورد.

راه حل: اطمینان حاصل کنید تا کارمندان شما بدانند که شکست نابود کننده نیست. هدف این است که اشتباهات را به سرعت کشف کنیم، آن ها را اصلاح کنیم و به جلو حرکت کنیم. اگر شما منتظر کارهای بی عیب و نقص بمانید، هیچ وقت چیز جدیدی را شروع نخواهید کرد. شکست واقعی، ترس از توسعه ایده ای تا پیش از بی عیب و نقص شدن آن است.


نگاهی به میز کار ۷ مدیر موفق جهان




وجه مشترک مدیران موفق کمپانی‌های بزرگ و مشهور جهان این است که در حرفه خود بهترین هستند و با هوشمندی کامل به مدیریت کارهایشان می‌پردازند. اما وقتی صحبت از فضای کاری این اشخاص می‌شود، آنها تفاوت‌های بسیار زیادی با هم دارند.


دست و دل تان به کار نمی‌رود؟


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: همه ما در چنین شرایطی بوده ایم که کار زیادی برای انجام دادن داشتیم اما دست و دل مان به کار کردن نمی رفت. من اسم این لحظات را «لحظات تهی» می نامم. در گذشته خیلی پیش می آمد که دچار چنین احساسی شوم و در نتیجه بسیاری از کارهایم در زندگی عقب می افتادند اما پس از مدتی یاد گرفتم که چگونه باید از این لحظات تهی استفاده و آنها را به لحظات مفید و موثری تبدیل کنم.

دست و دل تان به کار نمی‌رود؟

۱٫ این لحظات را به رسمیت بشناسید

دوتا از بدترین کارهایی که می توانید در این لحظات انجام دهید، انکار کردن آنها و فرار از واقعیت است. هر دو این کارها باعث می شوند که اسیر یک چرخه باطل شوید. به جای مبارزه کردن با این لحظات، آنها را به رسمیت بشناسید. از این که جلوی آینه به خود بگویید که روز بدی داشتید، ذهن تان کار نمی کند و احساس می کنید که دارید عقل تان را از دست می دهید، نترسید، هیچ اتفاقی نمی افتد.

هر چه راحت تر این لحظات را به رسمیت بشناسید، راحت تر می توانید مدیریت شان کنید. به یاد داشته باشید که حتی بزرگ ترین کارآفرینان دنیا هم درگیر چنین لحظاتی می شوند. همه ما همین طور هستیم.

۴٫ محدوده زمانی قائل شوید

وقتی توانستید به هنر اعتراف کردن به این لحظات تهی، که ترکیبی از بن بست خلاقیت، اضطراب و کلافگی هستند دست پیدا کنید، باید صبوری پیشه کنید و به خودتان بگویید ایرادی ندارد که دچار چنین لحظاتی شده اید؛ اما فقط مجازید چند ساعت یا یکی دو روز با این مسئله درگیر باشید، بعد از آن باید به سراغ کارهای تان بروید و با جان و دل انجام شان دهید. اگرچه نمی توانید لحظات تهی را از بین ببرید، اعمال یک بازه زمانی می تواند چاره کار شما برای کنترل این لحظات باشد. به خودتان اجازه دهید یکی دو روز استراحت کنید، اما آن را بیش از حد طول ندهید.

دست و دل تان به کار نمی‌رود؟

۳٫ درس بگیرید

روی مبل لم ندهید و منتظر الهام شدن علم و دانش به خود نباشید. اجازه دهید ذهن تان به موضوعات مختلفی فکر کند و ایده های متفاوتی را شکار کند. اجازه دهید علاوه بر تجربه عملی برخی چیزها، با فکر کردن هم چیزی بیاموزید.

زمانی که دچار این لحظات تهی شدید، در مورد آنها فکر کنید. چه اتفاقی افتاد که دیگر دست و دل تان به کار کردن نرفت؟ داشتید به چه چیزی فکر می کردید؟ شاید مدتی طولانی را به تنهایی صرف انجام پروژه ای کرده اید و حالا ذهن تان نیازمند شارژ مجدد است. سعی کنید از هر موقعیتی درس بگیرید.

۴٫ سفر کنید

گاهی اوقات بهترین روش برای کنار آمدن با لحظات تهی، این است که به مراقبت ویژه از خود بپردازید. تنها سفر کردن روش موثری برای مهرورزی به ذهن، بدن و روح تان است. به دوردست ها سفر کنید و تنها سفر بروید. آن بازه زمانی دو روزه را یادتان هست؟ آن دو روز را در مکان جدیدی بگذرانید.

اگر به طور مرتب دچار این لحظات تهی می شوید، کمی به خودتان فشار وارد کنید و به رغم عدم تمایل تان به کار کردن، سعی کنید موتور خلاق ذهن تان را دوباره روشن کرده و شروع به کار کنید.

دست و دل تان به کار نمی‌رود؟

۵٫ محدودیت های خود را بپذیرید

روش هایی برای گول زدن ذهن و بدن تان برای افزایش خلاقیت وجود دارد اما گاهی اوقات فقط باید بنشینید، نفس عمیقی بکشید و این حقیقت را بپذیرید که شما نیز محدودیت هایی دارید. تجربه به من نشان داده است که هر چقدر برای مفید ساختن آن لحظات تهی تلاش کنم، باز هم اگر این طور فکر کنم که همه چیز را تحت کنترل دارم، بیشتر دچار خستگی و ناامیدی می شوم.

هر از گاهی به خود یادآوری کنید که شما سوپرمن نیستید و محدودیت هایی دارد که یکی از آنها، این است که نمی توانید کاری برای آن لحظات تهی تان انجام دهید. این موضوع را بپذیرید. به خود کمی زمان بدهید و سپس کم کم شروع به کار کنید.

۶٫ قدرت خود را به خود یادآوری کنید

شما این توانایی را دارید که خلاقیت و کارایی تان را دوباره به کار بیندازید. کمی زمان می برد تا یاد بگیرید چطور باید با این لحظات تهی کنار بیایید. اگر در دو یا سه تلاش اول به نتیجه نرسیدید، خودخوری نکنید. صرفا اگر بدانید که قدرت کنترل این لحظات را دارید، از شر افکار ناامید کننده دور خواهید ماند. هر زمان که بخواهید، می توانید خود را از این چاله بیرون بکشید.

استفاده از لحظات تهی به معنای دوری کردن از آنها و انکارشان نیست، بلکه باید یاد بگیرید که چطور آن لحظات را بی فایده سپری نکنید. گاهی اوقات باید هیچ کاری به جز استراحت انجام ندهید و چیزهای زیبای زندگی را به خود یادآوری کنید.


کار در فست فود؛ از «باراک اوباما» تا «جف بزوس»


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: همه باید از یک جایی شروع کنند. برای این سلبریتی ها، شروع از پخت همبرگر و درست کردن بستنی در رستوران های فست فود مثل مک دونالدز و دیری کوئین حاصل شد.

باراک اوباما (Barack Obama)

باراک اوباما رئیس جمهور سابق ایالات متحده رزومه بسیار قابل توجهی دارد. ولی اولین شغل او در نوجوانی در شهر هونولولو این بود که کلاه به سر بگذارد، پیشبند به تن کند و در فروشگاه بسکین رابینز (Baskin-Robbins) حداقل حقوق قانونی را دریافت کند.

اوباما در پستی در لینکدین در سال ۲۰۱۶ نوشت: «گلوله کردن بستنی دشوارتر از آن چیزی که به نظر می رسد. این کار می تواند شدیداً به مچ ها آسیب برساند. اولین شغل تابستانی من خیلی فوق العاده نبود، ولی به من درس های آموزنده ای یاد داد. مسئولیت، کار سخت، ایجاد تعادل بین شغل و دوستان، خانواده و مدرسه. و البته با اینکه شاید علاقه ام به بستنی بعد از خوردن تعداد زیادی بستنی رایگان را از دست داده باشم، هرگز آن شغل یا کسانی که به من آن فرصت را دادند را فراموش نخواهم کرد، و اینکه چطور به من کمک کردند تا به جایی برسم که الان هستم.»

البته یک چیز دیگر هم هست که اوباما در مورد آن تجربه به خاطر می آورد. او در همایشی در شهر دنور در سال ۲۰۱۴ گفت: «کمی اضافه حقوق مسلماً کمک زیادی در آن زمان به من می کرد!»

باراک اوباما، و هفت سلبریتی دیگری که با کار در فست فود حرفه خود را شروع کردند
لین مانوئل میراندا (Lin-Manuel Miranda)

پیش از اینکه سازنده موزیکال «همیلتون» برنده جوایز تونی و گرمی شود، مسئول صندوق فروشگاه بود و در رستوران مک دونالدز کار تحویل سفارش را انجام می داد.

میراندا در مصاحبه ای با کریس جونز نقد نویس روزنامه Chicago Tribune در سال ۲۰۱۶ گفت: «من از ۱۰ صبح تا ۲ بعدازظهر پشت کانتر بودم، به همین خاطر من کسی بودم که اگر صبحانه تان خیلی دیر می شد سرش داد می زدید.»

ولی میراندا که در نیویورک سیتی بزرگ شد در توئیتی اشاره کرد که اولین شغل او در مک دونالدز کاملاً ارزشش را داشت، چرا که به او کمک کرد آهنگ Delivery را برای نسخه بازسازی شده موزیکال Working در سال ۲۰۰۹ بنویسد.

میراندا در این مورد گفته: «بهترین چیز در مورد آن شغل این بود که ما از معدود فروشگاه های مک دونالدز بودیم که کار دلیوری غذا را انجام می دادیم، و با دلیوری، شما انعام دریافت می کنید. و وقتی که درآمد شما ۴٫۲۵ دلار در ساعت باشد، انعام برایتان بسیار مهم است. آهنگ من نیز در همین مورد است. این آهنگ در مورد سختی کار کانتر است، که واقعاً به من اضطراب می داد.»

میراندا گفته که مقدار زیادی از آن اضطراب از این ناشی می شد که اطمینان حاصل کند موجودی صندوق او در پایان روز منطقی به نظر می رسید. او در مصاحبه با جونز گفت: «صندوق باید در بازه ۲ دلار منطقی به نظر می رسید، در غیر این صورت از دستمزد شما کم می شد. به همین خاطر بسیار استرس زا بود. ولی دلیوری غذا حس آزادی می داد. در هنگام دلیوری، شما قدم می زنید و لباس خودتان را به تن دارید. من ۱۴ سالم بودم، پس باید دختران را در مدرسه تابستانی می دیدم و از آن ها می پرسیدم “هی، حالت چطوره”. ولی واقعاً اینطور نبود. من بوی همبرگر می دادم. ولی این بخش آزادی بخش شغل بود، و موضوع آن آهنگ هم همین است.»

فارل ویلیامز (Pharrell Williams)

فارل ویلیامز خواننده آهنگ Happy شاید به خاطر تبلیغ ساندویچ های رستوران Arby’s شناخته می شود، ولی اولین تجربه شغلی او در واقع در مک دونالدز بود. فقط مسئله اینجاست که تجربه خیلی موفقی نبود.

ویلیامز در مصاحبه با برنامه «آخر شب با ست میرز» شبکه NBC گفت: «من نه فقط یک بار، بلکه سه دفعه از مک دونالدز اخراج شدم. من تنبل بودم، خیلی تنبل.»

این خواننده به یاد می آورد که زمانی که قسمت غذاخوری را تِی می کشید، حواسش به وسیله موزیکی که در حال پخش بود پرت می شد. البته، این در نهایت برایش نتیجه بخش بود: حالا ویلیامز چندین نامزدی جواز گرمی و جوایز آکادمی را دارد.

باراک اوباما، و هفت سلبریتی دیگری که با کار در فست فود حرفه خود را شروع کردند
گوئن استفانی (Gwen Stefani)

گوئن استفانی ستاره پاپ در صدر جدول های مختلف موسیقی قرار گرفته و به عنوان داور میهمان در برنامه The Voice شبکه NBC هنرنمایی کرده است. ولی اولین شغل او در نوجوانی در شهر آناهایم کالیفرنیا، درست کردن بستنی در رستوران Dairy Queen بود.

استفانی در مصاحبه ای با هفته نامه Us Weekly در مورد این شغل خود گفت: «زمانی که در آنجا کارم را شروع کردم، لباسم کاملاً اندازه ام بود. وقتی کارم را در آنجا به پایان رساندم، دیگر لباس هایم اندازه ام نبودند.»

در واقع، برادر استفانی به نام اریک و دوست آن ها به نام جان اسپنس زمانی که با هم در فروشگاه دیری کوئین کار می کرند، ایده گروه موسیقی No Doubt به ذهنشان خطور کرد.

به نظر می رسد استفانی همچنان طرفدار این برند باشد. در سال ۲۰۱۵، این ستاره موسیقی عکسی از یک بستنی دیری کوئین در توییتر پست کرد.

جی لنو (Jay Leno)

یکی دیگر از اعضای شبکه فارغ التحصیلان مک دونالدز جی لنو است، مجبری برنامه گاراژ جی لنو در شبکه CNBC.

در سال ۲۰۱۴، لنو در برنامه ۶۰ دقیقه CBS حضور پیدا کرد و به رستوران قدیمی مک دونالدز در ماساچوست که در جوانی در ان جا کار می کرد سر زد و به شوخی گفت: «من امشب در برنامه “نمایش امشب” نیستم. مجبور بودم که به اینجا برگردم.»

در دوران دبیرستان، لنو اولین جایزه خود برای اجرای نمایش کمدی را در مراسم استعدادیابی منطقه ای مک دونالدز دریافت کرد. لنو در این مورد گفته: «آن اولین بار بود که برای جوک گفتن پول در آوردم!»
چندین دهه بعد و علی رغم در آمد میلیونی، لنو همچنان طرفدار مک دونالدز است. در حقیقت، او حتی از کوپن های مخصوص برای خرید غذای Happy Meal مک دونالدز نیز استفاده کرده است.

جف بزوس (Jeff Bezos)

بر اساس اعلام مجله فوربس، جف بزوس مؤسس و مدیرعامل آمازون با ارزش خالص ۱۲۰ میلیارد دلار ثروتمندترین مرد در جهان است. ولی مدت ها پیش از اینکه بزوس سلطان تجارت الکترونیک شود، با کار کردن در رستوران فست فود مک دونالدز در مورد مسئولیت و خدمات مشتری یاد گرفت.

بزوس در مصاحبه با مجله Fast Company گفت: «من در آنجا آشپز بودم. آن ها به من اجازه نمی دادند که نزدیک مشتریان شوم. این دوره نوجوانی من بود. در واقع این طور به من می گفتند که “هوم، چرا اون پشت کار نمی کنی”؟»

این اولین تجربه بزوس در خرده فروشی بود، و اوضاع همیشه هم به شکلی خوب پیش نمی رفت.

کادی تیتس در کتاب خود به نام «فرصت طلایی: حرفه های قابل توجه که از مک دونالدز آغاز شدند» از زبان بزوس نوشته: «اولین هفته ای که سر کار بودم، یک سس کچاپ بزرگ آویزان به دیوار در آشپزخانه باز شد و مقدار بسیار زیادی کچاپ در هر گوشه غیر قابل دسترس آشپزخانه ریخته شد. از آنجایی که من نیروی جدید بودم، مایع پاک کننده را به من دادند و گفتند “شروع کن!”»

با این حال، این شغل ارزشش را داشت. بزوس در کتاب «فرصت طلایی» توضیح داده: «شما می توانید در هر شغلی مسئولیت را یاد بگیرید، اگر آن را جدی بگیرید. شما وقتی به عنوان یک نوجوان در مک دونالدز کار می کنید چیزهای زیادی یاد می گیرید. این متفاوت از چیزهایی است که در مدرسه یاد می گیرید. ارزش آن را دست کم نگیرید!»

باراک اوباما، و هفت سلبریتی دیگری که با کار در فست فود حرفه خود را شروع کردند

جنیفر هادسون (Jennifer Hudson) و کوئین لطیفه (Queen Latifah)

در برنامه «شوی کوئین لطیفه» که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ پخش می شد، کوئین لطیفه و جنیفر هادسون دور هم نشستند و در مورد تجربه مشترکی که هر دو داشتند صحبت کردند: کار کردن در رستوران برگر کینگ.

لطیفه تعریف کرد: «من همبرگر درست می کردم، همبرگر می پختم، سیب زمینی سرخ کرده درست می کردم، نوشیدنی آماده می کردم… چون که در آن زمان دستگاه های نوشیدنی هنوز در داخل رستوران بودند. من دستشویی ها را طوری تمیز می کردم که انگار دستشویی خانه خودم بودند. بعد از اینکه من آنجا را نظافت می کردم، واقعاً دلتان می خواست از آن دستشویی استفاده کنید. مسئله اخلاق کاری است، وگرنه دلم نمی خواست آن کار را انجام دهم.»

هادسون در این برنامه به کوئین لطیفه گفت که در قسمت خدمات سواره (drive-thru) رستوران برگر کینگ کار می کرد، و پشت میکروفون آنجا آواز می خواند. زمانی که کسی نزدیک می شد بوقی به او هشدار می داد، و وقت نمایش فرا می رسید.

هادسون در این برنامه گفت: «زمانی که آن ها از مسیر ماشین نزدیک می شدند، علامتی برای من بود که شروع به آواز خواندن کنم.»


راز تعادل بین کار و زندگی شخصی چیست؟


وبسایت یوکن: بسیاری از ما در ایجاد تعادل بین زندگی شخصی و شغلی خود با مشکلاتی رو به رو هستیم. برای آشنایی با چگونگی داشتن زندگی متعادل در ادامه با ما همراه باشید.

کیت یک مدیر سخت‌کار است. او در یک شرکت تازه راه‌اندازی شده کار می‌کند و با زحمت زیاد مشغول به کار است، اما احساس می‌کند که زندگی شخصی خود را از دست داده و زمانی که در حال کار نیست، تلاش می‌کند تا “حالت کار” را خاموش کرده تا از علایق، دوستان و خانواده‌اش لذت ببرد اما در نهایت او در می‌یابد که انرژی کافی برای این کار را ندارد. بسیاری از مردم مانند کیت هستند، درک درستی از تعادل زندگی و کار ندارند. آن‌ها سعی می‌کنند “کار” و “زندگی” را جداگانه نگه دارند، اما این نتایج نامطلوب را به ارمغان می‌آورد.

راز تعادل بین کار و زندگی شخصی

زمانی که نفرین تعادل بین زندگی و کار آغاز می‌شود

کسانی که در حال تلاش برای حفظ تعادل زندگی و شغل تنها با تقسیم زمان خود هستند و خطی بین حالت کار و حالت زندگی می‌کشند به طور غیرمستقیم خود را تقسیم می‌کنند. هنگامی که مردم “کار” و “زندگی” را در مقابل هم قرار می‌دهند، ناخودآگاه به “کار” علیه “زندگی” فکر می‌کنند و دائما مجبور به انتخاب یکی از این گزینه‌ها هستند؛ در این صورت، سود در یک طرف همیشه بیشتر از طرف دیگر است. بنابراین مردم “کار” را به عنوان زمانی که در آن زندگی نمی‌کنند می‌‌بینند.

“کار” به عنوان یک عامل ضروری رنج‌آور دیده می‌شود که باید از زمان شروع تا پایان آن رنج بکشند، اما اگر همه چیز مربوط به کار را منفی و زجرآور تلقی کنید، در حالی که “زندگی” شما در معرض خطر انتظارات غیر واقعی از لذت است، در واقع هیچ تعادلی وجود ندارد. ایجاد تعادل بین کار و زندگی به میزان قابل توجهی با گرفتن شغلی جدید و لذت‌بخش ممکن است؛ اما هیچ شغلی کامل نیست. همیشه برای هر شغل جنبه‌های خسته‌کننده‌ای وجود دارند و پس از مدتی کوتاه شما با همان “زندگی” در مقابل “کار” رو به رو می‌شوید، زیرا شما چارچوب قدیمی را تغییر نداده‌اید.

تنها راه شکستن نفرین

هدف واقعی، بازتوزیع مثبت (+) و منفی (-) به طور مساوی در طول زندگی است. اگر همه کارها منفی باشد و زمانی که حالت کار خاموش است مثبت باشد، عملکرد خوب در کار از بین خواهد رفت و باعث ایجاد منفی بیشتر خواهد شد. مردم برای خوشبختی به شدت بر زندگی خود تکیه می‌کنند، اما آن‌ها واقعا نمی‌توانند به خوشبختی دست یابند؛ زیرا آن‌ها با مشکلاتشان در کار رو به رو نمی‌شوند. در مقابل، کسانی هستند که تلاش می‌کنند جنبه‌ی مثبت را در زندگی کاری خود قرار دهند. تعادل زندگی شغلی‌شان به گونه‌ای است که فقط حالت کار را مثبت می‌دانند.

متأسفانه، اگر این افراد هنوز در چارچوب روشن / خاموش قبلی گیر کرده باشند، همه منفی‌ها به حالت خاموش بودن خود تغییر می‌کنند و روابط و سلامت آن‌ها به خطر خواهد افتاد.

تعداد بسیار کمی از افراد خوش‌شانس در دو طرف معادله مثبت را تجربه می‌کنند. اگر شما یکی از کسانی هستید که در هر دو طرف مثبت احساس می‌کنید، بسیار خوش‌شانس هستید! شما یکی از ۵٪ جمعیت هستید. برای بقیه ۹۵٪ جمعیت، در اینجا یک درمان برای داشتن تعادل زندگی واقعی وجود دارد.

راه‌حل این است که حس یک واحد متحد را در خود بهبود ببخشیم. هنگامی که این کار را انجام دهید، رقابت کار و زندگی را از بین خواهید برد و نشانه‌گذاری کار به عنوان “رنج” و زندگی به عنوان “لذت” را به صورت ناخودآگاهانه پایان خواهید داد در اینصورت انرژی مثبت به آرامی و بدون زحمت در زندگی شما جریان پیدا خواهد کرد.

برای به دست آوردن احساس یک اتحاد واحد از خودتان بپرسید: چرا من واقعا کاری را که در زندگی و کار انجام‌ می‌دهم را انجام می‌دهم؟ برای پاسخ دادن به این سوال طرح خود را از یک واحد متحد بسازید که به طور مستقیم به شخصی که هستید و چیز‌هایی که به آن اهمیت می‌دهد مربوط باشد. اکنون از طرح خود برای بررسی زندگی خود در محل کار، اوقات فراغت خود و روابط خود استفاده کنید و ببینید آیا آن‌ها با یکدیگر همخوانی دارند. چارچوب جدید دیگر “تعادل” نیست، بلکه “هم ترازی” است. طرح شما این‌ها را نشان می‌دهد:

راز تعادل بین کار و زندگی شخصی

جنبه‌هایی از کار شما وجود دارد که از آن رنج نمی‌برند: دوباره نگاه کنید و بسیاری از جنبه‌های مثبت را پیدا خواهید کرد که چیزهایی که به آن‌ها اهمیت می‌دهید را بازتاب می‌کنند. به عنوان مثال، شما ممکن است خلاقیت را ارزشمند بدانید و متوجه شوید که فرصتی دارید تا آن را روز در کار نشان دهید.

چیزهایی که در مورد “کارتان” اهمیت می‌دهید همان چیزهایی هستند که‌‌ در “زندگی” به آن توجه می‌کنید: به عنوان مثال، شما ممکن است دوستی را در زندگی خود ارزشمند بدانید‌ و همچنین با همکاران خود این ارزش را تمرین کنید. ارزش‌های شما در تمام تعاملات شما وجود دارند و به خودِ متحد خدمت می‌کنند.

آنچه در کار و آنچه که در زندگی خود انجام می‌دهید، یکدیگر را حمایت و تقویت می‌کنند: برای مثال، همان سخاوتی که به دوستانتان نشان می‌دهید می‌تواند روابط خوبی را با مشتری در محل کار ایجاد کند. توانایی خود را در کار می‌توانید برای حل موانع در زندگی شخصی خود نیز استفاده کنید.

شما دیگر هرگز نیازی به استفاده مجدد از مدل کاری روشن / خاموش بین کار و زندگی نخواهید داشت زیرا به طور مداوم با توجه به آنچه که واقعا ارزشمند است عمل می‌کنید، به عنوان نتیجه، شما می‌توانید ببینید که انرژی مثبت شما تخلیه، سرازیر و در حال خاموش / روشن بودن نخواهد بود، بلکه به طور مداوم از طریق تمام حالت‌های شما در یک حلقه بازخورد مثبت دائمی جریان می‌یابد.

زندگی بدون نفرین اضطراب‌آور

مفهوم سازی تجدید یافته شما از “تعادل” تا “هم ترازی” یک تحول درونی است که می‌تواند به شما در تغییر وضعیت فعلیتان کمک کند. به عنوان مثال، ممکن است نشان دهد که شما واقعا در کار فعلی رنج می‌برید اما اکنون می‌توانید طرح خود را برای شناسایی علت رنج خود استفاده کنید (به عنوان مثال چه چیزی با آنچه که شما ارزش می‌خوانید هماهنگ نیست؟) و یا به خودتان یادآوری کنید که چرا واقعا کاری را که انجام می‌دهید، انجام می‌دهید و یا تغییری ایجاد کنید … یا کار خود را عوض کنید. حتی اگر عوض کردن شغل خود را انتخاب کردید، هنوز هم می‌توانید با پیدا کردن شغل بعدی مثبت بمانید.

شما ممکن است از کارهای روزمره خود متنفر باشید، اما یکی از چیزهایی که ارزشمند می‌دانید، تأمین کردن خانواده است بنابراین دانستن اینکه در حال تأمین خانواده هستید عامل تحرکی برای شما محسوب می‌شود و یا اگر معتاد به کار خود هستید طرح شما ممکن است آشکار کند که چیز‌هایی که قبلا برای آن ارزشی قائل نمی‌شدید (آرامش، تفریح کردن، به دنبال اشتیاق رفتن ، صرف وقت با خانواده و دوستان) در واقع حاوی مقادیری از ارزش هستند که زندگی کاری با تعادل را حمایت و حتی تقویت می‌کنند.

همبستگی ارزشمند و متناسب با زندگی بهینه، موجب حفظ جریان انرژی مثبت و خوشبختی در تمامی جنبه‌های زندگی می‌شود. بنابراین شروع کرده و طرح خود را بنویسید.


نکاتی برای کاهش سطح استرس در محل کار


مجله پنجره خلاقیت – آدام سی. یوزیالکو، ترجمه شادی حسن پور: براساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها، ۲۵ درصد کارمندان، شغلشان را بزرگ ترین عامل استرس خود می دانند. استرس همیشه بد نیست، بلکه گاهی به عنوان عامل انگیزه بخشی عمل می کند و باعث می شود که کارها به شکل موثرتر و سریع تری انجام شوند. با این حال زمانی که استرس، بیشتر از حد مشخصی شود، می تواند تاثیر بدی بر عملکرد حرفه ای یا حتی زندگی شخصی افراد، یا به طور دقیق تر، بر روابط دوستانه، خانوادگی و تفریحات داشته باشد.

 

کارمندی که دچار استرس شده باشد، رضایت مندی خود را از دست می دهد و در نتیجه عملکرد پایینی خواهد داشت. شاید تغییر دادن شغل برای هر کسی میسر- یا حتی ضروری- نباشد؛ پس چاره کار چیست؟ در این مقاله به روش هایی اشاره می کنیم که به وسیله آنها می توانید استرس را در محل کار از میان ببرید.

 
۱٫ دلیل آن را کشف کنید.

شاید ساده به نظر برسد، اما شناسایی دلیل اساسی دغدغه هایتان آغازگر فرآیند درمان است. براساس انجمن روان شناسی آمریکا، برخی از رایج ترین عوامل استرس زای شغلی، حقوق پایین، ساعات کاری طولانی، موقعیت رشد و ترقی کم، عدم جذابیت یا چالش برانگیز بودن شغل، کمبود روابط اجتماعی و نداشتن کنترل بر مسائل شغلی است. این دغدغه ها می توانند عوارض جانبی کوتاه یا بلندمدتی بر سلامتی شما نیز بگذارند. ممکن است سردرد، معده درد یا مشکلات خواب را تجربه کنید، بی حوصله شوید یا تمرکزتان را از دست بدهید.

 

 نکاتی برای کاهش سطح استرس در محل کار
استرس مزمن ممکن است به اضطراب، بی خوابی، فشار خون بالا و سیستم ایمنی ضعیف منجر شود. چنین استرسی می تواند به مشکلات شدیدتر سلامتی منجر شود؛ مانند افسردگی، چاقی مفرط و مشکلات قلبی. معمولا افرادی که دچار استرس زیادی هستند، برای حل کردن آن به روش های ناسالمی مانند پرخوری، مصرف غذاهای ناسالم، سیگار کشیدن و مواد مخدر روی می آورند. خودآگاهی باعث می شود که به خوبی بتوانید شرایط استرس زای ذهنی تان را درک کنید و روشی برای حل آن بیابید.

۲٫ عادات ارتباطی خود را ارزیابی کنید.

زمانی که برخی از بارهای استرس زایی را که روی دوش تان سنگینی می کنند، شناسایی کردید، به بررسی نحوه ارتباط و تعاملتان با همکاران بپردازید. با اعمال تغییراتی اندک در شیوه برقراری ارتباط با همکارانتان می توانید روابط خوبی را در محل کار ایجاد کنید و از میزان استرس خود بکاهید. با همکارانتان ارتباط اجتماعی برقرار کنید. آیا با همکارانتان رفتار دوستانه ای دارید یا همیشه خود را پشت کامپیوتر مخفی می کنید؟ نیازی نیست که همیشه خود را فرد سرخوش و پرحرفی نشان دهید، اما گاهی می توانید با همکارانتان صحبت کنید و آرام تر شوید. موضوعات جالبی برای صحبت کردن پیدا کنید و کمی گپ بزنید. این مسئله هم کارایی تان را افزایش خواهدداد و هم استرس را از میان می برد.

 

در نتیجه چنین تعاملی، دوستان جدیدی پیدا خواهید کرد و در محیط بهترین مشغول به کار خواهیدبود. از دنیای مجازی فاصله بگیرید. اگر ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته آنلاین هستید، باید بدانید که عوامل استرس زای اضافی ای را به خود تحمیل می کنید. تماس های تلفنی مداوم، پیامک های همیشگی و ای میل هایی که لحظه به لحظه وارد صندوق پست الکترونیکی تان می شوند، باعث کلافگی شما خواهندبود. زمانی که همکارانتان به شما پیشنهاد کمک یا همکاری می دهند، قبول کنید. با کمک آنها بخشی از حجم کارتان کاهش می یابد و می توانید جریان کاری موثرتری را پیش ببرید.

۳٫ برنامه کارهای روزانه تان را به طور دستی بنویسید.

اگر می خواهید به موفقیت برسید، باید طبق برنامه ریزی روزانه تان پیش بروید. شاید نوشتن با دست در عصر مدرن امروزی کمی سخت و بی فایده به نظر برسد، اما داشتن یک برنامه عمل روزانه با خط خودتان باعث می شود ذهنتان اولویت های هر روز را به شکل بهتری درک کند و آنها را جدی بگیرد.

۴٫ کارهای بیشتری برای خودتان انجام دهید.

برنامه ها و کارهای روزمره، اغلب نقش پررنگی در میزان استرس شما دارند. اگر عادات بد خود را کنار بگذارید و عاداتی خوب را جایگزین آنها کنید، می توانید در ساعات کاری آرامش بیشتری داشته باشید. به عنوان مثال:

۵٫ چندین بازه کوتاه زمانی را به استراحت اختصاص دهید.

اگر در تمام طول مدت کار روی صندلی می نشینید و هیچ کاری به جز وظایف شغلی تان انجام نمی دهید، پس از مدتی به شدت درگیر استرس خواهیدشد. بهتر است چند بازه کوتاه زمانی را به استراحت اختصاص دهید. کمی قدم بزنید، قهوه ای بنوشید یا وقت بگذارید و ناهار خود را در آرامش بخورید، نه پشت کامپیوتر. چنین کارهایی ذهن آرام تر و شفاف تری به شما می بخشد و مغزتان را چند لحظه از فضای کاری و استرس ناشی از آن دور می کند؛ به ویژه اگر کارتان نیازمند خلاقیت و نوآوری است، باید راهکارهایی برای افزایش شفافیت ذهنی داشته باشید.

۶٫ برای مراقبت جسمی، ذهنی و احساسی خود وقت بگذارید.

رژیم غذایی سالم و ورزش منظم و همچنین تمرینات ذهنی و معنوی به شما در کنار آمدن با مشکلات استرس زا کمک خواهندکرد.

۷٫ با خود مهربان باشید.

زمانی که مشغله زیادی دارید و باید پروژه ها و کارهای زیادی را به سرانجام برسانید، شاید زندگی سخت به نظر برسد. باید به خاطر داشته باشید که این چالش ها، هر چقدر هم که بزرگ به نظر برسند، به مرور زمان کم رنگ می شوند و پس از مدتی از یاد خواهندرفت؛ پس سخت نگیرید.


روش‌هایی برای حل و فصل اختلافات در محل کار


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: وقتی که می خواهید مدتی طولانی را با عده ای از مردم سپری کنید، بروز اختلاف، مسئله ای غیرقابل اجتناب خواهدبود. کارمندانی که به دقت انتخاب کرده اید نیز از این قاعده مستثنی نیستند. شاید آنها به سوالاتی مانند «چطور با مشکلات و اختلافات در محل کار کنار می آیید؟»، پاسخ خوب و قانع کننده ای داده باشند، اما متاسفانه پاسخ هایی که به پرسش های مربوط به جلسه مصاحبه داده می شوند، لزوما تضمین کننده رفتار هماهنگ و حرفه ای در محل کار نیستند.

اختلافات در محل کار ممکن است به شکل های گوناگونی رخ دهند: اختلاف میان کارمندان، میان تیم های کاری یا مدیران و کارمندانشان. اگرچه زمانی که این مشکلات رخ می دهند، بسیار دشوار و مشکل ساز به نظر می رسند، اما باید بدانید که چنین اتفاقاتی رخ می دهند و خوشبختانه قابل حل شدن هستند. شرکت من، که شرکت نرم افزاری پاتریوت نام دارد، به کسب و کارهای مختلف کمک می کند تا فرآیندها و عملکردهای روزانه شان به شکل روان تر و ساده تری پیش برود. به همین خاطر است که ما اطلاعات زیادی در مورد حل و فصل مشکلات و اختلافاتی داریم که در محیط کاری پیش می آیند.

 

 6 روش برای حل و فصل اختلافات در محل کار

۱٫  اختلاف را بپذیرید.

زمانی که اختلافی پیش می آید، از آن دوری نکنید یا تظاهر نکنید که هی اتفاقی نیفتاده است. هرچه  زمان بگذرد، تنش ها بیشتر خواهندشد و اختلافات شدیدتر. بهتر است هرچه زودتر، قبل از اینکه اختلافات ریشه دار شوند و جو بدی را در فضای کار ایجاد کنند، با این مسئله ناراحت کننده کنار بیایید.

 

اگر متوجه اختلافی میان کارمندان شدید، آنها را تشویق کنید که روشی برای حل اختلافشان پیدا کنند. اگر اختلاف میان دو تیم کاری پیش آمده است، بهتر است سطح روابط بین دپارتمان های مختلف کاری را بهبود. ببخشید. اگر شما با یکی از کارمندانتان به مشکل برخورده اید، در جلسه ای خصوصی آن را مطرح کنید.

۲٫ با یکدیگر حرف بزنید.

زمان و مکانی را مشخص کنید تا بتوانید بدون هیچ گونه مزاحمتی در مورد مشکل به وجود آمده با یکدیگر حرف بزنید. زمانی که با یکدیگر ملاقات می کنید، هر کس باید زمان کافی برای بیان افکار و عقاید خود داشته باشد. اجازه ندهید که هیچ کدام از طرفین عقاید خود را تحمیل کنند یا اجازه حرف زدن به طرف دیگر ندهند. هر شخصی باید در مورد اختلاف مورد نظر و دیدگاهش نسبت به آن صحبت کند. به یاد داشته باشید که این جلسه برای حمله کردن به یا سرزنش کردن شخص خاصی نیست. روی مسئله متمرکز شوید، نه دیدگاهتان در مورد شخصیت طرف مقابل.

۳٫ به دقت گوش کنید.

ضروری است که کاملا به فردی که دارد صحبت می کند، توجه کنید. حرف های او را قطع نکنید. مطمئن شوید که برداشتتان از حرف های طرف مقابل صحیح است. آنچه شنیده اید را به بیان دیگر به زبان آورید تا مطمئن شوید که منظور او از زدن این حرف همین بوده است. می توانید چنین جمله بگویید: «می خواهم مطمئن شوم که درست فهمیده ام. ناراحتی شما در مورد ………… از این است که …………..».

برای شفاف تر ساختن ماجرا سوال بپرسید. اگر متوجه چیزی نشده اید از طرف مقابل بخواهید که به بیان دیگری مشکلش را به زبان بیاورد. گوش دادن همیشه باید به منظور درک کردن حرف های طرف مقابل صورت گیرد. به خودتان اجازه ندهید که نسبت به چیزهایی که می شنوید، گارد بگیرید.

 

6 روش برای حل و فصل اختلافات در محل کار 

 

۴٫ به توافق برسید.

مکالمه شما احتمالا حول محور نکاتی پیش می رود که در موردشان با یکدیگر توافق ندارید، اما اگر می خواهید مشکل مورد نظر حل شود، باید در نهایت در مورد مسائلی با یکدیگر به توافق برسید. سعی کنید در کنار نکات منفی، چند نکته مثبت را نیز در مشکل به وجود آمده پیدا کنید. روی ویژگی های مشترک متمرکز شوید. نکاتی را که در موردشان با طرف مقابل هم نظر هستید، با یکدیگر در میان بگذارید.

 

به عنوان مثال، اگر در مورد شیوه های جدید فروش اختلاف نظر دارید، می توانید بگویید که از علاقه و انگیزه طرف مقابل برای افزایش میزان فروش لذت می برید. وقتی به دنبال نکات مشترک می گردید، به طرف مقابل نشان می دهید که دوست دارید اختلافات را حل کنید و کنار بگذارید و در نهایت رابطه ای سالم با او برقرار کنید.

۵٫ راهنمایی کنید.

اگر در جایگاه مدیریت قرار دارید، گاهی اوقات باید در اختلافات به وجود آمده، میانجیگری کنید. هرگز موضع نگیرید. به یادداشته باشید که شما آنجا حضور دارید تا به کارمندانتان در حل مشکلات به وجود آمده کمک کنید. شاید نیاز باشد که مکالمه را به جهت درستی هدایت کنید. اگر رنجش  خاطر زیادی به وجود آمده باشد، احتمالا باید بحث را کمی عوض کنید تا فضای بهتری ایجاد شود.

 

اگر در جایگاهی هستید که می توانید در مورد مرحله بعدی حل مشکل، طرفین ماجرا را راهنمایی کنید، به نکات مثبتی که در این فرآیند وجود دارند اشاره و کارهایی را پیشنهاد کنید که آنها می توانند بعد از جلسه برای حل مشکل خود انجام دهند.

۶٫ سریع ببخشید.

حل هر اختلافی نیازمند این است که طرفین ناراحتی های خود را بیان و راه حلی برای توافق نظر پیدا کنند. معذرت خواهی کنید. به طرف مقابل بگویید که به خاطر رفتار و کارهای بد احتمالی تان متاسف هستید و واقعا از صمیم قلب عذرخواهی کنید. شما نیز باید طرف مقابل را ببخشید. بخشش ظاهری و کینه توزی در درازمدت روابط را نابود می کند. اگر عذرخواهی می کنید یا پوزش طرف مقابل را می پذیرید، از صمیم قلبتان این کار را انجام دهید.


نکاتی برای مدیریت جوانترها در محل کار


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: بسیاری از میلنیال‌ها (نسل هزاره یا نسل Y) و تازه فارغ التحصیل شده‌ها دورکاری را ترجیح می‌دهند. دورکاری باعث می‌شود تعادل بهتری بین کار و زندگی‌شان ایجاد شده و ضمنا آزاد باشند تا کار دیگری هم انجام دهند و راضی‌تر شوند. دورکاری برای جوانترها فرصت‌های بسیار خوبی نیز فراهم می‌کند.

میلنیال‌ها یا جوانترها می‌توانند سرمایه‌های خوبی برای تیم‌های دورکار باشند اما مدیریت آنها ممکن است کار دشواری باشد. شما به عنوان یک مدیر باید بدانید چطور بدون آنکه حقوق‌شان را زیر پا بگذارید یا چشم انداز جوان و تازه‌شان را مخدوش کنید، آنها را مدیریت کنید. برای کمک به شما در این مطلب چند نکته‌ی مفید جهت مدیریت بهتر میلنیال‌ها ارائه می‌دهیم.

نکاتی برای مدیریت جوانتر‌ها در محل کار

انتظارت را کاملا مشخص کنید

دورکاری نیازمند حضور روزانه در محل کار نیست و برای همین ممکن است انتظارات و وظایف شغلی گاهی گیج کننده شوند. بنابراین هر وقت که یک دورکار جوان را وارد تیم‌تان کردید، هر چه زودتر انتظارات و وظایف را کاملا مشخص کنید؛ کارهایی را که باید روزانه انجام شوند توضیح دهید، مثلا جلسه‌ی صبحگاهی از طریق اسکایپ به صورت روتین یا ارائه‌ی گزارشی از کارهای انجام شده در پایان هر روز کاری. تعیین کردن برنامه‌های ارتباطی و فرایندهای کاری مشخص باعث می‌شود همه چیز ساده‌تر شود.

در مورد فرصت‌هایی که کار می‌تواند برای کارمندان‌تان ایجاد کند شفاف صحبت کنید. جوانترها به طور کلی در مورد آینده‌ی اقتصادی خود احساس تردید و ناامنی می‌کنند و مطمئنا ارزش کاری را که به آنها اجازه می‌دهد دریافت حقوقی منظمی داشته باشند به خوبی می‌دانند. درمورد تجربیاتی که آنها به عنوان یک دورکار کسب خواهند کرد بدون در نظر گرفتن منافع شخصی عمل کنید و از دادن ترفیع‌های ممکن که لایق آن هستند تردید نداشته باشید.

خودتان را با جدیدترین تکنولوژی‌ها همگام کنید

میلنیال‌ها معروف شده‌اند به تنبل و بلند پرواز بودن در کار. اما واقعیت این است که بیشتر آنها علاقه مند به پیدا کردن راهی بهتر جهت انجام کارها هستند، نه اینکه تنبل باشند. آنها دوست دارند از آخرین تکنولوژی‌ها برای کارآمدتر کردن تلاش‌های‌شان بهره ببرند. بررسی‌ها نشان داده که یکی از بزرگترین ملاحظات نسل جوان در انتخاب شغل این است که شرکت مورد نظر از جدیدترین فناوری‌ها استفاده می‌کند یا نه.

میلنیال‌ها به تازه‌ترین و بزرگ‌ترین تکنولوژی‌ها آشنایی دارند و بسیاری از آنها از اختراعات استقبال می‌کنند و نسبت به سایر نسل‌ها، با تکنولوژی به روز دنیا، راحت‌ترند، مخصوصا در محیط کار. شما به عنوان یک مدیر باید درک کنید که کارمندان جوان‌تان استفاده از تکنولوژی‌های جدیدتر را به نمونه‌های قدیمی‌تر ترجیح می‌دهند. مثلا تحقیقات نشان داده ۴۱ درصد از جوان‌ها، در زمینه‌های کاری، ارتباط الکترونیکی را به تماس تلفنی ترجیح می‌دهند.

خیلی از آنها حتی با فضای کاملا مجازی کار که هیچ قلم و کاغذ و قفسه‌ی فایلی وجود ندارد صد در صد موافقند. از آنجایی که دورکاری معمولا متکی بر ابزارهای آنلاین ارتباطی است، دخالت دادن تکنولوژی چندان هم مسئله‌ی خاصی نیست. اگر مطمئن نیستید که از کدام ابزار ارتباطی آنلاین باید استفاده کنید، سخت نگیرید و پیشنهادهای اعضای جوان تیم‌تان را بپذیرید.

حس مسئولیت پذیری را در کارمندان‌تان تقویت کنید

دورکارها لازم نیست هر روز در محل کار حاضر شوند و به همین علت ممکن است وسوسه شوند از این آزادی که در کار دارند سوء استفاده کنند. تقویت حس مسئولیت پذیری در کارمندان یکی از مشکلات اصلی مدیریت دورکارها در تمام سنین است، نه فقط جوان‌ترها. اما این نسل در جستجوی استقلال و خود فرمانی است و تمایل چندانی به میکرو مدیریت ندارد، برای همین ایجاد تعادل بین این دو نیاز به ترفندهایی دارد.

نکاتی برای مدیریت جوانتر‌ها در محل کار

مطالعه‌ای دریافت ۷۵ درصد از میلنیال‌ها اطلاعی نداشتند که عملکرد حرفه‌ای‌شان طبق روال بوده و ۹۰ درصد‌شان مایل بودند مدیرشان آنها را در جریان راندمان کاری‌شان بگذارد. پس حتما بازخورد منظمی از پیشرفت‌ها و چگونگی عملکردها ارائه بدهید تا کارمندان جوان‌تان به عملکرد خوب‌شان ادامه دهند. استفاده از ابزارهای پیگیری زمان، یکی از راههای تقویت حس مسئولیت پذیری در کارمندان است. استفاده از ابزار مدیریت پروژه که امکان ارزیابی کارها را داشته باشد نیز به اعضای تیم و مدیران کمک می‌کند مطمئن شوند همه‌ چیز به موقع انجام می‌شود.


۹ روش علمی برای افزایش کارایی در محل کار



۱٫ حواس تان به زمان باشد

پیگیری زمانی، یعنی توجه به مدت زمانی که صرف کاری می کنید، می تواند کارایی تان را بالا ببرد. بدین طریق خواهید دانست چه مقدار زمان هدر داده اید. آیا تا به حال بازه های زمانی کوتاهی را که به چک کردن نوتیفیکیشن های گوشی تان اختصاص داده اید حساب کرده اید؟

ساده ترین روش برای این کار این است که از یک تایمر استفاده کنید و مدت زمانی را که برای کار تعیین کرده اید، به هیچ فعالیت دیگری اختصاص ندهید.

۲٫ هر نود دقیقه به خودتان استراحت دهید

اگر شما هم مانند اغلب مردم باشید، احتمالا صبح ها هنگام رفتن به محل کار با گوشی سرگرم می شوید و به چک کردن شبکه های اجتماعی و پاسخگویی به ایمیل ها یا پیامک ها می پردازید. در محل کار هم هر بار می خواهید استراحت کنید، به تلفن ها پاسخ می دهید اما این الگوی کاری یک الگوی بی وقفه است. بدن ما برای چنین کار بی وقفه ای طراحی نشده است. پیشنهاد می کنیم روزهای کاری تان را به بازه های کاری ۹۰ دقیقه ای و سپس چند دقیقه استراحت تقسیم کنید. این کار زمان بندی بیولوژیک بدن تان را منظم می کند و به شما اجازه می دهد تا به حداکثر کارایی دست پیدا کنید.

۲٫ چرت بزنید

بله، درست خواندید. مطالعات نشان داده اند که چرت ۲۰ دقیقه ای در بعدازظهر می تواند کارایی تان را افزایش دهد زیرا باعث شادابی بدن و مغز می شود.همچنین چرت زدن احساس آرامش بیشتری به شما داده و ریسک ابتلا به حملات قلبی را در شما کاهش می دهد.

بهتر است بدانید شرکت هایی مانند گوگل، اتاق هایی را به این منظور و به نام «اتاق انرژی» طراحی کرده و در دسترس کارمندان شان گذاشته اند.

۴٫ در نور طبیعی کار کنید

پژوهشگران دریافته اند که ارتباط مستقیمی بین نور محل کار و وضعیت خواب، فعالیت و کیفیت زندگی کارمندان وجود دارد. کارمندانی که در شرایط نور طبیعی مشغول به کار هستند، خواب راحت تر و با کیفیت تری در شب دارند و کیفیت زندگی شان نسبت به کسانی که در فضایی بدون پنجره کار می کنند، بهتر است.

۵٫ شب قبل برنامه فردا را بچینید

برنامه ریزی کارهای روز بعد به شما اجازه می دهد تا بازه های زمانی معقولی را به اهداف مهم تان اختصاص دهید. می توانید طوری برنامه ریزی کنید که این اهداف مهم در ساعات اولیه روز انجام شوند. زمانی که بتوانید از پس از این اهداف برآیید، خلق و خوی بهتری به دست می آورید. دستیابی به اهداف باعث افزایش کارایی انسان می شود.

۶٫ شادتر شوید

اگر می خواهید میزان شادی خود را افزایش دهید، از «مراقبت کردن از خود» شروع کنید. این کار می تواند شامل فعالیت هایی مانند ورزش کردن، مدیتیشن یا خوردن غذای سالم باشد. سعی کنید هر روز قدرشناسی تان را نسبت به موهبت های زندگی تان ابراز کنید و در کنار افراد خوش بین حضور داشته باشید.

۷٫ از اخبار دوری کنید

زندگی در دنیایی که ارتباطی بیست و چهار ساعته با دنیای مجازی دارد، یعنی بمباران خبر. احتمالا خیلی از اخباری را که می شنوید، اصلا دل تان نمی خواهد که بشنوید. معمولا اخبار بد ۱۷ برابر اخبار خوب هستند و تاثیر منفی روی شما می گذارند. همان طور که در موارد قبلی گفتیم، شادی باعث افزایش کارایی می شود؛ پس بهتر است از شنیدن و دیدن اخبار تا جای ممکن دوری کنید.

۸٫ پاک سازی کنید

آشفتگی، آفت کارایی است و توانایی مغز را کاهش می دهد. محیط کاری تان را خلوت و تمیز نگه دارید. همیشه اشیا را به جایی که به آن تعلق دارند، بازگردانید. آشفتگی ذهنی نیز کارایی را کم می کند. سعی کنید برای کارهای تان برنامه داشته باشید تا هر فعالیت و هر فکری سر وقت خود انجام شود. گذشته را رها کنید و از تفکر بیش از اندازه دست بکشید.

۹٫ به موسیقی گوش دهید

سروصدا معمولا حواس آدم را پرت می کند اما سروصدای مناسب، به ویژه موسیقی این قدرت را دارد تا کارایی تان را افزایش دهد و به شما در افزایش تمرکز و توجه تان در هنگام انجام کارهای تکراری کمک کند. البته هر نوع موسیقی این خاصیت را نخواهد داشت بلکه باید موسیقی آرامی را مانند صدای طبیعت انتخاب کنید.


1 2 3