Tag Archives: کردن

بهترین روش برای قفل کردن گوشی‌های اندرویدی چیست؟


وب سایت گجت نیوز: امروزه راه‌های مختلفی برای قفل کردن گوشی های اندرویدی پیش روی کاربران قرار گرفته‌اند؛ از پسورد و پین گرفته تا شناسایی اثر انگشت و چهره کاربران در برخی پرچمداران بزرگ. در این مقاله به مقایسه این روش‌های مختلف می‌پردازیم.

برخلاف گذشته و محدودیت‌هایی که در عرصه فناوری وجود داشت، حالا برای قفل کردن تلفن های هوشمند چندین روش مختلف وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به شناسایی اثر انگشت و چهره کاربر یا پسورد و پین اشاره کرد. اما بهترین روش برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

قفل کردن گوشی های اندرویدی

با توجه به اینکه اکثر کاربران حجم قابل توجهی از اطلاعات خصوصی خود را در گوشی هوشمند خود ذخیره می‌کنند، فاکتور امنیت از اهمیت بالایی برخوردار است. گوشی های اندرویدی به صورت پیش‌فرض کدگذاری شده و راه‌های مختلفی جهت قفل شدن را پیش روی کاربران گذاشته‌اند. برخی موارد امنیت بالاتری دارند، در حالی که استفاده از برخی روش‌های دیگر آسان‌تر است.

رمز عبور (پسورد)

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: یک رمز عبور پیچیده و قوی امنیت بالایی دارد.
معایب: تایپ کردن پسوردی پیچیده آن هم چند بار در روز کمی سخت است.
چه زمانی از آن استفاده کنیم: هرگاه که به بالاترین درجه از امنیت نیاز دارید.

علی رغم تمامی سختی‌ها و قدیمی شدن، هنوز هم استفاده از پسورد به معنای امنیت بالا در حفظ اطلاعات شخصی درون گجت‌هاست. هک کردن یک پسورد قدرتمند و پیچیده بسیار سخت و تقریبا غیرممکن است و می‌توانید مطمئن باشید که گوشی شما و اطلاعات درون آن امن هستند.

تنها نکته منفی مربوط به قفل کردن گوشی های اندرویدی با پسورد ، نیاز به وارد کردن آن برای چند بار در طول روز است؛ کاری که معمولا به صورت میانگین در طی روز باید حدود ۱۰۰ بار انجام دهیم. به جای آن بهتر است پسورد را به عنوان گزینه ثانوی برای یکی از حسگرهای بیومتریک در نظر بگیرید.


پین

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: وارد کردن آن به نسبت پسورد راحت‌تر است.
معایب: به یاد آوردن یک پین کد قوی کمی سخت است.
چه زمانی از آن استفاده کنیم: به عنوان گزینه ثانوی برای روش‌های بیومتریک قفل کردن دستگاه.

پین کد یک جایگزین مناسب و ساده برای پسورد است که می‌توان در قفل کردن گوشی های اندرویدی از آن بهره گرفت. در اندروید می‌توان پین‌هایی تا سقف ۱۶ عدد را وارد کنید که برابر است با ۱۰ کادریلیون ترکیب مختلف! با اینکه یک پین ۱۶ رقمی بسیار امن و مناسب است اما به یاد آوردن آن به مراتب سخت خواهد بود. همچنین وارد کردن ۱۶ رقم در منوی آنلاک دستگاه وقت زیادی از کاربر می‌گیرد.

بیشتر افراد معمولا پین ۴ رقمی برای گوشی خود انتخاب می‌کنند که در این حالت ۱۰ هزار ترکیب مختلف می‌توان ساخت. تا زمانی که از گزینه‌های خیلی ساده نظیر ۱۲۳۴ یا ۵۵۵۵ استفاده نکنید، حدس زدن این پین‌های کوتاه نیز آنچنان ساده نیست.


قفل با الگو (Pattern Lock)

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: استفاده ساده و خلاق از آن
معایب: بسیاری از افراد الگوهای ساده و قابل پیش‌بینی را استفاده می‌کنند.
چه زمانی از آن استفاده کنیم: اگر گوشی شما از حسگر اثرانگشت بهره نمی‌برد و به پین علاقه‌ای ندارید.

در این روش برای قفل کردن گوشی های اندرویدی باید یک الگو را در بین ۹ نقطه انتخاب کنید. استفاده از این روش جالب و ساده است، چرا که کشیدن دست به روی صفحه به صور افقی، عمودی یا ضربدری حس طبیعی و خوبی دارد و پس از مدتی این کار برایتان عادی خواهد شد.

همچون پسورد و پین، قفل با الگو زمانی امن و مناسب است که الگوی مورد استفاده شما ساده و قابل پیش‌بینی نباشد. اتصال تنها ۴ نقطه به هم به شما ۱۶۲۴ گزینه مختلف می‌دهد در حالی که استفاده از هر ۹ نقطه برابر است با چهارصد هزار ترکیب مختلف!

تحقیقات نشان می‌دهد افراد در زمان انتخاب الگو خیلی قابل‌پیش‌بینی و تنبل هستند و معمولا از ۴ تا ۵ نقطه را مورد استفاده قرار می‌دهند و حالت‌های ساده و پرتکراری را انتخاب می‌کنند.


حسگر اثر انگشت

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: سریع و امنیت نسبتا مناسب
معایب: سنسورها همیشه در موقعیت مناسب قرار ندارند.
چه زمانی از آن استفاده کنیم: اکثر کاربران امروزه از همین گزینه استفاده می‌کنند.

امروزه حتی در گوشی‌ های پایه و میان‌رده نیز گزینه مربوط به قفل کردن گوشی با حسگر اثر انگشت وجود دارد و اکثر کاربران نیز از همین روش ساده استفاده می‌کنند. دلیل این موضوع نیز مشخص است: سریع، امن و حسی بودن آن. حسگر اثر انگشت صفحه لاک اسکرین را رد می‌کند و کاربر هرچه سریعتر به اپلیکیشن‌های گوشی خود دسترسی خواهد داشت.

برای قفل کردن برخی گوشی ها نظیر گوگل پیکسل می‌توان از قابلیت جسچر‌های اثر انگشت نیز استفاده کرد. می‌توانید با اسلاید سنسور بخش نوتیفیکیشن‌ها را باز کنید. استفاده از این روش برای قفل کردن گوشی های اندرویدی با صفحات نمایش بزرگ مناسب است.

علاوه بر این تمامی سنسورهای اثر انگشت شبیه به هم نیستند. سرعت عمل برخی از آنها بیشتر است و همچنین در جاهای مختلفی از گوشی تعبیه می‌شوند (از دکمه هوم گرفته تا پشت گوشی). همچنین در حین استفاده از دستکش نمی‌تونید از این روش بهره ببرید.


تشخیص چهره کاربران

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: سرعت بالا و آنلاک دستگاه تنها با یک نگاه
معایب: در حال حاضر هنوز به امنیت ایده‌آل نرسیده است
چه زمانی از آن استفاده کنیم: اگر آنچنان به اپلیکیشن‌های بانکی و پرداختی متصل نیستید و ضریب امنیت برایتان زیاد مهم نیست.

اندروید اولین بار در سال ۲۰۱۱ قابلیت آنلاک گوشی با چهره کاربران را معرفی کرد که متاسفانه امنیت بسیار پایینی داشت و حتی با استفاده از یک عکس نیز می‌توانستیم آن را هک کنیم و به همین خاطر Smart Lock جایگزین آن شده است که در ادامه مقاله آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

با این حال برخی از سازندگان گوشی های هوشمند هنوز هم سعی دارند این قابلیت را به صورت اختصاصی در اختیار کاربران خود قرار دهند. دو نوع قابلیت تشخیص چهره وجود دارد: فیس آی دی اپل که در آیفون ایکس معرفی شده بود به کمک یک سنسور فروسرخ یک تصویر سه بعدی دقیق و با جزئیات بالا از چهره کاربر را می‌خواند. هک کردن این روش کاملا غیرممکن نیست اما اپل ادعا می‌کند امنیت آن ۲۰ برابر بیشتر از حسگر اثر انگشت (تاچ آی دی) است.

به نظر می‌رسد این تکنولوژی در آینده بیشتر مورد استفاده قرار گیرد و قابلیت قفل کردن گوشی های اندرویدی به لطف آن بهبود یابد. هواوی اولین شرکتی است که یک سیستم جدید و اختصاصی مشابه با فیس آی دی اپل رونمایی کرده است.

اما روش دوم در محصولاتی نظیر گلکسی اس ۹ سامسونگ و وان پلاس ۵T مورد استفاده قرار گرفته شده است: ثبت یک تصویر ۲ بعدی توسط دوربین سلفی گوشی. سرعت این روش بالاست، اما آن را می‌توان به سادگی گول زد. همچنین اگر عینک بزنید و یا در محیطی کم‌نور قرار داشته باشید، احتمالا با خطا روبرو می‌شوید.

به عنوان یک قانون عمومی، اگر یک سازنده امکان خرید و پرداخت‌های اینترنتی با قابلیت تشخیص چهره را فراهم کند، می‌توانید به امنیت این روش مطمئن باشید. سامسونگ و وان پلاس این گزینه را در پرچمداران خود ارائه نکرده‌اند.


پردازشگر عنبیه چشم

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: یکی از امن‌ترین روش‌های بیومتریک قفل کردن گوشی های اندرویدی
معایب: نور زیاد یا عینک در آن خلل ایجاد می‌کند.
چه زمانی از آن استفاده کنیم: اگر آن را به حسگر اثر انگشت گوشی ترجیح می‌دهید.

یکی از امن‌ترین گزینه‌های پیش رو در حوزه قابلیت‌های مبتنی بر سنسورهای بیومتریک، همین پردازشگر آیریس است. امنیت این روش حتی از سنسورهای اثر انگشت نیز بالاتر است. این گزینه در حال حاضر تنها در گوشی‌ های سامسونگ نظیر گلکسی اس ۹ و گلکسی نوت ۸ وجود دارد چرا که سیستم عامل اندروید به صورت پیش‌فرض از آن پشتیبانی ندارد. اگر این گزینه در اندروید P قرار گیرد احتمالا گوشی های بیشتری با حسگر عنبیه چشم از راه خواهند رسید.

حسگر آیریس هر دو چشم شما را اسکن می‌کند. سرعت و دقت آن بالاست و امکان استفاده از آن برای اپلیکیشن‌های پرداختی و بانکی نیز وجود دارد.

اما این روش شامل نکات منفی نیز می‌شود، چرا که کاربر باید چند کار مختلف انجام دهد: ابتدا باید دکمه پاور گوشی را فشار دهید و سپس گوشی را در موقعیت مناسبی بگذارید تا پردازش چشم‌های شما آغاز شود. حسگر اثر انگشت این محدودیت را ندارد.

حسگر عنبیه چشم با نور مستقیم و قوی نیز مشکل دارد و یا اگر عینک بزنید احتمال بروز خطا بالاست.


پردازش هوشمند (Intelligent Scan)

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

مزایا: ادغام قابلیت‌های مثبت حسگر تشخیص چهره و عنبیه چشم
معایب: امنیت نامناسب برای استفاده در اپلیکیشن‌های پرداختی و بانکی
چه زمانی از آن استفاده کنیم: اگر معمولا از قابلیت تشخیص‌ چهره استفاده می‌کنید.

این قابلیت توسط شرکت سامسونگ طراحی شده است و در گوشی گلکسی اس ۹ قرار دارد. سیستم پردازشگر هوشمند طوری طراحی شده تا قابلیت‌های مثبت شناسایی چهره و پردازشگر عنبیه چشم را با هم ادغام کند و محدودیت‌های دو روش مذکور از بین بروند.

کارکرد این روش با پردازش چهره شما آغاز می‌شود. اگر این مورد با موفقیت انجام نشود (به عنوان مثال نور کم باشد) پردازش عنبیه چشم شما آغاز می‌شود. اگر این مورد نیز موفق نشود، هر دو قابلیت به صورت همزمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. کمی پیچیده به نظر می‌رسد، اما تمامی این مراحل به صورت خودکار و خیلی سریع پیگیری می‌شوند.

متاسفانه به خاطر استفاده از قابلیت تشخیص چهره سامسونگ، نمی‌توان از این روش برای اپلیکیشن‌های پرداختی و بانکی استفاده کرد.


Smart Lock

بهترین راه برای قفل کردن گوشی های اندرویدی چیست؟

علاوه بر گزینه‌های اصلی مربوط به قفل کردن گوشی های اندرویدی ، این سیستم عامل از ۵ گزینه مربوط به قفل هوشمند بهره می‌برد که در نوع خود جالب و امن هستند.

حالت On-Body Detection: این قابلیت زمانی که حس کند گوشی هنوز در دسترس شخص است، آن را در حالت قفل نشده (آنلاک) نگه می‌دارد. به عنوان مثال زمانی که گوشی را در جیب یا کیف خود می‌گذارید. اما این بدان معناست که گوشی زمانی که در جیب فرد دیگری باشد نیز آنلاک می‌شود. این حالت بیشتر راحتی کاربر را مد نظر قرار می‌دهد تا فاکتور امنیت.
حالت Trusted Places: در این حالت زمانی که در مکان خاصی باشید گوشی قفل نشده باقی می‌ماند. این موقعیت مکانی می‌تواند مدرسه، خانه، ادامه یا هر جایی که معمولا در آن حضور دارید باشد. فراموش نکنید هرکسی که گوشی شما را در همین مکان‌ها در اختیار داشته باشد قادر به باز کردن آن خواهد بود.
حالت Trusted Devices: این مورد نیز می‌تواند برای قفل کردن گوشی های اندرویدی مورد استفاده قرار گیرد. در این حالت گوشی شما هنگامی که در محدوده برخی دستگاه‌های بلوتوثی باشد امکان آنلاک آن وجود دارد. با این حال امنیت این روش نیز کمی پایین است.
حالت Trusted Face: این حالت از زمان رونمایی خود در اندروید تکامل یافته و ولی باز هم گزینه مناسبی برای قفل کردن گوشی های اندرویدی نیست. اگر فاکتور امنیت آنچنان برایتان اولویت ندارد می‌توانید از گزینه مذکور استفاده کنید.
حالت Voice Match: در این حالت با گفتن عبارت OK Google گوشی کاربر آنلاک می‌شود. اگر از دستیار هوشمند گوگل زیاد استفاده می‌کنید، این حالت نیز برایتان کارآمد خواهد بود.


توصیه‌های واقعی برای پس‌انداز کردن


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: من درآمد متوسطی دارم که هر ماه باید بخشی از آن را به بیمه بازنشستگی ام اختصاص دهم. علاوه بر این، هر سه ماه هم سفری به خارج از کشور دارم. وضعیت مالی من همیشه همین طور بوده است و می توانم بگویم که تکنیک های پس اندازی که به کار می برم به من اجازه می دهند که از پس مخارج زندگی ام بر آیم. حالا می خواهم این تکنیک ها را به شما یاد دهم.

توصیه های واقعی برای پس انداز کردن

من دوستانی دارم که سه برابر حقوق بیشتری نسبت به من می گیرند، اما مشکلات خیلی بیشتری برای پس انداز دارند. فرق من و آنها در چیست؟ تمرین! وقتی که نوجوان بودم، قلک سبزرنگی داشتم که سکه ها و پول های خرد را در آن می ریختم. آن سکه ها راز بزرگ زندگی من بودند.

حالا که قلک سبزرنگم، جای خود را به حساب بانکی داده است، می توانم بهترین روش ها را برای پس انداز به کار ببریم و در عین حال، آسیبی به کیفیت زندگی ام نزنم. رازهای پس انداز من اینها هستند:

۱٫ فرآیند پس انداز را هیجان انگیز کنید

پس انداز کردن برای من همیشه جذابیت زیادی داشت که دلیل آن، ماهیت مخفیانه و رازآلود پس انداز بود. هر بار که دوستانم پول شان را صرف خرید وسایل غیر ضروری می کردند، از خودم می پرسیدم آنها چطور می توانند پولی را که به رحمت به دست آورده اند، خرج چیزهای بیهوده کنند.

از جایی شنیده بودم که همیشه ۱۰ درصد درآمدم را در حسابی جداگانه بگذارم یا در بیمه بازنشستگی سرمایه گذاری کنم و هرگز به سراغ آن پول نروم. این توصیه را در پیش گرفتم و متوجه شدم که وقتی آن پول از پیش چشمم دور می شود، نیاز به آن هم پیدا نخواهم کرد و از طرف دیگر، قوت قلبی بابت آن سرمایه ام خواهم داشت.

۲٫ همیشه خرید از حراجی به صرفه نیست

همه عاشق معامله های خوب هستند. اما من روش خودم را در پیش می گیرم؛ صبر و زمان بندی. آگهی های تبلیغاتی زیادی در گوشه و کنار می بینم، اما به خودم می گویم که برای خرید باید صبر کنم تا محصول فوق العاده ای را بخرم. اینکه چیزی حراج خورده است، دلیل نمی شود که حتما ارزش پول تان را داشته باشد. برخی از باکیفیت ترین لباس ها و کفش هایی را که در کمدم هست، با قیمتی کمتر از قیمت یک قهوه لاته خریده ام؛ باور کنید!

۳٫ کارهای خدماتی را با قیمت کمتری انجام دهید

من همیشه عاشق رسیدگی به موهایم بودم، اما از کی تا حالا این طور شده است که برای کوتاه کردن مو باید این قدر پول بدهیم؟! اصلا نمی توانم خودم را قانع کنم تا پول خرید یک هفته خواروبار منزل را بدهم و موهایم را کوتاه کنم. این طور شد که تصمیم گرفتم به آرایشگاه هایی بروم که کارآموز و نیاز به مدل رایگان دارند.

این طور آرایشگاه ها را که به دنبال مدل رایگان هستند در هر شهر بزرگی می توانید پیدا کنید. ساده بگویم، می توانید به یکی از بهترین آرایشگاه ها بروید و به ازای مبلغی بسیار کم، خدمات عالی دریافت کنید.

۴٫ خود را وادار به خرج کردن نکنید

من خیلی دیر متوجه این موضوع شدم. در جوانی همیشه رویدادهایی مثل جشن های تولد، مهمانی ها و دورهمی ها در کافه و رستوران رخ می دهند که پول تان را مانند یک جاروبرقی می بلعند! خیلی ساده ممکن است گرفتار این رویدادها شوید.

اگر هر بار که یکی از دوستانم مرا به کافه دعوت می کرد پاسخ مثبت می دادم، دیگر نمی توانستم با نوشتن این مقاله در مورد پس انداز کردن پول، توجه شما را به خود جلب کنم. البته در موقعیت های خاص هیچ وقت دعوت کسی را رد نمی کردم، اما وقتی که «نه» گفتن را تمرین کردم، توانستم زمان بیشتری برای مطالعه، دیدن برنامه های دلخواه یا از همه بهتر، خواب، پیدا کنم! و در عین حال پولم را هم پس انداز می کردم.

۵٫ تکلیف تان را با خودتان مشخص کنید

من کارت های اعتباری مختلفی دارم اما سعی می کنم با استفاده از ابزاری به اسم Mirt.com، حواسم به همه حساب هایم باشد. همچنین در ابتدای ماه، میزان مخارج را پیش بینی می کنم تا در صورت نیاز، با احتیاط بیشتری پول خرج کنم.

وقتی به خوبی آگاه باشید که پول تان را صرف چه چیزهایی می کنید، پس انداز کردن ساده تر، قابل کنترل تر و خوشبینانه تر خواهد شد. از همه مهم تر این است که چنین رفتاری، به پس اندازی قابل توجه در آینده خواهد انجامید.

بخشی از فرآیند پس انداز را باید با آزمایش و خطا پیش ببرید و بخش دیگر آن را با مطالعه و افزایش سواد مالی تان بهبود ببخشید. البته توصیه های زیادی در این زمینه وجود دارد که همه آنها کاربردی و عملی نیستند. باید ببینید چه روشی برای شما کارساز است. من نیز دقیقا همین کار را کردم.


چگونه با سوال کردن، فروش را نهایی کنیم؟


مجله پنجره خلاقیت: اغلب مشتریان برای مخالفت و مقاومت در برابر فروشندگان بیمه های عمر، بهانه ها و دلایلی را می آورند که خودشان هم اعتقاد چندانی به آن ندارند. به عنوان مثال می گویند:

۱. «ما بیمه تامین اجتماعی یا بیمه تکمیلی درمان داریم، بنابراین احساس نیاز به بیمه عمر نمی کنیم.» این دسته از مشتریان به درستی درک نکرده اند که نقش بیمه عمر و آنچه برای بیمه شده انجام می دهد، با خدماتی که بیمه های تامین اجتماعی و تکمیل درمان می دهند، کاملا متفاوت است و هرکدام برای تامین نیاز خاصی طراحی شده است؛ داشتن هرکدام را نمی توان دلیلی بر عدم نیاز به بیمه نامه دیگر دانست. در این گونه موارد، یک فروشنده حرفه ای می تواند با پرسش هایی که برای مشتری کاملا ملموس و قابل درک و فهم باشند، مشتری را در مسیر خرید قرار بدهد. می توان از مشتری پرسید: آقای/ خانم مشتری، آیا شما در خانه تان یخچال دارید؟

مشتری قطعا پاسخ خواهدداد «بله»؛ سپس می پرسیم: یخچالتان از چند قسمت تشکیل شده است؟ پاسخ مشتری باید این باشد که «دو قسمت؛ قسمت پایینی، یخچال و قسمت بالایی، فریزر»؛ سپس ادامه می دهیم: در قسمت فریزر آن، معمولا چه چیزهایی را می شود گذاشت؟ پاسخ باید این باشد؛ «مواد غذایی ای که می خواهیم فریز شود». تا اینجا مسیر به خوبی پیش می رود و پرسش بعدی این خواهدبود: آیا فریزر هم دارید؟ پاسخ مورد نیاز ما «بله» است و در ادامه می گوییم: «بسیارخوب، از فریزر چه استفاده ای می کنید؟ «خب مواد غذایی مورد نیاز را که برای مدت زیادی باید نگه داشته شوند، در فریزر قرار می دهیم.» در ادامه می پرسیم: مگر یخچالتان قسمت فریزر ندارد؟ «بله، فریزر دارد»

 چگونه با سوال کردن، فروش را نهایی کنیم؟

 

پس وقتی یخچالتان فریزر دارد، چه نیازی به خرید فریزر دارید؟ هزینه خرید فریزر و مصرف برق و…؛ پاسخ مورد نظر ما باید این باشد که «فریزر یخچال، پاسخگوی نیاز ما نیست، بنابراین به فریزر نیاز داریم. آخرین پرسشی که چاشنی آن یک لبخند زیبا و درازکردن دستتان به سمت مشتری برای دست دادن است: آیا بیمه تامین اجتماعی یا تکمیل درمان، پاسخگوی تمام نیازهای بیمه ای شما هست؟ لحظه ای به چشمان مشتری نگاهی بیندازید و سکوت کنید. یادتان باشد هر کسی زودتر دهانش را باز کند، بازنده مذاکره است و اگر شما حرفه ای عمل کنید، این مشتری شماست که لب به سخن خواهدگشود.

۲. مشتری می گوید من در حال حاضر نیاز به بیمه ندارم، هر وقت نیاز داشتم، حتما با شما تماس خواهم گرفت. در این گونه موارد کافی است نگاهی به چشمان مشتری بیندازید و با یک لبخند بپرسید: بسیار جالب است، شما جزو معدود کسانی هستید که چنین پاسخی می دهید. آیا اگر مردم به درستی می دانستند چه زمانی به بیمه نیاز دارند، آن وقت هرگز نیازی به شرکت های بیمه بود؟ منتظر پاسخ از طرف مشتری بمانید. مطمئن هستم که هرگز برای شنیدن چنین پرسشی آماده نبوده و حتی به آن فکر هم نکرده است. هر پاسخ مشتری در این لحظه، چون تفکری پشتش نیست، بازی مذاکره را به نفع شما پیش خواهدبرد.

 

در ادامه می گوییم اگر بتوانیم زمان دقیق نیاز به بیمه را بشناسیم، از وقوع آن جلوگیری می کنیم، بنابراین بیمه دیگر مفهومی پیدا نخواهدکرد. به نظر شما آیا اگر ساکنان ساختمان پلاسکوی تهران می دانستند چه موقع نیاز به بیمه آتش سوزی پیدا می کنند، این چنین سرمایه و زندگی شان را از دست می دادند؟ آیا اگر مردم عزیز غرب کشور که در زلزله، جان و زندگی شان را از دست دادند، زمان زلزله را پیش بینی می کردند، دچار چنین سرنوشتی می شدند؟ و یا هزاران حادثه و اتفاق دیگر.

 

آیا می دانید مردم بیمه را زمانی می خرند که به آن نیازی ندارند و زمانی از آن استفاده می کنند که دیگر نمی توانند بخرند؟ آیا ساکنان ساختمان پلاسکو روز پس از حادثه می توانستد بیمه آتش سوزی بخرند؟ آیا کسی که با خودرویی تصادف کرده و باعث از میان رفتن آن شخص شده است، پس از وقوع حادثه قادر به خرید بیمه نامه خواهدبود؟ آیا شما هم با من هم عقیده هستید که بهترین زمان برای خرید بیمه نامه خواهدبود؟ آیا شما هم با من هم عقیده هستید که بهترین زمان برای خرید بیمه نام همین الان است؟ لبخند یادتان نرود و با دست دادن به مشتری، به سمت نهایی کردن فروش پیش بروید.

 

۳. در مواجه با پاسخ مشتری که میگوید همسرم گفته است من راضی نیستم تو بیمه بخری، اگر یک مو از سر تو کم شود، نمی خواهم دنیا باشد؛ بهترین حالت این است که با حرکت آهسته ای که به سرتان می دهید، حرف او را تایید کنید و بگویید من احساسات ایشان را کاملا درک می کنم، ولی این سوال برای من پیش می آید که تاکنون مردی فوت کرده است که همسرش هم زندگی اش را پایان دهد. اجازه دهید یک سوال ساده تر بپرسم، آیا خانمی پیدا می شود که پس از مرگ شوهرش حاضر شود حقوق شوهرش را از تامین اجتماعی یا صندوق بازنشستگی کشوری دریافت نکند؟ و بگوید حالا که شوهر ندارم، حقوقش را هم نمی خواهم؟ از آنجا که ما ایرانی ها آدم های تعارفی و همچنین احساسی ای هستیم،

 

آیا شما هم با من هم عقیده هستید که در چنین شرایطی بهتر است احساسات همسرتان را مدیریت و ضمن تشکر از ایشان، تصمیم منطقی و انتخاب بهتر را به ایشان توصیه کنید تا آینده ای شفاف و روشن برای خود و خانواده تان بسازید؟ همان طور که می دانید، تصمیم ها و انتخاب های دیروز ما، امروزمان را و تصمیمات و انتخاب های امروز، فردای ما را می سازند. «با بیمه، آرامش و امنیت را به خود و خانواده تان هدیه کنیم.»


راه‌هایی برای افزایش تمرکز در کار کردن از خانه


برترین ها – ترجمه از حمید گنجی: نه رفت و آمدی، نه جلسه‌ای و نه لباس رسمی. کار ریموت می‌تواند یک رویا باشد، تا زمانی که الزامات شخصی سد راه شما قرار نگرفته‌اند. این حواس‌پرتی‌ها را در محیط کار به راحتی می‌توان نادیده گرفت. اما وقتی که در خانه کار می‌کنید، تنظیم مرز بین زمان‌های شخصی و حرفه‌ای کاری دشوار است.

برای مثال، فرض کنید که روی یک پروژه کار می‌کنید و ناگهان یک دوست با شما تماس می‌گیرد. می‌دانید که باید کار خود را به پایان ببرید، اما از طرفی هم جواب ندادن به تماس آن دوست ممکن است حرکتی بی‌ادبانه تلقی شود. یا مثلا فکر کنید که در حال برنامه‌ریزی کارهای روزانه‌تان هستید، اما در عین حال نیز باید در مورد تعهدات شخصی‌تان نیز تصمیم‌گیری کنید.

به عنوان کسی که ۱۲ سال کار ریموت انجام داده و به مربی‌گری مدیریت زمان برای کارکنان ریموت نیز مشغول است، در این سال‌ها چیزهایی خوب، بد و زشت را به چشم دیده‌ام. من دریافته‌ام که متمرکزترین و موثرترین کارکنان ریموت برای خودشان مرزهایی تعیین می‌کنند و به همین خاطر است که می‌توانند کارهای خود را به نحو احسن انجام دهند.

 

 چگونه در زمان‌‎های کار از خانه، تمرکز خود را حفظ کنیم؟

در ادامه ترفندهایی برای شما ذکر شده است که می‌تواند کار از خانه را برایتان بهره‌ور تر و راضی‌کننده‌تر کند.

ساعات کاری خود را تنظیم کنید

هرچند که ممکن است کمی احمقانه باشد، اما اگر می‌خواهید روز کاری متمرکزتری داشته باشد، باید وانمود کنید که از خانه کار نمی‌کنید. قبل از اینکه مربی مدیریت زمان باشم، برنامه زمانی من پر از هرج و مرج بود. هیچ زمان مشخصی برای نشستن پشت کامپیوتر نداشتم و اغلب قرارهای ملاقات شخصی را برنامه‌ریزی می‌کردم و یا ساعات کاری‌ام در طول روز پراکنده بود. و از آنجایی که زندگی شخصی‌ام هیچ مرزی نداشت، زندگی کاری‌ام نیز به همین صورت درآمد. وقتی که در خانه بودم، برای چک کردن ایمیل‌های مرتبط با کارم در تمام ساعات شب و روز احساس گناه می‌کردم.

اما وقتی‌که شروع به تنظیم «ساعات کاری» برای خودم کردم، یک تغییر بزرگ حاصل شد. این ساعات کاری برای من از ساعت ۹ صبح آغاز می‌شد و تا ۶ عصر ادامه داشت. من همچنین دقیقا مشخص کردم که در طول این ساعات چه کاری باید انجام شود و همچنین نباید به سمت چه کارهایی بروم. از خودم پرسیدم: «اگر در دفتر کار بودم، آیا این کار را در طول روز انجام می‌دادم؟» و پاسخ این سوال منفی بود. من می‌دانستم که باید این کار را قبل و یا بعد از ساعات کاری انجام بدهم.

 

کارهای خانه، گشت و گذار با دوستان و فعالیت‌های این چنینی تماما به فعالیت‌هایی تبدیل شدند که باید قبل یا بعد از ساعات کاری به آن‌ها می‌پرداختم. هرچند که دراین‌بین نیز ممکن بود استثنائاتی مانند دریافت تماس از یک دوست یا تعمیر خودرو به وجود می‌آمد و من مجبور می‌شدم که در طول روز و بین ساعات کاری به آن‌ها بپردازم، اما این‌ها فقط و فقط استثنا بودند و نه قانون. در تعیین این حدومرزها، من نه‌تنها یک‌زمان کاری اختصاصی ایجاد کردم، بلکه فهمیدم که می‌توانم بعد از ساعات کاری، روی کارهای شخصی‌ام نیز تمرکز کنم.

روزتان را برای موفقیت ساختاربندی کنید

شما می‌توانید با ساختاربندی کردن روز خود به روشی متفاوت از یک روز کاری معمولی، میزان اثرگذاری آن را به حداکثر برسانید. برای مثال، اگر فقط یک روز در هفته یا به‌صورت پراکنده در خانه کار می‌کنید، به‌هیچ‌عنوان هیچ جلسه‌ای را در این روز برگزار نکنید. اگر نمی‌توانید از جلسات اجتناب کنید، حداقل یک نصفه روز را برای کار با تمرکز اختصاص دهید. براساس هر جلسه مورد نیاز و سطح انرژی خود، زمانی را انتخاب کنید که برای شما بهترین است.

سپس یک یا دو آیتم کلیدی که می‌خواهید در طول این زمان به پایان برسانید را مشخص کنید. این آیتم‌ها می‌توانند مواردی باشند که به یک ساعت یا بیشتر کار بدون حواس پرتی نیاز دارند و یا حتی آیتم‌هایی که خلاقیت و تفکر استراتژیک بیشتری را می‌طلبند. همچنین خوب است که ایمیل‌هایتان را در طول این زمان خاموش کنید و یا حداقل برای یک ساعت از آن‌ها دور بمانید. همکارانتان را از زمان‌هایی که مشغول کار هستید و نمی‌توانید به آن‌ها پاسخ دهید آگاه کنید تا از جواب ندادن‌های شما سورپرایز یا نگران نشوند.

با دیگران حد و مرز تعیین کنید


برای اینکه تلاش‌هایتان تداوم داشته باشد، با کسانی که کار کردن شما در خانه را به چشم یک روز معمولی که در خانه استراحت می‌کنید می‌بینند، شفاف و بی پرده باشید. به دوستان، خانواده و دیگران توضیح دهید که روزهایی که شما به صورت ریموت کار می‌کنید، روزهایی برای فعالیت‌های غیرکاری نیستند. برای مثال، اگر با همسرتان در خانه هستید به او بگویید: «من می‌خواهم که از ساعت ۸ تا ۵ بعد از ظهر پشت کامیپوتر باشم. اگر صحبتی هست در وقت ناهار انجام می‌دهیم. به غیر از این ساعات من مشغول هستم.». به صورت معمول وقتی که انتظارات را مشخص می‌کنید و به آن پایبند می‌مانید، افراد محدودیت‌های شما را درک می‌کنند و دیگر فکر نمی‌کنند که شما در دسترس هستید. همچنین توصیه می‌کنم که یک مکان اختصاصی و جدا از دیگران را برای خود درنظر بگیرید تا کسی مزاحمتان نشود.

اما در شرایطی که یک مهمان ناخوانده برایتان می‌آید باید دیپلماتیک رفتار کنید. اگر یکی از همسایه‌ها آمد، دقایقی را به صحبت با او اختصاص دهید، همانند همان دقایقی که یکی از همکارنتان در محیط کار دقایقی سر میز با شما گپ می‌زند. اما به هیچ وجه این همسایه را برای نوشیدن یک فنجان چای یا ادامه بحث به داخل دعوت نکنید. بجای این کار، بگویید «از صحبت کردن با شما بسیار لذت بردم، اما یکسری کار دارم که باید به پایان برسانم» سپس زمانی را به دیدار مجدد با این همسایه در روزها و یا هفته‌های آینده اختصاص دهید. یا اگر صاحبخانه می‌گوید که می‌خواهد یکسری تعمیرات را انجام دهد، بجای اینکه اجازه دهید او زمان را تعیین کند، زمان یا روزی را به او پیشنهاد دهید که برایتان بهترین باشد.

اگر مجبور شدید که در طول روز زمانی را به فعالیت‌های غیرکاری اختصاص دهید، همانند برنامه زمانی خود در دفتر کار، دقیقا مشخص کنید که چقدر زمان در اختیار دارید. برای مثال، اگر خانواده‌تان از شما درخواستی می‌کنند، تخمین بزنید که در طول زمان ناهار می‌توانید چه کارهایی را انجام دهید، سپس فقط به آن متعهد بمانید. برای مثال بگویید «می‌توانم در زمان ناهار به خشکشویی بروم یا شیر بخرم، اما تا بعد از زمان کاری، نمی‌توانم یک خرید مفصل داشته باشم.» یا همچنین می‌توانید این درخواست‌ها را به بخش‌های کوچکتر نیز تقسیم کنید. مثل: «می‌توانم ماشین را امروز به تعمیرگاه ببرم، اما نمی‌توانم تا فردا به شرکت بیمه زنگ بزنم.»

وقتی که محدودیت‌های خود را توضیح می‌دهید، لازم نیست که این کار را به طوری محکم انجام دهید. شما باید همان احترامی که برای زمانتان در مواقع حضور در دفتر کار قائل هستید را برای زمان‌هایی که در خانه کار می‌کنید نیز داشته باشید. همانطور که به زندگی و ارتباط با این انتظارات ادامه می‌دهید، سایر افراد نیز به تدریج آن‌ها را می‌پذیرند و در نهایت می‌بینید که زمان بیشتری را برای کار کردن با تمرکز در اختیار دارید.


متقاعد کردن آسانسوری چیست و چه اصولی دارد؟


وب سایت یادانه: به هر نوع متقاعد کردنی که لازم است در کمترین زمان ممکن انجام شود، در اصطلاح، متقاعد کردن آسانسوری اطلاق می‌شود. متقاعد کردن آسانسوری را با این مثال توضیح می‌دهیم:

فرض کنید پشت درب یک آسانسور، در انتظار پایین آمدن آن هستید. کنار درب آسانسور، شماره‌های مربوط به هر طبقه را می‌بینید که به ترتیب ظاهر می‌شوند. اگر خوب دقت کنید، می‌توانید صدای موتور آن را هم بشنوید.

آسانسور، به ترتیب طبقات مختلف را پشت سر می‌گذارد. ۹، ۸، ۷، ۶، … و سرانجام به طبقه‌ی همکف می‌رسد و صدای توقف آن را می‌شنوید. درب آسانسور باز می‌شود و شما داخل آن می‌شوید. دکمه‌ی طبقه‌ی دوازدهم را می‌زنید و در انتظار بسته شدن درب می‌مانید.

در همین لحظه، ناگهان شخصی از بیرون آسانسور، شما را صدا می‌زند و از شما درخواست می‌کند که درب آسانسور را باز نگه دارید تا او هم بتواند داخل شود. آن شخص داخل می‌شود و دکمه‌ی طبقه‌ی یازدهم را می‌زند. با کمی دقت، متوجه می‌شوید که آن شخص را می‌شناسید!

او همان مدیری است که مدت‌ها در تلاش برای ملاقات با او بوده‌اید تا ایده‌ی تجاری خود را با او در میان بگذارید. حالا برای اولین بار، فرصت پیدا کرده‌اید تا داخل یک آسانسور، او را ملاقات کنید. ممکن است این تنها فرصت شما باشد.

چگونه می‌توانید از این فرصت اندک استفاده کنید تا آن مدیر متقاعد شود روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند؟!

 متقاعد کردن آسانسوری چیست و چه اصولی دارد؟

البته، تقریباً محال است که بتوانید داخل یک «آسانسور»، چنین فرصتی را به‌دست بیاورید. اما همه‌ی ما قطعاً با موقعیت‌هایی مواجه خواهیم شد که مجبور هستیم در یک فرصت بسیار محدود، طرف مقابل خود را متقاعد کنیم. طرف مقابل ما می‌تواند یک مشتری باشد که برای خرید به فروشگاه ما مراجعه کرده است و ما کمتر از ۱ دقیقه فرصت داریم تا نظر او را جلب کنیم.

به هر نوع متقاعد کردنی که لازم است در کمترین زمان ممکن انجام شود، در اصطلاح، متقاعد کردن آسانسوری اطلاق می‌شود.

در ادامه، برای شما شرح خواهیم داد که چگونه می‌توان با استفاده از متقاعد کردن آسانسوری در مذاکرات و فروش به موفقیت رسید.

۸ ثانیه‌ی سرنوشت‌ساز

طبق تحقیقات، مشخص شده است که میانگین زمانی که هر شخص می‌تواند روی یک چیز متمرکز باقی بماند «۸ ثانیه» است.

شما نیز در ابتدای متقاعد کردن آسانسوری خود، فقط ۸ ثانیه فرصت دارید تا بتوانید توجه کامل مخاطب خود را به ادامه‌ی سخنان خود جلب کنید. اگر در این مدت، نتوانید کنجکاوی او را به‌دست بیاورید، کارتان تمام است و به احتمال زیاد، مخاطب شما به بقیه‌ی حرف‌های شما نیز توجهی نخواهد کرد.

خود را معرفی کنید

پس از این‌که توانستید ۸ ثانیه‌ی اول را با موفقیت پشت سر بگذارید، اکنون وقت آن است که خود را معرفی کنید. خیلی سریع از این مرحله گذر کنید و سعی کنید مختصر و مفید سخن بگویید. همیشه این را به‌خاطر بسپارید که مخاطب شما علاقه‌ای به دانستن اطلاعات اضافی و جزئیات بی‌مورد ندارد.

مهم‌ترین چیزی که می‌توانید در این مرحله به آن اشاره کنید، ذکر کردن مزیت‌ها و تفاوت‌های شما نسبت به رقیبان است. این موضوع، موجب حفظ کنجکاوی مخاطب شما خواهد شد و او شما را همراهی خواهد کرد تا بیشتر درمورد این تفاوت‌ها و مزیت‌ها بداند.

وقت ارائه‌ی پیشنهاد اصلی است

اکنون به مرحله‌ای می‌رسید که ذهن مخاطب شما آماده‌ی دریافت پیشنهاد است. در این مرحله، برای مخاطب خود شرح می‌دهید که «تفاوت‌ها» و «مزیت‌ها»ی شما نسبت به رقیبان، چگونه می‌توانند به شکل بهتری به سود او یا شرکت او تمام شوند.

تعهد و ضمانت

اگر پیشنهادی که به طرف مقابل می‌دهید، به اندازه‌ی کافی وسوسه انگیز باشد؛ تقریباً به موفقیت نزدیک شده‌اید. اما، این موضوع را هم نباید فراموش کنید که تمام این مراحل، در مدت زمانی بسیار کوتاه اتفاق افتاده‌اند؛ به احتمال زیاد، طرف مقابل برای اعتماد کردن به شما دچار تردید خواهد شد.

تعهدی که در انتها به طرف مقابل می‌دهید، اطمینان خاطری است برای او که شما به ادعاهای خود پایبند خواهید ماند. این تعهد، می‌تواند ضمانتی باشد برای این‌که اگر نتوانستید به ادعاهای خود عمل کنید، هیچ ضرری متوجه آن شخص یا شرکت نشود. یک تعهد محکم، مخاطب شما را متقاعد خواهد کرد تا جدی‌تر به شما و پیشنهاد شما فکر کند.


فکر کردن مانند یک هکر، برای موفقیت در کار


برترین ها – ترجمه از حمید گنجی: شرکت‌هایی که می‌خواهند در زمینه امنیت سایبری به کارمندانشان کمک کنند باید پایشان را از تمارین ساده‌ای مثل امنیت پسوورد و سایر پروتکل‌های پایه‌ای امنیتی فراتر بگذارند. بهترین روش آموزش کارمندان برای دفاع در مقابل هکرها این است که به آن‌ها یاد بدهید که مانند یک هکر فکر کنند.

اولین قدم این است که بدانید هکر بودن اساسا به چه معناست. در ابتدا باید هر آن چیزی که رسانه‌ها و صنعت سرگرمی در مورد هکرها به شما گفته است را فراموش کنید. رسانه‌ها با استفاده از واژه‌های هک و هکر برای نشان دادن جرائم سایبری، در مورد این عبارات حساسیت‌های عمومی را برانگیخته‌اند. این یک دیدگاه خیلی محدود است.

به روش‌های مختلف، هکرها شهروندان مدل عصر دیجیتال هستند. این افراد ویژگی‌هایی مانند خلاق بودن، مداومت و مجرب بودن را از خود نشان می‌دهند. آن‌ها در شرایط دیجیتال فکر می‌کنند و برای دانستن اینکه فناوری چگونه کار می‌کند کنجکاو هستند. آن‌ها هر مشکلی را به‌عنوان یک فرصت می‌بینند. آن‌ها برای چیزی که به آن باور دارند پافشاری می‌کنند و می‌خواهند که جهان یک مکان امن‌تر باشد.

 

به کارمندانتان آموزش دهید که مانند هکر‌ها فکر کنند

هکرها همچنین یک یا دو مورد از محدودیت‌های فناوری را می‌دانند. آن‌ها به هیچ سیستم کامپیوتری اعتماد ندارند و می‌دانند که هیچ نرم‌افزاری بدون باگ نیست. آن‌ها همچنین می‌دانند اینکه کامپیوترها و نرم‌افزارها کارهای خوب زیادی را انجام می‌دهند، به این معنی نیست که نمی‌توان از آن‌ها برای مقاصد بد نیز استفاده کرد. برای هکرها، نرم‌افزارها می‌توانند کارهایی بیشتر از آن چیزی که برایشان مقرر شده است را انجام دهند و بنابراین هکرها همیشه در کمین آسیب‌پذیری‌های امنیتی هستند.

برای کسانی از ما که قبل از دیجیتالیزه شدن جامعه به دنیا آمده‌ایم، این مفاهیم ممکن است بیگانه باشد. اما برای هکرها، این مفاهیم به‌سادگی کارکرد جهان است.

به همین خاطر است که ترویج اندیشه و ذهنیت هکرها درون سازمان برای شرکت‌های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار است. ترویج چنین ذهنیتی نه تنها می‌تواند دیدگاه کارمندان نسبت به امنیت سایبری را تغییر دهد، بلکه می‌تواند موجب افزایش امنیت در سرتاسر سازمان شود و همچنین به کارمندان کمک می‌کند تا کنجکاو‌تر و مجرب‌تر باشند- دو مهارتی که با رشد هوش مصنوعی اتوماسیون، برای کارمندان بسیار کارگشا خواهند بود. در ادامه روش‌هایی آورده شده است که شرکت‌ها، صرف‌نظر از اندازه، می‌توانند با استفاده از آن‌ها به کارمندان خود یاد دهند که مانند هکرها فکر کنند.

هکاتون‌ها و مسابقات

کارمندانتان را تشویق کنید که به هکاتون‌ها بروند، حتی اگر برای تماشا و یادگیری باشد. چنین رویدادهایی این شانس را به افراد می‌دهد که برای لحظاتی از کارهای روزانه خود فاصله بگیرند و برای حل نوعی از مشکلات خلاقانه فکر کنند و این دقیقا همان چیزی است که «هک کردن» در حول آن شکل گرفته است.

این رویدادها گاهی اوقات به محصول یا کسب‌وکار مرتبط هستند، اما گاهی نیز موضوع و محور آن‌ها ممکن است روی یک چیز کاملا متفاوت متمرکز شده باشد. ایده اصلی در اینجا آن است که افراد کمی فسفر بسوزانند و ماهیچه‌های ذهنی‌شان را به کار گیرند. این رویدادها به افراد کمک می‌کند تا از دیدگاه تونلی و فکر گروهی اجتناب کرده و آن‌ها را وادار می‌کند که خلاقانه‌تر فکر کنند. همچنین باعث می‌شود که افراد با دید بازتر و کنجکاوی به جهان اطراف خود نگاه کنند و این دقیقا همان چیزی است که در قلب سلامت سایبری نهفته است.

اما اگر می‌خواهید کارمندانتان بیشتر در مورد امنیت سایبری بدانند، می‌توانید مسابقات و بازی‌ها را درون سازمان برگزار کرده و کارمندانتان را تشویق کند که کشف کنند جرائم سایبری چگونه اتفاق می‌افتند. شما حتی می‌توانید پا را فراتر گذشته و یک مشکل امنیت کنترل شده را به وجود آورید. چنین شرایطی می‌تواند کارمندان را در شرایط واقعی قرار داده و ذهنیت آن‌ها در مورد امنیت سایبری را به مرحله جدیدی ارتقا دهد.

حادثه و به اشتراک‌گذاری اطلاعات

وقتی‌که یک مورد عمده در صنعتتان اتفاق می‌افتد، تیم‌هایتان را تشویق کنید که یافته‌ها و آنالیزهای خود را به اشتراک بگذارند. این به این معنا نیست که هر شخص باید ده صفحه گزارش بنویسد. هدف در اینجا آن است که شرایط را برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات و بینش‌های کارمندان خود فراهم کنید.

وقتی‌که سیلوهای موجود بین تیم‌ها شکسته می‌شود، یک جامعه و هدف مشترک را خلق می‌کند که در امنیت سایبری یک دفاع قدرتمند است. این رویکرد به شما کمک می‌کند یک نیروی کار هوشیار داشته باشید که برای شناسایی و پاسخ دادن به تهدیدات مشتاق است.

این مورد در هنگام کار با تیم‌های امنیتی نمود و اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. وقتی‌که یک حادثه رخ می‌دهد، آن‌ها باید از یک گروه بزرگ‌تر بپرسند که چه اتفاقی رخ داده و چه پاسخی داده شده است. اگر آسیب‌پذیری‌ها مشخص و رفع شدند، آن‌ها باید با همکاری مهندسان نرم‌افزار، طراحان و مهندسان سعی داشته باشند که از بروز مشکلات مشابه در آینده جلوگیری کنند. وقتی‌که صنایع مورد حملات سایبری گسترده یا آسیب‌پذیری‌ها قرار می‌گیرند، تیم امنیتی باید به طرزی فعال آخرین به‌روزرسانی‌ها و اطلاعات را درون شرکت به اشتراک بگذارد و همچنین با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ به سوالات کسانی که می‌خواهند در این زمینه بیشتر بدانند پاسخ بدهد.

همکاری کردن

کارمندانتان را به دپارتمان‌ها و تیم‌های مختلف بفرستید و از آن‌ها بخواهید که برای مدتی با سایر تیم‌های سازمان همکاری کنند. این رویکرد باعث ایجاد خطوط ارتباطی جدید در سازمان می‌شود و همچنین به تیم‌ها کمک می‌کند که تمامی انواع مشکلات را با دیدگاه‌های تازه حل کنند.

حتی اگر تیم امنیتی شما بهترین تیم امنیتی موجود است، واقعیت این است که تمامی انسان‌ها جایزالخطا هستند. به همین خاطر است که شرکت‌هایی که بیشترین اهداف امنیتی را دنبال می‌کنند گاهی اوقات از خارج از سازمان نیز کمک می‌گیرند و با دعوت از کارشناسان امنیتی مورد اعتماد، بااستعداد و بی‌طرف سعی در کمک به شناسایی آسیب‌پذیری‌های امنیتی دارند.

 شرکت‌ها همچنین می‌توانند در موقع توسعه یک محصول یا ویژگی جدید، پل ارتباطی نزدیکی بین تیم امنیت داخلی و تیم محصول ایجاد کنند. درحالی‌که بخشی از آسیب‌پذیری‌ها به دلیل نقص در کد نویسی ایجاد می‌شوند، برخی دیگر از آسیب‌پذیری‌ها به دلیل عملکردهای پنهانی است که در طراحی وجود داشته است. استفاده از تیم‌های امنیتی در کنار تیم محصول کمک ‌کند تا قبل از اینکه آسیب‌های جزیی به آسیب‌هایی جدی تبدیل شوند، آن‌ها را شناسایی و حل کرد.

اگر به سال‌ها و دهه‌های آینده نگاه کنید، می‌بینید که همه ما باید مانند هکرها فکر کنیم. وقتی‌که یک ذهنیت هکری را به وجود می‌آورید، پیشرفت‌های سریع در صنعت کامپیوتر و فناوری نمی‌تواند به شما آسیبی وارد کند. در عوض، شما این پیشرفت‌ها را با جان دل می‌پذیرید و از توانایی‌های آن برای تبدیل جهان به یک جای بهتر و امن‌تر استفاده می‌کنید. مزیت این موضوع فقط برای امنیت نیست، بلکه برای کسب‌وکار نیز هست.