Tag Archives: گاه

رهبران موفق هیچ‌ گاه این جملات را به کار نمی‌برند


برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: به عنوان یک رهبر، کلمات شما قدرتمند هستند. سعی کنید از آن ها به شیوه درست استفاده کنید.

انگیزه دادن و روحیه دادن به افراد یکی از مهم ترین وظایف شما به عنوان رهبر است، و کلماتی که بیان می کنید (و اینکه چگونه آن ها را بیان می کنید) قوی ترین ابزار شما است. اگر می خواهید رهبری عالی باشید، عباراتی است که هرگز نباید به زبان بیاورید.

این ها هفت عبارتی هستند که بهتر است آن ها را به طور کامل از فرهنگ لغات خود حذف کنید:

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۱٫ «هیچ مشکلی وجود ندارد، تنها فرصت ها وجود دارد.»

بله، مشکل ها به وجود می آیند، و انکار کردن آن ها باعث برطرف شدنشان نمی شود. با اینکه این جمله اغلب استفاده می شود تا اعضای تیم تشویق شوند که خلاقانه تر فکر کنند، در عین حال می تواند این پیام را برساند که وقتی چالش های واقعی به وجود می آید رهبر تیم تمایلی به گوش کردن ندارد. این جمله، رهبر را غیر قابل دسترس و ضعیف نشان می دهد.

راه حل: همیشه تمایل به شنیدن حرف های کارکنان خود داشته باشید، و اطمینان حاصل کنید که آن ها نسبت به این موضوع آگاه باشند. نتیجه این خواهد بود که کارکنان تمایل بسیار بیشتری خواهند داشت که با چالش ها مواجه شوند و راهکارهایی را به شما ارائه دهند.

۲٫ «هیچ کاری را بدون مطرح کردن با من انجام ندهید.»

اگر کسی تازه کار نباشد، مدیریت ذره بینی (مایکرومنجمنت) هر قدم او نه تنها جلوی رشدش را می گیرد، بلکه برای رهبر نیز به همان اندازه بازدهی را پایین می آورد. زمانی که رهبران همه کار را مدیریت ذره بینی کنند، فرایند را در تنگنا قرار می دهند و روحیه کارکنان را تضعیف می کنند. کارکنان زمانی بهره وری دارند که کاری معنادار داشته باشند و منابع و اختیار لازم برای انجام کار خود را در اختیار داشته باشند.

راه حل: به جای مدیریت ذره بینی، انتظارات را از قبل روشن کنید، بررسی کنید که کارکنان از توانایی و مهارت مناسب برخوردار باشند، و فیدبک ها در مورد نحوه عملکرد آن ها را دنبال کنید. هدف این است که افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید و آن ها را قادر سازید که به موفقیت برسند.

۳٫ «هیچ خبر بدی را پیش من نیاور.»

گفتن این حرف ها به کارکنان باعث نمی شود که اخبار بد ناپدید شود، ولی باعث می شود که رهبر نتواند به موقع متوجه مشکل شود تا آن را مدیریت کند. همیشه بهتر است که مشکل را وقتی کوچک است حل کنید تا اینکه به قدری صبری کنید که هزینه بر شود یا اینکه تصویر بدی از سازمان در جامعه ارائه دهد.

راه حل: محیطی ایجاد کنید که در آن کارکنان تشویق شوند تا مشکلات را وقتی که ظاهر می شوند بیان کنند، تا بتوان آن مشکلات را حل کرد.

۴٫ «این مسئله شخصی نیست، کسب و کار همین است.»

کسب و کار به طور کامل در مورد روابط است، و روابط شخصی هستند. کارکنان اکثر وقت کاری خود را سر کار سپری می کنند. رهبرانی که احساسات آن ها را نادیده می گیرند باعث به وجود آمدن خشم و کینه می شوند و کار سختی برای رسیدن به اهدافشان خواهند داشت.

راه حل: فرهنگی ایجاد کنید که در آن کارکنان بدانند که شما شور و شوقی برای کار دارید، ولی در عین حال به آدم ها نیز اهمیت می دهید. با برخورد با آن ها به شکلی که می خواهند با آن ها به آن شکل رفتار شود، نشان دهید که بهشان احترام می گذارید.

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۵٫ «ما نیاز به هیچ ایده دیگری نداریم.»

رهبران اغلب ایده های خلاقانه را رد می کنند نه به خاطر اینکه آن ایده ها پتانسیل موفق شدن را ندارند، بلکه به این خاطر که آن ها ظرفیت مواجهه با ترس، عدم قطعیت و اضطراب که از حمایت از ایده ای ناشی می شود که ممکن است نوآورانه باشد ولی دارای ریسک بالقوه مثل ضرر یا قضاوت منفی از سوی رئیسشان است را ندارند. هر چه باشد، اگر رهبران از ایده ای اثبات نشده حمایت کنند و آن ایده با شکست مواجه شود، آن ها باور دارند که خودشان نیز با شکست مواجه خواهند شد. نتیجه ناخواسته این است که سازمان بدون انبوهی از ایده های خلاقانه (و بعضی وقت ها پر ریسک) دچار رونق و پیشرفت نمی شود.

راه حل: از ایده ها و شیوه های تفکر نو با روی باز استقبال کنید. ایده های کارکنان را جدی بگیرید، و از شخصی بی طرف که به او اعتماد دارید بخواهید که ارزیابی کند یک ایده جدید را چگونه می توان از طریق تغییرات در استراتژی یا فرایند اجرا کرد.

۶٫ «من هیچ وقفه ای در کارم نمی خواهم.»

رهبران بارها با وقفه مواجه می شوند. شما نیاز به زمان برای برنامه ریزی و فکر کردن دارید، ولی اگر درِ اتاق شما همیشه بسته باشد و کارکنان هیچ وقت نیایند تا شما را اوضاع باخبر کنند، احتمالاً به این خاطر است که پیام شفاف است: شما بیش از اندازه سرتان شلوغ است که کسی مزاحمتان شود. نکته منفی اینجاست که شما متوجه نمی شوید اوضاع به چه شکل در جریان است و چه چیزی نیاز به راهنمایی شما دارد.

راه حل: کاری که انجام می دهید را متوقف کنید، از پشت کامپیوتر خود بلند شوید و واقعاً به افراد خود گوش دهید. وقتی که لازم است وظیفه ای مهم را حتماً به انجام برسانید و زمان برای گوش کردن ندارید، سعی کنید بگویید «من واقعاً می خواهم به این موضوع گوش دهم چون که موضوع مهمی است. لطفاً یک ساعت دیگر بیا تا بتوانم تمام تمرکز خودم را به آن معطوف کنم.» به این شکل، شما آگاه باقی خواهید ماند و همچنان می توانید کارهایی که برای تکمیلشان به بازه زمانی طولانی تری نیاز دارید را نیز انجام دهید.

۷٫ «شکست جزء گزینه های ما نیست.»

رهبرانی که از این فلسفه استفاده می کنند ترس و اضطراب را به کارکنان خود القا می کنند چون که کسی اجازه اشتباه ندارد. هیچ کس نمی تواند هیچ ریسکی کند یا اینکه هیچ کار جدیدی را امتحان کند چون که همیشه مجبور هستند کارهای مطمئن تر را انجام دهند. این بهترین راه برای رهبران است تا فرهنگی راکد ایجاد کنند و شرکتی بسازند که نمی تواند در بازار رقابت کند. شکست واقعاً ابزاری آموزنده است که چیزی مهم تر را برای ما به ارمغان می آورد.

راه حل: اطمینان حاصل کنید تا کارمندان شما بدانند که شکست نابود کننده نیست. هدف این است که اشتباهات را به سرعت کشف کنیم، آن ها را اصلاح کنیم و به جلو حرکت کنیم. اگر شما منتظر کارهای بی عیب و نقص بمانید، هیچ وقت چیز جدیدی را شروع نخواهید کرد. شکست واقعی، ترس از توسعه ایده ای تا پیش از بی عیب و نقص شدن آن است.


بریوف A-۵۰U؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه


وب سایت گجت نیوز – رضا موسوی: از جمله مهم‌ترین هواپیماهای روسی حاضر در سوریه می‌توان به هواپیمای آواکس بریوف A-50U اشاره کرد که چشم تیزبین روس‌ها در آسمان سوریه است و می‌تواند تمامی تحرکات دشمن را زیر نظر بگیرد.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

بریوف A-50U نام یک هواپیمای پیش اخطار و کنترل هوابرد یا همان آواکس ساخت روسیه است که اولین پروازش را در سال ۲۰۱۱ انجام داد و اولین فروند آن نیز در سال ۲۰۱۳ به نیروی هوایی روسیه تحویل داده شد. A-50U نمونه ارتقا یافته از نمونه قدیمی‌تر A-50M است که به سیستم‌های الکترونیکی دیجیتال و کامپیوترهای قوی‌تر مجهز شده است. بریوف A-50 در اصل همان هواپیمای ترابری راهبردی روسی ایلوشین Il-76MD است که یک رادار و سیستم‌های مورد نیاز هواپیماهای آواکس به آن اضافه شده است.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

روسیه در حال حاضر سه فروند A-50U دارد که دست کم یکی از آن‌ها در سوریه است. این هواپیماها یک رادار به نام اِشمل-ام با دو آنتن بزرگ دارد که همگی در یک پوشش دیسکی شکل به قطر ۱۱ متر بالای بدنه قرار دارند. آنتن‌های این رادار گردان بوده و در هر دقیقه ۶ بار می‌چرخند تا یک پوشش سراسری فراهم آورده و تمامی جهت را با رادار خود پویش کند.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

اشمل-ام یک رادار قدرتمند است که بیشینه برد جستجوی آن در حالت پویش آسمان ۶۰۰ کیلومتر و در حالت پویش سطح نیز ۳۰۰ کیلومتر است. البته ناگفته نماند هدفی همچون یک هواپیمای جنگنده و یا یک ناوشکن در این بردها کشف نمی‌شود و این اعداد بیانگر بیشینه توان رادار هواپیماست. این رادار همچنین می‌تواند در حالت ترکیبی نیز کار کرده و همزمان آسمان و سطح را پویش کند که البته در این حالت برد پویش کاهش می‌یابد.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

آواکس A-50 به همراه دو فروند جنگنده رهگیر نسل ۴ روسی میگ-۳۱

رادار اشمل-ام می‌تواند ۳۰۰ هدف را به صورت همزمان دنبال کرده و با ۴۰ عدد از آن‌ها به صورت همزمان درگیر شود. البته این هواپیما مسلح نیست و منظور از درگیر شدن این است که جنگنده‌های خودی را به سمت آنان هدایت می‌کند. این هواپیما همچنین قابلیت تشخیص دوست از دشمن را داشته و می‌تواند ارتباطات رادیویی را نیز رمزنگاری کند.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

این هواپیما نقش مدیریت نبرد را نیز بر عهده داشته و می‌تواند همزمان ۱۰ تا ۱۲ جنگنده (یک اسکادران) را مدیریت کند؛ برای مثال به هر هواپیما می‌گوید که با کدام هدف درگیر شود. بریوف A-50U برای دفاع از خود به سیستم جنگ الکترونیک مجهز است و با استفاده از آن در کار موشک و رادارها اخلال ایجاد می‌کند.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

آواکس بریوف A-50U دارای پیوستگی پروازی ۷٫۵ تا ۱۱ ساعت است که البته با سوخت‌گیری هوایی افزایش نیز می‌یابد. این هواپیما ۱۵ خدمه دارد که عبارت‌اند از دو خلبان، یک افسر ناوبری، یک مهندس پروازی و یک متخصص ارتباط رادیویی که این افراد مسئول پرواز با هواپیما، هدایت و دیگر امور مربوطه به هواپیما هستند. دیگر اعضای خدمه نیز سه افسر رادار، سه افسر ناوبری و هدایت‌گر و سه مهندس هستند که وظیفه این سه گروه کار با سیستم‌های راداری و همکاری با دیگر نیروهای خودی است.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

آواکس بریوف A-50U در همکاری با سامانه پدافند هوایی موشکی روسی S-400 ارتش روسیه می‌تواند یک تیم بسیار قدرتمند را تشکیل دهد و به پدافند در امر هدف یابی و کنترل آتش کمک کند. در حمله موشکی پیشین نیروی دریای آمریکا به پایگاه هوایی شعیرات سوریه، ۵۹ موشک کروز آمریکایی تاماهاوک (Tomahawk) از ۷۰ کیلومتری پایگاه هوایی حمیمیم که S-400 روسی در آن مستقر است گذر کردند، بی آن‌که S-400 قادر به سرنگونی آنان باشد. البته در صورت توانمندی نیز احتمالا روس‌ها به دلایل سیاسی از انجام این کار خودداری می‌کردند.

هواپیمای بریوف A-50U ؛ تکیه گاه اصلی نیروی هوایی روسیه در سوریه

آواکس بریوف A-50U که کمتر از ۱ ماه پیش به سوریه اعزام شده است، می‌تواند موشک‌های کروز که در ارتفاع پایین پرواز می کنند را نیز پیدا کرده و اطلاعات آن را به پدافند هوایی منتقل کند تا پدافند با آن‌ها درگیر شود. در صورت حمله موشکی دوباره توسط آمریکا، اگر بریوف A-50U در آسمان آن منطقه باشد می‌تواند موشک‌های تاماهاوک را چندین کیلومتر قبل از رسیدن به هدف پیدا کند. البته اینکه اینبار روس‌ها موشک را سرنگون کنند یا خیر مشخص نیست و تماما جنبه سیاسی دارد.


هیچ گاه برای ثروتمندشدن دیر نیست


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: می خواهم چیزی را در مورد خودم به شما بگویم که امیدوارم بتواند انگیزه بخش شما در زندگی باشد. واقعیت این است که من اولین چک یک میلیون دلاری ام را زمانی دریافت کردم که ۵۱ سال سن داشتم. هیچ گاه برای میلیونر شدن دیر نیست. اگر این مسئله را در نظر داشته باشید که من در ۲۱ سالگی از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شدم، متوجه می شوید که ۳۰ سال طول کشید تا بتوانم دانش، ارتباطات و تجربه ام را به چنین مبلغ پولی تبدیل کنم. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. شما چگونه رهرویی هستید؟ چه کاری می توانید در زندگی انجام دهید تا نگرش میلیونر شدن را در خود ایجاد کنید؟ می خواهم به شما بگویم که امروزه، با وجود حجم زیاد اطلاعات رایگان در اینترنت، دیگر نیازی نیست که ۳۰ سال صبر کنید. چهار چیزی که برای میلیونر شدن به آن نیاز دارید.

 

۱٫ ذهنیت میلیونر شدن را در خود ایجاد کنید.

در وهله اول باید باور داشته باشید که به سادگی می توانید میلیونر شوید. باور در نتیجه انتخاب هایمان ایجاد می شود. تمام باورها و عقاید درواقع نوعی فکر هستند. افکاری که آنقدر به آنها فکر می کنید و فکر می کنید و فکر می کنید که دیگر حتی متوجه نمی شوید که آنها نیز زمانی افکار خودآگاه شما بوده اند، بلکه آنها را واقعیت می پندارید. اما شما می توانید عقاید خود را تغییر دهید. برای تقویت کردن باورهای خود باید هر روز جملات مثبت و انگیزه بخشی را برای خود تکرار کنید:

«من از اینکه هر سال یک میلیون دلار درآمد دارم، خوشحالم و خدا را شکر می کنم.»
«من از اینکه دارایی خالص دو میلیون دلاری (یا هر چقدر که می خواهید) دارم، خوشحال و قدردان هستم.»

«من خوشحالم که مانند میلیونرها زندگی می کنم.»

 

هیچ گاه برای ثروتمندشدن دیر نیست
اگر این جملات مثبت را بارها و بارها پیش خود تکرار کنید، به باور جدیدی دست پیدا می کنید و آن را حقیقت می پندارید. آن زمان است که ضمیر ناخودآگاه تان نیز شروع به کمک کردن به شما خواهدکرد.

۲٫ هدفی را که از میلیونر شدن دارید، به خوبی بشناسید.

 

دومین کاری که باید انجام دهید این است که بدانید میلیونر شدن چه معنایی برای شما دارد. این کار تمرکز شما را به خوبی حفظ می کند. آیا هدفتان امنیت است؟ یا آزادی؟ قدرت؟ پرستیژ اجتماعی؟ سفر کردن به هر نقطه ای از دنیا که دلتان می خواهد؟ انسان دوستی؟ توانایی ایجاد تفاوت در زندگی اطرافیانتان؟ سرمایه گذاری؟ مالکیت یک یا دو خانه یا ویلایی در شهری که دوست دارید؟ میلیونر شدن هم معنایی که برایتان داشته باشد، باید مطمئن شوید که آن را روی کاغذ بیاورید و دقیقا بدانید که چرا می خواهید میلیونر شوید. میلیونر شدن برای من به معنای داشتن خانه بزرگ و خودرو نبود.

 

من این چیزها را دارم، اما هدف واقعی ام این بود که آنقدر آزادی مالی داشته باشم تا بتوانم نگرش هایم را دنبال کنم و زندگی معناداری را برای خودم بسازم، بتوانم منابع علمی کافی به دست آورم، کارمندانی را استخدام کنم، تجهیزات الکترونیکی لازم برای سمینارهایم را داشته باشم، بتوانم سالن کنفرانس اجاره کنم و هزینه تبلیغات را بپردازم. تمام چیزهایی که می خواستم، در جهت نگرشم مبنی بر تغییر دادن دنیا بود. می خواستم به مردم انگیزه و توانایی لازم برای رسیدن به بالاترین استانداردهایشان را بدهم تا دنیا را به جای بهتری تبدیل کنند.
مطمئن شوید که به خوبی هدف خود را از میلیونر شدن بشناسید، چرا که این شناخت به بزرگ ترین انگیزه شما تبدیل خواهدشد. این هدف درواقع احساسی است که می خواهید به دست بیاورید و تاثیری است که می خواهید روی زندگی خود یا دیگران بگذارید.

 

به همین دلیل هدفتان بسیار بسیار اهمیت دارد. پیشنهاد می کنم که یک قاب عکس را روی دیوار اتاقتان نصب کنید و داخل آن را با عکس هایی مرتبط با سیک زندگی مورد علاقه تان در هنگام میلیونر شدن، لغات انگیزه بخشی مانند «فراوانی»، «موفقیت، «آزادی مالی»، «مسافرت به دور دنیا»، «توانایی نامحدود» و «کمک به دیگران» یا تجربیات احتمالی آینده تان بچسبانید. کار ساده ای است. حتی می توانید این کار را روی یخچال و به کمک چند آهن ربا نیز انجام دهید.

۳٫ منطقه آسایش مالی تان را تغییر دهید.


همه ما ترموستاتی برای مسائل مالی مان داریم. زمانی که به سطح مشخصی از درآمد دست پیدا می کنیم، این ترموستات خاموش می شود. به عنوان مثال منطقه آسایش مالی برای برخی از مردم ۷۵ هزار دلار در سال است. آنها تا زمانی که ترموستات مالی خود را خاموش نکنند، نمی توانند پول بیشتری به دست آورند. باید ترموستات مالی تان را ری ست کنید. می خواهم داستانی را در این مورد برای تان تعریف کنم. چهل سال پیش شغلی را در موسسه ای آموزشی در لس آنجلس به دست آورده بودم. مدیر آن شرکت به من گفت که می خواهد برود و چند لباس بخرد و اگر مایل باشم، می توانم با او بروم. به فروشگاهی به نام Allandale در وست لیک، کالیفرنیا رفتیم که ارزان ترین پیراهن در آنجا حدود ۱۰۰ دلار قیمت داشت. مدیر شرکت پیراهن هایی با قیمت ۱۵۰ دلار خرید. من هیچ گاه پیراهنی گران تر از ۲۸ دلار نخریده بودم.

 

خرید پیراهن صد دلاری به معنای خروج از منطقه آسایش دلاری ام بود. نمی خواستم که جلوی مدیرم خرید نکنم، پس پیراهنی خریدم که ۱۴۸ دلار برایم آب خورد. هیچ وقت فراموش نمی کنم. به خانه برگشتم. پوشیدمش و وقتی کثیف شد، به خشکشویی فرستادمش. مدتی بعد متوجه شدم که این پیراهن به انتخاب اول من تبدیل شده است، چون کیفیت بهتری داشت، زیبا دوخته شده بود و شیک به نظر می رسید. طبیعتا من هم با این پیراهن احساس خیلی بهتری داشتم. خیلی زود منطقه آسایش مالی ام در زمینه خرید لباس تغییر کرد. دیگر پیراهن های ۳۸ دلاری نمی خریدم و استاندارد قیمتی ام به ۱۵۰ دلار تغییر کرده بود. تغییر منطقه آسایش باعث شد که احساس کاملا متفاوتی نسبت به خودم پیدا کنم و دیگر با پوشیدن لباس های ارزان قیمت احساس خوبی نداشته باشم. مناطق آسایش نقاط بسیار قدرتمندی هستند اما شما می توانید با تصویرسازی، تایید و اقدام به عمل آنها را تغییر و ارتقا دهید.

۴٫ دقیقا تصمیم بگیرید که در زندگی چه چیزی می خواهید.


در نهایت شما باید تصمیم بگیرید که چه مقدار پول در زندگی تان می خواهید؛ درآمد خالص سالیانه، سود خالص کسب و کار، دارایی خالص، درآمد حاصل از سرمایه گذاری و میزان پول مورد نیاز برای بازنشستگی. باید باور داشته باشید که می توانید به این مبالغ دست پیدا کنید، پس مبلغ مشخصی را بیان کنید. برای اینکه بتوانید تمرکز خود را حفظ کنید، دوباره باید از جملات مثبت انگیزشی استفاده کنید: «از اینکه می بینم هر سال مبلغ یک میلیون دلار درآمد دارم، خوشحال و قدردان هستم.»

بعد از اینکه جملات مثبتی را با استفاده از مبالغ مورد نظرتان ساختید، هر روز صبح و شب چند دقیقه را به تکرار این جملات اختصاص دهید. چشمانتان را ببندید و آن را تجسم کنید. خود را در حالتی تصور کنید که به اهداف خود دست پیدا کرده اید. چه احساسی دارید؟ زندگی تان چگونه است؟ همه را با جزییات در ذهن خود به تصویر بکشید. کجا هستید؟ چه کسی با شماست؟ چه چیزی می گویید و می شنوید؟ چه احساسی دارید؟ شادی؟ قدردانی؟ غرور؟ قدرت یا دست و دلبازی؟

دست به کار شوید.


هر روز به خود یادآوری کنید که چه چیزی می خواهید داشته باشید و چه کاری می خواهید انجام دهید و سپس برای رسیدن به آن جایگاه هر کاری را که لازم است، انجام دهید و به شدت تلاش کنید. نکات و تصاویر انگیزه بخش را روی آینه، یخچال یا روی میز کارتان قرار دهید. حتی می توانید از آن عکس بگیرید و روی پس زمینه کامپیوترتان قرارش دهید.