Tag Archives: یا

تقابل مایکروسافت و اپل؛ سرفیس بوک ۲ یا مک بوک پرو ۱۵؟


برترین ها – حمید گنجی: اگر نگاهی به بازار لپ‌تاپ‌های پریمیوم داشته باشید، متوجه می‌شوید که فقط تعداد کمی از لپ‌تاپ‌های این رده شاید بتوانند عملکردی بهتر از مک بوک پرو ۱۵ اینچی اپل را ارائه دهند. اما رقابت کردن با کیفیت ساخت محصولات اپل و تجربه مهندسی این کمپانی برای هر شرکت دیگر قطعا سخت خواهد بود. مک‌بوک پرو ۱۵ اینچی ممکن است که گران باشد، اما به‌عنوان دستگاه لاکچری رقبای کمی دارد و یکی از همین رقبا را می‌توان سرفیس بوک ۲ از کمپانی مایکروسافت دانست.

سرفیس بوک ۲ طراحی یکدستی دارد، باکیفیت است و تمامی بخش‌های آن مانند مک‌بوک پرو ۱۵ اینچی بر اساس مهندسی دقیق ساخته شده‌اند. سرفیس بوک را می‌توان نقطه اوج سخت‌افزار مایکروسافت دانست و شاید این دستگاه به حدی زیبا و جذاب باشد که بتواند برخی از کاربران پروپاقرص سیستم‌عامل MacOS را دلباخته خود کند. در این مطلب از مجله برترین‌ها قصد داریم نگاهی دقیق به مشخصات این دو دستگاه داشته باشیم و مک بوک پرو ۱۵ اینچی و سرفیس بوک ۲ را از منظرهای مختلف با هم مقایسه کنیم.

طراحی

 

برنده: سرفیس بوک ۲

در همین ابتدای کار باید بگوییم که اگر این محصول را کنار هم قرار دهید، متوجه طراحی بسیار زیبای هردو آن‌ها خواهید شد. مک بوک پرو نمونه‌ای از ظرافت و سادگی و پیشرفت هنری لپ‌تاپ‌های سنتی است و از سوی دیگر سرفیس بوک ۲ محصولی از آینده را نوید می‌دهد.

 

 مقایسه لپ تاپ های سرفیس بوک و مک بوک

طراحی هردو دستگاه محکم و قابل‌اطمینان است. در طراحی مک بوک پرو ۱۵ اینچی از یک قطعه یکپارچه آلومینیومی استفاده شده است و مایکروسافت نیز با تکرار همین شیوه طراحی، منیزیم را جایگزین آلومینیوم کرده است. در هر دو دستگاه‌ها لولاهای قوی و پایدار یافت می‌شود و هیچ دلیلی برای نگرانی در این مورد وجود ندارد. کیفیت ساخت هردو دستگاه نیز در نوع خود بی‌نظیر است.

یکی از تفاوت‌های مک بوک پرو ۱۵ اینچی و سرفیس بوک ۲ این است که از نوبرانه مایکروسافت می‌توان به‌عنوان یک تبلت نیز استفاده کرد. در چنین حالتی، سرفیس بوک کاملا از قلم مخصوص استایلوس و Surface Dial پشتیبانی می‌کند. این تطبیق‌پذیری به این معناست که سرفیس بوک ۲ هر طور که شما بخواهید کار می‌کند. این محصول از مایکروسافت کاملا منطبق بر نیازهای شماست و می‌تواند تجربه‌ای عالی از دسکتاپ و لپ‌تاپ را ارائه دهد.

در پایان این بخش باید بگوییم که هرچند هردو دستگاه در زمینه طراحی و مهندسی تقریبا شانه‌به‌شانه هم حرکت می‌کنند، اما ما سرفیس بوک ۲ را برنده بخش طراحی معرفی می‌کنیم. طراحی هوشمندانه این دستگاه به شما اجازه می‌دهد تا کارهایی را انجام دهید که از پس مک بوک پرو ۱۵ اینچی اپل برنمی‌آید.

سخت‌افزار

 

برنده: سرفیس بوک ۲

در زمینه سخت‌افزار و حداقل بر اساس آمار، مک بوک پرو ۱۵ اینچی دست برتر را از سرفیس بوک ۲ دارد. بر اساس اطلاعات مرکز بنچمارک‌گیری Geekbench، مک‌بوک پرو اپل در پردازش تک هسته‌ای و چندهسته‌ای به ترتیب موفق به دریافت امتیازات ۴٫۶۴۴ و ۱۵٫۶۶۵ شده است. سرفیس بوک نیز در پردازش تک هسته‌ای و چندهسته‌ای موفق شد تا امتیازاتی برابر با ۴٫۵۴۷ و ۱۳٫۹۰۰ را به دست آورد.

اما این اعداد و ارقام در عمل به چه معنا هستند؟ اگر بخواهیم بر اساس این اعداد و ارقام قضاوت کنیم، باید بگوییم که نوبرانه‌های اپل و مایکروسافت در کارهای روزمره تقریبا عملکردی مشابه هم دارند. پردازنده مک‌بوک پرو، باوجود قدیمی بودن، به نسبت سرفیس بوک ۲ سریع‌تر است، زیرا به‌گونه‌ای طراحی شده است تا بتواند از قدرت بیشتری استفاده کند.

اما در زمینه پردازش گرافیکی، این سرفیس بوک ۲ است که گوی رقابت را از اپل می‌رباید. مک بوک پرو ۲ باوجود گران‌تر بودن، اما به کارت گرافیکی مجهز شده است که نمی‌تواند با کارت گرافیک GTX 1060 موجود در سرفیس بوک ۲ رقابت کند.

کارت گرافیک GTX 1060 نه‌تنها از رقیب اپلی خود سریع‌تر است، بلکه همراهی ۶ گیگابایت رم و پردازنده AMD Radeon Pro 560’s 4GB قدرت محصول مایکروسافت را دوچندان می‌کند. بنابراین ازلحاظ قدرت گرافیکی باید گفت که سرفیس بوک ۲ می‌تواند قدرت پردازش گرافیکی بیشتری را به دست دهد. بنابراین سرفیس بوک ۲ را برنده این بخش اعلام می‌کنیم.

نمایشگر

 

برنده: مک‌بوک پرو ۱۵ اینچی 

وقتی در مورد نمایشگر دستگاه‌های الکترونیکی صحبت می‌کنیم، کمتر شرکتی می‌تواند رقیب اپل در این حوزه شود. محصولات اپل از صفحه‌نمایشی شیشه‌ای و صاف با وضوح و عمق خارق‌العاده بهره می‌برند که تعداد کمی از شرکت‌ها قادر به ساخت و استفاده از چنین نمایشگرهایی هستند. البته از کیفیت بالای نمایشگر سرفیس بوک ۲ نیز نمی‌توان به‌راحتی گذشت و رقابت بین این دو محصول ممکن است که بسیار نزدیک باشد. اگر به کنتراست نمایشگر، تفاوت بین تاریک و روشن‌ترین بخش نمایشگر، نگاهی بی اندازید، می‌بینید که سرفیس بوک ۲ در این زمینه نسبت به مک بوک پرو ۱۵ اینچی برتری دارد و این خارق‌العاده است.

 

 مقایسه لپ تاپ های سرفیس بوک و مک بوک

سرفیس بوک ۲ در تست کنتراست ما توانست به نرخ ۱,۴۱۰:۱ دست یابد. این رقم برای مک بوک پرو ۱۵ اینچی رقمی برابر با ۹۱۰:۱ بود. هر دو این نمرات در نوع خود عالی هستند و نمایشگرهای این محصولات می‌توانند تجربه‌ای عالی را به کاربران ارائه دهد. اما در زمینه کنتراست نمایشگر باید سرفیس بوک ۲ را برنده اعلام کنیم. اما مقایسه نمایشگرها هنوز به پایان نرسیده است و باید ببینیم که این دو محصول در زمینه پهنه رنگی و دقت رنگ چه عملکردی را از خود نشان می‌دهند.

در زمینه پهنه رنگی نمایشگر، مک بوک پرو ۱۵ اینچی را باید برنده بدانیم. لپ‌تاپ اپل توانست در تست طیف AdobeRGB، درصدی معادل ۹۱ درصد را به خود اختصاص دهد، در حالی که این میزان برای سرفیس بوک ۲ تنها ۷۱ درصد بود. نمایشگرهایی که اپل در محصولاتش استفاده می‌کند اساسا نمایشگرهایی حرفه‌ای هستند و طبیعی است که دقت رنگ در آن‌ها نیز بالا باشد. در تست‌هایی که ما انجام دادیم، درصد خطای رنگی مک بوک پرو ۱۵ اینچی تنها ۰٫۶۱ بود که در نوع خود بی‌نظیر است. هر نمره‌ای پایین‌تر از ۱٫۰ تقریبا با چشم غیرمسلح غیرقابل‌دیدن است.

اما نمره خطای رنگی سرفیس بوک ۲ برابر با ۳٫۹۶ بود. رنگ‌ها در نمایشگر این محصول زنده هستند اما این زنده بودن رنگ‌ها کمی بیش‌ازحد معمول است. با نمره‌ ۳٫۹۶، نمایشگر سرفیس بوک ۲ مشکلاتی دارد که حتی با چشم غیرمسلح نیز قابل‌دیدن هستند.

قابلیت حمل

 

برنده: سرفیس بوک ۲ 

قابلیت حمل دستگاه‌های مختلف را باید از دو جنبه مدنظر قرار داد: شکل دستگاه و عمر باتری. در فاکتور شکل دستگاه، اندازه و وزن نقشی مهمی در چگونگی حمل ایفا می‌کنند. وقتی که لپ‌تاپ خود را در یک کوله‌پشتی حمل می‌کنید، به‌خوبی این دو فاکتور را احساس خواهید کرد. بنابراین تا به اینجای کار باید مک بوک پرو ۱۵ اینچی را برنده بدانیم. این لپ‌تاپ از سرفیس بوک ۲ سبک‌تر و نازک‌تر است. به‌واسطه همین ضخامت و سبکی، حمل مک بوک پرو ۱۵ اینچی تا حدودی از سرفیس بوک ۲ راحت‌تر است.

اما همان‌طور که گفتم، عمر باتری نیز یکی دیگر از فاکتورهایی است که باید به آن توجه کرد. در زمینه عمر باتری، سرفیس بوک ۲ را باید برنده بدانیم. زیرا مک بوک ۱۵ اینچی فقط به یک عدد باتری در زیر صفحه‌کلید مجهز شده است، درحالی‌که سرفیس بوک ۲ علاوه بر باتری حجیم زیر صفحه‌کلید، به یک باتری در نمایشگر، برای استفاده تبلتی، نیز مجهز است. باتری‌های سرفیس بوک ۲ درمجموع ۹۰ وات‌ساعتی هستند، درحالی‌که ظرفیت باتری مک بوک ۱۵ اینچی اپل ۷۶ وات‌ساعت است.

بر اساس تخمین شرکت‌های سازنده، مک بوک پرو می‌تواند تا حدود ۱۰ ساعت وبگردی را تضمین کند. در تست‌هایی که ما انجام دادیم، سرفیس بوک ۲ توانست به رکورد خارق‌العاده ۱۵ ساعت وبگردی نیز دست یابد. بنابراین برنده این بخش را باید سرفیس بوک ۲ اعلام کنیم. زیرا که ۵ ساعت عمر باتری بیشتر شاید تا حدود زیادی بتواند وزن سنگین‌تر سرفیس بوک ۲ را پوشش دهد.

نرم‌افزار

 

برنده: مک بوک پرو ۱۵ اینچی و سرفیس بوک ۲ 

نکته‌ای که در مورد مقایسه مک او اس و ویندوز وجود دارد این است که این دو سیستم‌عامل هرکدام طرفداران مخصوص به خود را دارند و نمی‌توان یکی را از دیگری برتر دانست. این روزها اکثر نرم‌افزارها، به‌جز بازی‌‌ها، برای هر دو سیستم‌عامل در دسترس هستند. هر دو این پلتفرم‌ها را باید سریع، مدرن و شیک بدانیم و هرکدام از این دو مزایا و معایب مخصوص به خود را دارند.

 

 مقایسه لپ تاپ های سرفیس بوک و مک بوک

ازآنجایی‌که این روزها امکان نصب ویندوز روی دستگاه‌های مک نیز فراهم شده است، تقسیم‌بندی و مقایسه این دو سیستم‌عامل از اهمیت چندانی برخوردار نیست و بر اساس اولویت‌های خود می‌توانید به سراغ یکی از این دو یا حتی هردوی آن‌ها بروید. هرکاری که MacOS High Sierra بتواند انجام دهد، از پس آپدیت Fall Creators ویندوز ۱۰ نیز برمی‌آید. سیستم‌عامل High Sierra با آیکلاد یکپارچه‌سازی شده است و کاربران ویندوز ۱۰ نیز می‌توانند به فضای ابری وان درایو دسترسی داشته باشد.

نتیجه‌گیری


به دلایلی ازجمله سخت‌افزار برتر، طراحی چندمنظوره و عمر باتری طولانی‌تر، سرفیس بوک ۲ را باید برنده این مقایسه بدانیم. بنابراین مشخص شد که در بازار لپ‌تاپ‌های پریمیوم محصولی به نام سرفیس بوک ۲ وجود دارد که می‌تواند مک بوک پرو ۱۵ اینچی را نیز شکست دهد. هرچند که در این سگمنت، لپ‌تاپ‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند مک بوک ۱۵ اینچی اپل را به چالش بکشند، اما سرفیس مایکروسافت موفق شده است که این رقابت را به مرحله جدیدی ارتقا دهد و خود را به‌عنوان یک جایگزین مناسب، ظریف و شیک برای مک بوک پرو ۱۵ اینچی مطرح کند.


الکسا، سیری، بیکسبی، گوگل یا کورتانا؛ کدام بهتر است؟


وب سایت گجت نیوز: هوش مصنوعی در عصر مدرن مورد توجه بسیاری از کاربران قرار گرفته است و در طراحی دستیاران هوشمند تلفن های همراه از آنها بهره گرفته می‌شود. اما بهترین دستیار هوشمند در گجت‌های کاربران کدام است؟

بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه کدام است؛ الکسا، سیری، بیکسبی، گوگل یا کورتانا

همه ما امروزه در زندگی خود به هوش مصنوعی نیاز داریم و بیشترین کارکرد این فناوری نیز در طراحی دستیار هوشمند کاربران در گوشی های همراه است. در این مقاله قصد داریم با بررسی توانایی و قدرت عملکرد الکسا (Alexa)، سیری (Siri)، بیکسبی (Bixby) ، گوگل (Google assistant) و کورتانا (Cortana) بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه را معرفی کنیم.

بهترین دستیار هوشمند کدام است؟

با اینکه هوش مصنوعی هنوز در مراحل ابتدایی است و هنوز به یک فناوری عجیب و تخیلی تبدیل نشده، اما شاهد قرار گرفتن آن در دستیار صوتی گوشی های هوشمند خود هستیم. از گوگل گرفته تا هواوی، آمازون، اپل و سامسونگ سعی کرده‌اند به کمک هوش مصنوعی، دستیار اختصاصی خود را طراحی و در محصولاتشان قرار دهند. اما این دستیاران صوتی تا چه حد هوشمند هستند؟

دنبال کردن مکالمات

بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه کدام است؛ الکسا، سیری، بیکسبی، گوگل یا کورتانا

یک دستیار هوشمند مبتنی بر صوت باید توانایی شناسایی و فهم فرمان‌های صوتی کاربر را داشته باشد و این یک دستاورد بزرگ برای ابزارهای هوشمند در گوشی ها به شمار می‌رود. این در حالی است که گاهی اوقات برخی کاربران می‌توانند با فرمان‌های صوتی خاص دستیار صوتی خود را گیج کرده و پاسخ‌های عجیبی از آن دریافت کنند. بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه باید به معنای واقعی هوشمند باشد! این ابزارها باید ضمن شناسایی و درک فرمان‌های صوتی کاربران، بتوانند آنها را در کنار هم قرار داده و یک خروجی مناسب ارائه کنند.

به عبارت دیگر این دستیاران باید به خوبی با کاربر مکالمه کنند. در مکالمات عادی و روزمره افراد با یک دیگر، هیچکس سوال خود را دوبار تکرار نمی‌کند و مکالمه معمولا با اختصار دنبال می‌شود. با این حال چنین چیزی در فرمان دادن به اکثر دستیاران هوشمند گوشی ها اتفاق نمی‌افتد و باید بارها سوال‌ خود را تکرار کنید و به همین خاطر بسیاری از کاربران قید استفاده از این ابزارها را زده و آنها را به کلی غیرفعال می‌کنند. البته دستیار هوشمند گوگل از این قاعده مستثنی است و عملکرد مناسب‌تری به نسبت رقیبان خود دارد. دستیار هوشمند سامسونگ با نام بیکسبی متاسفانه عملکرد خوبی در این بخش ندارد.

برنده این بخش: دستیار گوگل

این تصویر را کراپ کن!

بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه کدام است؛ الکسا، سیری، بیکسبی، گوگل یا کورتانا

یک دستیار هوشمند باید بتواند به خوبی در گوشی تحت کنترل خود تمامی امور را در دست گیرد و کارکردهای مختلف را بتوان از طریق آن در اختیار داشت. به جز الکسا که در کمتر گوشی هوشمند بازار دیده می‌شود، بیکسبی سامسونگ در این بخش نمره خوبی کسب کرد. این دستیار هوشمند حتی کنترل برخی قابلیت‌های مربوط به اپلیکیشن‌های گوشی را نیز در دست دارد و به کمک آن می‌توان تصاویر را کراپ کرد و حتی در برخی برنامه‌ها متن وارد کرد. به نظر می‌رسد تنها همین دستیار در زمینه کنترل کارکردهای مختلف عملکرد خوبی داشته است.

برنده این بخش: بیکسبی سامسونگ

دسر من چقدر کالری داره؟

بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه کدام است؛ الکسا، سیری، بیکسبی، گوگل یا کورتانا

انتخاب بهترین دستیار هوشمند کار ساده‌ای نیست چرا که باید این ابزارها را از جنبه‌های مختلفی مد نظر قرار دهیم؛ عملکرد این دستیاران هنگامی که از آنها سوالی می‌پرسیم خوب است، اما اگر تصویری به آنها نشان دهیم می‌توانند پاسخ مناسبی داشته باشند؟ سیستم‌های شناسایی هوشمند اشیا امروزه در اپلیکیشن‌های مختلف و سیستم‌های خاص بیشتر از گذشته به کار گرفته می‌شوند و حالا به نظر می‌رسد دستیاران هوشمند موبایل نیز وارد این عرصه خواهند شد. دستیار گوگل و الکسا برای اولین بار به سمت این قابلیت رفتند، اما بیکسبی سامسونگ قرار است این قابلیت را در سطح جدید و منحصر به فردی ارائه کند.

با نشان دادن تصویری به بیکسبی سامسونگ، این دستیار به دنبال موارد مشابه آن در شبکه اجتماعی Pinterest می‌گردد، اما گفته می‌شود به زودی بیکسبی می‌تواند بگوید غذایی که قرار است بخورید برای قلب شما خوب است یا خیر و در خرید کردن نیز به شما کمک خواهد کرد.

برنده این بخش: بیکسبی سامسونگ (به زودی)

پشتیبانی از زبان‌های مختلف

بهترین دستیار هوشمند در تلفن های همراه کدام است؛ الکسا، سیری، بیکسبی، گوگل یا کورتانا

یکی از مشکلات متداول کاربران با دستیارهای صوتی هوشمند زبانی است که از آن پشتیبانی می‌کنند و معمولا هم این زبان انگلیسی است. اما آیا همه کاربران به این زبان بین المللی تسلط کافی دارند؟ از همین رو برای انتخاب بهترین دستیار هوشمند در موبایل باید به پشتیبانی آنها از زبان کاربران و همچنین قابلیت ترجمه متون نیز اشاره کرد. خوشبختانه این ابزارهای هوشمند در زمینه برگرداندن زبان و ترجمه نیز کاربرد مناسبی دارند.

بیکسبی در این بخش عملکرد خیلی خوبی داشت و می‌توانست برنده رقابت باشد اما با این حال دستیار گوگل به لطف تعامل با سرویس Google Lens بهترین کاربرد را در زمینه ترجمه و برگرداندن زبان داشت. البته این قابلیت در حال حاضر به گوشی پیکسل ۲ منحصر است اما در مجموع دستیار گوگل با کمک سرویس ترجمه این شرکت در ترجمه آنی متون و عبارات بسیار قدرتمند است. به نظر می‌رسد شرکت آمازون نیز در حال طراحی سیستمی مشابه برای دستیار خود است.

برنده این بخش: دستیار گوگل

جمع‌بندی

بهترین دستیار هوشمند در این مقایسه چند جانبه ما Google Assistant بود که در اکثر بخش‌ها برنده اصلی لقب گرفت. بیکسبی سامسونگ نیز عملکرد مناسبی داشت و با فاصله کم در جایگاه دوم قرار گرفت. متاسفانه حتی طرفداران سامسونگ نیز پس از رونمایی نامناسب این شرکت از دستیار هوشمند خود کمی دلسرد شده‌ بودند و حالا می‌توانند امیدوار باشند. دستیار آمازون به دلیل محدودیت‌های مختلفی که داشت در جایگاه آخر قرار گرفت.

اما عقب ماندن سیری اپل از این رقابت کمی ناراحت‌کننده بود، چرا که عمر آن از همه این دستیارها بیشتر است و رقابت در این حوزه را نیز همین ابزار هوشمند آغاز کرده بود. در نهایت کورتانا مایکروسافت طبق معمولا در حد یک ستاره ظاهر نشده است و کارکرد ویژه‌ای ندارد. مایکروسافت در حال حاضر می‌خواهد این دستیار را در دو سیستم عامل اندروید و iOS توسعه دهد اما به نظر می‌رسد کمی دیر دست به کار شده است، درست مثل ویندوز ۱۰ موبایل.


طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری


ماهنامه معیشت – ابوذر نجمی: همگی بارها از زبان افراد مختلف جملاتی شبیه این را شنیده ایم: «من شانس ندارم. اگر همین فردا دلار بخرم قیمتش نصف میشه» یا «سکه داشت می رفت بالا عين جت، تا من خریدم شروع کرد به سقوط » یا «با هزار قرض و قوله پول جور کردم یه خونه ۷۰ متری خریدم. از موقعی که من خریدم تکون نخورده» و جملاتی شبیه به این یا حتی برعکس: «فلانی شانس داره. سهام یه کارخونه رو خرید دارقوزآباد، همچین که خرید سهامش رفت توی بورس شد ۴ برابر» و …

واقعیت این است که هیچ کدام از این موضوعات شانسی نیست و ربطی به تقدیر بد شما و طالع خوب آن دیگران ندارد. تمام این اتفاقات موضوعاتی تخصصی و ناشی از پدیده های اقتصادی است که عده ای به آن آگاه اند و با داشتن اطلاعات نهانی به ویژه در اقتصاد ایران، می توانند برای خود و نزدیکانشان منفعتی فراوان ایجاد کنند. داستان از این قرار است که در مرحله اول کارشناسان و متخصصان حوزه سرمایه گذاری با کسب اطلاعات اقتصادی (چه اطلاعات عمومی منتشر شده، چه اطلاعات نهانی) و تحلیل آن سیر رشد یا سقوط یک دارایی یا بازار اعم از ارز، طلا، مسکن، سهام و … را پیش بینی و سپس آن دارایی را خرید و فروش می کنند.

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

در مرحله دوم، نزدیکان این افراد یا کسانی که صرفا بازارها را رصد می کنند، شروع به پیروی از رفتار این رهبران بازار سرمایه گذاری می کنند. این مرحله دوم به يكباره اتفاق نمی افتد و بسته به نزدیکی و میزان انتشار اخبار در طی یک دوره اتفاق می افتد، با ورود افراد بیشتر به یک بازار، به اصطلاح آن بازار داغ و داغ تر می شود که در ادبیات حوزه سرمایه گذاری و فاینانس به این حالت، بازار بولیش می گویند. (Bullish به معنای گاوی شدن که تشبیهی از رفتار گاوهای خشمگین مهارنشدنی است.) هر چه بازار داغ تر شود افراد عادی بیشتری جذب بازار می شوند؛ زیرا احساس می کنند این سرمایه گذاری مناسب است و افراد بیشتری در آن وارد شده اند و سود خوبی کسب کرده اند.

مشاهدات آنها هر روز بیشتر و بیشتر می شود و اطمینان خاطر پیدا می کنند که وقت خوبی برای سرمایه گذاری است. این دقیقا زمانی است که متخصصان و کارشناسان سرمایه گذاری در می یابند آن بازار به حداکثر بازده خود رسیده و قیمت های موجود بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن دارایی است. در این زمان خبرگان و بازیگران اصلی بازار شروع می کنند به عرضه آن دارایی و به اصطلاح دارایی خود را نقد می کنند و خریداران کسانی نیستند جز مردم عادی که بدون هیچ تحلیل فنی و اقتصادی و صرفا براساس حرکت گله ای وارد بازار و بازی مثلا سرمایه گذاری شده اند. بعد از آن که حجم بزرگی از دارایی از کارشناسان و خبرگان و نزدیکان آنها به افراد عادی واگذار شد، دقیقا زمانی است که قیمت دارایی شروع به کاهش می کند؛ زیرا خريدار جدیدی برای آن وجود ندارد.

بعد از موج اول کاهش قیمت، ترس از کاهش قیمت و از دست رفتن اصل سرمایه باعث می شود که افراد بیشتری شروع به فروش آن دارایی کنند و مدام قیمت ها کمتر و کمتر می شود تا به اصطلاح بازار سقوط می کند. این کاهش قیمت در ایران در بازار سهام سریع تر و در بازار طلا و ارز کندتر و در بازار مسکن طولانی تر است. اگر نگاهی به ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر بیندازید قطعا مثال های آن را زیاد می بینید، افزایش قیمت مسکن در سال های ۸۶-۸۵ و رکود تا سه سال و بعد دوباره افزایش قیمت سال ۹۲-۹۱ و رکود آن تا همین یکی دو ماه گذشته، یا افزایش قیمت دلار از هزار تومان در سال ۹۰ تا ۳۹۰۰ تومان در پایان ۹۱ و کاهش آن تا ۲۸۰۰ تومان در سال ۹۲، یا افزایش قیمت سهام شرکت های مختلف و رشد مداوم شاخص بورس در سال های ۹۱ و ۹۲ تا مرز ۹۰ هزار واحد و کاهش آن تا حدود ۶۰ هزار واحد در سال ۹۳٫

همه این بالا و پایین و سود و زیان شما تنها به این بستگی داشته که چه زمانی وارد بازار شده با کی از آن خارج شده اید و در نهایت دلیل سود و زیان میزان دانش، خبرگی با کمک گرفتن از کارشناسان است، نه شانس و اقبال و طالع. در کشورهای پیشرفته در خصوص سرمایه گذاری شخصی (Personal Finance) اکیدا توصیه می شود که افراد تنها از طریق شرکت ها یا کارشناسان مشاور سرمایه گذاری اقدام به سرمایه گذاری کنند و به هیچ وجه مستقیم وارد بازار نشوند. دلیل این موضع هم این است که عوامل متعدد در انتخاب سبد سرمایه گذاری وجود دارد که می باید در سرمایه گذاری شخصی درنظر گرفت، از جمله هدف سرمایه گذاری، دوره سرمایه گذاری حتی شغل فرد صاحب سرمایه و … و نتیجه سرمایه گذاری شما را جستجو و انتخاب و استفاده از مشاوران شخصی و شرکتی مشخص می کند نه شانس و بخت و اقبال.


گوشی‌هایی با ۳ لنز دوربین؛ راهکار کاربردی یا تردستیِ تبلیغاتی؟


روزنامه هفت صبح: تردستی تازه تولید کننده ها در بازار موبایل ور رفتن با تعداد لنزهای دوربین است، طوری تبلیغ می کنند انگار عکس هایی که قبلا با یک دوربین می گرفتیم، بی کیفیت و به دردنخور بوده اند. همین یکی دو سال پیش گول خوردیم و موبایل هایی با دوربین دوگانه خریدیم و خیال مان راحت بود که فعلا قرار نیست این دسته موبایل ها از مد بيفتند اما وسوسه سود بیشتر دست بردار نیست و حالا شاهد حضور موج تازه ای هستیم که تلاش می کند دوربین موبایل ها را سه چشمی کند.

چشم سومت پیدا نیست

تبلیغات انجام شده برای این دسته محصولات جذاب و کاربردی به نظر می آید ولی وقتی پای عکاسی با این دوربین سه گانه می روید، با نتایج متفاوتی روبرو می شوید. نتایجی که نه می توان لقب، ناامید کننده به آنها داد و نه باعث می شود از داشتن این گوشی احساس دلگرمی کنید.

مشخصات این دوربین چیست؟

هوآوی کلیدی ترین ویژگی پرچمدار جدید خود را دوربین این گوشی می داند. هوآوی P20Pro از دوربین سه گانه بهره می برد که با همکاری لایکا توسعه داده شده است و به سه سنسور ۴۰ مگاپیکسلی رنگی، ۲۰ مگاپیکسلی مونوکروم و یک سنسور ۸ مگاپیکسلی با لنز تله فوتو مجهز شده که به ترتیب در پس لنزهایی با دیافراگم f/1.8، f/1.6 و f/2.4 قرار دارند.

این گوشی به لطف لنزهای جدید لایکا موسوم به VARIO – SUMMILUX ، امکان بزرگنمایی اپتیکال سه برابری و بزرگنمایی هیبریدی پنج برابری در اختیار کاربر قرار می دهد و از ایزو ۱۰۲۴۰۰ برای ثبت تصاویر بهتر در شرایط نوری ضعیف پشتیبانی می کند. گوشی P20Pro در آزمون های وب سایت DxOMark موفق به دریافت امتیاز کلی ۱۰۹ شده که به مراتب بالاتر از امتیاز پرچمداران فعلی دنیای گوشی هوشمند است.

چشم سومت پیدا نیست

چشم سومت پیدا نیست

چشم سومت پیدا نیست

وقتی پیکسل ها وارد میدان می شوند

در مجموع ما در گوشی هواوی با چهار دوربین روبرو هستیم. دوربین هایی که ۸، ۱۲، ۲۰ و ۴۰ مگاپیکسل قدرت دارند و هر کدام یک فریم خاص را ثبت می کنند. کاری به دوربین جلو نداریم و به سراغ سه دوربین پشتی می رویم. اگر با این سه دوربین به صورت مجزا عکاسی کنید و روی عکس خود تا وقتی کیفیت حفظ می شود زوم کنید، با چیزی شبیه عکس هایی که در ادامه خواهید دید روبه رو می شوید.

در اینجا با سه مدل دوربینی روبرو هستیم که هر کدام حرف خود را می زنند. دوربین ۱۲ مگاپیکسلی در این میان خیلی خرفی برای گفتن ندارد ولی دولنز ۲۰ و ۴۰ تفاوت بسیار محسوسی را به نمایش می گذارند. هر چند رنگ ها در لنز ۲۰ مگاپیکسلی بهتر ثبت شده اند ولی لبه های تصویر به اندازه کافی دقیق نبوده و تصویر شبیه دوربین هایی شده که از زوم دیجیتال استفاده می کنند. در لنز ۴۰ مگاپیکسلی جزئیات بهتر به نمایش گذاشته شده اند ولی طیف رنگی کمتری را شاهد هستیم. امری که نشان می دهد هوآوی از سنسور رنگی ۱۲ امگاپیکسلی در حالت عکسبرداری با لنز ۴۰ مگاپیکسلی استفاده نکرده و عکسی رنگ و رو رفته به تصویر می کشد.

هر چند در مسئله قدرت مگاپیکسلی P20Pro ما را به جایی نمی رساند ولی وقتی سراغ عکسبرداری در نور کم می رویم شاهد یک تفاوت چشمگیر بین دو گوشی معمولی و پیشرفته این سری هستیم. در شرایط تور کم دوربین P20 حتی نمی تواند به درستی فوکوس کند، در حالی که مدل Pro هر چند نویز زیادی به تصویر می آورد ولی می تواند به مقدار کافی نور جذب کرده و عکس نسبتا استاندارد تحویل مان دهد. در مجموع می توان گفت قابلیت لنز سوم توانسته به داد هوآوی برسد و در زمینه عکاسی در نور کم آبروی این شرکت را بخرد. این لنز می تواند نور بیشتری نسبت به دو لنز دیگر دریافت کرده و با ترکیب عکس خود با سه دوربین دیگر جزئیات و روشنایی بیشتری به تصویر ببخشد.

وقتی پای قدرت زوم ۲x به میان می آید

این گوشی قرار است چندنوع زوم مختلف را به رخ ما بکشد. دوربین سوم P20 Pro دارای زوم سه برابری روی سنسور هشت مگاپیکسلی خود است. زمانی که بیشتر از این مقدار تا میزان پنج برابر زوم کنید، هواوی از تکنیک زوم هیبریدی استفاده خواهد کرد. این گوشی همچنین قادر به زوم دیجیتالی تا ۱۰ برابر نیز هست. تصاویر ثبت شده توسط دوربین زوم هشت مگاپیکسلی و بخشی از تصویر دوربین زاویه گسترده ۴۰ مگاپیکسلی ترکیب می شوند که به پردازشگر تصویر امکان تولید تصویر واضح تری در زوم بیشتر از میزان طبیعی می دهد. ولی همه این حرف ها در عمل هیچ می شود. شما اگر با لنزهای هوآوی معمولی به مقدار ۲x زوم کنید و عکس بگیرید، خیلی فرقی با عکس های بزرگ شده دوربین P20 Pro مشاهده نخواهید کرد. .

پنج برابر زوم، تاثیری روی کیفیت می گذارد؟

در زوم ۲x که شاهد اتفاق خاصی نبودیم، ولی به سراغ زوم ۵x می رویم تا ببینیم ادعای هواوی در مورد قدرت زوم گوشی Pro چقدر صحیح است برای اینکه کامل جزئیات عکس ها را متوجه شوید، یک کتاب انتخاب شده و از آن با دو گوشی معمولی و Pro در زوم پنج برابری عکاسی شده است.

با اینکه در عکس های ۵x مدل Pro جزئیات بیشتری دیده می شود، ولی رنگ آن کمی ضعیف تر از مدل P20 معمولی است. نکته اصلی اینجاست که خود P20 معمولی نیز در زوم دیجیتالی، بسیار بهتر از دیگر دوربین ها عمل می کند و مدل Pro فقط کمی این عملکرد خوب را بهبود می بخشد.

چشم سومت پیدا نیست

چشم سومت پیدا نیست

واقعا هوش مصنوعی کار خاصی می کند؟

هوآوی در دوربین این گوشی از اعمال پردازشی متعدد پیشرفته ای استفاده می کند که علاقه دارد نام هوش مصنوعی بر روی آن بگذارد. زمانی که توسط دوربین این گوشی عکس می گیرید. این پردازش های پیشرفته برای افزایش غنای رنگ ها، بهبود حالت رنگ پوست و ترکیب تصاویر سنسورهای مختلف استفاده می شوند. سنسور ۲۴ مگاپیکسلی سلفی این گوشی از face mapping یا طرح برداری از صورت برای سه بعدی کردن افکت ها به جای اعمال فیلتر به یک تصویر تخت استفاده می کند.

این طرح برداری از صورت همچنین برای زیباسازی صورت، صاف کردن پوست و موارد زیباسازی دیگر نیز استفاده می شود. هوآوی از این پردازش های هوشمند در زمینه فوکوس نیز بهره می برد، قابلیت advanced object tracking یا پیدا کردن پیشرفته سوژه در این گوشی طراحی شده است تا تصویر سوژه را در حین حرکت نیز واضح نگه دارد.

جدای از دوربین، هوآوی در فلاش این گوشی نیز یک حسگر حرارت رنگ تعبیه کرده است که این شرکت ادعا می کند، سطح جدیدی از دقت رنگ را برای تصاویر ثبت شده توسط این دوربین به ارمغان خواهد آورد. از امکانات دیگر دوربین این گوشی می توان به ثبت تصاویر پانورامای سه بعدی، عکس های متحرک، تعداد زیادی افکت پس زمینه، قابلیت ultra snapshot که امکان فعال سازی دوربین از صفحه خاموش در مدت سه دهم ثانیه را می دهد و فیلمبرداری آهسته با سرعت ۹۶۰fps نام برد.

واقعا نیاز به دوربین با لنز سه گانه داریم؟

هوآوی برای دوربین های خود زحمت زیادی کشیده است و این را در عکس های عادی این گوشی می توان دید. همچنین به جرات می توان گفت، دوربین گوشی Pro عملکرد بهتری از مدل معمولی دارد. اما اینجا با سوال اساسی روبرو می شویم؛ واقعا دوربین Pro یا اصلا دوربین سه گانه به نسبت دیگر دوربین های دوگانه ارزش این هزینه اضافه را دارد؟

به نظر ما واقعا ارزش ندارد. چراکه بیشتر لنزهای دوگانه تا ۸۰٫ ۹۰ درصد قابلیت های این دوربین را پوشش می دهند و در مواردی حتی بهتر عمل می کنند. هر چند این دوربین برتری های زیادی دارد ولی بهتر است کمی با خود صادق باشید تا به حال چندبار موقع عکسبرداری از قابلیت زوم گوشی استفاده کرده اید؟ یا تصمیم گرفته اید در تاریکی تقریبا مطلق عکس بگیرید؟

دوربین گوشی بیشتر برای عکس هایی عریض از مناظر و یا عکس هایی با دوستان و آشنایان کاربرد دارد. همچنین بیشتر این عکس ها قرار نیست جایی چاپ شوند که به دنبال عمق تصویر و دوربین ۴۰ مگاپیکسلی باشیم. از ما نصيحت، اگر ۳۰۰ دلار پول برای شما عددی محسوب می شود، به همان مدل معمولی یا گوشی های با لنز دو گانه عادی بچسبید.


استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟


مواجهه منطقی یا احساسی با آلارم های استعفا از شغل

روزنامه ایران – محبوبه مصرقانی، روزنامه نگار: جبران خلیل جبران در کتاب «پیامبر و دیوانه» می‌نویسد: «اگر نمی‌توانی با عشق کار کنی، اگر جز با ملامت و بیزاری کاری از تو بر نمی‌آید، بهتر است کار خود را ترک کنی و بر دروازه معبد بنشینی وصدقات کسانی را که با عشق کار می‌کنند بپذیری، زیرا اگر بی‌عشق پخت کنی، نانی تلخ از تنور به در خواهد آمد که گرسنه را نیم سیر گذارد.» اما آیا در جامعه‌ای با مناسبات و گرفتاری‌های پیچیده می‌توان چنین سبکبال و شاعرانه کار را رها کرد و استعفا داد؟

بسیاری از ما ممکن است با عشق و شیفتگی کار نکنیم اما از آن سو حاضرهم نباشیم کاری که گرهی از کار فروبسته ما می‌گشاید و زخمی از زخم‌های زندگی ما را می‌بندد براحتی از دست دهیم. گرچه آدم‌هایی دور و بر ما هستند که می‌گویند از درخت استعفا میوه‌های آبدار و شیرینی چیده‌اند و صدای استعفا را نباید با صدای ناقوس مرگ یکی دانست، اما ‌آدم‌هایی هم هستند که بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌شان را وقتی می‌دانند که از حرفه‌شان به امید رؤیایی که در ذهن داشته‌اند دل کنده‌اند و اکنون با حسرت به خوشی‌های نیمه اول زندگی خود نگاه می‌کنند.

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

با این همه پرسش این است که ما چگونه با آن صدای آزاردهنده درون‌مان که از ما طلب استعفا می‌کند کنار بیاییم یا دست کم واکنشی درست و منطقی به آن نشان دهیم؟ از کجا بدانیم که آن صدای استعفا یک صدای اصیل است یا فرافکنی‌های معمول تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم. گفت‌و‌گوی ما با امیر لاهوتی، دانش آموخته مدیریت و مشاور کسب و کار، سپیده محمدی بنهی، روانشناس کار و یاسر فخاری کارآفرین حوزه‌ آی تی به این پرسش‌ها می‌پردازد.

کارمند بودم، استعفا دادم، درآمدم ده برابر شد اما ده برابر بیشتر پیر شدم

یاسر فخاری کارآفرین حوزه‌ آی تی است. حدود ۱۰ سال کارمند شرکتی بوده اما تصمیم می‌گیرد تغییر شغل دهد و به سراغ ایده‌هایش برود. فخاری درباره تجربه بعد از استعفایش می‌گوید: استعفا تله‌های فراوان دارد. باید به این دقت کنید وقتی تصمیم‌تان را گرفتید باید بر رویش بمانید و حتی زمانی که شکست خوردید نباید حسرت بخورید که اشتباه کردید. اگر درگیر چنین مسأله‌ای شوید در مرداب یأس فرو می‌روید و این مانع جلو رفتن‌تان می‌شود. پس از استعفا نخستین درِ بسته برای شما حکم دیوار را دارد و فقط ذهن‌تان را به سمت پشیمانی می‌برد چون ذهن شما مدت زیادی در شک و دو دلی به سر می‌برده، انتظار شکست را هم می‌کشد. پس با هر تلنگری احساس ندامت می‌کنید.

اما توصیه من به کسانی که استعفا می‌دهند این است که بعد از استعفا باید فکر پشیمانی را از خود دور کنید و حتی در صورت شکست هم به این باور برسید که در هر صورت به نفع‌تان بوده که استعفا داده‌اید. ‎ پس خودتان و خانواده‌تان را برای شنیدن حرف مردم آماده کنید چون ما آنقدر عادت کرده‌ایم درجا بزنیم که اگر از کارمان خارج شویم برایمان حرف در می‌آورند که اخراجش کردند یا عرضه کار ندارد یا فلانی آدم کاری نیست و مثل گنجشک‌ها دائم از شاخه‌ای به شاخه‌ای می‌پرد. من وقتی از کارم بیرون آمدم کسی که قبلاً مرا برای آن کار معرفی کرده بود به من گفت کاش حداقل در آن کار می‌ماندی.

خب شنیدن این چیزها مثل این می‌ماند که زیر پایتان یکهو خالی می‌شود اما من توصیه می‌کنم به حرف در و همسایه گوش ندهید.‎البته استعفا اصلاً کار آسانی نیست چون نقشه‌ای که شما برای آینده‌تان می‌کشید هرگز مو به مو اتفاق نمی‌افتد. آنقدر اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی در انتظارتان است که لحظه لحظه به تصمیم‌تان شک می‌کنید. من پس از استعفا از کارم مدت‌ها در تله شکست و ناامیدی و حسرت مانده بودم. نه آن جوان تازه نفس بودم که انگیزه کار کردن از صفر برای دیگران را داشته باشد نه پول زیادی برای ریسک داشتم. من در این سه سال که استعفا دادم، ۱۰ برابر بیشتر از آن ۱۰ سالی که کارمند بودم پیر شدم.

البته در حال حاضر درآمدی ۱۰ برابر بیشتر از شغل قبلم دارم اما زحمتم هم ۱۰ برابر شده است. اجازه بدهید این نکته را هم بگویم. اغلب رؤیاها دست نیافتنی هستند. این یک واقعیت گریزناپذیر است. شما در ۴۰ سالگی نمی‌توانید برگردید کنکور دهید و پزشک شوید. شما باید در ۴۰ سالگی با جوانان ۱۸ ساله رقابت کنید که وقت دارند چند سال در جا بزنند اما شما چطور؟ تازه اگر آن قدر دست‌تان به دهنتان برسد که ۹ سالی را درس بخوانید.‎اگر قصد استعفا دارید نگاه به هم رده‌ها و همسالانتان بیندازید و ببینید چه می‌کنند. کار دارند یا بیکارند. آیا آنها موفق شدند؟ و فقط شما هستید که در جا زده اید؟ اگر به قصد ورود به حرفه‌ای جدید شغلتان را رها می‌کنید فضای فعالان آن حرفه را بررسی کنید.

به گفته‌ها و کرده‌های دیگران توجه نکنید. برای زدن یک بقالی شغلتان را ترک نکنید، وارد حرفه‌ای نشوید که در حال انقراض است. تا جایی که می‌توانید خودتان را به حرفه‌های جدید نزدیک کنید و وارد آن شغل‌ها شوید.‎ برای استعفا کردن باید پشت‌تان گرم باشد اگر پس‌انداز اندکی دارید ریسک نکنید. شاید برنامه‌ها طبق نقشه شما پیش نرفت و مجبور شوید ماه‌ها یا حتی سال‌ها بدون درآمد باشید. پس واقع بین باشید. اگر هدفتان معلم شدن بوده پس لابد می‌دانید نمی‌توانید با معلمی بنز سوار شوید. پس با ۱۰ سال سابقه کار معلمی استعفا ندهید و نروید در بازار مشغول شوید چون بعد از ۶ ماه دلتان برای چیزی که بودید تنگ خواهد شد.‎

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

رؤیاپردازی را پشتوانه استعفا نکنید

اما پرسش این است که وقتی حس فرسایش شغلی سراغ ما می‌آید، طوری که ما انگار هر روز بیشتر حس می‌کنیم وقتی می‌خواهیم صبح به محل کار برویم وزنه‌های سنگین تری نسبت به روز قبل به ساق پای ما بسته‌اند چطور رفتار کنیم که منطقی‌تر باشد. سپیده محمدی بنهی، روانشناس کار دیدگاه‌های سختگیرانه تری درباره استعفا دارد و می‌گوید: بسیاری از افراد در طول عمر کاری خود در یک سری از بازه‌های زمانی به دلایل مختلف مثل احساس رکود و در جا زدن، دستمزد کم یا رفتار مدیران بالادستی دچار فرسایش شغلی می‌شوند. در مواجهه با چنین حالاتی نباید به شکل هیجانی و احساسی تصمیماتی همچون خروج از سازمان گرفت چون فرار هیجانی از موقعیتی، لزوماً شما را در شرایط بهتر قرار نمی‌دهد.

اتفاقی که می‌افتد این است که فرسایش شغلی باعث می‌شود به فرصت‌هایی که قبلاً داشته اید فکر کنید بنابراین چه بسا خودتان را در رؤیا ببینید که اگر راه دیگری می‌رفتید موجود دیگری می‌شدید. خب چه باید کرد؟ زمانی که احساس می‌کنید جایی که نشسته اید جای شما نیست بهتر است کمی تأمل کنید. به عقب برگردید و ببینید چه راهی را آمده‌اید. شرایطی که در آن هستید به مراتب قابل پیش‌بینی‌تر از شرایطی است که از آن هیچ درکی ندارید و رها شدن از حس آزاردهنده کنونی لزوماً ضمانت آزادی‌تان نخواهد بود، به خاطر اینکه عموماً افراد در رؤیاپردازی‌هایشان فقط موفقیت را تصور و تجسم می‌کنند و مشکلات و پیچ و خم‌های راه را نمی‌بینند.

شما با رؤیا‌پردازی نباید هر چه را تاکنون جمع کرده اید یا هر چیز باارزش‌تان را برای مثلاً پرورش قارچ فدا کنید و به آتش بکشید. تقلید رؤیاگونه از شیوه و نسخه‌ای که دیگران برای خود پیچیده‌اند اشتباه است. اغلب محتواهای انگیزشی یا حرف‌های غیر واقعی به درد فضای مجازی می‌خورد. این مطالب انگیزشی اغلب ترجمه‌اند چیزی که شاید در اکوسیستم کارآفرینی ما جایی نداشته باشند. ما نمی‌توانیم نسبت به واقعیت‌های اقتصادی کشور بی‌اعتنا باشیم، ما در کشوری زندگی می‌کنیم که رقابت برای شغل بالاست در چنین محیط رقابتی که همه به‌دنبال جای شما هستند، شما نمی‌توانید به خاطر رفتن به‌دنبال رؤیاهایی نامشخص و مبهم شغلتان را رها کنید.

شاید حتی موضع من درباره استعفا به نظر بی‌رحمانه برسد اما باور کنید ما در قیاس با محیط‌های کاری حرفه‌ای تر، ‌بسیار راحت‌تر در جلد یک شخص ناراضی فرو می‌رویم و ذهن و روان خود و همکارمان را به هم می‌ریزیم. اینکه نارضایتی شغلی واگیردار است شکی نیست پس باید سعی کنیم این بیماری رفتاری را از اطرافیان نگیریم، مخصوصاً آنهایی که سابقه بیشتری نسبت به ما دارند و به هر دلیلی به چیزی که از سازمان می‌خواستند نرسیده‌اند. معمولاً اینگونه افراد خلاقیت و انگیزه جوانان را در سازمان‌ها می‌کشند و چه بسا آنها را به سمت استعفاهای هیجانی هل بدهند

اما باید توجه داشته باشیم ما دیگر در گذشته با آن شیوه مدیریت قرون وسطایی قرار نداریم و چه بسا آن چیزی که بر سر انگیزه و استعداد همکارمان آمده بر سر ما نمی‌آید. پس با هر چیزی هول نشویم و خودمان را قربانی شرایط نبینیم. از این جهت اگر در سازمان‌های سنتی با شیوه قدیمی کار می‌کنید چشم و گوش بسته به گفته‌ها و شنیده‌های کارمندان اعتنا نکنید. اگر شنیده اید فلانی با نصف کار شما دو برابر شما حقوق می‌گیرد اول مطمئن شوید و صرفاً چون فلانی گفته و فلانی از فلانی شنیده در دام رفتارهای احساسی نیفتید، حتی اگر به فرض این گونه هم باشد باز راهش افتادن در دام استعفای احساسی نیست.

نکته مهم دیگر اینجاست: افرادی در محیط‌های کاری موفق ترند که با یک وزش باد مخالف از بیخ و بن کنده نشوند. این تصور که همه چیز در هر شرایطی برای ما فراهم باشد تا ما خواسته هایمان را در محیط کار عملی کنیم واقع بینانه نیست و استعفا کردن با این پیشفرض‌ها تأمین‌کننده منافع فرد نخواهد بود. فرد تلاشگر چه کارمند، چه کارآفرین، چه کارگر اگر عشق بورزد و خلاقیت به خرج دهد و انگیزه ‌ای برای پیشرفت داشته باشد در هرجایی و در هر صندلی که باشد به خواسته‌اش – ولو تا حدی – می‌رسد. چالش اینجاست که ما گاهی آلارم‌ها را در درون خود بد ترجمه می‌کنیم

و به جای آنکه تغییر روانی و ذهنی کنیم می‌خواهیم محیط را به شکل و رنگ روان و ذهن و پیش فرض‌های خودمان دربیاوریم و چون می‌بینیم که این اتفاق نمی‌افتد دست‌مان فوراً روی دگمه استعفا می‌رود. البته اگر کسی واقعاً ذهن و روان پالایش و هرس شده‌ای دارد و مطمئن است محیط غیر قابل احیاست آن وقت می‌تواند به استعفا فکر کند. در این میان نقش سازمان‌ها بویژه سازمان‌های سنتی در تزریق حس استعفا به ذهن کارمندان را هم نباید نادیده گرفت. سازمان‌ها نیاز به گردگیری ذهنی و روانی از کارمندان خود دارند. سازمان‌ها نیاز دارند که حس ارزشمند بودن را به کارمندان خود القا کنند اما در بسیاری از سازمان‌های سنتی به این نکات توجه نمی‌شود.

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

ظاهراً امنیت شغلی دارند اما از درون ویران شده‌اند

امیر لاهوتی – دانش آموخته مدیریت و مشاور کسب و کار: احتمالاً همه ما دیده‌ایم کارمندانی را که چون قراردادشان رسمی است پس از اینکه در بخشی از سازمان عذرشان را می‌خواهند عملاً از سازمان خارج نمی‌شوند. آنها می‌مانند حتی شده در لابی! آنها ظاهراً امنیت شغلی دارند اما از درون ویران شده‌اند. این مسأله، مسأله ساده‌ای نیست. یک لحظه تصور کنید شما را نمی‌خواهند اما شما می‌مانید، حس اضافی بودن برای هیچ کس خوشایند نیست. اما سؤال اینجاست چرا استعفا نه! کسی به آن شخص نمی‌گوید از حقت گذر کن اما باید به این اندیشید:

به چه قیمتی؟ این مسائل آنقدر در سازمان‌های ما تکرار شده که تبدیل به امری بدیهی و قابل قبول شده است. البته کسی پیشنهاد نمی‌دهد در چنین حالتی از حقتان بگذرید و استعفا دهید چون بدون در نظر گرفتن جوانب و شرایط، «استعفا دادن» کاری غیرمنطقی است. تحقیقات نشان داده در ۳۳ درصد مواقع افراد پس از خروج از کار، قبل از آنکه شغل دیگری پیدا کنند پشیمان می‌شوند اما یک وقتی کسی را هم می‌بینیم که در یک برهه‌ای آن تصمیم سخت را می‌گیرد و البته این پرش ممکن است زخمی‌اش هم بکند اما او دست کم حس بهتری نسبت به خود دارد. ببینید ما در فرهنگی بزرگ شده‌ایم که می‌گوید یا استخدام یا هیچ. این دوراهی در ما درونی شده.

گاهی ما درس نمی‌خوانیم که مفید باشیم ما به هدف چپیدن در یک سازمان آینده‌مان را می‌چینیم. در چنین حالاتی هدف با وسیله تغییر جایگاه می‌دهد. این می‌شود که بعضاً می‌بینیم اشخاص با هزار ترفند در جای نادرست می‌نشینند اما چون برای آن صندلی بهای سنگینی داده‌اند دیگر براحتی بلند نمی‌شوند و استعفا برایشان حکم محالات را دارد حتی اگر به وضوح ببینند که برای آن کار ساخته نشده‌اند حاضر نیستند کنار بروند چون شخص این حس را دارد که به سختی یا با ترفندها و نقشه‌های بسیار به آن منصب و حرفه رسیده

بنابراین نمی‌تواند صندلی خود را براحتی ترک کند. نکته دیگر اینکه ما چه تصویری از کار در جامعه به کودکان و نوجوان هایمان ارائه می‌کنیم؟ وقتی مدام در گوش کودک یا جوان‌مان می‌خوانیم که‌ داری بزرگ می‌شوی، درس بخوان تا استخدام شوی، جایی بیمه شوی و هر امتیاز دیگر، این جوان حتی زمانی که کارد به استخوانش رسیده هم ترس از ترک شغلش را دارد، چون واهمه‌ای هیولایی در او درونی شده که یا استخدام یا هیچ. این دست خودمان نیست. بله امنیت شغلی حق همه است اما با حقارت کار کردن امنیت شغلی نیست.

نیم نگاه

شاید حتی موضع من درباره استعفا به نظر بی‌رحمانه برسد اما باور کنید ما در قیاس با محیط‌های کاری حرفه‌ای تر، ‌بسیار راحت‌تر در جلد یک شخص ناراضی فرو می‌رویم و ذهن و روان خود و همکارمان را به هم می‌ریزیم. اینکه نارضایتی شغلی واگیردار است شکی نیست پس باید سعی کنیم این بیماری رفتاری را از اطرافیان نگیریم
من در این سه سال که استعفا دادم، ۱۰ برابر بیشتر از آن ۱۰ سالی که کارمند بودم پیر شدم. البته در حال حاضر درآمدی ۱۰ برابر بیشتر از شغل قبلم دارم اما زحمتم هم ۱۰ برابر شده است.


تاثیر کلمات بر افزایش یا کاهش پیام‌های تبلیغاتی


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: اگر پیام های تبلیغاتی تان قدرتمند نباشند و به دست مخاطبان مناسب خود نرسند، نمی توانید به نتایجی دست پیدا کنید که انتظارش را داشتید. به عبارت دیگر، هزینه ای را که صرف بازاریابی کرده اید، از دست خواهید داد و هیچ فروشی نخواهید داشت. هیچ مالک کسب و کاری دلش نمی خواهد این اتفاق برایش بیفتد! کلمات قدرت زیادی دارند، بنابراین باید به شکل هوشمندانه ای از آنها در تبلیغات تان استفاده کنید.

 

کسانی که به طور حرفه ای در زمینه تبلیغات کار می کنند، متون تاثیرگذاری را برای پیام های تبلیغاتی می نویسند که مشتری به خوبی با آنها ارتباط برقرار می کند و انگیزه می گیرد که دست به کار شود؛ اما اگر نتوانید با یک شرکت تبلیغاتی حرفه ای کار کنید چه؟ اگر مطمئن نباشید که تبلیغات چی مورد نظرتان به اندازه کافی حرفه ای است چه؟ خوشبختانه نظریات و ابزارهایی وجود دارند که می توانید بیاموزید و از آنها استفاده کنید تا خودتان پیام های تبلیغاتی حرفه ای بنویسید یا مطمئن شوید که تبلیغات‌چی‌تان بهترین پیام ممکن را به شما تحویل می دهد. کلمات به روش های گوناگونی ممکن است پیام تبلیغاتی تان را خراب کنند اما به سادگی و با یادگیری موارد زیر می توانید اشتباهات را اصلاح کنید.

 

 کلمات می توانند تاثیر پیام تبلیغاتی تان را کاهش یا افزایش دهند

۱٫ از کلمات زیادی استفاده کرده اید.

پژوهش ها نشان داده اند که بازه توجه مردم چیزی حدود ۸ ثانیه است! پس مطمئن شوید که پیام تبلیغاتی تان وقت زیادی را از مردم نمی گیرد. این موضوع برای مخاطبان جوان تر اهمیت بیشتری نیز دارد. بازه توجه نسل هزاره به پیام های تبلیغاتی فقط و فقط ۵ ثانیه است! نکته مهم این است که تک تک کلماتی را که حضورشان در پیام تبلیغاتی ضروری نیست، با بی رحمی تمام حذف کنید، وگرنه ممکن است زمان و هزینه ای که صرف بازاریابی کرده اید، نتیجه بخش نباشد و مردم حتی پیام تان را نخوانند و از آن رد شوند.

بروید سر اصل مطلب. کلمات اضافی. مانند «واقعا» یا «خیلی» را حذف کنید تا متن ساده باقی بماند. داستان طولانی تعریف نکنید. فراموش نکنید که فقط ۵ تا ۸ ثانیه فرصت دارید. این فرصت را از دست ندهید. یک تکنیک حذف لغات اضافی این است که وقتی پیام تبلیغاتی تان را نوشتید، یک خودکار قرمز بردارید و سعی کنید ۳۰ درصد متن را کاهش دهید. در این روش شما باید غیرضروری ترین کلماتی را که می بینید، خط بزنید تا لغات باقی مانده تاثیرگذاری بیشتری پیدا کنند.

 
۲٫ از لغات تخصصی استفاده کرده اید.

کلمات سخت و تخصصی جایی در پیام های تبلیغاتی ندارند، مگر اینکه در حیطه بسیار خاص و منحصر به فردی مشغول به فعالیت باشید. البته حتی در چنین شرایطی نیز مشتریان ترجیح می دهند ساده تر صحبت کنند و خود را خیلی درگیر اصطلاحات پیچیده نکنند. یکی از مهم ترین مولفه ها در هنگام نوشتن پیام های تبلیغاتی این است که مخاطب خود را درک کنید و پیامی بنویسید که به خوبی توجهش را جلب کند. مهم نیست که شما عاشق پیچیده حرف زدن هستید! اگر مشتریان تان نتوانند پیام تان را درک کنند، هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت. نوشته تان را بازبینی کنید و کلمات و اصطلاحات سخت و تخصصی را پیدا کنید. آیا این لغات، درک پیام را برای مشتریان ساده کرده یا فقط حواس شان را از منظور اصلی شما پرت می کند؟ این لغات را با مترادف های ساده تری جایگزین کنید، مگر اینکه معنای خاصی برای مشتری تان داشته باشید.

کلمات می توانند تاثیر پیام تبلیغاتی تان را کاهش یا افزایش دهند

۳٫ از ضمایر اشتباهی استفاده کرده اید.

پیام های تبلیغاتی عالی، مخاطب را مد نظر قرار می دهند، نه اینکه بخواهند در مورد شرکت، محصولات یا خدماتی که ارائه می شود، حرف بزنند. بنابراین پیام شما به جای ضمایر اول شخص (من، ما، -م، -مان)، باید از ضمایر دوم شخص استفاده کند (تو، شما، -ت، -تان). واقعیت این است که کسی به شما اهمیت نمی دهد. نکته مهم برای مشتری این است که محصولات یا خدمات تان بتواند کمکی به  آنها کرده یا زندگی شان را ساده تر کند.

 

این درواقع قاعده اصلی بازاریابی است که می گوید: «محصول یا خدمات شما مهم نیستند؛ بلکه توانایی آنها در برطرف کردن نیازهای مشتریان است که اهمیت دارد.» اگر پیام های تان حول محور «شما» نوشته شوند، به موفقیت چشمگیری دست نخواهید یافت. برای حل کردن این مشکل نگاهی به پیام تبلیغاتی تان بیندازید و دور ضمایر اول شخص استفاده شده و مواردی که در مورد خودتان یا کسب و کارتان گفته اید، خط بکشید. حالا ببینید که چطور می توانید این اطلاعات را طوری تغییر دهید که به مشتری و رفع نیازهای او بپردازد.

۴٫ از کلمات احساسی استفاده نکرده اید.

آیا پیام تبلیغاتی شما مشتریان را به طور احساسی درگیر می کنند؟ اگر این طور نیست، بهتر است آن را طوری بازنویسی کنید که احساس خاصی به مشتریان بدهد. پیامی که بتواند واکنش احساسی مردم را برانگیزد، کارآمدترین نوع پیام تبلیغاتی است. چرا؟ چون حداقل بخشی از دلیل مشتریان برای خرید یا استفاده از محصول یا خدمات شما به احساسات شان بستگی دارد.

۵٫ از جملات مجهول استفاده کرده اید.

وقتی که بودجه ای را به نوشتن پیام های تبلیغاتی اختصاص می دهید، می خواهید که مشتریان تان را ترغیب به اقدام و خرید محصولات خود بکنید. این پیام باید شامل فراخوانی باشد که به مردم انگیزه کافی را برای خرید بدهد. با این حال، اشتباهات کوچکی مانند استفاده از لحن مجهول در ساختار جملات می تواند تاثیر منفی ای بر نتایج بگذارد. در جملات مجهول علمی روی فاعل جمله انجام می شود (توپ (به وسیله فرهاد) شوت شد)، اما در جملات معلوم، این فاعل است که کای را انجام می دهد (فرهاد توپ را شوت کرد).

 

آیا می خواهید مردم واقعا دست به کار شوند یا فقط به اقدام کردن فکر کنند؟ تکلیف شان را معلوم کنید و ساختار جملات را به شکل معلوم (نه مجهول) بنویسید. درست کردن این اشتباه نیازمند این است که کمی ساختار جملات را تغییر دهید. پیام تان را بخوانید و جملاتی را که با لحن مجهول نوشته شده اند، با جملات معلوم جایگزین کنید. در نظر داشته باشید که ایجاد حس ضرورت و محدودبودن بازه زمانی می تواند بازدهی نتایج تان را بالاتر هم ببرد.


استارتاپ‌های ایرانی؛ سال سیاه یا سال جهش؟


روزنامه سازندگی – زینب کوهیار: «۱۳۲ هزار شغل تنها توسط ۲۱ استارت آپ ایرانی ایجاد شده است.» این اعداد به اندازه ای وسوسه کننده بود که روحانی جلسه ای از جلسه های هیات دولت در زمستان سال پیش را به اقتصاد مجازی اختصاص داده است. براساس آخرین آمار جمعیت بیکاران در ایران به ۲ میلیون نفر می رسد و دولت باید سالانه ۹۰۰ هزار شغل برای شکستن شاخ غول بیکاری ایجاد کند.

استات آپ ها در حالی بیش از ۱۰۰ هزار فرصت شغلی در ایران ایجاد کرده اند که عمری کمتر از ۵ سال دارند و البته برای شروع کسب و کارشان به سرمایه ای کمتر از ایجاد یک بنگاه صنعتی نیاز دارند. همه خوبی های استارت آپ ها در نهایت دولت را قانع کرده که در دو سال آینده ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به شرکت های استارت آپی پرداخت کند. به نظر می رسد علاوه بر مشتریان استارت آپ ها، مسئولان هم ذهنیت بهتری نسبت به کسب و کارهایی که می توانند آینده اقتصاد را بسازند. در این چشم انداز روشن اما چه نقاط تاریکی وجود دارد؟

استارت آپ‌های ایرانی؛ سال سیاه یا سال جهش؟

چالش های سال گذشته

حمله به دفتر اسنپ در کرمان در ماه گذشته یک نمونه از مشکلات کسب و کارهای اینترنتی است. مقاومت سنتی ها از ابتدای آغاز فعالیت تاکسی یاب های اینترنتی در ایران و البته سراسر دنیا وجود داشت. اوبر، ارزشمندترین استارت آپ دنیا در زمینه مقابله با مقاومت بخش های سنتی و اصطکاک با نهادهای قانونگذار در کشورهای مختلف یک الگوست. این استارت آپ برای توسعه کارش در کشورهای آمریکای لاتین، هند، انگلستان و کانادا بارها دچار مشکل شده است. در ایران هم راه اندازی کسب و کارهای اینترنتی در حمل و نقل شهری صدای رانندگان تاکسی و آژانس را درآورده است.

در کنار این حوادثی مثل تعرض به یک زن جوان توسط راننده اسنپ حاشیه ساخته و اعتراض رانندگان این تاکسی یاب اینترنتی به شیوه پرداخت ها داستان شده بود. استارت آپ های خبرساز دیگر در سال ۹۶، فین تکی ها یا ارائه دهندگان خدمات مالی بودند که در تیرماه فیلتر شدند. علت اصلی فیلترشدن اپ هایی مثل زرین پال، پی پینگ، با همتا و ایدی پی عدم وجود قوانین شفاف برای کار آن ها اعلام شد اما بعضی رسانه ها از نگرانی بعضی بانک ها در رقابت با این شرکت های استارت آپی خبر داده بودند. بانک مرکزی به عنوان متولی اصلی بازار پول برای سروسامان دادن به اوضاع فین تک ها وارد کار شد.

مدتی بعد فیلترینگ فین تک ها با همکاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات لغو شد. دیگر چالش اخیر مربوط به شرکت های استارت آپی حذف اپ های ایرانی از اپ استور بود در حالی که آیفون سهم ۱۱ درصدی از بازار تلفن های هوشمند ایران را به خود اختصاص داده بود و البته ضربه کاری تر به کسب و کارهای اینترنتی را فیلتر شدن تلگرام و چند اپلیکیشن ارتباطاتی دیگر در بهمن ماه وارد کرد. اکنون سوال این است که سال۹۶ سال خوبی برای استارت آپ های ایرانی است؟ فراز و نشیب از خاصیت های کار است. به نظر نمی رسد هیچ فعال استارت آپی و کارآفرینی از چالش های پیش رو بترسد.

در گفت و گو با چند فعال استارت آپی این مسائل گذشته و دغدغه آینده را بررسی کرده ایم. رضا اربابیان، موسس سایت اینترنتی شیپور بیش از پرداختن به گذشته از دغدغه آینده می گوید. به گفته اربابیان، شرایط برای استارت آپ ها در سال ۹۶ تفاوت چندانی با سال گذشته نداشت. گروهی که مدیریت شیپور را برعهده دارند در سال ۹۶ مثل سال گذشته برای افزایش سهم در بازار خرید و فروش های اینترنتی تلاش کردند. موسس شیپور می گوید: تلاش می کردیم سهم بیشتری از بازار بگیریم و خدمات بهتری به کاربران عرضه کنیم. اما در مورد آینده نگرانی ها و دغدغه هایی داریم.

با توجه به رخدادهای پس از برجام و حواشی ای که ترامپ ایجاد می کند، فکر می کنم از نظر جذب سرمایه آینده خوبی در انتظار ما نیست چرا که کنش های رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به ترس سرمایه گذاران بین المللی منجر شده است. به گفته این فعال استارت آپی مسائلی مثل کندی صدور مجوزها و مشکلاتی که به عنوان موانع توسعه کسب و کار در بخش سنتی از آن یاد می شود، هنوز در کسب و کارهای اینترنتی جدی نشده است. اربابیان می گوید: مسئله کندی صدور مجوزها در صنف ما جدی نیست به این دلیل که چارچوب های مشخصی برای آن تعریف نشده است و معلوم نیست چه مجوزهایی لازم داریم اما اتحادیه ای برای تسهیل امور کسب و کارهایی مثل ما شکل گرفته که در آینده مسائلی مثل این را ساماندهی می کند.

در شرایط فعلی از نظر طولانی شدن روند دریافت مجوزها یا محدودیت های قانونی راه اندازی کسب و کار مشکلی نداریم اما بعید نیست در آینده این مسائل به چالشی برای استارت آپ ها تبدیل شود. موسس شیپور، درباره برنامه این کسب و کار در سال ۹۷ می گوید: برنامه ما برای سال آینده این است که به نیازمندی های خودمان بچسبیم و مسیر پیش رو با سرعت و قدرت بیشتری طی کنیم. در حال حاضر قصدی برای توسعه فعالیت های شیپور در دیگر کشورها نداریم و ترجیح می دهیم در تهران و سایر شهرهای ایران کار را توسعه دهیم. امیدواریم در سال آینده به سهم بیشتری از بازار برسیم و مردم بیش از گذشته نسبت به خرید و فروش کالای دست دوم در سایت های اینترنتی تمایل داشته باشند.

استارت آپ‌های ایرانی؛ سال سیاه یا سال جهش؟

یک چالش درونی و دو مسئله بیرونی

امیرپاشا، مدیر کسب و کارهای جدید شرکت تپسی دیگر فعال کسب و کارهای اینترنتی است که با ما درباره چالش هایی که استارت آپ ها در سال جاری از سر گذراندند و دغدغه های آینده گفت و گو کرده است. پاشا، درباره مشکلات توسعه استارت آپ ها می گوید: چالش های پیش روی استارت آپ ها سه دسته است. دو دسته از این مشکلات بیرونی است و یک دسته درونی. مشکلات بیرونی به قانونگذاری و سرمایه گذاری مربوط است و مشکل درونی هم از ناحیه منابع انسانی مطرح می شود. در هم جای دنیا صاحبان ایده های نو سریع تر از قانون گذاران وارد گود کسب و کار می شوند. به طور معمول اول ایده های کسب و کارهای جدید مطرح می شود، بعد راه حل آن دیده می شود. قانون هیچ وقت آمادگی لازم را ندارد در نتیجه عقب تر از استارت آپ ها حرکت می کند.

در ایران شکل چالش های مرتبط با قانونگذاری متفاوت است. هیچ ارگانی از استارت آپ ها حمایت نمی کند و به طور معمول به هر شهری که وارد می شویم با مشکلات متعدد از جمله تقابل کسب و کارهای سنتی با کسب و کارهای جدید مواجهیم و حتی فراتر از مشکلات مربوط به قانونگذاران داخل یابد با مسائلی مثل حذف اپلیکیشن ها از گوگل پلی یا اپ استور هم دست و پنجه نرم کنیم. البته اوضاع در سال ۹۶ از این نظر کمی بهتر از سال های گذشته بوده است. مدیر کسب و کارهای جدید تپسی می گوید: در سال ۹۶ حمایت از استارت آپ ها و کسب و کارهای نو کمی بهبود یافت. به طور رسمی بنیانی برای حمایت از کسب و کارهای مجازی شکل گرفت و خوشبختانه مدیریت آن هم توسط افراد فعال در زمینه استارت آپ ها انجام می شود. در دولت معاونت علم و فناوری دفتر ریاست جمهوری از استارت آپ ها بیش از گذشته حمایت می کند.

فرار مغزها، آفت توسعه استارت آپ ها

یکی دیگر از چالش های کسب و کارهای اینترنتی مشکل تامین منابع انسانی است. پاشا در این باره می گوید: بیش از ۵۰۰ نفر نیروی داخلی در شرکت تپسی داریم و برای بیش از ۱۲۰ هزار راننده فرصت شغلی فراهم کردیم. در بخش رانندگان به دلیل بهبود عملکردی که اتفاق می افتد و اشتغال زایی معناداری که رخ داده، با افزایش درآمد رانندگان رو به رو هستیم اما متاسفانه برای تامین نیروی داخلی در شرکت هایی فناوری محور مشکل داریم. به بسیاری از نیروهای متخصص و باهوش به واسطه پدیده ای که با عنوان فرار مغزها آن را می شناسیم، دسترسی نداریم.

بخشی از تحصیلکرده های دانشگاه های برتر کشور به این دلیل که فرصت شغلی مناسبی در اختیارشان قرار نمی گیرد، از ایران می روند. به همین دلیل دسترسی کسب و کارهایی مثل ما به توسعه دهندگان نرم افزار خوب و کسانی که جنس کسب و کارهای اینترنتی را می شناسند، بسیار خست است. بدنه اصلی شرکت تپسی شامل ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر است که ۴۰ درصد از آن ها فارغ التحصیلان دانشگاه های سراسری تهران مثل پایتخت و امیرکبیر هستند. برای توسعه کسب و کارمان به وجود چنین نیروهایی در کشور نیاز داریم و نبود آن ها کار را برای همه سخت تر می کند. این چالشی است که امیدواریم با توسعه استارت آپ ها به آن غلبه کنیم و کسب و کارهای نوپا روند فرار مغزها را کُند و آن را در نهایت متوقف کند.

سرمایه گذاری یک دغدغه است اما راه حل دارد

بسیاری معتقدند که کسب و کارهای نوپای ایرانی با پول ارزان خارجی ایجاد شده و توسعه یافته است اما به نظر می رسد تامین سرمایه خارجی آن طور که به زبان می آید برای کسب و کارهای اینترنتی ایران ممکن نیست. نگرانی استارت آپ ها در تامین سرمایه شبیه کسب و کارهای بزرگ دیگر به نظر می رسد با این تفاوت که آینده روشن و جذابیت کار آن ها دریافت سرمایه از بخش های آشکار و پنهان اقتصاد را محتمل تر جلوه می دهد. مدیر کسب و کارهای جدید تپسی می گوید: چالش سوم کسب و کارهای نوپا مربوطه به سرمایه گذاری است. متاسفانه سرمایه گذاران در ایران دیدگاه سنتی دارند و به طور جدی وارد حوزه استارت آپ ها و کسب و کارهای نوپا نشده اند.

استارت آپ‌های ایرانی؛ سال سیاه یا سال جهش؟

بیشتر سرمایه گذاران بزرگ داخلی سرمایه شان را در حوزه هایی مثل مسکن، پتروشیمی، نفت و گاز به کار انداخته اند. امکان جذب سرمایه خارجی تا چه اندازه برای کسب و کارهای نوپای ایرانی فراهم است؟ به گفته پاشا شرکت های بین المللی هم برای سرمایه گذاری در کسب و کار تپسی علاقمندی شان را نشان دادند اما به خاطر مشکلات فعلی در ایران که ببیشتر هم سیاسی است، به نتیجه نرسیده اند. این فعال استارت آپی می گوید: خطر سرمایه گذاری در ایران بالاست به همین دلیل بسیاری از سرمایه گذاران خارجی با وجود ابراز تمایل پای کار نمی آیند.

نکته دیگر در مورد سرمایه گذاری شرکت های خارجی این است که این شرکت ها با دید کوتاه مدت به ایرانی می آیند. فرض کنید شرکتی ده میلیون دلار برای سرمایه گذاری در یک کسب و کار اینترنتی ایرانی هزینه می کند و زمانی که این سرمایه به ۵۰ میلیون دلار می رسد، آن را به بازیگران داخلی می فروشد و از ایران می رود. این چشم انداز کوتاه مدت برای سرمایه گذار توسعه کسب و کارهای اینترنتی را متاثر می کند و البته چشم انداز طولانی مدت هم عمومیت ندارد. صندوق های سرمایه گذاری جسورانه هم به نظر گزینه خوبی برای حمایت از کسب و کارهای نوپا به نظر می رسند.

در دیگر کشورهای دنیا این صندوق های سرمایه گذاری جسورانه اند که کسب و کارهای کوچک را به محض خروج از پارک های علم و فناوری مورد حمایت قرار می دهند. یک جست و جوی ساده در فضای مجازی درباره صندوق های سرمایه گذاری در ایران شما را به یک انجمن صنفی کارفرمایی صندوق ها و نهادهای سرمایه گذاری خطرپذیر می رساند. براساس اعلام این اتحادیه بیش از ۴۰ صندوق سرمایه گذاری جسورانه در ایران فعالیت می کنند و البته شرکت مدیریت فناوری بوس تهران هم از فعالیت ۲۰۰ صندوق سرمایه گذاری خبر داده است. اکنون سوال اینجاست که استارت آپ ها در ایران تا چه اندازه می توانند به تامین سرمایه از این صندوق ها تکیه کنند؟

پاشا، مدیر کسب و کارهای جدید تپسی در این باره می گوید: VC در ایران، صنعتی کمتر پیشرفته و تقریبا عقب افتاده نسبت به کشورهای توسعه یافته ای مثل ایالات متحده آمریکاست. صندوق های سرمایه گذاری در ایران دیدگاه خوبی در ورود به کسب و کارها ندارند. به طور عمده دنبال دریافت سهام زیاد از کسب و کارهای اینترنتی و نوپا هستند. نحوه مشارکت آن ها در کار انگیزه نیروهای جوان را برای ادامه کار از بین می برد. فرض کنید در اوایل کار که ایده خوب و بازارپسندی هم دارید به این صندوق ها مراجعه می کنید. آن ها به شما مبلغی پول می دهند و در ازای آن چند ده درصد از سهام کسب کار شما را می گیرند.

این باعث شده ذهنیت خوبی نسبت به کار با صندوق های سرمایه گذاری جسورانه در ایران وجود نداشته باشد. تامین سرمایه در چنین فضایی کار سختی است. و اما راه حل چیست؟ پیش از پاسخ به این سوال باید پرسید که اکنون سرمایه در ایران در دست کیست؟ ریسک سرمایه گذاری در ایران بالاست در نتیجه نمی توان بر جذب سرمایه خارجی به عنوان راه حلی کلیدی تمرکز کرد. براساس اعلام مرکز پژوهش های مجلس از وضعیت بدهی دولت تا پایان خردادماه سال جاری، مجموع بدهی دولت و شرکت های دولتی تا ۶۲۵ هزار میلیارد تومان ارزیابی شده است.

دیگر صاحب سرمایه در اقتصاد ایران بخش خصوصی است که به دلیل غلبه نگاه سنتی در فعالان و البته چالش های بانکی، مالیاتی و رکود اقتصادی چند سال اخیر پرمشغله تر از همیشه به نظر می رسد. امیرپاشا، مدیر کسب و کارهای جدید تپسی در این باره می گوید: «مشکلات متعددی در زمینه تامین سرمایه از داخل و خارج وجود دارد و بهتر است برای رشد و توسعه بیشتر کسب و کارهای نوپا هلدینگ های بزرگ سرمایه گذاری در ایران وارد میدان شوند. ورود این هلدینگ ها به بازار کسب و کارهای نوپا به رقابت جدی آن ها با صندوق های سرمایه گذاری می انجام و فضای فعلی را از انحصار و مونوپولی خارج می کند.

برعکس دیگران من از ورود هلدینگ ها به بازار صندوق های سرمایه گذاری جسورانه استقبال می کنم چرا که حضور آن ها فضا را رقابتی تر و ایده آل تر خواهدکرد. از سوی دیگر به کار گرفتن سرمایه داخلی در کسب و کارهای اینترنتی به رشد سرمایه در کشور کمک می کند. باید مسیر ورود سرمایه داخلی به کسب و کارهای نوپا را هموار کرد و خوشبختانه علائمی وجود دارد که نشان می دهد چنین اتفاقی در حال رخ دادن است. استفاده از ظرفیت های هلدینگ های سرمایه گذاری در استارت آپ های ایرانی می تواند علاوه بر ارزش آفرینی مالی، پیامدهای بزرگتری مثل جلوگیری از فرار نخبگان را هم در پی داشته باشد. و جامعه بیش از پیش از حضور نیروهای جوان و متخصص در اقتصاد و اجتماع بهره مند شود.»

استارت آپ‌های ایرانی؛ سال سیاه یا سال جهش؟

برای بزرگنمایی تصویر روی آن کلیک کنید

با مقاومت سنتی ها چه باید کرد؟

مدت زمان زیادی از شعار رانندگان تاکسی و اتومبیل های کرایه ای مقابل مجلس علیه اسنپ و تپسی نگذشته است. این مقاومت علیه کسب و کارهای نوپا البته به تازگی از مرحله شعار و تجمع فراتر رفت و در مورد راه اندازی دفتر تاکسی یاب اینترنتی اسنپ در کرمان به تخریب اموال و حمله به کارکنان کشیده شد. تقابل سنتی ها با نوپاها هرچند پرحاشیه است اما به نظر نمی رسد به چالش اصلی و نخستین آن ها تبدیل شده باشد. پاشا درباره توسعه کسب و کارهای نوپا و تقابل سنتی ها با این کسب و کارها می گوید: کسب و کارهای نو در همه جای دنیا به منظور بهینه سازی ایجاد شد و رشد کردند. درواقع مجموعه ای از فعالیت های کمتر بهینه با حضور کسب و کارهای نو از بین می رود.

اتفاقی که در مورد کسب و کارهای شبیه به ما می افتد هم همین طور است. در نظر داشته باشید که برای مثال راننده های آژانس و مراکز سنتی کرایه اتومبیل با حضور استارت آپ های تاکسی یاب بیکار نمی شوند. آنها می توانند به پلتفرم های جدید بپیوندند و حتی راحت تر و با درآمد بیشتر از گذشته کار کنند. در مدل های سنتی کرایه اتومبیل مکانی برای حضور رانندگان، تماس تلفنی مراجعان و پیشبرد کسب و کار وجود دارد که هزینه رشد کب و کارها را افزایش می دهد. این در حالی است که در مدل های نو و اینترنتی به هیچ یک از این الزامات از جمله اجازه مکانی برای کار و تجمع رانندگان نیازی نیست همان طور که فروشگاه های اینترنتی بدون اجاره مغازه های لوکس محصولات را با تضمین و کیفیت بهتری عرضه می کنند.

همان طور که می بینید ذی نفعان بزرگ در فرایند بهینه سازی مردم هستند. در مورد تاکسی یاب های اینترنتی هم چنین بهینه سازی ای در ایران انجام می شود. به گفته این فعال کسب و کارهای اینترنتی تمام مردم از توسعه کسب و کارهای اینترنتی نفع می برند. توسعه کسب و کارهای اینترنتی به معنی کاهش آلودگی هوا و ترافیک است. در این مورد تنها صاحبان کسب و کارها نیستند که سود می برند بلکه مردم هم از پیامدهای مثبت این کسب و کارها بهره مند می شوند. توسعه کسب و کارهای نو به ویژه در زمینه تاکسی یاب های اینترنتی تنها بخش کوچکی از جامعه را متضرر می کند که البته برای آن هم راه حل هایی وجود دارد. این بخش می تواند خودش را با فرآیند بهینه سازی سازگار کند.


آزمون: رهبر هستید یا خیر؟


برترین ها  ترجمه از حمید گنجی: همه ما حداقل یک‌بار در زندگی‌مان برای روئسای بد کار کرده‌ایم. آخرین رئیس من دو ویژگی بی‌پروایی و البته بدجنسی را در خود دانست. او فکر می‌کنید که یک رهبر خارق‌العاده است، اما در واقعیت نه هیچ کسی به او اعتماد داشت و نه دوست داشت که برای او کار کند. او یک‌بار وظیفه‌ای را بر عهده من گذاشت که باید در یک ماه تکمیل می‌شد، اما او این کار را در فقط سه روز می‌خواست تحویل بگیرد! من از کار کردن برای او نفرت داشتم.

همه ما روئسانی مانند این داشته‌ایم. کسی که شما را برای روزهایی برنامه‌ریزی می‌کند که نمی‌توانید کار کنید. کسی که اسناد مهم را گم می‎کند. کسی که دیگران را مورد سرزنش قرار می‌دهد. کسی شایعه می‌سازد. کسی که آمادگی انجام هیچ کاری را ندارد. کسی که فاقد مهارت‌های اجتماعی است و…

آزمونی که مشخص می‌کند آیا شما واقعا یک رهبر هستید یا خیر

به اشتراک‌گذاری داستان روئسای بد ممکن است در موقع ناهار یا مواقعی مانند آن سرگرم کننده باشد، اما در واقعیت، رهبری بد یک جوک نیست. هر تیم و کسب‌وکار به یک رهبر نیاز دارد و اگر این رهبر آمادگی و اخلاق لازم را نداشته باشد، بهره‌وری کاهش می‌یابد، فروش متوقف می‌شود و کشتی کسب‌وکار به گل می‌نشیند. شما نمی‌توانید یک رهبر بد باشید و یک کسب‌وکار را رشد دهید.

اما چه چیزی یک رهبر خوب را می‌سازد؟ این تست که در ادامه آمده است را انجام دهید و ببینید که آیا شما واقعا یک رهبر هستید یا نه. نکته کلیدی در اینجا آن است که با خودتان روراست باشید. اگر در اینجا به فکر تقلب باشید، این نیز نشانه‌ای از این است که شما یک رهبر بد هستید.

آزمون رهبری

۱٫ شما الهام‌بخش هستید: جوهره رهبری این است که شما توانایی آن را داشته باشید که جای خود را در دل دیگران باز کنید. حال این می‌تواند کاهش خشونت‌های پلیس باشد، یا انتخاب شدن از طریق آرای مردم و یا ایجاد فروش بیشتر. و کلید این قفل درواقع توانایی شما در وادار کردن افراد به پذیرش دیدگاه شماست. (۱ امتیاز)

۲٫ شما یک چشم‌انداز دارید: شاید لازم به گفتن نباشد که دانستن جایی که تیم شما در آینده می‌خواهد در آن نقطه قرار بگیرد، نکته‌ای کلیدی در رهبری است. سرزمین وعده داده شده کجاست؟ آیا آنجا محلی است که شما می‌توانید افراد را به آنجا ببرید؟ (۱ امتیاز)

۳٫ شما می‌توانید یک تیم بسازید: گاندی نمی‌توانست به‌تنهایی هندوستان را آزاد کند و یک رهبر کسب‌وکار نیز نمی‌تواند با تکیه صرف بر خودش یک کسب‌وکار را رشد دهد. شما باید این توانایی را داشته باشید که افراد مختلف را دور هم گرد آورید و این افراد باید باهوش‌تر و بهتر از خود شما باشند. این تیمی است که شما را به سمت اهداف خواهد برد. (۱ امتیاز)

۴٫ می‌توانید مسئولیت‌ها را تفویض کنید: شما نه‌تنها باید بتوانید یک تیم را بسازید، بلکه باید توانایی تفویض کردن کارهای واقعی به آن‌ها جهت به حداکثر رساندن مهارت‌هایشان را نیز داشته باشید. شما نمی‌توانید کارهای کسب‌وکار را به‌تنهایی انجام دهید و البته آن‌ها نیز نمی‌توانند. رهبران بزرگ با تفویض مسئولیت‌ها تیم‌ها را تقویت می‌کنند. (۱ امتیاز)

۵٫ شما یک ارتباط‌دهنده عالی هستید: یک ارتباط‌دهنده خوب بودن برای شما کفایت نمی‌کند و شما در این زمینه باید به‌حداعلا برسید. (۱ امتیاز)

۶٫ شما باید یک شنونده خوب باشید: افرادی که با شما همکاری می‌کنند و شما الهام‌بخش آن‌ها هستید باید احساس کنند که حرف آن‌ها درون سازمان شنیده می‌شود. بهترین رهبران همواره گوش می‌دهند. (۱ امتیاز)

۷٫ باید مثبت باشید: کارهایی به این دلیل خوب پیش نمی‌روند که کارها به‌درستی انجام نشده‌اند. این وظیفه یک رهبر خوب است که باید در تمامی شرایط آرامش خود را حفظ کرده و مثبت باقی بماند. این کار دیگران را الهام می‌کند که به هدف پایبند بمانند. (۱ امتیاز)

۸٫ باید هوش هیجانی داشته باشید: افراد به دنبال کسانی می‌روند که صادق، متفکر، دلسوز و باهوش هستند. (۱ امتیاز)

نمره دهی

همان‌طور که مشاهده کردید، به هر رفتار یک نمره داده شده است، زیرا تمام آن‌ها به یک اندازه مهم هستند. قطعا همه این صفحات را نمی‌توان درون یک رهبر پیدا کرد. اما برای اینکه به عنوان یک رهبر شناخته شوید، باید در این آزمون حداقل نمره ۶ را به دست آورید.


جیمیل یا یاهو؛ کدام ایمیل بهتر است؟


وب سایت گجت نیوز: جیمیل و یاهو دو سرویس ایمیل پرطرفدار بوده و هر دو ایمیل پرکاربرد و سریع هستند. در این مطلب به مقایسه دو سرویس ایمیل جیمیل و یاهو می پردازیم و نشان می دهیم که بهترین سرویس ایمیل، باید دارای چه قابلیت هایی باشد.

مقایسه دو سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ، همانند مقایسه مرورگرهای مختلف خواهد بود. سرویس‌های ایمیلی که بیشتر روی گوشی‌ها به‌طور پیش‌فرض نصب هستند، بیشتر مورداستفاده قرار خواهند گرفت، همان‌طور که برای گوگل کروم نیز در بخش مرورگرها این مسأله صدق می‌کرد. جیمیل و آوتلوک ازنظر میزان استفاده، آمار بهتری نسبت به یاهو دارند. اما نباید فراموش کنیم که یاهو به دنبال ارتقاء سرویس ایمیل خود با بهینه‌سازی قابلیت‌ها و بهبود یاهو میل پرو بدون تبلیغات است.

آیا تلاش یاهو برای رسیدن به جیمیل بی‌ثمر است؟ و آیا تغییرات یاهو باعث خواهد شد که کاربران بیشتری سمت خود بکشد؟ دقیقاً این مسأله به نوع رویکرد یاهو و تغییرات آن نسبت به نسخه قدیمی و نسبت به دیگر سرویس‌های ایمیل برمی‌گردد. بنابراین برای روشن شدن موضوع به مقایسه دو سرویس ایمیل جیمیل و یاهو به‌طور گسترده می‌پردازیم.

تفاوت‌های ظاهری

در نگاه اول ویژگی‌های ظاهری خاصی به چشم می‌خورد که ازجمله آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  •     منو بالایی عریض‌تر، شامل پیوندهایی به دیگر برنامه‌های یاهو می‌شود که به‌صورت یک دکمه نمایش داده‌شده. دقیقاً همان چیزی که در جیمیل نیز موجود است.
  •     دکمه‌های مسنجر، مخاطبین، تقویم و نوت پد در سمت راست قرارگرفته همچنین دکمه تنظیمات نیز در این بخش قرار دارد.
  •     بخش ارسال ایمیل به شکل یک دکمه آبی‌رنگ بزرگ مشخص‌شده است.
  •     بخش Views به منو سمت چپ اضافه شده و دارای بخش‌های تصاویر، اسناد و گزینه‌های مختلف دیگر خواهد بود.
  •     همچنین به‌صورت کلی رابط کاربری بهبود پیداکرده و منظم‌تر شده است.

این تغییرات شاید زیاد به چشم نیاید اما درهرصورت سرویس ایمیل یاهو را ازنظر ظاهری مدرن کرده است و شما به‌سرعت می‌توانید تشخیص دهید که کدام نسخه را مورداستفاده قرار می‌دهید.

تفاوت‌های کارایی

صدالبته زمانی که نسخه جدیدی از سرویس ایمیل در اختیار کاربران قرار می‌گیرد، دستخوش تغییرات کارایی زیادی شده است. تغییرات مثبت را به‌صورت لیست وار بررسی می‌کنیم:

  •     ایجاد بخش Views برای پیام‌ها و مدیریت آیتم‌ها
  •     برنامه واکنش گرا تر و همچنین باثبات بیشتر
  •     پوسته‌های متفاوت

همچنین از سوی دیگر نسخه جدید سرویس ایمیل یاهو برخی قابلیت‌ها را در خود ندارد که در نسخه سنتی آن یافت می‌شدند ازجمله:

  •     ذخیره جست‌وجوها
  •     فوروارد خودکار ایمیل
  •     گزینه‌های حرفه‌ای برای اضافه کردن اسناد و فایل
  •     آخرین بازدیدها

تفاوت موجود دیگر بین نسخه جدید یاهو میل و نسخه سنتی آن ایجاد مسنجر، مخاطبین و آیتم‌های مشابه است.

در نسخه سنتی یاهو میل، مسنجر در یک صفحه پاپ آپ باز می‌شد و نیازی نبود که در حال چت کردن، صفحه ارسال ایمیل را ببندید، اما در نسخه جدید مسنجر در یک صفحه جدید باز خواهد شد.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

اگر در نسخه سنتی یاهو میل از هر آیتمی مثل مسنجر، مخاطبین و غیره استفاده می‌کردید، در یاهو میل جدید نیز این گزینه‌ها هنوز هم برای شما به شکل قبل موجود خواهند بود، کافی است که روی هرکدام از دکمه‌های مربوط به آن کلیک کنید، زبانه جدیدی باز می‌شود که آیتم‌های نسخه سنتی یاهو میل را به شما نشان خواهد داد.

برای اغلب کاربران این تفاوت‌ها بیشتر از تفاوت‌های ظاهری به چشم می‌آید، مخصوصاً برای آن دسته از افرادی که با به کار بردن یاهو میل جدید، قابلیت‌های قبلی را ازدست‌داده‌اند. اگر تمایل دارید که قابلیت‌ها را بازگردانی کنید می‌توانید طی مراحل زیر نسخه ایمیل خود را به نسخه سنتی بازگردانی کنید.

  1.     در سمت راست قسمت بالا روی دکمه تنظیمات کلیک کنید.
  2.     گزینه Switch to classic mail link را در قسمت انتهایی پاپ آپ بازشده انتخاب کنید.
  3.     یکی از دلایل نشان داده را انتخاب کرده و برای دلیل خود توضیحی بنویسید.
  4.     درنهایت گزینه Switch back to classic Mail یا بازگردانی به نسخه سنتی یاهو را انتخاب کنید.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

تفاوت‌های یاهو میل و جیمیل

خب حالا که تقریباً تفاوت‌های بین نسخه‌های سنتی و جدید یاهو میل را می‌دانید، بهتر است به مقایسه یاهو میل و جیمیل، این دو سرویس ایمیل پرطرفدار بپردازیم.

در قسمت ارسال پیام برای هر دو سرویس ایمیل، نوع فرمت فونت‌ها، ضمیمه سازی عکس و اسناد و اموجی ها یکسان است. همچنین کلیاتی مثل مرتب کردن اینباکس، پیام‌ها خوانده‌شده و ایمیل‌های آرشیو نیز تقریباً یکسان خواهند بود.

پس تفاوت‌ها در کجاست؟ با نگاهی دقیق‌تر به این تفاوت‌ها، یک‌به‌یک هرکدام را بررسی می‌کنیم.

حالت اینباکس

در سرویس ایمیل جیمیل، می‌توانید بین گزینه‌های Comfortable، Cozy و Compact برای ظاهر اینباکس یکی را انتخاب کنید. هرکدام از حالت‌ها سطح فشردگی و فواصل بین ایمیل‌ها در اینباکس را تغییر می‌دهد. در جیمیل قابلیتی وجود دارد که می‌توان با استفاده از آن ایمیل‌های مهم، خوانده‌نشده و یا خوانده‌شده را به‌صورت الویت بندی در اینباکس نشان داد.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

یاهو میل جدید نیز برای اینباکس سه حالت متفاوت ارائه می‌دهد. حالت‌های List، Right و Bottom برای ظاهر کلی و همچنین حالت‌های Small، Medium یا Large برای فواصل بین پیام‌ها. این گزینه‌ها قابلیت انعطاف بیشتری به اینباکس می‌دهد. اگر حالت اینباکس لیست جیمیل را دوست دارید، می‌توانید حالت لیست را در یاهو میل انتخاب کنید. اما اگر به‌طور مثال می‌خواهید پیام‌ها را در سمت چپ و متن آن را در سمت راست مشاهده کنید، تنها با یاهو این کار امکان‌پذیر می‌شود.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟
شخصی‌سازی اینباکس

هر دو سرویس جیمیل و یاهو روش‌های بسیار مناسب و راحتی برای شخصی‌سازی ظاهر اینباکس و تغییر پوسته‌ها به کاربر می‌دهند.

در جیمیل به قسمت تنظیمات رفته روی گزینه Themes و سپس Set Themes کلیک کنید تا صفحه جدیدی برای شما باز شود. از طریق این صفحه می‌توانید یک تصویر خاص و یا یک رنگ خاص انتخاب کنید و پوسته اینباکس را تغییر دهید.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

در یاهو میل جدید، به قسمت تنظیمات رفته و در ابتای لیست پوسته‌های متفاوت را خواهید دید. یکی را به دلخواه انتخاب کنید. البته متاسفانه گزینه بارگذاری فایل شخصی برای انتخاب به عنوان پوسته وجود ندارد.

مدیریت خودکار

جیمیل دارای ۵ زبانه مختلف برای مدیریت ایمیل‌ها است. Primary، Social، Promotions، Updates و Forums. به جز زبانه Primary می‌توانید بقیه را حذف و یا به آن زبانه اضافه کنید. این زبانه ها بسیار مفید هستند به علت این که جیمیل به‌صورت خودکار هر پیام را در بخش مورد نظر قرار می‌دهد.

  •     Primary بخش اصلی اینباکس شما برای ایمیل‌های شخص به شخص است.
  •     Social شامل پیام‌هایی است که از شبکه های اجتماعی و وب‌سایت‌های رسانه‌ای به دست شما می‌رسد.
  •     Promotions شامل فروش، معاملات و ایمیل‌های تبلیغاتی خواهد بود.
  •     Updates شامل ایمیل‌هایی می‌شود که قالب بیانیه یا اعلامیه دارند.
  •     Forums شامل ایمیل‌هایی می‌شود که از سوی گروه‌های گفت‌وگو و پیام‌های انجمنی به دست شما می‌رسد.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

یاهو میل جدید به‌صورت متفاوت‌تری ایمیل‌های شمارا دسته‌بندی می‌کند. در قسمت Views این سرویس ایمیل بخش‌های مثل Photos، Documents ، Travel و Coupons وجود دارد که با رسیدن پیام به‌صورت خودکار به این بخش‌ها ارسال خواهد شد. البته در یاهو میل شما نمی‌توانید بخش‌ها را تغییر داده، حذف یا اضافه کنید.

  •     Photos و Documents یا تصاویر و اسناد شامل پیام‌هایی می‌شود که در آن عکس و یا سند ضمیمه‌شده باشد.
  •     Travel شامل نشان دادن پیام‌های مربوط به مسافرت‌ها، پروازها و دیگر موضوعات مرتبط می‌شود.
  •     Coupons شامل تخفیفات فروشگاهی و کوپن و تیکت های رسیده از فروشگاه‌های مختلف خواهد بود.

دسته‌بندی و قابلیت‌ها

قابلیت‌هایی که تا الان در یاهو میل جدید و جیمیل به آن اشاره شد همگی به‌نوعی مشابه یکدیگر بودند. بنابراین آیا عادلانه است که بدون دیدن قابلیت‌های مجزای هرکدام برنده این مقایسه را انتخاب کنیم؟

بنابراین برای مقایسه دو سرویس ایمیل جیمیل و یاهو به بازبینی قابلیت‌های بیشتری نیاز داریم تا بتوانیم برنده را مشخص کنیم.

حال به بررسی قابلیت‌های جزیی تر می‌پردازیم.

فیلترگذاری ایمیل

یاهو میل جدید به شما اجازه می‌دهد که ایمیل‌های رسیده را بر اساس این که چه کسی ارسال کرده یا برای چه کسی ارسال می‌کنید و بر اساس موضوع و ساختار کلی پیام فیلترگذاری کنید. پس‌ازاین عمل هر پیام به‌صورت خودکار به پوشه مورد نظر انتقال پیدا خواهد کرد. آیا این عملکرد عالی نیست؟ البته جیمیل بهتر از آن را ارائه می‌دهد.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

فیلترهای سرویس ایمیل جیمیل، قوی‌ترین فیلترهای موجود هستند. نه‌تنها می‌توانید همانند گزینه‌های یاهو ایمیل‌های خود را فیلترگذاری کنید، بلکه بر اساس وجود فایل ضمیمه و بزرگی و کوچکی آن‌ها نیز می‌توانید فیلترگذاری انجام دهید. به‌علاوه این که قابلیت‌های نشانه‌گذاری، دسته‌بندی، برچسب دهی، اضافه به علاقه‌مندی، فوروارد و حذف ایمیل‌هایی که در این فیلترگذاری قرار دارند نیز وجود دارد.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

جالب است که بدانید یاهو میل سنتی با گزینه موجود در بخش More چنین فیلترگذاری‌هایی را در خود داشت که در نسخه جدید آن حذف‌شده است.

افزونه‌ها و آیتم‌های مجزای افزودنی

جیمیل دارای یک فروشگاه مجزا برای انتخاب هر نوع افزونه و آیتم در ایمیل است که به شما اجازه می‌دهد با استفاده از سرویس‌ها به ترلو، Quickbooks و Asana وصل شوید. البته افزونه‌های موجود خیلی زیاد نیستند اما در یاهو میل جدید حتی چنین گزینه‌ای وجود ندارد!

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

یاهو تنها در بخش افزونه‌های مرورگر کارکرده و در سرویس ایمیل خود هیچ‌گونه افزونه‌ای در اختیار ندارد. پس جیمیل در این قسمت بهتر عمل کرده است.

برچسب دهی و تگ گذاری

اگر شما یکی از کاربران پر و پا قرض جیمیل هستید پس در مورد برچسب دهی عالی این سرویس کاملاً اطلاع دارید. در سرویس ایمیل جیمیل، می‌توانید برچسب‌ها را بسازید، ویرایش کنید و به ایمیل‌های مورد نظر اختصاص دهید. برچسب‌گذاری به شما امکان می‌دهد تا به‌صورت کلی بتوانید تمام اینباکس خود را چک کنید.

مقایسه سرویس ایمیل جیمیل و یاهو ؛ کدام ایمیل بهتر است؟

جالب است بدانید که یاهو میل جدید به‌هیچ‌وجه دارای برچسب دهی و تگ گذاری نیست و حتی نسخه سنتی آن‌هم از چنین قابلیتی بی‌بهره است.

اپلیکیشن های موبایل سرویس‌های ایمیل

هر دو سرویس جیمیل و یاهو میل دارای اپلیکیشن های موبایل هستند. البته با این تفاوت که برای فعال کردن اپلیکیشن یاهو پرو باید هزینه پرداخت کنند.

اپلیکیشن ها واکنش گرا، دارای قابلیت‌های بسیار و دارای کاربری آسان هستند. برنامه جیمیل دارای بخشی برای پاسخ سریع به ایمیل نیز است. از طرف دیگر برنامه یاهو میل دارای امکان هوشمند برای دیدن عکس‌ها، اسناد و آیتم‌های مسافرتی است، درست مانند گزینه‌های که در وب‌سایت وجود دارد.

در مقایسه دو سرویس ایمیل جیمیل و یاهو انتخاب شما چیست؟

خب زمان آن رسیده تا خودتان مقایسه کنید. آیا قابلیت‌های جدید یاهو میل برای این که شمارا متقاعد به استفاده از آن کند کافی است؟ البته شاید وجود مشکلات امنیتی در یاهو میل اعتماد کار با آن را کم کند، اما درهرصورت این سرویس ایمیل استحقاق استفاده مجدد را دارد. شما بیشتر از کدام سرویس ایمیل استفاده می‌کنید؟ یاهو میل یا جیمیل؟


تصاویر استوک؛ آری یا خیر؟


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: برند! برند شما مانند اثر انگشت شماست. چیزی کاملا منحصر به فرد و مرتبط به خود شما یا کسب و کارتان. هر چیزی که به برندتان ارتباط دارد، از اسم آن گرفته تا طراحی لوگو و وب سایتتان باید بر این منحصر بودن هویت برندتان تاکید کند. پس واقعا چرا برخی از افراد از تصاویر استوک برای نمایش دادن برندشان استفاده می کنند؟!

 

ممکن است بگویید که «این تصاویر ارزان و باکیفیت هستند!»، اما تصاویر استوک هیچ شباهتی به اثر انگشت ندارند، چرا که تصاویری کلی هستند و هویت شما را به نمایش نمی گذارند و از آن بدتر، ممکن است همان تصویری که شما استفاده می کنید، در وب سایت، کارت ویزیت یا لوگوی رقبایتان نیز استفاده شده باشد. به همین دلیل است که مالکان کسب و کار هرگز نباید لوگوهایشان را از وب سایت های فروش لوگوهای آماده تهیه کنند و باید آن را به دست کاردان بسپارند. اینها همه عواملی هستند که برندتان را ضعیف و نامطمئن جلوه می دهند. فکر نمی کنید که برندی که خود شما خلق کرده اید، شایسته چیزی بیشتر از تصاویر استوک ارزان قیمت است؟ به مورادی که در این مقاله ذکر شده است به خوبی فکر کنید و ببینید که با استفاده از تصاویر استوک، چه ضرری به کسب و کارتان می زنید.

 

 تصاویر استوک؛ آری یا خیر؟

۱٫ تصاویر استوک هویت برند را از بین می برند.


برند چیزی است که باید تا حد ممکن منحصر به فرد و مشخص باشد. بالاخره هیچ کسب و کار دیگری وجود ندارد که دقیقا مانند کسب و کار شما باشد. از شرایط و نگرش منحصر به فرد شما فقط یک مورد وجود دارد که آن هم خود شما  هستید. برندتان باید بازتابی از این موضوع باشد. ماموریت مشخص و متداومی که با هویت خاص برند شما همراه شده است، نیازمند زبان تصویری منحصر به فردی نیز هست. از طرف دیگر تصاویر استوک در اختیار طیف وسیعی از کاربران قرار گرفته است و هرچه کاربران بیشتری از آنها استفاده کنند، سود بیشتری نصیب عکاس و وب سایت فروشنده آنها می شود.

 

تصاویر استوک تصاویری عمومی هستند و به همین خاطر تاثیر چندانی روی مشتری نمی گذارند. اگر می خواهید برندی متمایز داشته باشید، باید تاثیری که قدرتمند روی مشتریان بگذارید. پس به جای استفاده از تصاویر استوک، صدای برندتان را به شکلی مشخص و بلند به گوش مشتریان برسانید. از تصاویری استفاده کنید که نگرش مشخص کسب و کارتان را به مشتریان انتقال دهد. برای طراحی منحصر به فرد لوگو و وب سایتتان هزینه کنید و مطمئن باشید که این کار تاثیر شگرفی بر مشتریان می گذارد.

۲٫ تصاویر استوک اصالت برند را زیر سوال می برند.


برند اصل برندی است که خود را با صداقت و شفافیت تمام در معرض دید مشتریان قرار می دهد. همین ویژگی ها هستند که برند را قابل اعتماد و حرفه ای نشان می دهند. در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۶ صورت گرفت، ۸۳ درصد مصرف کنندگان گفتند کهن اگر به برندی اعتماد کنند، میزان وفاداری شان نیز افزایش خواهدیافت. استفاده از تصاویر استوک در وب سایتتان به جای استفاده از تصاویر اصلی محصولاتتان شاید آسان باشد، اما به هیچ وجه اصیل نیست. پس به جای استفاده از تصاویر استوک، محتوای تصویری ای به کار ببرید که بتواند رابطه ای عمیق با مشتریان و مصرف کنندگان برقرار کند. اگر از کارمندانتان حین انجام کارهای واقعی شان عکسی حرفه ای بگیرید، می توانید ارتباط خیلی بهتری با مشتریان برقرار کرده و اعتمادشان را جلب کنید.

۳٫ لوگوهایی که در آنها از تصاویر استوک استفاده شده است، قابلیت ثبت تجاری ندارند.


از آنجا که لوگوی شما درواقع هویت تصویری کسب و کارتان است، بهتر است مطمئن شوید که هیچ کسب و کار دیگری از لوگوی شما استفاده نمی کند. این موضوع را نشان تجاری می نامند. اما اگر از تصاویر استوک استفاده کنید، به سختی می توانید آن را به عنوان هویت خود برای مشتریان جا بیندازید. همان تصویر استوک برای هر شخص یا برند دیگری نیز موجود است. دومین مسئله مرتبط این است که نشان تجاری به مالک برند اجازه می دهد که از استفاده غرمجاز نشان تجاری اش جلوگیری کند.

 

اما تصاویر استوک تحت لیسانسی فروخته شده اند که به خریداران اجازه نمی دهد این تصاویر را در لوگو یا نشان تجاری شان استفاده کنند. پس به جای استفاده از تصاویر استوک با یک طراح گرافیک حرفه ای کار کنید تا لوگویی اصیل برایتان بسازد که به خوبی نشانگر برندتان باشد. در نهایت نیز برندی خاص، منحصر به فرد و اصیل خواهید داشت که می توانید آن را به نشان تجاری تان تبدیل کنید.

۴٫ تصاویر استوک باعث می شوند که برند شما و برندهای دیگر با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.


اگر هم شما و هم رقیبتان از یک تصویر خاص استوک خوشتان بیاید و بخواهید آن را در لوگوهایتان استفاده کنید، چه اتفاقی می افتد؟ دیگر برندی منحصر به فرد نخواهید داشت و ممکن است مشتریان به راحتی شما را با سایر رقبا اشتباه بگیرند و این مسئله اصلا برای شما خوب نخواهدبود. مشتریانی که به دنبال کسب و کار شما هستند، ممکن است برند رقیب را با شما اشتباه بگیرند و به جای شما از آنها خرید کنند. ممکن است مصرف کنندگان اسم برندتان را به خاطر نداشته باشند و فقط این یادشان باشد که تصویر خاصی در لوگوی شما به کار رفته باشد.
از دست دادن مشتریان خبر بدی برایتان خواهدبود (حتی اگر پیامدهای مالی آن را در نظر نگیرید)؛

 

اما از دست دادن مشتریان به چنین دلیل بیهوده ای سخت تر و دردناک تر نیز هست. و خطر همین جا تمام نمی شود. اگر رقیبتان کار اشتباه و غیراخلاقی ای انجام بدهد، ممکن است پیامدهای آن گریبان گیر شما نیز بشود و تاثیر منفی ای در ذهن مشتریان باقی بگذارد. پس به جای استفاده از تصاویر استوک، با طراحی اختصاصی لوگو و عکاسی حرفه ای از محصولاتتان خود را نسبت به دیگران متمایز سازید. بیشتر در مورد کسب و کارتان به مشتریان بگویید. هرچه هویت خود را دقیق تر تعریف کنید، تمایز بیشتری با سایرین ایجاد خواهید کرد.


1 2